پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۵: خط ۱۵:


=== ابن‌جوزی ===
=== ابن‌جوزی ===
ابوالفرج‌ عبدالرحمان‌ بن‌ علی‌ بغدادی مشهور به ابن‌جوزی (۵۱۱ -۵۹۷ق)، فقیه، مفسر، مورخ‌ و واعظ حنبلی‌ از جمله مشاهیر معتقد به جواز لعن یزید برشمرده شده است.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref> ابن‌جوزی بر منبر وعظ در حضور خلیفه عباسی و عالمان بزرگ بغداد یزید را لعنت می‌کرده است.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref> زمانی که از ابن‌جوزی درباره یزید پرسیده بودند،‌ گفته بود که شما چه می‌گویید درباره کسی که در سه سال حکومتش در سال اول حسین بن علی(ع) را کشت، در سال دوم مدینه را مسخر کرد و جان، مال و ناموس اهالی آن را مباح اعلام کرد و در سال سوم کعبه را با منجنیق کوبید و تخریب کرد. به او جواب دادند که چنین شخصی را لعنت می‌کنیم. سپس ابن‌جوزی جواب داد پس لعنت کنید یزید را.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref> ابن‌جوزی در اثبات جواز لعن یزید کتابی با عنوان الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد نوشته و دلایل خود را بر جواز لعن یزید برشمرده است. سبط بن جوزی از جدش نقل می ‌ند که در روایات کسی که یک صدم اعمال یزید را انجام داده باشد ملعون است.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref>
ابوالفرج‌ عبدالرحمان‌ بن‌ علی‌ بغدادی مشهور به ابن‌جوزی (۵۱۱ -۵۹۷ق)، فقیه، مفسر، مورخ‌ و واعظ حنبلی‌ از جمله مشاهیر معتقد به جواز لعن یزید برشمرده شده است.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref> ابن‌جوزی بر منبر وعظ در حضور خلیفه عباسی و عالمان بزرگ بغداد یزید را لعنت می‌کرده است.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref> زمانی که از ابن‌جوزی درباره یزید پرسیده بودند،‌ گفته بود که شما چه می‌گویید درباره کسی که در سه سال حکومتش در سال اول حسین بن علی(ع) را کشت، در سال دوم مدینه را مسخر کرد و جان، مال و ناموس اهالی آن را مباح اعلام کرد و در سال سوم کعبه را با منجنیق کوبید و تخریب کرد. به او جواب دادند که چنین شخصی را لعنت می‌کنیم. سپس ابن‌جوزی جواب داد پس لعنت کنید یزید را.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref> ابن‌جوزی در اثبات جواز لعن یزید کتابی با عنوان الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد نوشته و دلایل خود را بر جواز لعن یزید برشمرده است. سبط بن جوزی از جدش نقل می ‌ند که در روایات کسی که یک صدم اعمال یزید را انجام داده باشد ملعون است.<ref>سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.</ref>
 
=== آلوسی ===
شهاب‌الدین محمود بن عبدالله آلوسی(۱۲۱۷-۱۲۷۰ق)، فقیه و مفسر شافعی: آلوسی از کسانی است که معتقد به جواز لعن یزید است و او را لعنت کرده است.<ref>آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۱۳، ص۲۲۹.</ref> آلوسی پس از برشمردن رأی علمای اهل سنت درباره لعن یزید می‌گوید که اعتقاد من جواز لعن یزید با بردن نام اوست و تصور نمی‌کنم مثل او شخصی با این همه فسق یافت شود. آلوسی با رد احتمال توبه یزید در آخر عمر ادامه می‌دهد که لعنت خداوند بر همه قاتلان حسین‌(ع) انصار، اعوان، پیروان و هر کس که به آنها میل کرده است باد و این لعنت تا روز قیامت و تا هر زمانی که چشمی برای ابا عبدالله‌ الحسین گریه می‌کند ادامه داشته باشد. آلوسی بعد از نقل قول کسانی که لعن یزید را جایز ندانسته‌اند می‌گوید: به جانم سوگند اعتقاد به عدم جواز لعن یزید عین گمراهی دور و دراز و عمیقی است که بیش از گمراهی یزید است.


=== سایر عالمان اهل‌سنت ===
=== سایر عالمان اهل‌سنت ===
از دیگر عالمان موافق با لعن یزید به افراد زیر اشاره شده است:
از دیگر عالمان موافق با لعن یزید به افراد زیر اشاره شده است:
*جاحظ، ادیب و متکلم معتزلی (درگذشت ۲۵۵ق). او یزید را به دلیل قتل امام حسین (ع)، به اسارت بردن خاندان رسول خدا(ص)، تصرف مدینه، حمله به مکه و تخریب کعبه و سایر اعمال و خصوصیات اخلاقی مذمومش ملعون می‌شمرد و کسی را که از سرزنش ملعون جلوگیری کند را نیز ملعون می‌داند.<ref>جاحظ، رسائل الجاحظ، ۲۰۲۲م، ص۲۵۷-۲۵۸.</ref>
*جاحظ، ادیب و متکلم معتزلی (درگذشت ۲۵۵ق): او یزید را به دلیل قتل امام حسین (ع)، به اسارت بردن خاندان رسول خدا(ص)، تصرف مدینه، حمله به مکه و تخریب کعبه و سایر اعمال و خصوصیات اخلاقی مذمومش ملعون می‌شمرد و کسی را که از سرزنش ملعون جلوگیری کند را نیز ملعون می‌داند.<ref>جاحظ، رسائل الجاحظ، ۲۰۲۲م، ص۲۵۷-۲۵۸.</ref>
*ابوبکر خلّال (درگذشت ۳۱۱ق)، فقیه حنبلی و تدوین‌کننده آراء احمد بن حنبل.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref>
*ابوبکر خلّال (درگذشت ۳۱۱ق)، فقیه حنبلی و تدوین‌کننده آراء احمد بن حنبل.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref>
*ابوبكر عبدالعزيز بن جعفر مشهور به غلام خلّال (درگذشت ۳۶۳ق)، فقیه حنبلی.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref>
*ابوبكر عبدالعزيز بن جعفر مشهور به غلام خلّال (درگذشت ۳۶۳ق)، فقیه حنبلی.<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.</ref>
خط ۲۵: خط ۲۸:
* عمادالدین علی بن محمد طبری مشهور به کیاهراسی، فقیه و مفسر شافعی: او خود را قائل به جواز لعن یزید به‌صراحت و بدون تلویح دانسته است.<ref>ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، بی‌تا، ج۳، ص۲۸۷؛ دمیری، حیات الحیوان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۰۶.</ref>
* عمادالدین علی بن محمد طبری مشهور به کیاهراسی، فقیه و مفسر شافعی: او خود را قائل به جواز لعن یزید به‌صراحت و بدون تلویح دانسته است.<ref>ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، بی‌تا، ج۳، ص۲۸۷؛ دمیری، حیات الحیوان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۰۶.</ref>
*شمس‌الدین یوسف بن قزاوغلی بغدادی مشهور به سبط ابن‌جوزی (۵۸۲- ۶۵۴)، مورخ و واعظ اهل‌سنت.<ref>ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.</ref>
*شمس‌الدین یوسف بن قزاوغلی بغدادی مشهور به سبط ابن‌جوزی (۵۸۲- ۶۵۴)، مورخ و واعظ اهل‌سنت.<ref>ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.</ref>
*سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی (درگذشت ۷۹۲ق)، متکلم، ادیب و منطقی اهل‌سنت.<ref>آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۲۶، ص۷۲.</ref> تفتازانی، پس از برشمردن اعمال یزید درباره امام حسین(ع) و خاندان او، می‌گوید لعنت خدا بر او بر یاران و یاوران او باد.<ref>تفتازانی، شرح العقائد النسفیة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۳.</ref>  
*سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی (درگذشت ۷۹۲ق)، متکلم، ادیب و منطقی اهل‌سنت:<ref>آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۲۶، ص۷۲.</ref> تفتازانی، پس از برشمردن اعمال یزید درباره امام حسین(ع) و خاندان او، می‌گوید لعنت خدا بر او بر یاران و یاوران او باد.<ref>تفتازانی، شرح العقائد النسفیة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۳.</ref>  
*جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابوبکر سیوطی (۸۴۹-۹۱۱ق)، فقیه، محدث و مورخ شافعی.<ref>سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۴.</ref>   
*جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابوبکر سیوطی (۸۴۹-۹۱۱ق)، فقیه، محدث و مورخ شافعی.<ref>سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۴.</ref>   
*محمد بن علی شوکانی (۱۱۷۳-۱۲۵۰ق)، فقیه و مفتی زیدی سلفی.<ref>شوکانی، نیل الوطار، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۲۰۸.</ref>
*محمد بن علی شوکانی (۱۱۷۳-۱۲۵۰ق)، فقیه و مفتی زیدی سلفی.<ref>شوکانی، نیل الوطار، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۲۰۸.</ref>
*محمد رشید رضا، اندیشمند نوگرای سلفی (۱۲۸۲-۱۳۵۴ق).<ref>عبده، محمد و محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، ج۶، ص۳۰۴.</ref>
*محمد رشید رضا، اندیشمند نوگرای سلفی (۱۲۸۲-۱۳۵۴ق).<ref>عبده، محمد و محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۳۰۴.</ref>


==مخالفان لعن==
==مخالفان لعن==
خط ۴۹: خط ۵۲:
*شبراوی، جمال‌الدین عبدالله بن محمد، الإتحاف بحب الأشراف، تحقیق سامی الغریزی، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۳ق.
*شبراوی، جمال‌الدین عبدالله بن محمد، الإتحاف بحب الأشراف، تحقیق سامی الغریزی، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۳ق.
*شوکانی،‌ محمد بن علی، نیل الاوطار، تحقیق عصام‌الدين الصبابطی، قاهره، دارالحديث، ۱۴۱۳ق.
*شوکانی،‌ محمد بن علی، نیل الاوطار، تحقیق عصام‌الدين الصبابطی، قاهره، دارالحديث، ۱۴۱۳ق.
* عبده، محمد و محمد رشیدرضا، تفسیر المنار (تفسير القرآن الحكيم)، قاهره، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰م.
*مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه السلام، بیروت، مؤسسة الخرسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.
*مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه السلام، بیروت، مؤسسة الخرسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.
{{پایان}}
{{پایان}}

نسخهٔ ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۱۳

لعن یزید

جایگاه

لعن یزید در متون روایی شیعه از پیامبر(ص)[۱] و ائمه‌(ع)[۲] نقل شده و در میان اهل‌سنت جواز آن مورد اختلاف است.[۳] لعن یزید در متون شیعی چون زیارت عاشوراء آمده است.[۴] برخی عالمان شیعه، جواز لعن یزید را غیر قابل تردید برشمرده‌اند.[۵]

عالمان اهل‌سنت در جواز لعن یزید دو دسته شده‌اند:[۶] برخی لعن یزید را جایز دانسته‌اند و دلیل خود بر این جواز را کثرت اخلاق خبیثه در او و انجام گناهان کبیره در دوران خلافتش، از جمله جنایات او در حق مردم مدینه و مکه در جریان واقعه حره و جنایات او در حق اهل‌بیت پیامبر(ص) در جریان واقعه عاشوراء دانسته‌اند؛[۷] برخی دیگر لعن یزید را جایز ندانسته‌اند.[۸] این دسته یا یزید را دستوردهنده در جریان واقعه عاشوراء ندانسته‌اند[۹] یا او را مصداق فاسقی که لعن او جایز است نشمرده‌اند.[۱۰]

موافقان لعن

از جمله موافقان لعن یزید از اهل‌سنت به افراد زیر می‌توان اشاره کرد:

ابوحنیفه، مالک بن انس و احمد بن حنبل

کیاهراسی (۴۵۰-۵۰۴ق)، فقیه و مفسر شافعی، مدعی شده که سه تن از بزرگان مذاهب چهارگانه فقهی اهل‌سنت، احمد بن حنبل، مالک بن انس و ابوحنیفه، به تصریح یا تلویح قائل به جواز لعن یزید شده‌اند.[۱۱]

فرزند احمد بن حنبل نقل کرده که به پدرم گفتم که گروهی ما را متهم به پیروی از یزید می‌کنند. پدرم به من گفت آیا کسی که به خداوند ایمان دارد از یزید پیروی می‌کند. به پدرم گفتم پس چرا او را لعنت نمی کنی. پدرم گفت هیچ دیده‌ای که من چیزی را لعن کنم؛ چرا کسی که خدا او را در کتابش لعن کرده لعن نشود! به پدرم گفتم خداوند در کدام آیه یزید را لعن کرده است. پس پدرم این آیات را خواند: «پس [اى منافقان] آيا اميد بستيد كه چون [از خدا] برگشتيد [يا سرپرست مردم شديد] در [روى‌] زمين فساد كنيد و خويشاوندي‌هاى خود را از هم بگسليد. اينان همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و [گوش دل‌] ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است».[۱۲] سپس پدرم گفت که آیا فسادی عظیم‌تر از قتل وجود دارد.[۱۳] در نقلی دیگر احمد بن حنبل با استدلال به سه آیه از قرآن لعن یزید را جایز برشمرده است.[۱۴]

ابن‌جوزی

ابوالفرج‌ عبدالرحمان‌ بن‌ علی‌ بغدادی مشهور به ابن‌جوزی (۵۱۱ -۵۹۷ق)، فقیه، مفسر، مورخ‌ و واعظ حنبلی‌ از جمله مشاهیر معتقد به جواز لعن یزید برشمرده شده است.[۱۵] ابن‌جوزی بر منبر وعظ در حضور خلیفه عباسی و عالمان بزرگ بغداد یزید را لعنت می‌کرده است.[۱۶] زمانی که از ابن‌جوزی درباره یزید پرسیده بودند،‌ گفته بود که شما چه می‌گویید درباره کسی که در سه سال حکومتش در سال اول حسین بن علی(ع) را کشت، در سال دوم مدینه را مسخر کرد و جان، مال و ناموس اهالی آن را مباح اعلام کرد و در سال سوم کعبه را با منجنیق کوبید و تخریب کرد. به او جواب دادند که چنین شخصی را لعنت می‌کنیم. سپس ابن‌جوزی جواب داد پس لعنت کنید یزید را.[۱۷] ابن‌جوزی در اثبات جواز لعن یزید کتابی با عنوان الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد نوشته و دلایل خود را بر جواز لعن یزید برشمرده است. سبط بن جوزی از جدش نقل می ‌ند که در روایات کسی که یک صدم اعمال یزید را انجام داده باشد ملعون است.[۱۸]

آلوسی

شهاب‌الدین محمود بن عبدالله آلوسی(۱۲۱۷-۱۲۷۰ق)، فقیه و مفسر شافعی: آلوسی از کسانی است که معتقد به جواز لعن یزید است و او را لعنت کرده است.[۱۹] آلوسی پس از برشمردن رأی علمای اهل سنت درباره لعن یزید می‌گوید که اعتقاد من جواز لعن یزید با بردن نام اوست و تصور نمی‌کنم مثل او شخصی با این همه فسق یافت شود. آلوسی با رد احتمال توبه یزید در آخر عمر ادامه می‌دهد که لعنت خداوند بر همه قاتلان حسین‌(ع) انصار، اعوان، پیروان و هر کس که به آنها میل کرده است باد و این لعنت تا روز قیامت و تا هر زمانی که چشمی برای ابا عبدالله‌ الحسین گریه می‌کند ادامه داشته باشد. آلوسی بعد از نقل قول کسانی که لعن یزید را جایز ندانسته‌اند می‌گوید: به جانم سوگند اعتقاد به عدم جواز لعن یزید عین گمراهی دور و دراز و عمیقی است که بیش از گمراهی یزید است.

سایر عالمان اهل‌سنت

از دیگر عالمان موافق با لعن یزید به افراد زیر اشاره شده است:

  • جاحظ، ادیب و متکلم معتزلی (درگذشت ۲۵۵ق): او یزید را به دلیل قتل امام حسین (ع)، به اسارت بردن خاندان رسول خدا(ص)، تصرف مدینه، حمله به مکه و تخریب کعبه و سایر اعمال و خصوصیات اخلاقی مذمومش ملعون می‌شمرد و کسی را که از سرزنش ملعون جلوگیری کند را نیز ملعون می‌داند.[۲۰]
  • ابوبکر خلّال (درگذشت ۳۱۱ق)، فقیه حنبلی و تدوین‌کننده آراء احمد بن حنبل.[۲۱]
  • ابوبكر عبدالعزيز بن جعفر مشهور به غلام خلّال (درگذشت ۳۶۳ق)، فقیه حنبلی.[۲۲]
  • قاضی ابویعلی محمد بن حسین مشهور به ابن‌فَرّاء (۳۸۰-۴۵۸ق)، فقیه و مفتی حنبلی: ابن‌فراء در کتابی کسانی را که مستحق لعن هستند را برشمرده است. او در ضمن این افراد یزید بن معاویه را نیز قرار داده و گفته کسی که از لعن یزید منع کند یا جاهل است یا منافق.[۲۳]
  • عمادالدین علی بن محمد طبری مشهور به کیاهراسی، فقیه و مفسر شافعی: او خود را قائل به جواز لعن یزید به‌صراحت و بدون تلویح دانسته است.[۲۴]
  • شمس‌الدین یوسف بن قزاوغلی بغدادی مشهور به سبط ابن‌جوزی (۵۸۲- ۶۵۴)، مورخ و واعظ اهل‌سنت.[۲۵]
  • سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی (درگذشت ۷۹۲ق)، متکلم، ادیب و منطقی اهل‌سنت:[۲۶] تفتازانی، پس از برشمردن اعمال یزید درباره امام حسین(ع) و خاندان او، می‌گوید لعنت خدا بر او بر یاران و یاوران او باد.[۲۷]
  • جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابوبکر سیوطی (۸۴۹-۹۱۱ق)، فقیه، محدث و مورخ شافعی.[۲۸]
  • محمد بن علی شوکانی (۱۱۷۳-۱۲۵۰ق)، فقیه و مفتی زیدی سلفی.[۲۹]
  • محمد رشید رضا، اندیشمند نوگرای سلفی (۱۲۸۲-۱۳۵۴ق).[۳۰]

مخالفان لعن

-

پانویس

  1. ابن‌نما حلی، مثیر الاحزان،‌ ۱۴۰۶ق، ص۲۲.
  2. ابن‌قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۱۷۹.
  3. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.
  4. ابن‌قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۱۷۹.
  5. مقرم، مقتل الحسین علیه السلام، ۱۴۲۶ق، ص۲۷.
  6. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.
  7. آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۲۶، ص۷۲.
  8. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۶.
  9. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۷.
  10. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۷.
  11. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، بی‌تا، ج۳، ص۲۸۷؛ دمیری، حیات الحیوان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۰۶.
  12. سوره محمد، آیات ۲۲-۲۳.
  13. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، ۱۴۲۶ق، ص۴۰-۴۱.
  14. شبراوی، الاتحاف، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۱-۱۷۲.
  15. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.
  16. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.
  17. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.
  18. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.
  19. آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۱۳، ص۲۲۹.
  20. جاحظ، رسائل الجاحظ، ۲۰۲۲م، ص۲۵۷-۲۵۸.
  21. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.
  22. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۴۵.
  23. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، ۱۴۲۶ق، ص۴۱.
  24. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، بی‌تا، ج۳، ص۲۸۷؛ دمیری، حیات الحیوان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۰۶.
  25. ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد، مقدمه تحقیق، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.
  26. آلوسی، روح المعانی، بی‌تا، ج۲۶، ص۷۲.
  27. تفتازانی، شرح العقائد النسفیة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۳.
  28. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۴.
  29. شوکانی، نیل الوطار، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۲۰۸.
  30. عبده، محمد و محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۳۰۴.

منابع

  • آلوسی،‌محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار إحياء التراث العربی، بی‌تا.
  • ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم يزيد،‌ تحقیق هیثم عبدالسلام محمد، بیروت، دار الکتب العلمية، ۱۴۲۶ق.
  • ابن‌خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، تحقیق احسان عباس، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • ابن‌قولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تحقیق عبدالحسین امینی و غلامرضا عرفانیان یزدی، نجف، المطبعة المبارکة المرتضویة، ۱۳۵۶ق.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان و منیر سبل الاشجان، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، ۱۴۰۶ق.
  • تفتازانی،‌ مسعود بن عمر، شرح العقائد النسفیة، تحقیق احمد حجازی السقا، قاهره، مکتبة الکلیات الأزهریة،‌ ۱۴۰۷ق.
  • جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، رسائل الجاحظ، به‌کوشش حسن السندوبی، بی‌جا، هندواوی، ۲۰۲۲م.
  • دمیری، محمد بن موسی، حیات الحیوان الکبری، تحقیق احمد حسن بسج، بیروت،دار الکتب العلمية،‌ ۱۴۱۵ق.
  • سبط ابن‌جوزی، یوسف بن قوزاغلی، تذكرة الخواص،‌ قم، الشريف الرضی، ۱۴۱۸ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابوبکر، تاریخ الخلفاء، تحقیق ابراهیم صالح، بیروت، دار صادر،‌ ۱۴۱۷ق.
  • شبراوی، جمال‌الدین عبدالله بن محمد، الإتحاف بحب الأشراف، تحقیق سامی الغریزی، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۳ق.
  • شوکانی،‌ محمد بن علی، نیل الاوطار، تحقیق عصام‌الدين الصبابطی، قاهره، دارالحديث، ۱۴۱۳ق.
  • عبده، محمد و محمد رشیدرضا، تفسیر المنار (تفسير القرآن الحكيم)، قاهره، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰م.
  • مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه السلام، بیروت، مؤسسة الخرسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.