بحث:اسلامیسازی علوم انسانی
- سلام وادب وخدا قوت... به نظر میرسد در جعبه نقل سخنان آیت الله خامنهای این بخش شاید اگر نقل میشد مهم تر بود(...در علوم تجربی که علم بودنش و نتایجش قابل آزمایش در آزمایشگاه است، اینهمه غلط بودنِ یافتههای علمی روزبهروز دارد اثبات میشود، آنوقت شما در علوم انسانی توقّع دارید [غلط نباشد]؟ در اقتصاد چقدر حرفهای متعارض و متضاد وجود دارد! در مدیریّت، در مسائل گوناگون علوم انسانی، در فلسفه، اینهمه حرفهای متعارض وجود دارد؛ کدام علم؟ علم آن چیزی است که شما به آن دست پیدا کنید، بتوانید بفهمید آن را، ...)الامر الیکم.--Mahdi1382 (بحث) ۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۴۵ (+0330)
چند نکته
@R.pouresmaeil: سلام و خداقوت و تشکر بابت زحمات نگارش مدخل.
- احساس میکنم افکار اسلامشناسان و طرفداران این نظریه چون امام راحل و مقام معظم رهبری انعکاسی در خور فهم مخاطب عام و کنجکاو ندارد. مثلا خواننده دریافت کند که علوم انسانی اسلامی بر محور انسانشناسی موحدانه باید شکل بگیرد، نه تعریف مادیگرایانه از انسان. همینطور این علوم باید پاسخگوی نیازهای انسان در ساحات غیرمادی انسان باشد و تربیت اسلامی انسان را پوشش دهد. بنابراین در علوم وارداتی انسانی کاستی وجود دارد.
- بر اساس آنچه از آیت الله جوادی در بخش «ملاک و معیار دینیبودن علوم» نقل شده، صورت مسئله پاک شده و اسلامیسازی سالبه به انتفاء موضوع است. احتمالا در طرح اندیشه ایشان باید بازنگری شود.
- با توجه به توضیحاتی که نگاشته شده، پیشنهاد میکنم به جای عنوان «علومی که از منابع وحیانی (قرآن و سنت) به دست آمدهاند»، بنویسیم: «علومی که موضوعاتشان در منابع وحیانی (قرآن و سنت) آمده است».
- «سید جمالالدین اسدآبادی (درگذشت: ۱۲۷۵ش) و محمد عبده (درگذشت: ۱۲۸۴ش) را از پایهگذاران اسلامیسازی علوم معرفی کردهاند.[۳۳] از دیگر شخصیتهای موثر اهل سنت در این عرصه میتوان به متفکر ...»؛ ظاهر عبارت سید جمال را سمت اهل سنت قرار داده. موفق باشید. Naghavi (بحث) ۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۰۳ (+0330)
علم دینی یا اسلامیسازی علوم
@R.pouresmaeil: محتوای ارائه شده قابل دفاع نیست. اینجا مقاله علم دینی نیست بلکه مقاله اسلامی سازی علوم است. لطفا فقط به مباحث اسلامیسازی علوم بپردازید. مباحثی همچون مفهومشناسی و جایگاه، تاریخچه، موافقان و مخالفان، آسیبها و نتایج، نهادهای شکل گرفته و... -- Shamsoddin (بحث) ۱۵ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۴۳ (+0330) @Shamsoddin: با عرض سلام و ادب. اصلاحات صورت گرفت. لطفا بررسی کرده و نتیجه مطلوبیت یا عدم مطلوبیت را اطلاع دهید. باتشکر -- رضا پوراسمعیل (بحث) ۱۶ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۵۸ (+0330)
@R.pouresmaeil: با سلام
- این نارسا است و خواننده چیزی از آن نخواهد فهمید و فهم آن هم وابسته به دانستن مطالب متعددی است.
- شاید افزودن بخشی به نام زمینهها این مشکل را برطرف کند یعنی آنچه باعث شده که این نیاز خود نشان بدهد، باید بیاید.
- ادله طرفین به گونهای نوشته شده که کمکی به فهم مطلب نمی کند.
- مقاله حاضر درباره علم دینی یا دینی کردن علوم بحث کرده است. در حالی که اسلامی سازی علوم انسانی یک اصطلاح جدید است ناظر به تلاشی که تا حدودی دولتی است برای بازنگری در علوم انسانی. نهادهای ویژه ای دارد. ناظر به سخنان رهبری است. برایش سند نوشتهاند. اقداماتی صورت گرفته. مقاله اسلامی سازی علوم انسانی باید ناظر به این بحثها باشد نه درباره تاریخ رابطه دین و علم در اسلام. اگر چنین منظری درست باشد باید کل مقاله بر اساس این منظر بازنویسی شود.
- با این نگاه حتی کنگره های خارجی هم در این اصطلاح قرار نمیگیرد. مگر به عنوان تلاشهای همسو یا پیشینه.
- مقاله بیشتر بر علم دینی که یک مفهوم است تکیه کرده در حالی که اسلامی سازی یک فرآیند است و باید به جایگاه این فرآیند، عوامل، پیشینه افراد شاخص و ... موارد در این فرآیند پرداخته شود نه اینکه بیشتر تمرکز مقاله بر روی علم دینی باشد که خود می تواند مدخل جداکانه ای باشد.
Salar (بحث) ۱۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۳۱ (+0330)
@R.pouresmaeil: با سلام
- مقاله بسیار بلند و گیج کننده است.
- چرا همه استدلال ها با تفصیل بیان شده آن هم به شکل شبیه نقل قول؟.
- خیلی از مباحث مقاله را میشد بهتر دسته بندی و گزارش کرد و از تفصیل دوری کرد.
- وجه تقسیم ها در هم خلط شده مثلا در تیتر زمینه و ضرورت هم بحث فلسفی هست هم علت تاریخی و سیاسی هست.
مثلا برای این بخش میشد نوشت: موافقان اسلامی سازی علوم، حل ناسازگاری دین و علم، نگرانی از تاثیر فرهنگ غرب بر جوامع اسلامی، غیر معنوی بودن علوم انسانی غربی و نقش جهان بینی غیر اسلامی در شکل گیری پیش فرض های فراتجربی علوم انسانی را از ضرورت های اسلامی سازی دانسته اند. در ایران پس از انقلاب، اسلامی سازی علوم انسانی جزو سیاست های فرهنگی قرار گرفت. بقیه مقاله را نیز به این سیاق میتوان خلاصه و ادغام کرد. در این صورت کل ساختار و تیترها را هم میشود عوض کرد و بهتر کرد. Salar (بحث) ۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۳۱ (+0330)
چند نکته
@R.pouresmaeil: با سلام
- مقاله به شدت ایرانی است. حتی سرشناسه، رده، و ناوبری آن هم ایرانی است. بخشهای «نهادها و ارگانهای مسئول»، «اسناد و برنامههای راهبردی»، «اقدامات اجرایی و عملیاتی» و «نتایج تلاشهای شکل گرفته» همه برای ایران است!!!! همانطور که در متن مقاله آمده، مسئله اسلامی کردن علوم انسانی، به ایران اختصاص ندارد و در بسیاری از کشورهای اسلامی مطرح است. برجسته شدن ایران که تنها حکومت شیعی است، اشکالی ندارد، اما نباید به ایران اختصاص یابد. در ویکی پدیا مدخلِ «اسلامیسازی دانش» به چهار زبان انگلیسی، عربی، فارسی و ترکی نوشته شده است. مقالههایی در این مسئله به زبان اردو و مالایی هم وجود دارد.
- بخشهایی از مقاله بیجهت طولانی شده است. مثلا:
- همه بخشهای ایرانیِ مقاله («نهادها و ارگانهای مسئول»، «اسناد و برنامههای راهبردی»، «اقدامات اجرایی و عملیاتی» و «نتایج تلاشهای شکل گرفته») را میتوان در یک بخش با عنوان «اسلامی سازی در ایران» جمعآوری کرد و تنها قسمتهای ضخیمسازی شده را ذکر کرد.
- در سه خط نام طرفداران این دیدگاه ذکر شده است. در حالی که اهم موارد کافی است.
- فهم بخشهایی از مقاله به شدت دشوار است. کلمات تخصصی و جملات بسیاری طولانی هم در این بین مزید بر علت شده است.
- کلمات و اصطلاحات تخصصی مانند (تأکید میشود –مانند-): علمورزی، موجب تناقضنما شدن، نارسایی، بریده از معنویت،
- جملات سخت مانند (تأکید میشود –مانند-): کل بخش مربوط به «مخالفت با اسلامیسازی علوم انسانی» (ظاهرا فهم تک تک جملات این بخش تخصصی و بسیار سخت است) و قسمت زیادی از بخشِ «آسیبشناسی اسلامیسازی علوم انسانی»
- یکی از ضرورتها و زمینهها، «سیاستهای فرهنگی» دانسته شده است!! بحث در اینجا این است که چه چیزی موجب این سیاست فرهنگی شده که علوم انسانی را اسلامی کنند؟!