کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
imported>Eahmadian بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Eahmadian بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==مکاتب کلامی مسلمانان== | ==مکاتب کلامی مسلمانان== | ||
مسلمانان به لحاظ اعتقادی و کلامی، به مکاتب متعددی تقسیم میشوند. برخی از این مکاتب در روزگار معاصر، پیروان اندکی دارند. در این میان، مکتب اشعری اهل سنت بیشترین پیرو را دارد. مذاهب فقهی اهل سنت، چهار مذهب اصلی حنفی ، مالکی ، شافعی| و حنبلی است و پیروان این مذاهب فقهی مختارند تابع هر یک از این مذاهب کلامی باشند. شیعیان غالبا تابع [[ | مسلمانان به لحاظ اعتقادی و کلامی، به مکاتب متعددی تقسیم میشوند. برخی از این مکاتب در روزگار معاصر، پیروان اندکی دارند. در این میان، مکتب اشعری اهل سنت بیشترین پیرو را دارد. مذاهب فقهی اهل سنت، چهار مذهب اصلی حنفی ، مالکی ، شافعی| و حنبلی است و پیروان این مذاهب فقهی مختارند تابع هر یک از این مذاهب کلامی باشند. شیعیان غالبا تابع [[کلام امامیه|مکتب امامی]] اند. مهمترین مکاتب کلامی مسلمانان به لحاظ شمار پیروان و تاثیری که بر مباحث کلامی نهادهاند، عبارتند از: | ||
=== معتزلی=== | === معتزلی=== | ||
[[معتزله|مکتب معتزلی]] یا اعتزال، مکتبی کلامی میان اهل سنت موسوم به [[معتزله]] است که در برابر نقلگرایی افراطی اهل حدیث قد برافراشت و عقل را در بسیاری از مباحث کلامی و روایی میزان قرار داد. | [[معتزله|مکتب معتزلی]] یا اعتزال، مکتبی کلامی میان اهل سنت موسوم به [[معتزله]] است که در برابر نقلگرایی افراطی اهل حدیث قد برافراشت و عقل را در بسیاری از مباحث کلامی و روایی میزان قرار داد. | ||
نسخهٔ ۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۲۴
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۶ فوریه ۲۰۱۵ توسط [[کاربر:{{{کاربر}}}]] برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
علم کلام، شاخهای از علوم اسلامی که موضوع آن اصول و مفاهیم اعتقادی ِ دینی است. علم کلام با تکیه بر نقل و عقل، به تبیین مفاهیم نظری، اثبات اصول اعتقادی دینی و پاسخ به شبهات مطرح شده درباره آنها میپردازد. به اهالی این شاخه علمی، مُتَکَلِّم میگویند.
وجه نامگذاری
«کلام» واژهای عربی به معنای کلمه، سخن و گفتار است. برخی معتقدند که دانش کلام را از آن رو کلام گویند که نخستین اختلاف و بحث اعتقادی که در میان مسلمانان به صورت گسترده درگرفت، اختلاف درباره کلام الله بود. در پی بالا گرفتن مجادلات عقیدتی در قرن دوم و سوم قمری، این بحث پیش آمد که آیا کلام خدا(قرآن کریم)، حادث است یا قدیم. اختلاف چنان اهمیت یافت که پای حکومت را به میدان باز کرد و مأمون عباسی ، که خود به حدوث قرآن معتقد بود، در ۲۱۸ق./۸۳۳م. دستور داد تا علمای دینی را در معرض تفتیش عقاید(فتنهٔ خَلق قرآن؛ مِحْنَة خَلق قرآن) قرار دهند و بدین رو، بسیاری از عالمان دینی مخالف حدوث قرآن، به مجازات رسیدند.
برخی دیگر از وجوه محتمل برای نامگذاری علم کلام عبارتند از:
- کلمه آغازین عنوان مباحث کلامی، واژه «کلام» بوده است مانند الکلام فی اثبات الصانع؛
- این دانش، توانایی تکلم و سخن گفتن در عقاید دینی را فراهم میکند؛
- این دانش با مکالمه و مباحثه و مناظره ارتباطی دارد که دانشهای دیگر ندارند؛
- نامگذاری این علم به پیروی نامگذاری منطق در فلسفه است؛ زیرا منطق و کلام مترادفند و دانش کلام در نظرگاه متکلمان مانند منطق است در نظرگاه فیلسوفان.
به علم کلام، علم اصول الدین نیز گفتهاند؛ زیرا تبیین و اثبات اصول دین، از مهمترین اهداف آن است.[۱]
تعاریف علم کلام
تاریخچه و علل پیدایی علم کلام
عصر پیامبر(ص)
مسلمانان در دوره پیامبر اکرم(ص) مسئلههای عقیدتی و کلامی خود را با مراجعه به ایشان یا در مناطق دوردست با رجوع به نمایندگانش حل میکردند. افزون بر این، هنوز زمان چندانی بر جامعه اسلامی نگذشته بود و طبیعتا مسائل کلامی و عقیدتی همچون دورههای بعد، به اذهان مسلمانان راه نیافته بود. برخی مسائل کلامی در قرآن و نیز در مناظرات و استدلالهای پیامبر اکرم(ص) در برابر مشرکان و اهل کتاب مطرح شده است؛ اما این به معنای وجود یک شاخه رسمی علمی با چارچوب و بنیانهای نظری مدوّن و منسجم کلامی در آن دوره نیست.
دوره خلفا
تفاوت این دوره با دوره پیشین این است که بر اثر غیاب پیامبر(ص) برخی مسائل کلامی دروندینی مطرح شد. پیشتر مباحثات و مجادلات کلامی تنها در مواجهه با غیرمسلمانان روی میداد؛ اما در این دوره، میان خود مسلمانان نیز بحث درگرفت و مسائلی مطرح شد. مهمترین آنها، مسئله جانشینی پیامبر(ص) بود. گویا نخستین اختلاف کلامی اندکی پس از وفات پیامبر(ص) برای مسلمانان رخ نمود. شهرستانی(۴۷۹ ـ ۵۴۸ق.)، تاریخنگار و ملل و نِحل نویس قرن ششم قمری، نخستین اختلاف در اسلام را ماجرای جانشینی پیامبر اکرم(ص) اندکی پس از وفات آن حضرت میداند که هرچند مسئلهای سیاسی بود اما حل آن بینیاز از استدلالات کلامی نبود. در سالهای بعدی تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم، به مناسبت رویدادهای سیاسی و اجتماعی، برخی مسائل کلامی دیگر به صورت جسته و گریخته پدید آمد و ذهن مسلمانان را به خود مشغول کرد. بیشتر این مسائل، مانند وجوب نصب امام و صفات او ، قضا و قدر، ایمان و حدوث قرآن ، در زمان پیامبر اکرم(ص) بروز نداشتند.
دوره اموی
دوره عباسی
مکاتب کلامی مسلمانان
مسلمانان به لحاظ اعتقادی و کلامی، به مکاتب متعددی تقسیم میشوند. برخی از این مکاتب در روزگار معاصر، پیروان اندکی دارند. در این میان، مکتب اشعری اهل سنت بیشترین پیرو را دارد. مذاهب فقهی اهل سنت، چهار مذهب اصلی حنفی ، مالکی ، شافعی| و حنبلی است و پیروان این مذاهب فقهی مختارند تابع هر یک از این مذاهب کلامی باشند. شیعیان غالبا تابع مکتب امامی اند. مهمترین مکاتب کلامی مسلمانان به لحاظ شمار پیروان و تاثیری که بر مباحث کلامی نهادهاند، عبارتند از:
معتزلی
مکتب معتزلی یا اعتزال، مکتبی کلامی میان اهل سنت موسوم به معتزله است که در برابر نقلگرایی افراطی اهل حدیث قد برافراشت و عقل را در بسیاری از مباحث کلامی و روایی میزان قرار داد.
اشعری
مکتب کلامی اشعری، را ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری(۲۶۰ - ۳۲۴ق/ ۸۷۴ - ۹۳۶م) بنیان گذاشت که خود در آغاز معتزلی بود؛ اما پس از سالها از این مکتب دست کشید و اصولی جدید برنهاد و مکتبی با نام او شکل گرفت که هم اکنون نیز پیروان بسیاری دارد. به پیروان این مکتب اشاعره، اشعریه، اهل تحقیق، مذهب اوسط و صفاتیه گویند. اشاعره در برابر خردگرایان معتزلی، نقل (= قرآن و سنت) را در مباحث کلامی بر عقل رحجان میدهند و از سوی دیگر، در برابر اهل حدیث قد برافراشتند که در حد افراط به نقل بها میدادند و عقل را به کلی کنار مینهادند. با این حال، اشعریان در عمل، به این میانهروی چندان پایبند نیستند و گاهی عقلگرایانه و گاه نقلگرایانه مشی میکند.[۲]
امامی
پانویس
منابع
- ابن میثم بحرانی، میثم، قواعد المرام فی علم الكلام، به كوشش احمد حسینی و محمود مرعشی، تهران، ۱۴۰۶ق.