پرش به محتوا

بحث:اصولی‌گری

محتوای صفحه در زبان‌های دیگر پشتیبانی نمی‌شود
از ویکی شیعه
آخرین نظر: ۲۲ ژانویه توسط H.ahmadi در مبحث بارگذاری پیش از تکمیل

بارگذاری پیش از تکمیل

@H.ahmadi: با سلام و خدا قوت بخش‌های مقاله تکمیل نشده است. به نظر شما بارگذاری این مدخل و اومدنش در صفحه اول ویکی پیش از موعد نیست؟ رضا پوراسمعیل (بحث) ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۱۲ (+0330)پاسخ

@R.pouresmaeil:

سلام علیکم و رحمة‌الله

مدخل کامل بارگذاری شد، لکن با مشورت‌هایی که صورت گرفت، ساختار مدخل با حفظ برخی محتویات، کاملاً تغییر می‌یابد.

حمزه احمدی (بحث) ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۳ (+0330)پاسخ

ارزیابی ۱ در ۹ اسفند ۱۴۰۴

@H.ahmadi:

  • به نظر می‌رسد در جمله اول شناسه باید دو نکته شیعی بودن و تقابل با اخباری‌گری بیاید. ✓
  • استفاده از دانش اصول فقه غلط‌انداز است. مگر اخباریان به مباحث الفاظ که نیمی از اصول فقه است توجهی ندارند؟ در واقع شکاف بین دو جریان به خوبی‌ تبیین نشده است.✓
  • وقتی می گوییم از زمان فلانی مطرح شد یا در زمان فلانی به اوج رسید لازم است یک نشانه زمانی در متن باشد یا بگوییم قرن فلان یا زمان فوت شخص را بنویسیم تا خواننده بداند در کدام فضای تاریخی دنبال این مطلب باید بگردد.✓
  • این کاستی در شناسه نمایان‌تر است. ✓
  • نظریه نیابت عامه دست‌کم ا ززمان محقق کرکی سابقه دارد و مشخص نیست چرا متأثر از اندیشه اجتهاد و تقلید دانسته شده؟ ✓
  • محقق حلی مربوط به قرن هفت است نه شش و صاحب معالم نیز مربوط به قرن ده و یازده است. ✓
  • بند دوم از بخش سوم (پیوند نهاد مرجعیت با سیاست)، ۲۳۶ کلمه است!!! ✓
خیلی خلاصه‌تر شد.
  • غیر از این که این بخش به شدت طولانی است و هیچ تیتر فرعی هم ندارد. ✓
خلاصه شد.
  • پاراگراف پایانی بخش سوم را می‌توان به آغاز همین بخش منتقل کرد تا نوشته سامان بهتری پیدا کند. ✓
  • آیا آنچه درباره عرف گفته شده نزد اخباریان بی‌ارزش است و مثلا تعریف موضوع را از عرف نمی‌گیرند؟ یا برای تشخیص مصادیق به عرف مراجعه نمی‌کنند؟ ✓
نکته خوبی است. اصلاح شد.
  • در بخش اصولی‌گری و فقه نیاز فقه به اصول در نظر اصولیان بسیار طولانی نوشته شده و به شدت قابل تلخیص است. ✓
  • این که اصحاب ائمه به اصول کاری نداشتند دو بار تکرار شده در یک پاراگراف. ✓
  • به گمانم می‌توانیم روابط اصولی‌گری با هر یک از دانش‌ها را تیتر اصلی کنیم و آن تیتر اصلی رابطه اصولی‌گیر با سایر علوم اسلامی را حذف کنیم که سود چندانی بر آن بار نیست. ✓
  • بد نیست اگر آثار مهمی که اصولیان در رد اخباریان نوشته‌اند اشاره شود، یا مباحثی از اصول که به نقد ایشان پرداخته‌اند اشاره شود.
به‌نظرم جای آن یا توی مدخل علم اصول است یا اخباریگری. مدخل تاریخ علم اصول را هم داریم.
  • به جای اصولی‌گری و تفسیر قرآن بهتر است بنویسیم رویکرد اصولیان به قرآن. ✓
  • در همین بخش تفسیر می‌توان به تفسیر‌های مشهور اصولیان شیعه اشاره کرد در مقابل اخباریان که گویا کاری جدی نکرده‌‌اند. ✓
  • به نظرم یک تیتر داشته باشیم رویکرد اصولیان به حدیث یا اعتبارسنجی حدیث و در ذیل آن دو تیتر درایه و رجال بیاید. ✓
  • عبارت اول بخش علم درایه به‌اندازه کافی گویا نیست. ✓
  • در هر دو بخش درایه و رجال به نظرم لازم است به چند عالم صاحب نظر و آثار تولید شده اصولیان اشاره شود. ✓
  • در بخش اصولی‌گری و علوم عقلی هم می‌توان به اصولیان فیلسوف مثل اصفهانی، طباطبایی و جوادی آملی و ... اشاره کرد. در واقع می‌توان نشان داد که این دو دانش با هم رشد کرده‌اند. ✓
  • وقتی ماجرای اصولی‌گری را از بعد از صفویه شروع کرده‌ایم نمی‌توانیم جدولی را به‌کار بگیریم که از دوره حضور امامان شروع شده است. ✓
جدول را کلاً حذف کردم. از بقایای مدخل در نسخه سابق بود که خیلی با رویکرد علم اصول نوشته شده بود.
  • از کتاب اخباری‌گری ابراهیم بهشتی استفاده نشده و گمان میکنم می‌تواند بر سودمندی مقاله بیافزاید. و شاید از اگر سیری در مقالات هم می‌شد مقاله وزین‌تر می‌شد. ✓
به این کتاب اندکی در جاهایی که درباره اخباریگری صحبت شده رجوع کرده‌ام. بیشتر از این به نظرم چیزی برای این مدخل ندارد.
--محمدکاظم حقانی‌فضل ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۷ (+0330)

ارزبابی دوم ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

@H.ahmadi:

  • به نظرم باید در بخش معرفی و پیشینه تصریح بشود که این جریان از قرن فلان تبدیل به جریان مسلط اجتهاد شده است. ✓
  • و بر همین اساس تیتر هم می‌تواند اصلاح شود و از تیتر خنثی معرفی و پیشینه پرهیز کنیم.
به‌نظرم مطالبی که آمده ذیل این بخش با همین تیتر «معرفی و پیشینه» مناسبت دارد.
  • تیتر غلبه جریان اصولی‌گری هم می‌تواند فرعی شود.
این تیتر هم به همین صورت اگر تیتر اصلی باشد بی راه نیست.
  • بخش غلبه جریان اصولی‌گری با گزاره‌های درباره اخباریان شروع شده ولی باید با نکته اصلی یعنی غلبه اصولی‌گری شروع شود. ✓
  • نقش جریان اصولی در پیوند مرجعیت و سیاست می‌تواند تیتر فرعی باشد ✓
  • و تیتر اصلی «اصولی‌گری و نهاد مرجعیت» اصلاح شود مثلا بنویسیم «اصولی‌‌گری؛ مرجعیت و سیاست». ✓
  • مقاله هم‌چنان از جهت ذکر تاریخ‌ها ضعیف است. دوره قاجار و مانند آن برای همه آشنا نیست و باید بگوییم سال‌های فلان تا فلان و قرن فلان و ....
اشاره کرده‌ام در دوره فتحعلی شاه قاجار یا دوره ناصر الدین شاه. ندیده‌ام در منابع که سال دقیق را ذکر کرده باشند.
  • دوره قاجار و صفویه باید پیوند شود. ✓
  • وقتی می‌نویسیم دوره قاجار گویا داریم از وصف مشعر به علیت استفاده می‌کنیم، آیا چنین است؟ یا ما فقط عنوان‌ مشیر استفاده‌ کرده‌ایم؟ در این صورت باید حتما تاریخ ذکر شود.
مشخص کرده‌ام که در دوره کدام پادشاه یا حاکم یا رخداد تاریخی بوده است. تاریخ دقیق برای این امور که در مدخل اشاره شده نیافتم.
  • شاید اگر در ساختار مقاله بخشی داشته باشیم به عنوان رویکرد اصولیان به منابع اجتهاد و بعد عقل و قرآن و عرف و ... را تیتر فرعی بزنیم بهتر باشد.
اگر این تیتر را انتخاب کنم بخش زیادی از ساختار به هم می‌خوره. مثلاً حدیث می‌آید زیر مجموعه این بخش، قرآن و غیره...به نظرم با همین نگاه استقلالی اگر باشد بهتر است. یعنی رویکرد اصولی‌گری به قرآن، به حدیث، به عقل. این تیتری که حضرتعالی می‌فرمایید به نظرم بیشتر مناسبت دارد با مدخل اجتهاد. یا مدخل فقه امامیه.
  • بخش حدیث اگر مستقل هم باشد مشکلی نیست. ✓
  • رویکرد اصولیان به کلام و فلسفه تیتر اصلی شود ✓
  • و به نظرم بنویسیم سایر دانش‌ها و حتی نگاهی هم به بناءات عقلا و نیز علم جدید داشته باشیم. ✓
بنای عقلا خوب است. فراموش کرده بودم. در بخش عرف اضافه می‌کنم، اگرچه اندکی متفاوت با عرف است. به تیتر هم اضافه می‌کنم (نقش اصولی‌گری در اعتبار بخشیدن به بنای عقلاء و عرف در امور دینی). اما علوم جدید را چیزی نیافتم.
  • شاید بتوان بنائات عقلا در بخش عرف گنجاند و اشاره‌ای به علیدوست و کتابش هم کرد. ✓
  • بحث تحریف قرآن به‌عنوان یک مسئله اختلافی نیامده است که در بخش قرآن می‌تواند ذکر شود.
بحث تحریف به نظر می‌رسد از آن نقاط اختلاف کلیدی بین اخباریگری و اصولی‌گری نباشد. ضمن این که اختلافات اصولی گری و اخباریگری نسبتا مفصل در مدخل اخباریگری آمده است و جای مناسبش همانجا است.
  • شاید در بخش عقل بتوان به گسترش عقل‌گرایی هم اشاره کرد مثل کتاب منزلت عقل آقای جوادی و ....
  • و یا اشاره به مباحثی مثل ملاکات احکام و مقاصد شریعت که از دل جریان اصولی رو به رشد است. ✓
  • اگر بناست همین محتوا باشد آن را به ذیل بخش عقل ببریم با یک تیتر فرعی. ✓
  • بخش اصولی‌گری و فقه می‌تواند به بخش اول منتقل شود و معرفی را تکمیل کند. ✓
  • در ذهن من این هست که بابی‌گری و بهایی‌گری به نوعی برآمده از اخباری‌گری است و اصولیان سهم زیادی در مبارزه با بابی‌گری داشته‌اند اگر چنین باشد نیازمند آن است که به آن توجه شود.
 مطلب قابل دفاعی پیدا نکردم.
  • یک نکته مهم آن است که می‌توان اصولی‌گری را در واقع برآمده از نزاع مهم مرجعیت عقل در برابر نقل دانست یعنی اصولی‌گری نتیجه غلبه عقل‌گرایی در نظام دانش و اندیشه دینی است که در دانش‌های مختلف خود را نشان می‌دهد و در بحث اجتهاد به شکل اصولی‌گری و در بحث عقاید به شکل گرایش به فلسفه و کلام عقلی و ...
ولی به نظر می‌رسد که اصولی‌گری ناشی از غلبه عقل‌گرایی در شیعه نیست. اصولی‌گری در واقع از دامن فقاهت استدلالی یا به عبارتی اجتهاد مصطلح رشد کرد. مرحوم شیخ طوسی در مقدمه المبسوط سخنی دارد که به نوعی اشاره به این مسئله دارد. از یک دوره‌ای دیگر فتوای براساس روایات که متن روایات را به عنوان فتوا بیان می‌کردند و سلسله اسناد را حذف می‌کردند، دیگر جوابگو نبود و اجتهاد مصطلح شروع به رشد کرد. در همین حین از قواعد اصولی هم استفاده می‌شد و کتاب‌های اصولی جدی‌تری از سوی شیخ طوسی مثل عدة الاصول و الذریعه سید مرتضی تدوین شدند. هر چه اجتهاد متحول‌تر شد، اصول فقه هم متحول‌تر شد. سخن شهید صدر که میگوید اصول در دامن فقه رشد کرد ناظر به همین مسئله است.
--محمدکاظم حقانی‌فضل ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۶ (+0330)