پرش به محتوا

کاربر:Rezashams/صفحه تمرین 3

از ویکی شیعه
آیه ۱۵۷ سوره نساء
مشخصات آیه
واقع در سورهنساء
شماره آیه157
جزء5
اطلاعات محتوایی
موضوعکشته‌نشدن عیسی
آیات مرتبطآیه ۵۴ سوره آل‌عمران • آیه آیه ۱۵۸ سوره نساءآیه ۵۵ سوره آل‌عمران


آیه ۱۵۷ سوره نساء

معرفی و جایگاه

آیه ۱۵۷ سوره نساء بیانگر یکی از ستم‌هایی است که یهودیان مرتکب شدند. با تصریح این آیه، باور یهودیان بر کشته‌شدن عیسی و به صلیب آویخته‌شدن او تکذیب می‌شود. این باور یهود و برخی اعمال و عقاید کفرآمیز آنها که در آیات ۱۵۱ تا ۱۶۱ سوره نساء بیان‌شده؛ سبب إعمال تحریم‌ و عذاب دردناک الهی برای آنان شده است.[۱] شیخ طوسی این گفتار یهود را جرئت برخدا و نشانه کفر آنان میداند.

مفاد آیه ۱۵۷ سوره نساء تایید قرآن بر عروج عیسی به آسمان و زنده‌ماندن او است. این مضمون در آیه ۱۵۸ نساء با لفظ «رفع» یعنی «بالا بردن»، در آیه ۵۴ سوره آل‌عمران با لفظ «مکر» به‌عنوان «حیله خدا» و در آیه ۵۵ سوره آل‌عمران با عبارت «تَوَفّی» یعنی «دریافت به طور کامل» بیان شده است.

بازگشت عیسی(ع) در دوران ظهور از وقایع قطعی دانسته شده که میان مسلمانان مورد اتفاق است. برخی مفسران، آیات ۴۶ سوره آل عمران و ۱۵۹ سوره نساء را به این موضوع مرتبط می‌دانند. در منابع اهل تسنن ۲۸ روایت و شیعه ۳۰ روایت مستفیض درباره بازگشت عیسی(ع) نقل شده است.

متن آیه و ترجمه

﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ١٥٧﴾ ﴿و گفته ایشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانی که دربارهٔ او اختلاف کردند قطعاً در مورد آن دچار شک شده‌اند و هیچ علمی بدان ندارند جز آنکه از گمان پیروی می‌کنند و یقیناً او را نکشتند ١٥٧

سرنوشت عیسی از دیدگاه شیعه: نه قتل، نه صلیب

مقالهٔ اصلی: عروج عیسی

عروج عیسی به معنای رفتن او به آسمان و زنده‌بودنش است. در قرآن، آیات ۱۵۸ سوره نساء و ۵۵ سوره آل عمران به این واقعه اشاره دارند. قرآن تصریح دارد که عیسی(ع) کشته نشده و به صلیب کشیده نشده است؛ بلکه بر اساس روایات، فرد دیگری به اشتباه به جای او کشته شد و مردم گمان کردند که عیسی(ع) به شهادت رسیده است.

عروج زنده یا بعد از مرگ طبیعی

عالمان مسلمان درباره اینکه عیسی پیش از عروج به مرگ طبیعی فوت کرده یا بدون فوت مستقیما به آسمان رفته است، اختلاف نظر دارند. بر اساس قرآن و نظر مشهور میان مسلمانان عیسی(ع) نه کشته شد و نه به صلیب کشیده شد بلکه به آسمان عروج کرد و پیش از قیامت باز می‌گردد. برخی دیگر معتقدند که ممکن است عیسی پس از نجات از صلیب، مرگ طبیعی داشته و سپس به آسمان رفته باشد. این نظرات برگرفته از برداشتهای مختلفی است که در معنای عبارت متوفیک از آیه 55 سوره آل عمران میشود.

عروج به همراه جسم

مفسران درباره نوع عروج عیسی(ع) اختلاف نظر دارند؛ برخی آن را براساس ظاهر آیه ۱۵۸ سوره نساء، روحانی می‌دانند در مقابل برخی دیگر هم روحانی و هم جسمانی دانسته‌اند زیرا عروج روحانی به تنهایی مختص عیسی نیست. همچنین، برخی روایات مربوط به بازگشت عیسی در زمان ظهور امام مهدی(ع) و نیز مشاهده او توسط پیامبر(ص) در معراج، به عنوان دلیل بر جسمانی بودن عروج آورده شده‌اند. طبق برخی روایات، عروج عیسی به‌طور همزمان با روح و جسم بوده است. از امام رضا(ع) نقل کرده‌اند که عیسی پس از عروج، در میان آسمان و زمین قبض روح شد و سپس به آسمان‌ها برده شد و در آنجا روح به بدنش بازگشت.

چگونه شخص دیگری به‌جای عیسی اشتباه گرفته شد؟

در اینکه منظور از تشبیه شدن در آیه مورد بحث چیست، چند نظریه بیان شده است:

  1. تغییر اعجازگونه: طبق این رای تشبیه یعنی فرد دیگری در آن شب به صورت مسیح درآمد و او را گرفتند. فخر رازی در مورد چگونگی شبیه شدن صورت فردی دیگر به عیسی چهار قول را ذکر کرده است.[۲] به گفته محمد صادقی ممکن است فردی باشد که عیسی را لو داده بود بنام یهودای اسخریوطی شیخ طوسی در تبیان نیز میگوید مقتول یکی از حواریون عیسی بود که داوطلبانه به صورت عیسی گردید.
  2. خطای مأموران: طبق این نظریه تشبیه یعنی فرد دیگری شبیه مسیح در آنجا بود و او را به‌جای عیسی گرفتند.
  3. اشتباه تاریخ‌نگاران: بر این اساس تشبیه یعنی در آن شب مسیح کشته نشد. طبق نقل‌های تاریخی فرد دیگری بنام مسیح در 500سال بعد به دار آویخته شد. مسیحیان این دو را اشتباه گرفتند.[۳]
  4. شخص ثالث بدون تغییر صورت: به گفته شیخ طوسی، از جبائی از عالمان اهل سنت معتقد است ماموران وقتی به خانه عیسی رسیدند او عروج کرده بود و برای اینکه یهود با این اعجاز به او ایمان نیاورند انسان دیگری را در موضع بلندی از زمین به گونه‌ای که چهره‌اش معلوم نباشد به صلیب کشیدند. و به همین جهت مردم به اشتباه افتادند و

قرائنی بر بطلان دیدگاه مسیحیان مبنی بر قتل عیسی

مکارم شیرازی با بیان قرائنی احتمال اشتباه گرفتن فرد دیگری بجای عیسی را تایید و دیدگاه قتل عیسی را تضعیف می‌کند:[۴]
  1. اناجیل سالها بعد از عیسی نوشته شده اند و شاگردان عیسی به دلیل تحت پیگرد بودن در واقعه دستگیری عیسی حضور نداشتند
  2. ماموران دستگیری عیسی گروهی از لشکریان رومی بودند که عیسی را نمیشناختند[۵]
  3. به گفته اناجیل این حمله به عیسی شبانه بوده و در شب احتمال خطا است
  4. طبق اناجیل مظنون در حضور حاکم سکوت کرده و اگر این فرد عیسی بود حتما خطابه ای محکم میکرد
  5. طبق اناجیل شخص مصلوب به درگاه خدا شکایت کرده که این با فادی بودن عیسی منافات دارد
  6. برخی اناجیل چون انجیل برنابا و برخی فرق مسیحی مصلوب شدن عیسی را تکذیب کردند

اختلاف آراء در قتل عیسی؛ نادانی و گمان باطل

دیدگاه یهودیان و مسیحیان در مورد سرانجام عیسی

المیزان:یهودیان در کیفیت قتل عیسی اختلاف کرده اند برخی معتقدند به دار کشتند و برخی میگویند بدون دار زدن. فلذا این بیان آیه برای پاسخ به هر دو گروه است[۶]

به گفته فخر رازی در مذهب افرادی که اختلاف دارند 2 قول است برخی معتقدند اینان مسیحیان هستند چرا که در سه طایفه از مسیحیت اختلافاتی در این زمینه است و برخی معتقدند منظور یهودیان است

↵به گفته مفسران در باره اینکه یهودیان در چه موضوعی اختلاف نظر داشتند احتمالات متعددی داده شده است:

احتمال دارد كه اين اختلاف مربوط به اصل موقعيت و مقام مسيح ع بوده كه جمعى از مسيحيان او را فرزند خدا و بعضى به عكس همانند يهود او را اصلا پيامبر نمى‏دانستند و همگى در اشتباه بودند.

و نيز ممكن است اختلاف در چگونگى قتل او باشد كه بعضى مدعى كشتن او بودند و بعضى مى‏گفتند كشته نشده، و هيچيك به گفته خود اطمينان نداشتند.

يا اينكه مدعيان قتل مسيح ع به خاطر عدم آشنايى به او، در شك بودند كه آن كس را كه كشتند خود مسيح بوده يا ديگرى به جاى او.

آن گاه قرآن به عنوان تاكيد مطلب مى‏گويد:" قطعا او را نكشتند بلكه خداوند او را بسوى خود برد و خداوند قادر و حكيم است".

یهودیانی که آیه ار شنیدندبرخی با تکذیب پیامبر همچنان عیسی را کشته میدانند

پانویس

  1. ترجمه المیزان ج 5 ص214
  2. التفسیر الکبیر ج11 ص261
  3. ترجمه المیزان ج5 ص217
  4.                         تفسير نمونه، ج‏4، ص: 201
  5. ترجمه المیزان ج5 217
  6. ترجمه المیزان ج5 ص216