آیه ۱۰ سوره عنکبوت
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴ توسط کاربر:Abbasahmadi برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| شماره آیه | ۱۰ |
| جزء | ۲۰ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مکه |
| موضوع | ویژگی منافقان |
آیه ۱۰ سوره عنکبوت بخشی از شخصیتشناسی منافقان در قرآن است که به رفتار دوگانه و انگیزههای پنهان آنها میپردازد. بر اساس این آیه منافق آزار مردم را با عذاب خدا یکی میبیند و همانطور که کافران با دیدن عذاب خدا از کفر منصرف میشوند، با رسیدن آزار مردم از ایمان به خدا دست میکشد.
همچنین به فرصتطلبی سیاسی-اجتماعی منافقان اشاره دارد که هرگاه مؤمنان به پیروزی میرسند، خود را در صف آنان معرفی میکنند تا از فایدههای مادی و موقعیت اجتماعی آن بهره ببرند. این آیه در سیاق کلی سوره عنکبوت قرار دارد که بر سنّت گریزناپذیر آزمایش بشر تأکید میورزد و نشان میدهد که سختیها، محکی برای سنجش ایمان حقیقی از ادعای دروغین است.
بخش پایانی آیه به آگاهی خدا از درون انسانها میپردازد و یادآور میشود خدا باطن پنهان منافقان را میبیند. درباره مکی یا مدنی بودن این آیه اختلاف نظر است؛ بیشتر تفاسیر شیعه این آیه را مکی شمردهاند.
مضمون آیه
آیه ده سوره عنکبوت درباره گروهی از مردم است که ادعای ایمان دارند؛ در پیروزیها خودشان را شریک مؤمنان معرفی میکنند ولی هنگام آزار دیدن برای خدا، آزار مردم را مانند عذاب الهی سخت و دشوار تصور میکند. همچنین در این آیه گفته شده خدا به باطن افراد آگاهتر است.[۱]
فضای نزول آیه
درباره مکی یا مدنی بودن آیه دهم سوره عنکبوت اختلافنظر است.[۲] شیخ طوسی (وفات ۴۶۰ق)،[۳] ابوالفتوح رازی (وفات ۵۵۲ق)[۴] و فتحالله کاشانی (وفات ۹۸۸ق)[۵] از مفسران شیعه، به این اختلاف اشاره کرده و هیچ کدام را ترجیح ندادهاند. برخی مفسران قرن پانزدهم قمری مانند طباطبایی[۶] و جوادی[۷] این آیه را مکی شمردهاند. همچنین مکارم شیرازی تعبیر به آزار مؤمنان را با فضای مکه مناسبتر دانسته است[۸]
در شأن نزول این آیه نیز روایات مختلفی ذکر شده[۹] که همه در «تغییر اعتقاد برخی افراد به دلیل آزار دیدن» مشترکاند.[۱۰] به گفته مقاتل بن سلیمان مفسر و محدث قرن دوم قمری، آیه درباره عیاش بن ابیربیعه مخزومی است که پس از تازیانه خوردن توسط کافران از اسلام برگشت. به گفته وی این حادثه قبل از هجرت پیامبر به مدینه رخ داد.[۱۱]
بین مفسران اهلسنت نیز در مکی یا مدنی بودن آیه اختلافنظر است.[۱۲] به گفته ابن عاشور، مفسر اهلسنت قرن چهاردهم قمری، بیشتر مفسران این آیه را مکی شمردهاند.[۱۳] در مقابل، طبری (وفات ۳۱۰ق)،[۱۴] طبرانی (وفات ۳۶۰ق)[۱۵] و ابن عطیه (وفات ۵۴۱ق)[۱۶] آن را مدنی دانستهاند. ماوردی مفسر اهلسنت قرن پنچم قمری، در کنار این دو قول، روایتی از امام علی نقل کرده که سوره عنکبوت (شامل آیه دهم آن) بین مکه و مدینه نازل شده است.[۱۷]
جایگاه آیه در سوره عنکبوت
سوره عنکبوت با مفهوم آزمایش مدعیان ایمان شروع شده[۱۸] و آیه دهم چگونگی واکنش منافقان به این آزمایش را نشان میدهد[۱۹] همچنانکه پیش از آیه دهم به مؤمنان پرداخته شده،[۲۰] یعنی کسانی که در آزمایش ایمان موفق شدهاند.[۲۱]
طباطبایی، مفسر شیعه، آیه یازدهم را تکمیل آیه دهم میداند.[۲۲] آیه یازدهم آزمایش را وسیلهای برای تمایز مؤمن و منافق معرفی میکند[۲۳] و به گفته طبرسی، منافقان را به آشکار شدن درونشان تهدید میکند.[۲۴]
محمدتقی مدرسی، مفسر شیعه، مفاهیم آیات بعد از آیه دهم را مانند مبارزه داستان پیامبران با انحراف، جهاد و یاری شدن مجاهدان، در راستای محور «صبر در برابر آزار»، دانسته است.[۲۵]
شخصیتشناسی منافقان
به گفته بسیاری از مفسران شیعه مراد از افرادی که در آیه ۱۰ سوره عنکبوت درباره آنها صحبت میشود منافقان هستند.[۲۶] ویژگیهای آنان در این آیه چنین بیان شده است:
ایمان زبانی
منافقان در باطن کافرند؛ اما به زبان میگویند به خدا و پیامبر(ص) ایمان دارند.[۲۷] به گفته عبدالله جوادی، فیلسوف و مفسر شیعه، آیه شامل افراد دارای ایمان ضعیف نیست و فقط شامل کسانی میشود که در دل بیایماناند.[۲۸] در مقابل مکارم شیرازی، فقیه و مفسر شیعه، منافقان را شامل کسانی که ایمان ضعیفی دارند و تحت فشار، عقیده خود را عوض میکنند نیز دانسته و احتمال داده مراد از آیه همین دسته از منافقان باشند.[۲۹]
همسان دیدن آزار مردم و عذاب خدا
منافقان آزار و اذیت مردم را همسان عذاب الهی میبینند.[۳۰] بر اساس تفاسیر شیعه آنها از آزار مردم مانند عذاب خدا میترسند[۳۱] و با دیدن آزار آنها از ایمان خود دست میکشند.[۳۲] البته به گفته محمدحسن فضلالله، مفسر شیعه، آیه از بازگشت آنان از اسلام سخنی نمیگوید.[۳۳] (این بخش را احتمالا باید جابهجا کرد) به گفته وی آنها در برابر آزار مردم بیتابی میکنند ولی ایمانشان را نگه میدارند.[۳۴] (تا اینجا)
طباطبایی،[۳۵] جوادی[۳۶] و فضلالله،[۳۷] مفسران شیعه مراد از آیه را آزار به دلیل اصل ایمان به خدا دانستهاند، یعنی وقتی که به خاطر گفتنِ «پروردگار ما خداست» آزار ببیند. همچنین طبرسی به دلیل آزار در ذات خدا و به سبب دین خدا دانسته که باعث میشود از دین خدا روی گردان شوند.طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴۰. اگرچه مکارم شیرازی مراد از آن را آزار برای پیمودن راه خدا دانسته است.[۳۸] (احتمالا برخی تفاسیر اهل سنت نیز اینگونه معنا کردهاند. باید دید.)
ادعای همراهی هنگام پیروزی
هرگاه یاری خدا به مسلمانان برسد، منافقان مدعی اسلام میشوند.[۳۹] مراد از یاری خدا پیروزی[۴۰] و کسب غنیمت،[۴۱] شمرده شده و انگیزه منافقان را از این همراهی، سهمخواهی دانستهاند.[۴۲] جوادی، مفسر شیعه، انگیزه منافقان برای ادعای همراهی را شامل دستیابی به منزلت اجتماعی نیز دانسته است.[۴۳]
ارتباط آیه با مهدویت
تفسیر روایی و شیعی قمی مراد از یاری خدا ( نَصۡرࣱ مِّن رَّبِّكَ) در آیه ده سوره عنکبوت را قائم شمرده است. تفسیر صافی[۴۴] و تفسیر برهان [۴۵] دو تفسیر روایی شیعه نیز این مطلب را از قمی نقل کردهاند. این نقل در تکنگاریهایی با موضوع مهدویت نیز ذکر شده[۴۶] و مراد از قائم در کلام قمی ظهور امام مهدی(ع) دانسته شده است.[۴۷]
جوادی، مفسر شیعه، امام مهدی و حکومت جهانی او را مصداق بارز یاری خدا شمرده؛ ولی معنای یاری خدا در این آیه را گستردهتر از آن میداند.[۴۸]
بازتاب آیه در مباحث کلامی
در برخی کتب کلامی شیعه برای رد عدالت صحابه به آیه ۱۰ سوره عنکبوت استناد شده است.[۴۹] چون در این آیه به وجود منافق بین صحابه پیامبر اشاره شده است. همچنین از آن استفاده شده منافقین در مکه قبل از هجرت نیز بین صحابه وجود داشتهاند.[۵۰] بنابراین برخی از مقربین پیامبر نیز منافق بودند. برخی از عالمان شیعه معتقدند عمر و ابوبکر خلیفههای اول و دوم، از همان ابتدا باوری به اسلام نداشتند و از روی نفاق اظهار به ایمان کردند.
آگاهی خدا از باطن انسان
بر اساس بخش پایانی آیه ده سوره عنکبوت، خدا به آنچه در سینه جهانیان است آگاهتر است. به گفته شیخ طوسی، محدث و مفسر شیعه قرن پنجم قمری، مراد این است که خدا از آنچه منافقان پنهان میکنند با خبر است و بر اساس آن مجازاتشان خواهد کرد.[۵۱] جوادی، مفسر شیعه، مراد از جهانیان را انسانها یا گروههایی از صاحبان خرد از جمله انسان، جن و فرشته دانسته است.[۵۲] به گفته او بر پایه این بخش از آیه، خدا از خود شخص نیز به درون او آگاهتر است.[۵۳]
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۱۶، ص۲۲۰.
- ↑ نگاه کنید به طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۸۶؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۸۲.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۸۶.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۸۲.
- ↑ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۱۰.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۸.
- ↑ مکارم شیرازی، نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۱۶، ص۲۲۰.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۲۹و ۴۳۰؛ سیوطی، الدرر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۴۲؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۰۹؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۸.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۲۹و ۴۳۰؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۹۱ و ۱۹۲؛ سیوطی، الدرر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۴۲.
- ↑ مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ نگاه کنید به قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج۱۳، ص۳۲۳؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۸، ص۳۶۵ و ۳۶۶ و سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۴۵۳؛ آلوسی، روح المعانی، ج۱۰، ص۳۳۷.
- ↑ ابن عاشور، تفسیر التحریر، ۱۴۲۰ق، ج۲۰، ص۱۲۶؛ همچنین برای نمونه نگاه کنید به ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص۲۳۷؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۱۸۸؛ خازن، نفسیر الخازن، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۳۷۵؛ نفسی، تفسیر النفسی مدارک التنزیل، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۳۶۰.
- ↑ طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۸، ص۳۶۶ و ۳۶۷.
- ↑ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۵، ص۸۸.
- ↑ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۰۵.
- ↑ ماوردی، النکت و العیون، دار الکتب العلمیه، ج۴، ص۲۷۴.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۸۶؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ۱۳۹۳ق، ص۹۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ۱۳۹۳ق، ص۱۰۶.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۰ و ۵۲۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ۱۳۹۳ق، ص۱۰۶.
- ↑ مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۳۷۶؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ۱۳۹۳ق، ص۱۰۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۳۱.
- ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۲۹ق، ج۶، ص۳۹۱-۳۹۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۳۱؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۹۱؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ۱۳۹۳ق، ص۱۰۶؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۱۴، ص۲۱۳ و ۲۱۴؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۹، ص۱۶۵؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۱.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۰۵؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۱۹.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۲ و ۵۲۶.
- ↑ مکارم شیرازی، نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۱۶، ص۲۲۰.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۳۱؛ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۵۳؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۰۵؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۱۹.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۳۱؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ فضلالله، من و حی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۱۴، ص۲۱۳.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۴۳۱؛ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۵۳؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۰۵.
- ↑ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۱۴، ص۲۱۳ و ۲۱۴.
- ↑ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۱۴، ص۲۱۳ و ۲۱۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۱۰۵.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۴.
- ↑ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۱۴، ص۲۱۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۲۲۱.
- ↑ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۰.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۲؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۲؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰؛ کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۷، ص۱۱۹؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۱.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۰.
- ↑ صافی، تفسیر الصافی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۲.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۰۸.
- ↑ بحرانی، المحجة فیما نزل فی القائم الحجة(ع)، ۱۴۲۷ق، ص۲۷۷؛ یزدی حائری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ۱۴۲۲ق، ج۱ ص۸۱؛ ابومعاش، المهدی(ع) فی القرآن و السنة، ۱۴۳۰ق، ص۳۵۱ و ۳۵۲.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۹؛ هیئت علمی بنیاد معارف اسلامی، معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ۱۴۲۸ق، ج۷، ص۴۶۷.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۹.
- ↑ فتونی اصفهانی، ضیاء العالمین فی بیان امامة الائمة المصطفین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۲۱۲؛ سند، الصحابة بین العادالة و العصمة، ۱۴۲۷ق، ص۵۳؛ محسنی، محمدآصف، عدالت صحابه در پرتو قرآن، ۱۳۹۴ش، ص۱۰۳.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۰۲؛ حسینی میلانی، حدیث جیش الیمن، ۱۴۳۱ق، ص۴۵ و ۴۶؛ اعرافی، نفاقشناسی، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۹۰.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۶.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۴۰۱ش، ج۱۶، ص۵۲۵ و ۵۲۶.
منابع
- القرآن الکریم، ترجمه مکارم شیرازی، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)، ۱۳۸۹ش.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، به تصحیح محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی استان قدس رضوی، ۱۳۷۱ش.
- ابن عاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، بیروت، مؤسسة التاریخ، ۱۴۲۰ق.
- ابن عطیه، بعدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، درا الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
- جوادی آملی، عبداالله، تسنیم تفسیر قرآن کریم، به تحقیق روحالله رزقی شهرودی و حسینعلی محمدی، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۴۰۱ش.
- حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
- خازن، تفسیر الخازن لباب التأویل فی معانی التنزیل، تصحیح عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۵ق.
- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحیق صفوان عدنان داوودی، بیروت، دارالشامیه، ۱۴۱۲ق.
- سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۳ش.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
- سیوطی، عبدالرحمن، الدر المنثور فی التفسیر المأثور، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
- شوکانی، محمد، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة و الدرایة من علم التفسیر، دمشق، دار ابن کثیر، ۱۴۱۴ق.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر تفسیر القرآن العظیم، اربد، دار الکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی و سید فضلالله یزدی، ۱۴۰۶ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، قاهره، هجر، ۱۴۲۲ق.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- فضلالله، محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، ۱۴۳۹ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۳۷۳ش.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الحکام القرآن، قاهره، دار الکتب المصریة، ۱۳۸۴ق.
- قمی، ابوالحسن علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تصحیح سید طیب جزایری، قم، مؤسسه دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- کاشانی، فتحالله بن شکرالله، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، کتابفروشی و چاپخانه محمدحسن علمی، ۱۳۳۶ش.
- ماوردی، علی بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردی، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیتا.
- مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۲۸ق.
- مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب، ۱۳۷۹ش.
- نفسی، عبدالله بن احمد، تفسیر النسفی مدارک التنزیل و حقائیق التأویل، بیروت، دار النفائس، ۱۴۱۶ق.
- مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
- مدرسی، محمدتقی، من هدی القرآن، بیروت، دار القاریء، ۱۴۲۹ق.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان، المحجة فیما نزل فی القائم الحجة(ع)، تحقیق زکی طالب، قم، دار المودة، ۱۴۲۷ق.
- یزدی حائری، علی بن زینالعابدین، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب(ع)، تحقیق علی عاشور، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۲ق.
- سند، محمد، الصحابة بین العدالة و العصمة، قم، لسان الصدق، ۱۴۲۷ق.
- محسنی، محمدآصف، عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاریخ، قم، مؤسسه بوستان کتاب، ۱۳۹۴ش.
- حسینی میلانی، علی، حدیث جیش الیمن بین الامام علی و خالد بن الولید، قم، الحقائق الاسلامیة، ۱۴۳۱ق.
- هیئت علمی بنید معارف اسلامی، معجم احادیث الامام المهدی(ع)، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة مسجد جمکران، ۱۴۲۸ق.
- فتونی اصفهانی، ابوالحسن بن محمدطاهر، ضیاء العالمین فی بیان امامة الائمة المصطفین(ع)، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۳۱ق.
- ابومعاش، سعید، المهدی(ع) فی القرآن و السنة، مشهد، بهنشر وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۴۳۰ق.
- اعرافی، علیرضا، نفاقشناسی، قم، مؤسسه فرهنگی هنری اشراق و عرفان، ۱۳۹۳ش.
- سبحانی، جعفر، النفاق و المنافقون فی القرآن الکریم و یلیه تفسیر سورة الزمر، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۳۳ق.
- عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، بیروت، دار الهادی، ۱۴۱۵ق.