پرش به محتوا

کاربر:Ms.sadeghi/صفحه تمرین ۳

از ویکی شیعه


مقدار توقف

به نقل کلینی در کافی، امام صادق(ع) در روایتی فرمود، قیامت، ۵۰ موقف و توقف‌گاه دارد که زمان هر موقفی، هزار سال است و به آیه ۵ سوره سجده (في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّون‏) استناد کردند.[۱]

در برخی روایات وارد شده است که فردی که به خوش ظلم کرده در قیامت، پنجاه هزار سال متوقف می شود.[۲]

امام علی(ع) در روایتی فرمود، در قیامت، مواقف مختلفی است. خداوند همه خلائق را جمع کرده و در بعضی از آن توقف‌گاه‌ها، برخی از مردم با همدیگر سخن گفته و برای همدیگر طلب آمرزش می‌کنند و بعضی دیگر نیز همدیگر را لعن می‌کنند.[۳]

به باور علامه مجلسی، اکثر کافران در قیامت هزار سال متوقف می‌شوند و مکث و توقف عده‌ای از کفار نیز ۵۰ هزار سال طول می‌کشد.[۴]

جوادی آملی معتقد است که بر اساس آیات و روایات متعدد، ۵۰ موقف داریم و هر موقفی هم هزار سال است؛ لذا مواقف، پنجاه هزار سال طول میکشد.[۵]

مواقف متعدد

خروج از قبر، اولین موقف

در روایتی از امام علی(ع) آمده که در قیامت، ۵۰ ایستگاه وجود دارد که هر توقف‌گاهی، هزار سال است. اولین موقف، زمانی است که انسان از قبر خود بیرون می‌آید؛ آن‌ها هزار سال به حالت برهنه، بدون کفش، گرسنه و تشنه خواهند نشست. اما کسی که از قبر خود خارج شود در حالی که به پروردگارش ایمان دارد، به بهشت و جهنم و به بعثت، حساب و قیامت ایمان دارد، به خداوند اقرار کرده و پیامبرش و آنچه از جانب خداوند عزوجل آورده را تصدیق کرده باشد، از گرسنگی و تشنگی نجات می‌یابد.[۶]

موقف سوال و جواب

در‌ آیات متعددی همچون آیه ۲۴ سوره صافات و آیه ۹۲ سوره حجر، موضوع بازخواست از انسان‌ها در قیامت مطرح شده است.

به گفته جوادی آملی، یکی از ایستگاه‌ها، موقف سوال و جواب در قیامت است. همه انسان‌ها بازخواست می‌شوند؛ اما برخی از انسان‌ها چون به چهره گناهکاران محشور می‌شوند و همه آنها را می‌شناسند، بازخواست نمی‌شوند. همچنین انسان‌های مخلص نیز مورد سوال واقع نمی‌شوند.[۷]

به گفته علامه مجلسی، ممکن است مدت توقف برخی انسان‌ها در موقف حسابرسی، هزار سال طول بکشد.[۸]

حسابرسی اعمال در قیامت

به گفته شیخ صدوق، تمام عقبات بر روی صراط قرار دارند.[۹] از جمله آنها:

  • توحید و نبوت: شیخ صدوق روایت کرده است که خداوند در روز قیامت از انسان‌ها درباره توحید و نبوت پرسش خواهد کرد.[۱۰]
  • ولایت: در این ایستگاه، تمام خلایق متوقف می‌شوند و درباره پذیرش ولایت امام علی(ع) و اهل بیت(ع) مورد بازخواست قرار می‌گیرند. هر کس ولایت را پذیرفته باشد، نجات یافته و عبور می‌کند؛ اما کسی که آن را نپذیرد، باقی مانده و سقوط می‌کند. این همان چیزی است که خداوند فرموده: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ».[۱۱] همچنین در روایتی دیگر آمده است که در قیامت از بیزاری جستن از دشمنان امام علی(ع) نیز بازخواست می‌شود و اگر فردی از دشمنان برائت نجسته باشد و پاسخی ندهد، به جهنم افکنده خواهد شد.[۱۲]
  • مرصاد:[۱۳] خداوند فرموده: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ». و خداوند می‌فرماید: «وَ عِزَّتِي‏ وَ جَلَالِي‏ لَا يَجُوزُنِي‏ ظُلْمُ‏ ظَالِمٍ‏ وَ لَوْ كَفٌّ بِكَفٍّ وَ لَوْ مَسْحَةٌ بِكَفٍّ وَ لَوْ نَطْحَةٌ مَا بَيْنَ الْقَرْنَاءِ إِلَى الْجَمَّاءِ فَيَقْتَصُّ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّى لَا تَبْقَى لِأَحَدٍ عَلَى أَحَدٍ مَظْلِمَةٌ ثُمَّ يَبْعَثُهُمْ لِلْحِسَاب؛ بعزت و جلالم سوگند كه ستم هيچ ستمكارى (بدون كيفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد يا ماليدن (دستى) بدستى باشد (از روى لذت و هوسرانى) و گرچه شاخ زدن شاخدارى به بيشاخى باشد پس براى بندگان از يك ديگر قصاص گيرد تا ستمى از كسى بر كسى (بدون كيفر) نماند، سپس آنها را (خداوند) براى حساب برانگيزد»[۱۴]. همچنین به گفته امام صادق(ع)، مرصاد، پلی بر روی صراط است که هیچ بنده بدهکاری از آن عبور نمی‌کند.[۱۵]
  • صله رحم و امانت:[۱۶] در روایتی امام باقر(ع) از ابوذر نقل می کند که پیامبر فرمود: در روز قیامت، در دو طرف پل صراط، صله رحم و امانت قرار دارند. اگر کسی به صله رحم انجام می داده و امانت را ادا کرده باشد از پل عبور کند و وارد بهشت می‌شود. اما اگر کسی که به امانت خیانت کرده و پیوندهای خویشاوندی را قطع کرده باشد، هیچ عملی به او سودی نمی‌رساند و پل صراط او را به آتش می‌افکند.[۱۷]
  • نماز:[۱۸] در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده که نخستین پرسشی که در روز قیامت مطرح می‌شود درباره نماز است؛ اگر نماز پذیرفته شود، سایر اعمال نیز پذیرفته خواهند شد.[۱۹]
  • عمر و جوانی: طبق روایتی، از انسان درباره چگونگی گذراندن عمر و جوانیش سوال خواهد شد.[۲۰]
  • مال: بر اساس روایت پیامبر(ص)، در روز قیامت درباره چگونگی کسب مال و نحوه مصرف آن پرسش خواهد شد.[۲۱]
  • حق‌الناس‌ مالی: در روز قیامت درباره بدهکاری افراد پرسش می‌شود. اگر قادر به پرداخت بدهی نباشند، حسناتشان به طلبکار منتقل می‌شود و در صورتی که حسنات برای تسویه بدهی کافی نباشد، گناهان طلبکار به نامه اعمال آنان افزوده خواهد شد.[۲۲]
  • عدالت: بر اساس برخی روایات، در قیامت هنگام عبور از صراط، درباره عدالت سوال می‌شود.[۲۳]
  • زنده‌ به‌ گور‌کردن‌ دختران‌ توسط‌‌ اعراب‌‌‌.[۲۴]
  • به‌ تعداد‌ واجبات‌ و‌ محرمات، ایستگاه و عقبه وجود دارد[۲۵]‌‌ مانند‌‌ ایستگاه روزه، موقف زکات، عقبه جهاد، حج و بقیه واجبات یا موقف ترک دروغ، ترک غیبت، ترک زنا و سائر محرمات.[۲۶]

علامه طهرانی در معادشناسی درباره عقبات واجبات و محرمات الهی می‌نویسد، هر یک از واجبات و محرمات یک توقف‌گاه دارد که اگر از عهده آن برآید از آن عبور می‌کند وگرنه در آن‌جا متوقف شده و درباره آن، بازخواست می‌شود.[۲۷]



مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏۲، ص۱۵۲.

الشِّيرَازِيُّ فِي كِتَابِهِ وَ أَبُو مُعَاوِيَةَ الضَّرِيرُ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ مُسْلِمٍ النَّظِيرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَمَرَ اللَّهُ مَالِكاً أَنْ‏ يُسَعِّرَ النِّيرَانَ‏ السَّبْعَ‏ وَ أَمَرَ رِضْوَانَ أَنْ يُزَخْرِفَ الْجِنَانَ الثَّمَانِيَةَ وَ يَقُولُ يَا مِيكَائِيلُ مُدَّ الصِّرَاطَ عَلَى مَتْنِ جَهَنَّمَ وَ يَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ انْصِبِ الْمِيزَانَ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ نَادِ يَا مُحَمَّدُ قَرِّبْ أُمَّتَكَ لِلْحِسَابِ وَ يَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَعْقِدَ عَلَى الصِّرَاطِ سَبْعَ قَنَاطِرَ طُولُ كُلِّ قَنْطَرَةٍ سَبْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ فَرْسَخٍ وَ عَلَى كُلِّ قَنْطَرَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ قِيَامٌ فَيَسْأَلُونَ هَذِهِ الْأُمَّةَ نِسَاءَهُمْ وَ رِجَالَهُمْ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الْأُولَى عَنْ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَمَنْ أَتَى بِهِ جَازَ الْقَنْطَرَةَ الْأُولَى كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ مَنْ لَمْ يُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّهِ سَقَطَ عَلَى أُمِّ رَأْسِهِ فِي قَعْرِ جَهَنَّمَ وَ لَوْ كَانَ لَهُ مِنْ أَعْمَالِ الْبِرِّ عَمَلُ سَبْعِينَ صِدِّيقاً وَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الثَّانِيَةِ يَسْأَلُونَ عَنِ الصَّلَاةِ وَ عَلَى الثَّالِثَةِ يَسْأَلُونَ عَنِ الزَّكَاةِ وَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الرَّابِعَةِ عَنِ الصِّيَامِ وَ عَلَى الْخَامِسَةِ عَنِ الْحَجِّ وَ عَلَى السَّادِسَةِ عَنِ الْعَدْلِ فَمَنْ أَتَى بِشَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ جَازَ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ مَنْ لَمْ يَأْتِ عُذِّبَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ‏ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ‏ يَعْنِي مَعَاشِرَ الْمَلَائِكَةِ وَ قِفُوهُمْ يَعْنِي الْعِبَادَ عَلَى الْقَنْطَرَةِ الْأُولَى عَنْ وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ حُبِّ أَهْلِ الْبَيْتِ.

وَ سُئِلَ الْبَاقِرُ ع عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ قَالَ يَقِفُونَ فَيَسْأَلُونَ‏ ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ‏ فِي الْآخِرَةِ كَمَا تَعَاوَنْتُمْ فِي الدُّنْيَا عَلَى عَلِيٍّ ع قَالَ يَقُولُ اللَّهُ‏ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ‏ إِلَى قَوْلِهِ‏ بِالْمُجْرِمِينَ‏.

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ وَ الشَّعْبِيُّ وَ الْأَعْمِشُ وَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَصْفَهَانِيُّ وَ الْحَاكِمُ الْحَسْكَانِيُّ وَ النَّطَنْزِيُّ وَ جَمَاعَةُ أَهْلِ الْبَيْتِ ع‏ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ‏ عَنْ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ حُبِّ أَهْلِ الْبَيْتِ ع.

الرِّضَا ع‏ إِنَّ النَّبِيَّ ص قَرَأَ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا فَسُئِلَ عَنْ ذَلِكَ فَأَشَارَ إِلَى الثَّلَاثَةِ فَقَالَ هُمُ السَّمْعُ وَ الْبَصَرُ وَ الْفُؤَادُ وَ سَيُسْأَلُونَ عَنْ وَصِيِّي هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّةِ رَبِّي إِنَّ جَمِيعَ أُمَّتِي لَمَوْقُوفُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَايَتِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى‏ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ‏.

تَفْسِيرِ وَكِيعِ بْنِ سُفْيَانَ عَنِ السُّدِّيِ‏ فِي قَوْلِهِ‏ فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ‏ عَنْ‏

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 153

وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ عَنْ أَعْمَالِهِمْ فِي الدُّنْيَا.

أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِهِ‏ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‏ يَعْنِي الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ وَلَايَةَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.

الثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ أَبُو الْقَاسِمِ الْقُشَيْرِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ الْحَاكِمُ الْحَافِظُ عَنْ أَبِي بَرْزَةَ وَ ابْنُ بُطَّةَ فِي إِبَانَتِهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ كُلُّهُمْ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: لَا تَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى تُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعَةٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.

أَرْبَعِينِ الْمَكِّيِّ وَ وَلَايَةِ الطَّبَرِيِ‏ فَقِيلَ لَهُ فَمَا آيَةُ مَحَبَّتِكُمْ مِنْ بَعْدِكُمْ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ عَلِيٍّ وَ هُوَ عَلَى جَانِبِهِ فَقَالَ إِنَّ حُبِّي مِنْ بَعْدِي حُبُّ هَذَا.

مَنْقَبَةِ الْمُطَهَّرِينَ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ‏ فَقَالَ عُمَرُ وَ مَا آيَةُ حُبِّكُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ حُبُّ هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى كَتِفِ عَلِيٍّ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّنَا وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَقَدْ أَبْغَضَنَا.

ابْنُ عَبَّاسٍ قَالَ النَّبِيُّ ع‏ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ عَبْدِهِ حَسَنَةً حَتَّى يَسْأَلَهُ عَنْ حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع.


أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَكَّلَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِحِسَابِ شِيعَتِنَا فَمَا كَانَ لِلَّهِ سَأَلْنَا اللَّهَ أَنْ يَهَبَهُ لَنَا وَ مَا كَانَ لَنَا نَهَبُهُ لَهُمْ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ.

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 154

سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ الْبَاقِرَ ع‏ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ‏ فَقَالَ يُؤْتَى بِالْمُؤْمِنِ الْمُذْنِبِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُقَامَ بِمَوْقِفِ الْحِسَابِ فَيَكُونُ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يَتَوَلَّى حِسَابَهُ لَا يَطَّلِعُ عَلَى حِسَابِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ فَيُعَرِّفُهُ بِذُنُوبِهِ حَتَّى إِذَا أَقَرَّ بِسَيِّئَاتِهِ قَالَ اللَّهُ لِلْكَتَبَةِ بَدِّلُوهَا حَسَنَاتٍ وَ أَظْهِرُوا لِلنَّاسِ فَيَقُولُ النَّاسُ أَ مَا كَانَ لِهَذَا الْعَبْدِ سَيِّئَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ يَأْمُرُ اللَّهُ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ فَهَذَا تَأْوِيلُ الْآيَةِ فِي الْمُذْنِبِينَ مِنْ شِيعَتِنَا.


مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 155


فصل في أنه جواز الصراط و قسيم الجنة و النار

مُحَمَّدُ بْنُ الصَّبَّاحِ الزَّعْفَرَانِيُّ عَنِ الْمُزَنِيِّ عَنِ الشَّافِعِيِّ عَنْ مَالِكٍ عَنْ حُمَيْدٍ عَنْ أَنَسٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ إِنَّ فَوْقَ الصِّرَاطِ عَقَبَةً كَئُوداً طُولُهَا ثَلَاثَةُ آلَافِ عَامٍ أَلْفُ عَامٍ هُبُوطٌ وَ أَلْفُ‏ عَامٍ‏ شَوْكٌ‏ وَ حَسَكٌ وَ عَقَارِبُ وَ حَيَّاتٌ وَ أَلْفُ عَامٍ صُعُودٌ أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَقْطَعُ تِلْكَ الْعَقَبَةَ وَ ثَانِي مَنْ يَقْطَعُ تِلْكَ الْعَقَبَةَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ قَالَ بَعْدَ كَلَامٍ لَا يَقْطَعُهَا فِي غَيْرِ مَشَقَّةٍ إِلَّا مُحَمَّدٌ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ الْخَبَرَ.

سوال از چه

از چه کسانی سوال می‌شود

منابع

قرآن.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

نمازی، عبدالنبی، معاد از دیدگاه آیات و روایات، قم، تحسین، ۱۳۸۵ش.

حیدری، کمال، المعاد رویة قرآنیة، قم، دار فراقد، ۱۴۳۱ق.

طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ‌تحقیق حمدی بن عبد المجید السلفی، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، بی‌تا.

شیخ صدوق، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا(ع)، تحقیق مهدی لاجوردى‏، تهران، جهان‏‏، چاپ اول، ۱۳۷۸ق‏.

ابن‌شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول‏، تحقیق علی‌اکبر غفارى، قم، جامعه مدرسین‏، چاپ دوم، قم‏، ۱۳۶۳ق.

ابن‌شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة، تحقیق مدرسه امام مهدى(ع)، قم، مدرسة الإمام المهدى(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.

قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی‏، تحقیق طیب موسوى جزائرى‏، قم، دار الکتاب‏، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.

ابن شهرآشوب، محمد بن على، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام‏، قم، علامه‏، چاپ اول، ۱۳۷۹ق‏.

شعيري، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعة حیدریة‏، بى‌تا.

«تفسیر سوره سجده، جلسه دوم: ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ش»، سایت جوادی آملی، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ش، تاریخ بازدید: ۲۹ آبان ۱۴۰۴ش

شیخ مفيد، محمد بن محمد، تصحيح اعتقادات الإمامية، تصحیح حسین درگاهی، قم، كنگره شيخ مفيد، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.

شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق موسسه آل البیت(ع)، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.

شیخ صدوق، محمد بن على، اعتقادات الإمامیة، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانور: الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(ع)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

جوادی آملی، عبدالله، معاد در قرآن، قم، اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش.

کوفى، فرات بن ابراهیم‏، تفسیر فرات الکوفی‏، تحقیق محمد کاظم، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی‏، ۱۴۱۰ق.

شیخ صدوق، محمد بن على‏، التوحید، تحقیق هاشم حسینى، قم، جامعه مدرسین‏، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.

حسینی طهرانی، محمدحسین، معادشناسی، مشهد، علامه طباطبایی، ۱۴۲۳ق.

پانویس

  1. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۴۳.
  2. کوفى، تفسیر فرات الکوفی‏، ۱۴۱۰ق، ص۳۵۰.
  3. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۲۶۰.
  4. مجلسی، بحارالانور، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۱۲۸.
  5. «تفسیر سوره سجده، جلسه دوم: ۲۱/۱۲/۱۳۹۱ش»، سایت جوادی آملی.
  6. شعيري، جامع الأخبار، مطبعة حیدریة‏، ص۱۷۶.
  7. جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۴۰۱-۴۰۲.
  8. مجلسی، بحارالانور، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۱۲۸.
  9. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
  10. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق‏، ج۲، ص۱۲۹.
  11. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
  12. ابن‌شاذان، مائة منقبة، ۱۴۰۷ق، ص۳۶.
  13. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
  14. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۴۳.
  15. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۳۱.
  16. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۲.
  17. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۲.
  18. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۸.
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۸.
  20. ابن‌شعبه حرانى، تحف العقول‏، ۱۳۶۳ق، ص۵۶.
  21. ابن‌شعبه حرانى، تحف العقول‏، ۱۳۶۳ق، ص۵۶.
  22. طبرانی، المعجم الکبیر، ‌مکتبة ابن تیمیة، ج۸، ص۱۰۰-۱۰۱.
  23. ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق‏،‌ ج۲، ص۱۵۲.
  24. قمى، تفسیر القمی‏، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۰۷.
  25. شیخ صدوق، اعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱-۷۲.
  26. حسینی طهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۹۲.
  27. حسینی طهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۹۲.