بحث:حکومت جور
ظاهر
آخرین نظر: ۱۹ اکتبر توسط Alikhani در مبحث چند نکته
- @Naghavi:
- سلام وادب و خدا قوت...(حکومتهای نامشروع دو شکل دارند، برخی هم از نظر فقهی نامشروع هستند و هم مردم آنها را نپذیرفتهاند مانند حکومت پهلوی. برخی دیگر، با اینکه به لحاظ فقهی مشروعیت ندارند، اما مورد حمایت و رضایت مردم هستند مانند نظامهای مبتنی بر دموکراسی)این جمله شاید به لحاظی استطرادی باشه و نقلش زیاد ضرورتی نداشته باشد. بحث اصلیِ مدخل حکومتهای جور است ولی این که دو قسم حکومتِ نامشروع منطبق بر حکومت پهلوی و دموکراسی بشود . مخصوصا نمونه دومش خالی از تامل نیست. یعنی حکومتهای دموکراسی نامشروعند.این ادعا ظاهرا با این جمله دیگر در مدخل زیاد سازگاری نداره (در مقابل هر حکومتی که با زور و نیرنگ به دست آمده و فاقد مشروعیت باشد با عبارت حکومت جور و حاکم آن با اصطلاح سلطان جائر توصیف میگردد)به نظر نمی رسه حکومتهای دموکراسی نامشروع باشند. شاید هم توضیحی لازم داره. الامر الیکم.--Mahdi1382 (بحث) ۶ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۳ (+0330)
چند نکته
@Naghavi: با سلام و احترام چند نکته عرض میشود:
- اگرچه در بخشهایی از مقاله به اختلاف دیدگاه فقیهان شیعه درباره مشروعیت حکومت در عصر غیبت اشاره شده، این اختلاف بهصورت روشن تبیین نشده است. در بخش مفهومشناسی، حکومت جور به حکومتی تعریف شده که بدون اذن امام یا نایب او شکل گرفته است؛ تعریفی که بر مبنای برخی دیدگاههای فقهی استوار است، اما نمیتوان آن را بدون توضیح دیدگاههای دیگر، تعریف مورد اتفاق فقیهان شیعه دانست. ازاینرو، لازم است دیدگاههای متفاوت درباره منشأ مشروعیت حکومت در عصر غیبت، از جمله دیدگاههای منسوب به شیخ انصاری، آخوند خراسانی، نائینی، محمدمهدی شمسالدین و مهدی حائری یزدی، دقیقتر بررسی شود؛ به عبارت دیگر گویا باید مدخل دیگری با عنوان «مشروعیت حکومت در دوران غیبت» نوشته شود. نتایج آن مدخل در این مدخل تأثیر مستقیم دارد
- نکته مهم دیگری که هست این است که در این مقاله مباحث مربوط به حکومت جور و حاکم جائر با هم خلط شده است. در حالی که بین این دو مرزبندی وجود دارد و مباحث آن باید از همدیگر تفکیک شوند. یعنی ممکن است حکومتی جور باشد، اما حاکمش عادل باشد، یا حکومتی جور نباشد (طبق برخی مبانی که حکومت ناشی از دموکراسی را حکومت جور نمیدانند) اما حاکمش جائر باشد.
- روشن شدن مبانی پیشگفته میتواند به پاسخگویی به پرسشهای اساسی مقاله کمک کند؛ از جمله اینکه فقیهانی که ولایت فقیه را نمیپذیرند، اما حکومت در عصر غیبت را ناگزیر میدانند، چه حکمی برای حکومتهای موجود قائلاند؟ آیا بر اساس مبنای کسانی که حکومت غیرمعصوم را غاصب مقام امامت میدانند، همه حکومتهای معاصر، از جمله حکومتهای مبتنی بر دموکراسی، مصداق حکومت جور به شمار میروند؟ در این صورت، تعامل مسلمانان با چنین حکومتهایی چه حکمی دارد و آیا هرگونه همکاری با آنها مصداق همکاری با حاکم جائر است؟ بررسی این پرسشها میتواند به تبیین دقیقتر موضوع مقاله و روشن شدن نسبت میان مبانی مشروعیت حکومت و احکام فقهی تعامل با آن کمک کند.
- باتوجه به اینکه احتمالا مدخل مستقلی برای «حاکم جائر» نوشته نخواهد شد، پیشنهاد میکنم حتما کتاب «تحول مفهوم حاکم جائر در فقه سیاسی شیعه» ملاحظه شود و مطالب آن به این مدخل اضافه شود.
- با توجه به نکات پیشگفته، این مقاله به صورت جزئی ارزیابی نشده است و ارزیابی جزئی به بعد از اصلاح ساختار موکول میشود (تنها یک مرد جزئی بیان میشود و آن اینکه دیدگاههای مرحوم انصاری ، نائینی و امثال ایشان به جای کتابهای خودشان به منابع واسطه آدرس داده شده که درست نیست.)--علیخانی (بحث) ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۷ (+0330)