کاربر:Ms.sadeghi/صفحه تمرین ۳
حسابرسی اعمال
https://noorlib.ir/book/view/55321?volumeNumber=5&pageNumber=403&viewType=pdf
ساختار پیشنهادی
مفهوم و جایگاه
- تعریف حسابرسی قیامت
- جایگاه آن در آموزه معاد
- آیات و روایات کلی درباره حسابرسی
مراحل حسابرسی قیامت
- مواقف قیامت و مدت توقف
- خروج از قبر و حضور در محشر
- سؤال و بازخواست از انسانها
- صراط و عقبات آن
موضوعات مورد پرسش
- اعتقادات (توحید، نبوت، ولایت)
- اعمال و تکالیف الهی
- عمر، جوانی و نعمتها
- مال، حقوق مردم و مسئولیتهای اجتماعی
کیفیت و فرجام حسابرسی
- شاهدان و ابزارهای حسابرسی (نامه اعمال، شهادت اعضای بدن و...)
- تفاوت حساب مؤمنان و گناهکاران
- رسیدگی به مظالم و نتیجه حسابرسی
ساختار دیگری
معرفی و جایگاه
حسابرسی قیامت به بازخواست انسانها در روز قیامت درباره باورها، اعمال و مسئولیتهای آنان گفته میشود. بر اساس آموزههای اسلامی، پس از برانگیخته شدن انسانها، اعمال آنان بررسی شده و درباره آنچه در دنیا انجام دادهاند، مورد سؤال قرار میگیرند. آیات «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُولُونَ» (آنان را نگه دارید که مورد سؤال قرار گیرند) و «فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (به پروردگارت سوگند که از همه آنان سؤال خواهیم کرد) از آیات مرتبط با این موضوع است.
در منابع اسلامی، حسابرسی قیامت با مفاهیمی مانند مواقف، صراط، عقبات و مرصاد پیوند دارد. بر اساس روایات، انسانها در مراحل مختلف قیامت درباره باورهای دینی، تکالیف الهی، نحوه استفاده از نعمتهای خداوند و حقوق دیگران مورد پرسش قرار میگیرند.
مواقف قیامت
در روایات، برای قیامت مواقف متعددی ذکر شده است. کلینی در الکافی از امام صادق(ع) نقل کرده است که قیامت پنجاه موقف دارد و مدت هر موقف هزار سال است. امام(ع) برای بیان این مدت به آیه ۵ سوره سجده استناد کرده است:
«فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»
(در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید.)
برخی عالمان، از جمله جوادی آملی، با استناد به آیات و روایات، مواقف قیامت را پنجاه مورد دانسته و مجموع مدت آنها را پنجاه هزار سال ذکر کردهاند. علامه مجلسی نیز معتقد است بیشتر کافران هزار سال و برخی از آنان پنجاه هزار سال در قیامت توقف میکنند. در برخی روایات نیز توقف طولانی کسانی که در دنیا به دیگران ظلم کردهاند، بیان شده است.
نخستین موقف
نخستین موقف قیامت پس از خروج انسانها از قبر آغاز میشود. در روایتی از امام علی(ع) آمده است:
«أَوَّلُ مَوْقِفٍ حِينَ يَخْرُجُ النَّاسُ مِنْ قُبُورِهِمْ، فَيَقِفُونَ أَلْفَ سَنَةٍ عُرَاةً حُفَاةً جِيَاعاً عِطَاشاً»
(نخستین موقف هنگامی است که مردم از قبرهایشان خارج میشوند و هزار سال برهنه، پابرهنه، گرسنه و تشنه توقف میکنند.)
بر اساس ادامه این روایت، کسانی که به خداوند، پیامبر(ص)، بعثت، حساب و قیامت ایمان داشته و آنچه را پیامبر(ص) از سوی خداوند آورده تصدیق کرده باشند، از سختی این مرحله نجات مییابند.
موقف سؤال و پاسخ
یکی از مراحل قیامت، موقف سؤال و پاسخ است. در این مرحله، انسانها درباره اعمال و رفتار خود مورد بازخواست قرار میگیرند. بر اساس برخی روایات، همه انسانها در این مرحله مورد سؤال واقع میشوند؛ هرچند وضعیت افراد بر اساس ایمان و عملکرد آنان متفاوت خواهد بود.
موضوعات مورد پرسش در قیامت
باورهای دینی
از جمله موضوعاتی که در روایات برای حسابرسی قیامت ذکر شده، باورهای دینی انسانهاست. در منابع اسلامی، توحید، نبوت و ولایت از اموری دانسته شدهاند که انسان درباره آنها مورد پرسش قرار میگیرد.
شیخ صدوق نقل کرده است که خداوند در قیامت درباره توحید و نبوت از انسانها سؤال خواهد کرد. همچنین در روایات شیعه، ولایت امام علی(ع) و محبت اهلبیت(ع) از موضوعات مهم حسابرسی معرفی شده است.
ابنشهرآشوب در مناقب آل ابیطالب روایاتی نقل کرده که آیه:
«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُولُونَ»
را مربوط به پرسش درباره ولایت امام علی(ع) و محبت اهلبیت(ع) دانستهاند:
«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُولُونَ عَنْ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَحُبِّ أَهْلِ الْبَيْتِ»
(آنان را نگه دارید که درباره ولایت علی بن ابیطالب(ع) و محبت اهلبیت(ع) مورد سؤال قرار گیرند.)
در روایتی از امام رضا(ع) نیز آمده است که پیامبر(ص) پس از قرائت آیه:
«إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا»
فرمود درباره وصی او، امام علی(ع)، سؤال خواهد شد.
عبادات و تکالیف الهی
اعمال عبادی از دیگر موضوعات حسابرسی قیامت است. در روایات، نماز، زکات، روزه، حج و عدالت از اموری معرفی شدهاند که انسان درباره آنها مورد پرسش قرار میگیرد.
در روایتی که ابنشهرآشوب نقل کرده است، در قنطرههای صراط درباره این امور سؤال میشود:
«وَعَلَى الْقَنْطَرَةِ الثَّانِيَةِ يُسْأَلُونَ عَنِ الصَّلَاةِ، وَعَلَى الثَّالِثَةِ عَنِ الزَّكَاةِ، وَعَلَى الرَّابِعَةِ عَنِ الصِّيَامِ، وَعَلَى الْخَامِسَةِ عَنِ الْحَجِّ، وَعَلَى السَّادِسَةِ عَنِ الْعَدْلِ»
(در قنطره دوم درباره نماز، در قنطره سوم درباره زکات، در قنطره چهارم درباره روزه، در قنطره پنجم درباره حج و در قنطره ششم درباره عدالت سؤال میشود.)
در روایتی از امام باقر(ع) نیز آمده است که نخستین پرسش در روز قیامت درباره نماز است و اگر نماز پذیرفته شود، دیگر اعمال نیز پذیرفته خواهد شد.
برخی عالمان برای هر یک از واجبات و محرمات الهی، موقفی در قیامت ذکر کردهاند. علامه طهرانی در معادشناسی نوشته است هر یک از واجبات و محرمات دارای توقفگاهی است که انسان در آن درباره عملکرد خود پاسخگو خواهد بود.
نعمتها و مسئولیتهای فردی
از دیگر موضوعات حسابرسی، نحوه استفاده انسان از فرصتهای زندگی و نعمتهای الهی است. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است:
«لَا تَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى تُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعَةٍ»
(هیچ بندهای در روز قیامت قدم از جای خود برنمیدارد تا درباره چهار چیز از او سؤال شود.)
بر اساس این روایت، از عمر انسان و چگونگی سپری کردن آن، جوانی و نحوه گذراندن آن، مال و چگونگی به دست آوردن و مصرف کردن آن سؤال خواهد شد.
حقوق دیگران
حقوق مردم از موضوعات مهم حسابرسی قیامت است. در روایتی از امام باقر(ع) از ابوذر نقل شده است که پیامبر(ص) فرمود در دو سوی پل صراط، صله رحم و امانت قرار دارند. کسی که صله رحم را انجام داده و امانت را ادا کرده باشد، از صراط عبور میکند؛ اما کسی که در امانت خیانت کرده یا پیوندهای خویشاوندی را قطع کرده باشد، از عبور بازمیماند.
همچنین در روایات آمده است که بدهکاری افراد در قیامت مورد رسیدگی قرار میگیرد؛ اگر بدهکار توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، حسنات او به طلبکار داده میشود و در صورت کافی نبودن حسنات، گناهان طلبکار به نامه اعمال او افزوده خواهد شد.
صراط و عقبات قیامت
در برخی روایات، حسابرسی قیامت با عبور از صراط و عقبات آن ارتباط دارد. شیخ صدوق گفته است همه عقبات بر روی صراط قرار دارند.
ابنشهرآشوب در مناقب آل ابیطالب روایتی نقل کرده است که بر صراط هفت قنطره قرار دارد و در هر یک، فرشتگان از انسانها درباره موضوعی خاص سؤال میکنند. در این روایت، نخستین قنطره درباره ولایت امام علی(ع) و محبت اهلبیت(ع) است و پس از آن درباره نماز، زکات، روزه، حج و عدالت پرسش میشود.
در روایتی درباره آیه:
«فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
آمده است که بر صراط عقبهای دشوار وجود دارد که طول آن سه هزار سال است؛ هزار سال فرود، هزار سال همراه با خار، مار و عقرب و هزار سال صعود.
مرصاد و رسیدگی به حقوق بندگان
از مفاهیم مرتبط با حسابرسی قیامت، «مرصاد» است. قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ»
در برخی روایات، مرصاد مرحلهای از رسیدگی الهی به حقوق بندگان معرفی شده است. بر اساس این روایات، هیچ ظلمی بدون رسیدگی باقی نمیماند و میان بندگان درباره حقوقی که بر عهده یکدیگر دارند، داوری خواهد شد.
امام صادق(ع) نیز مرصاد را پلی بر صراط دانسته است که هیچ بنده بدهکاری از آن عبور نمیکند.
گواهان حسابرسی قیامت
در برخی آیات و روایات، برای قیامت گواهانی ذکر شده است که بر اعمال انسانها شهادت میدهند. اعضای بدن انسان از جمله گواهانی هستند که در قرآن برای روز قیامت معرفی شدهاند.
خداوند میفرماید:
«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ»
(امروز بر دهانهای آنان مهر مینهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان به آنچه انجام میدادند شهادت میدهند.)
حساب مؤمنان
در برخی روایات، برای مؤمنان در حسابرسی قیامت شرایط ویژهای ذکر شده است. در روایتی از امام باقر(ع) درباره آیه:
«فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»
آمده است که مؤمن گناهکار در موقف حساب قرار میگیرد و خداوند خود حساب او را بر عهده میگیرد. پس از اقرار او به گناهانش، خداوند دستور میدهد گناهان او به حسنات تبدیل شود و سپس او را وارد بهشت میکند.
همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است:
«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَكَّلَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِحِسَابِ شِيعَتِنَا»
(هنگامی که روز قیامت فرا رسد، خداوند حساب شیعیان ما را به ما واگذار میکند.)
مقدار توقف
به نقل کلینی در کافی، امام صادق(ع) در روایتی فرمود، قیامت، ۵۰ موقف و توقفگاه دارد که زمان هر موقفی، هزار سال است و به آیه ۵ سوره سجده (في يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّون) استناد کردند.[۱]
در برخی روایات وارد شده است که فردی که به خوش ظلم کرده در قیامت، پنجاه هزار سال متوقف می شود.[۲]
امام علی(ع) در روایتی فرمود، در قیامت، مواقف مختلفی است. خداوند همه خلائق را جمع کرده و در بعضی از آن توقفگاهها، برخی از مردم با همدیگر سخن گفته و برای همدیگر طلب آمرزش میکنند و بعضی دیگر نیز همدیگر را لعن میکنند.[۳]
به باور علامه مجلسی، اکثر کافران در قیامت هزار سال متوقف میشوند و مکث و توقف عدهای از کفار نیز ۵۰ هزار سال طول میکشد.[۴]
جوادی آملی معتقد است که بر اساس آیات و روایات متعدد، ۵۰ موقف داریم و هر موقفی هم هزار سال است؛ لذا مواقف، پنجاه هزار سال طول میکشد.[۵]
مواقف متعدد
خروج از قبر، اولین موقف
در روایتی از امام علی(ع) آمده که در قیامت، ۵۰ ایستگاه وجود دارد که هر توقفگاهی، هزار سال است. اولین موقف، زمانی است که انسان از قبر خود بیرون میآید؛ آنها هزار سال به حالت برهنه، بدون کفش، گرسنه و تشنه خواهند نشست. اما کسی که از قبر خود خارج شود در حالی که به پروردگارش ایمان دارد، به بهشت و جهنم و به بعثت، حساب و قیامت ایمان دارد، به خداوند اقرار کرده و پیامبرش و آنچه از جانب خداوند عزوجل آورده را تصدیق کرده باشد، از گرسنگی و تشنگی نجات مییابد.[۶]
موقف سوال و جواب
در آیات متعددی همچون آیه ۲۴ سوره صافات و آیه ۹۲ سوره حجر، موضوع بازخواست از انسانها در قیامت مطرح شده است.
به گفته جوادی آملی، یکی از ایستگاهها، موقف سوال و جواب در قیامت است. همه انسانها بازخواست میشوند؛ اما برخی از انسانها چون به چهره گناهکاران محشور میشوند و همه آنها را میشناسند، بازخواست نمیشوند. همچنین انسانهای مخلص نیز مورد سوال واقع نمیشوند.[۷]
به گفته علامه مجلسی، ممکن است مدت توقف برخی انسانها در موقف حسابرسی، هزار سال طول بکشد.[۸]
حسابرسی اعمال در قیامت
به گفته شیخ صدوق، تمام عقبات بر روی صراط قرار دارند.[۹] از جمله آنها:
- توحید و نبوت: شیخ صدوق روایت کرده است که خداوند در روز قیامت از انسانها درباره توحید و نبوت پرسش خواهد کرد.[۱۰]
- ولایت: در این ایستگاه، تمام خلایق متوقف میشوند و درباره پذیرش ولایت امام علی(ع) و اهل بیت(ع) مورد بازخواست قرار میگیرند. هر کس ولایت را پذیرفته باشد، نجات یافته و عبور میکند؛ اما کسی که آن را نپذیرد، باقی مانده و سقوط میکند. این همان چیزی است که خداوند فرموده: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ».[۱۱] همچنین در روایتی دیگر آمده است که در قیامت از بیزاری جستن از دشمنان امام علی(ع) نیز بازخواست میشود و اگر فردی از دشمنان برائت نجسته باشد و پاسخی ندهد، به جهنم افکنده خواهد شد.[۱۲]
- مرصاد:[۱۳] خداوند فرموده: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ». و خداوند میفرماید: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا يَجُوزُنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ وَ لَوْ كَفٌّ بِكَفٍّ وَ لَوْ مَسْحَةٌ بِكَفٍّ وَ لَوْ نَطْحَةٌ مَا بَيْنَ الْقَرْنَاءِ إِلَى الْجَمَّاءِ فَيَقْتَصُّ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّى لَا تَبْقَى لِأَحَدٍ عَلَى أَحَدٍ مَظْلِمَةٌ ثُمَّ يَبْعَثُهُمْ لِلْحِسَاب؛ بعزت و جلالم سوگند كه ستم هيچ ستمكارى (بدون كيفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد يا ماليدن (دستى) بدستى باشد (از روى لذت و هوسرانى) و گرچه شاخ زدن شاخدارى به بيشاخى باشد پس براى بندگان از يك ديگر قصاص گيرد تا ستمى از كسى بر كسى (بدون كيفر) نماند، سپس آنها را (خداوند) براى حساب برانگيزد»[۱۴]. همچنین به گفته امام صادق(ع)، مرصاد، پلی بر روی صراط است که هیچ بنده بدهکاری از آن عبور نمیکند.[۱۵]
- صله رحم و امانت:[۱۶] در روایتی امام باقر(ع) از ابوذر نقل می کند که پیامبر فرمود: در روز قیامت، در دو طرف پل صراط، صله رحم و امانت قرار دارند. اگر کسی به صله رحم انجام می داده و امانت را ادا کرده باشد از پل عبور کند و وارد بهشت میشود. اما اگر کسی که به امانت خیانت کرده و پیوندهای خویشاوندی را قطع کرده باشد، هیچ عملی به او سودی نمیرساند و پل صراط او را به آتش میافکند.[۱۷]
- نماز:[۱۸] در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده که نخستین پرسشی که در روز قیامت مطرح میشود درباره نماز است؛ اگر نماز پذیرفته شود، سایر اعمال نیز پذیرفته خواهند شد.[۱۹]
- عمر و جوانی: طبق روایتی، از انسان درباره چگونگی گذراندن عمر و جوانیش سوال خواهد شد.[۲۰]
- مال: بر اساس روایت پیامبر(ص)، در روز قیامت درباره چگونگی کسب مال و نحوه مصرف آن پرسش خواهد شد.[۲۱]
- حقالناس مالی: در روز قیامت درباره بدهکاری افراد پرسش میشود. اگر قادر به پرداخت بدهی نباشند، حسناتشان به طلبکار منتقل میشود و در صورتی که حسنات برای تسویه بدهی کافی نباشد، گناهان طلبکار به نامه اعمال آنان افزوده خواهد شد.[۲۲]
- عدالت: بر اساس برخی روایات، در قیامت هنگام عبور از صراط، درباره عدالت سوال میشود.[۲۳]
- زنده به گورکردن دختران توسط اعراب.[۲۴]
- به تعداد واجبات و محرمات، ایستگاه و عقبه وجود دارد[۲۵] مانند ایستگاه روزه، موقف زکات، عقبه جهاد، حج و بقیه واجبات یا موقف ترک دروغ، ترک غیبت، ترک زنا و سائر محرمات.[۲۶]
علامه طهرانی در معادشناسی درباره عقبات واجبات و محرمات الهی مینویسد، هر یک از واجبات و محرمات یک توقفگاه دارد که اگر از عهده آن برآید از آن عبور میکند وگرنه در آنجا متوقف شده و درباره آن، بازخواست میشود.[۲۷]
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج۲، ص۱۵۲.
الشِّيرَازِيُّ فِي كِتَابِهِ وَ أَبُو مُعَاوِيَةَ الضَّرِيرُ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ مُسْلِمٍ النَّظِيرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَمَرَ اللَّهُ مَالِكاً أَنْ يُسَعِّرَ النِّيرَانَ السَّبْعَ وَ أَمَرَ رِضْوَانَ أَنْ يُزَخْرِفَ الْجِنَانَ الثَّمَانِيَةَ وَ يَقُولُ يَا مِيكَائِيلُ مُدَّ الصِّرَاطَ عَلَى مَتْنِ جَهَنَّمَ وَ يَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ انْصِبِ الْمِيزَانَ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ نَادِ يَا مُحَمَّدُ قَرِّبْ أُمَّتَكَ لِلْحِسَابِ وَ يَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَعْقِدَ عَلَى الصِّرَاطِ سَبْعَ قَنَاطِرَ طُولُ كُلِّ قَنْطَرَةٍ سَبْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ فَرْسَخٍ وَ عَلَى كُلِّ قَنْطَرَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ قِيَامٌ فَيَسْأَلُونَ هَذِهِ الْأُمَّةَ نِسَاءَهُمْ وَ رِجَالَهُمْ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الْأُولَى عَنْ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَمَنْ أَتَى بِهِ جَازَ الْقَنْطَرَةَ الْأُولَى كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ مَنْ لَمْ يُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّهِ سَقَطَ عَلَى أُمِّ رَأْسِهِ فِي قَعْرِ جَهَنَّمَ وَ لَوْ كَانَ لَهُ مِنْ أَعْمَالِ الْبِرِّ عَمَلُ سَبْعِينَ صِدِّيقاً وَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الثَّانِيَةِ يَسْأَلُونَ عَنِ الصَّلَاةِ وَ عَلَى الثَّالِثَةِ يَسْأَلُونَ عَنِ الزَّكَاةِ وَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الرَّابِعَةِ عَنِ الصِّيَامِ وَ عَلَى الْخَامِسَةِ عَنِ الْحَجِّ وَ عَلَى السَّادِسَةِ عَنِ الْعَدْلِ فَمَنْ أَتَى بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ جَازَ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ مَنْ لَمْ يَأْتِ عُذِّبَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ يَعْنِي مَعَاشِرَ الْمَلَائِكَةِ وَ قِفُوهُمْ يَعْنِي الْعِبَادَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الْأُولَى عَنْ وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ حُبِّ أَهْلِ الْبَيْتِ.
وَ سُئِلَ الْبَاقِرُ ع عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ قَالَ يَقِفُونَ فَيَسْأَلُونَ ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ فِي الْآخِرَةِ كَمَا تَعَاوَنْتُمْ فِي الدُّنْيَا عَلَى عَلِيٍّ ع قَالَ يَقُولُ اللَّهُ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ إِلَى قَوْلِهِ بِالْمُجْرِمِينَ.
مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ وَ الشَّعْبِيُّ وَ الْأَعْمِشُ وَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَصْفَهَانِيُّ وَ الْحَاكِمُ الْحَسْكَانِيُّ وَ النَّطَنْزِيُّ وَ جَمَاعَةُ أَهْلِ الْبَيْتِ ع وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ عَنْ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ حُبِّ أَهْلِ الْبَيْتِ ع.
الرِّضَا ع إِنَّ النَّبِيَّ ص قَرَأَ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا فَسُئِلَ عَنْ ذَلِكَ فَأَشَارَ إِلَى الثَّلَاثَةِ فَقَالَ هُمُ السَّمْعُ وَ الْبَصَرُ وَ الْفُؤَادُ وَ سَيُسْأَلُونَ عَنْ وَصِيِّي هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّةِ رَبِّي إِنَّ جَمِيعَ أُمَّتِي لَمَوْقُوفُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَايَتِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ.
تَفْسِيرِ وَكِيعِ بْنِ سُفْيَانَ عَنِ السُّدِّيِ فِي قَوْلِهِ فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَنْ
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص: 153
وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ عَنْ أَعْمَالِهِمْ فِي الدُّنْيَا.
أَبُو جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ يَعْنِي الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ وَلَايَةَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.
الثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ أَبُو الْقَاسِمِ الْقُشَيْرِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ الْحَاكِمُ الْحَافِظُ عَنْ أَبِي بَرْزَةَ وَ ابْنُ بُطَّةَ فِي إِبَانَتِهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ كُلُّهُمْ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: لَا تَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى تُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعَةٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
أَرْبَعِينِ الْمَكِّيِّ وَ وَلَايَةِ الطَّبَرِيِ فَقِيلَ لَهُ فَمَا آيَةُ مَحَبَّتِكُمْ مِنْ بَعْدِكُمْ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ عَلِيٍّ وَ هُوَ عَلَى جَانِبِهِ فَقَالَ إِنَّ حُبِّي مِنْ بَعْدِي حُبُّ هَذَا.
مَنْقَبَةِ الْمُطَهَّرِينَ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ فَقَالَ عُمَرُ وَ مَا آيَةُ حُبِّكُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ حُبُّ هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى كَتِفِ عَلِيٍّ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّنَا وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَقَدْ أَبْغَضَنَا.
ابْنُ عَبَّاسٍ قَالَ النَّبِيُّ ع وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ عَبْدِهِ حَسَنَةً حَتَّى يَسْأَلَهُ عَنْ حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع.
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَكَّلَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِحِسَابِ شِيعَتِنَا فَمَا كَانَ لِلَّهِ سَأَلْنَا اللَّهَ أَنْ يَهَبَهُ لَنَا وَ مَا كَانَ لَنَا نَهَبُهُ لَهُمْ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص: 154
سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ الْبَاقِرَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ فَقَالَ يُؤْتَى بِالْمُؤْمِنِ الْمُذْنِبِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُقَامَ بِمَوْقِفِ الْحِسَابِ فَيَكُونُ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يَتَوَلَّى حِسَابَهُ لَا يَطَّلِعُ عَلَى حِسَابِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ فَيُعَرِّفُهُ بِذُنُوبِهِ حَتَّى إِذَا أَقَرَّ بِسَيِّئَاتِهِ قَالَ اللَّهُ لِلْكَتَبَةِ بَدِّلُوهَا حَسَنَاتٍ وَ أَظْهِرُوا لِلنَّاسِ فَيَقُولُ النَّاسُ أَ مَا كَانَ لِهَذَا الْعَبْدِ سَيِّئَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ يَأْمُرُ اللَّهُ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ فَهَذَا تَأْوِيلُ الْآيَةِ فِي الْمُذْنِبِينَ مِنْ شِيعَتِنَا.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص: 155
فصل في أنه جواز الصراط و قسيم الجنة و النار
مُحَمَّدُ بْنُ الصَّبَّاحِ الزَّعْفَرَانِيُّ عَنِ الْمُزَنِيِّ عَنِ الشَّافِعِيِّ عَنْ مَالِكٍ عَنْ حُمَيْدٍ عَنْ أَنَسٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ إِنَّ فَوْقَ الصِّرَاطِ عَقَبَةً كَئُوداً طُولُهَا ثَلَاثَةُ آلَافِ عَامٍ أَلْفُ عَامٍ هُبُوطٌ وَ أَلْفُ عَامٍ شَوْكٌ وَ حَسَكٌ وَ عَقَارِبُ وَ حَيَّاتٌ وَ أَلْفُ عَامٍ صُعُودٌ أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَقْطَعُ تِلْكَ الْعَقَبَةَ وَ ثَانِي مَنْ يَقْطَعُ تِلْكَ الْعَقَبَةَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ قَالَ بَعْدَ كَلَامٍ لَا يَقْطَعُهَا فِي غَيْرِ مَشَقَّةٍ إِلَّا مُحَمَّدٌ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ الْخَبَرَ.
سوال از چه
از چه کسانی سوال میشود
منابع
قرآن.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
نمازی، عبدالنبی، معاد از دیدگاه آیات و روایات، قم، تحسین، ۱۳۸۵ش.
حیدری، کمال، المعاد رویة قرآنیة، قم، دار فراقد، ۱۴۳۱ق.
طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی بن عبد المجید السلفی، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، بیتا.
شیخ صدوق، محمد بن على، عیون أخبار الرضا(ع)، تحقیق مهدی لاجوردى، تهران، جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
ابنشعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، تحقیق علیاکبر غفارى، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۳۶۳ق.
ابنشاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة، تحقیق مدرسه امام مهدى(ع)، قم، مدرسة الإمام المهدى(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوى جزائرى، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
ابن شهرآشوب، محمد بن على، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
شعيري، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعة حیدریة، بىتا.
«تفسیر سوره سجده، جلسه دوم: ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ش»، سایت جوادی آملی، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ش، تاریخ بازدید: ۲۹ آبان ۱۴۰۴ش
شیخ مفيد، محمد بن محمد، تصحيح اعتقادات الإمامية، تصحیح حسین درگاهی، قم، كنگره شيخ مفيد، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق موسسه آل البیت(ع)، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
شیخ صدوق، محمد بن على، اعتقادات الإمامیة، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانور: الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(ع)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
جوادی آملی، عبدالله، معاد در قرآن، قم، اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش.
کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تحقیق محمد کاظم، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
شیخ صدوق، محمد بن على، التوحید، تحقیق هاشم حسینى، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
حسینی طهرانی، محمدحسین، معادشناسی، مشهد، علامه طباطبایی، ۱۴۲۳ق.
پانویس
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۴۳.
- ↑ کوفى، تفسیر فرات الکوفی، ۱۴۱۰ق، ص۳۵۰.
- ↑ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۲۶۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانور، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۱۲۸.
- ↑ «تفسیر سوره سجده، جلسه دوم: ۲۱/۱۲/۱۳۹۱ش»، سایت جوادی آملی.
- ↑ شعيري، جامع الأخبار، مطبعة حیدریة، ص۱۷۶.
- ↑ جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۴۰۱-۴۰۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانور، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۱۲۸.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
- ↑ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۲۹.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
- ↑ ابنشاذان، مائة منقبة، ۱۴۰۷ق، ص۳۶.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۴۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۳۱.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۸.
- ↑ ابنشعبه حرانى، تحف العقول، ۱۳۶۳ق، ص۵۶.
- ↑ ابنشعبه حرانى، تحف العقول، ۱۳۶۳ق، ص۵۶.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، مکتبة ابن تیمیة، ج۸، ص۱۰۰-۱۰۱.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ قمى، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
- ↑ حسینی طهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۹۲.
- ↑ حسینی طهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۹۲.