پرش به محتوا

کاربر:Mkhaghanif صفحه تمرین۱

از ویکی شیعه

پیامبر اسلام از دیدگاه شرق‌شناسان

پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) موضوع مطالعات تعداد زیادی از پژوهشگران شرق‌شناس بوده است که غالبا غیرمسلمان و غربی هستند.[۱] نویسنده کتاب مستشرقان و پیامبر اعظم(ص) در فصلی از کتاب خود نام ۴۷ خاورشناس شناخته‌شده را معرفی کرده است که درباره پیامبر اسلام آثاری منتشر کرده‌اند.[۲]

در مقاله «سنت‌پژوهی مستشرقان»، اسامی ۲۵ نفر فهرست شده که درباره پیامبر اسلام و سنت او آثاری منتشر کرده‌اند ازجمله؛ مونتگُمری وات، با کتاب‌های سه‌گانه «محمد در مکه»، «محمد در مدینه» و «محمد پیامبر و زمامدار»، که جامع‌ترین کتاب انگلیسی درباره پیامبر اسلام قلمداد شده است،[۳] ایگناس گلدزیهر، کارن آرمسترانگ، هرالد موتسکی، مایکل کوک، جان دیون پورت نویسنده کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ویلفرد مادلونگ صاحب کتاب جانشینی حضرت محمد، یوزف شاخت و هنری لامنس.[۴]

پژوهشگر دیگری نیز ۲۰ مرکز دانشگاهی در اروپا را مطالعه کرده و نتیجه گرفته است پربسامدترین مطالعات حوزه سیره‌پژوهی در دانشگاه‌های بریتانیا و آلمان انجام شده است.[۵] در بریتانیا بیشتر بر رویکردهای تارخی و جریان‌شناسی تطور متون مربوط به سنت و سیره نبوی، و در آلمان بیشتر به سبک زندگی و رویکردهای کلان آموزشی و اخلاقی سیره نبوی توجه شده است.[۶] در مقاله دیگری نیز ۷۰ کتاب و ۶۱ مقاله با موضوع سیره پیامبر معرفی شده است.[۷]

تاریخچه سیره‌پژوهی شرق‌شناسانه

بررسی‌های علمی و آکادمیک درباره سیره پیامبر اسلام در غرب از اواسط قرن ۱۹م آغاز شد.[۸] پیش از آن فقط کتابها و ردیه‌هایی علیه اسلام و شخصیت حضرت محمد منتتشر شده بود.[۹] به جز موارد محدود استثنا مجموعه آنچه درباره سیره پیامبر اسلام در قرون وسطی در غرب نوشته شده در راستای انکار پیامبری او بوده و تلاش کرده‌اند تا قرآن را حاصل تراوشات ذهنی انسانی معرفی کنند.[۱۰] در این دوران نویسندگان غربی به اطلاعات غیرمسلمانانی استناد می‌کردند که در جوامع اسلامی زندگی کرده و می‌کوشیدند تصویری منفی از پیامبر اسلام ارائه دهند.[۱۱] در یک تقسیم‌بندی مستشرقان را به چهاردسته خاورشناسان مسلمان، خاورشناسان منصف، خاورشناسان حرفه‌ای و خاورشناسان کینه‌ورز تقسیم کرده‌اند.[۱۲]

از قرن هجدهم میلادی و آغاز سفرهای تجاری اروپاییان به مناطق جهان اسلام، دیدگاه کل‌نگر و صرفا مذهبی به اسلام تغییر پیدا کرد و کسانی مثل ادوارد گیبون و توماس کارلایل، نویسنده کتاب «محمد قهرمانی در مقام پیامبر» محمد را فردی مؤثر در وقایع تاریخی معرفی کردند.[۱۳] در انتهای قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی برخی کتاب‌های کهن تاریخ اسلامی در غرب تصحیح و منتشر شد و در قرن بیستم چهار کتاب مغازی واقدی، سیره ابن‌هشام، طبقات ابن‌سعد، و تاریخ طبری در کنار قرآن و برخی از کتاب‌های ششگانه اهل سنت در اختیار پژوهشگران غربی بوده است.[۱۴] از دهه ۱۹۶۰ کلیسای کاتولیک نسبت به اسلام تغییر دیدگاه داد و به نحوی محتاطانه اظهار نظرهای مثبتی درباره اسلام مطرح می‌شد با این همه سخنی درباره پیامبر اسلام گفته نمی‌شد.[۱۵]

موضوعات مورد مطالعه مستشرقان

موضوعاتی مثل آیین پیامبر قبل از بعثت،[۱۶] درس‌نخوانده‌بودن پیامبر،[۱۷] تعدد ازدواج‌های پیامبر[۱۸] و جنگ‌های پیامبر[۱۹] ازجمله موضوعاتی هستند که پژوهش‌گران غیرمسلمان درباره آن‌ها سخن گفته‌اند.

هر چند اندکی از نویسندگان مسیحی تلاش کرده‌اند روایتی درست و بی‌غرض از زندگی محمد بیان کنند ولی گرایش عمومی آنان به سمت منفی‌گرایی افراطی قلمداد شده است[۲۰] در قرون میانه میلادی نویسندگان مسیحی همه فضایل محمد را واژگونه کرده و به شکل عیب و نقص نشان دادند.[۲۱]

به گفته کارل ارنست برخی مسیحیان مغرض داستان ملاقات محمد با بحیرای راهب را کاملا واژگون تفسیر کرده و بحیرا را یک مرتد بدعت‌گذار معرفی کردند که محمد را یاری کرد تا ادعای پیامبری کند[۲۲] برخی گفته‌اند او کاردینال مسیحی مرتدی بود که تصمیم گرفت دین جدیدی ابداع کند[۲۳] نویسنده دیگری نیز او را تحت تأثیر القائات شیطانی توصیف کرده و تجربه پیامبری او را ناشی از بیماری صرع القا است.[۲۴] به گفته کارل ارنست اتهام شهوت‌پرستی یکی از اصلی‌ترین تهمت‌هایی است که مسیحیان علیه پیامبر اسلام سر هم کرده‌اند[۲۵] با این که در اسلام گوشت خوک و شراب حرام است آنان خوردن این دو را به پیامبر اسلام نسبت داده‌اند.[۲۶]

در سوی دیگر برخی آثار شرق‌شناسان همدلانه و ستایشگرانه توصیف شده است.[۲۷] کتاب‌های «درباره آیین محمدی» نوشته ریلاند خاورشناس هلندی، «اسلام، بررسی تاریخی» اثر همیلتن گیب اسکاتلندی، «محمد و قرآن» اثر رودی‌پارت، «مسئله محمد» اثر رژی بلاشر، سه‌ کتاب مونتگمری وات، «محمد» نوشته ماکسیم رودنسون، «سیره پیامبر، معضل منابع» نوشته هرالد موتسکی، و «محمد رسول خدا» نوشته آنه ماری شیمل از آثاری هستند که جزو آثار همدلانه قرار گرفته‌اند.[۲۸]

اشکالات روشی مستشرقان

پژوهش‌گران مسلمان نیز آثار متعددی در نقد رویکرد استشراقی به پیامبر اسلام نوشته‌اند. کتاب «مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)» چندین کتاب را با همین مضمون فهرست کرده است.[۲۹] محمد عبدالرزاق اسود پژوهشگر عربستانی گزارشی از چند پایان‌نامه دانشگاهی، همایش‌های علمی و ۴۲ مقاله منتشرشده با موضوع نقد نگاشته‌های مستشرقان درباره پیامبر تهیه کرده است.[۳۰]

به گزارش اسود پژوهشگران مسلمان نقدهای متعددی بر آثار شرق‌شناسانه وارد کرده‌اند که برخی از آن‌ها عبارت است از: عدم بررسی سندی و دلالتی روایات و بهر‌ه‌گیری از آن‌ها برای تایید ادعاهای خودشان،[۳۱] تفسیر اسلام بر پایه آموزه‌های مسیحی،[۳۲] عدم بررسی منصفانه و بی‌طرفانه،[۳۳] استناد به روایات ضعیف و رها کردن حقایق تاریخی،[۳۴] استنتاج اشتباه از روایات تاریخی،[۳۵] نقل وقایعی که در هیچ منبع تاریخی و حدیثی یافت نمی‌شود و کاملا ساختگی است،[۳۶] نقل ناقص روایات[۳۷] و ناآشنایی با منابع اصلی سیره و تکیه به آثار دیگر مستشرقان.[۳۸]

هرالد موتسکی اسلام‌پژوه آلمانی، نیز اشکالاتی بر سیره‌پژوهی در غرب ذکر کرده است؛ نبود مطالعات نظام‌مند و نقادانه درباره منابع حدیثی که باعث شده سیره‌نویسان غربی فقط اطلاعاتی را انتخاب کنند که خودشان می‌پسندند، نداشتن شیوه‌هایی برای اعتبارسنجی احادیث سیره، اظهارنظرهای کلی درباره رابطه قرآن و احادیث سیره نبوی، و محدودیت منابعی که سیره‌نویسان غربی به آن‌ها مراجعه کرده‌اند که فقط شامل چهار اثر از قرن سوم قمری است و بی‌اطلاعی مستشرقان از دیگر منابع سیره‌شناسی.[۳۹]

پس از نقدهای گلدزیهر، هنری لامنس و یوزف شاخت به منابع مطالعاتی سیره،[۴۰] گروهی از شرق‌شناسان تقریبا همه منابع اسلامی را نامعتبر دانستند ولی در نقطه مقابل رویکرد دومی نیز وجود دارد که دستیابی به روایت‌های موثق را از طریق به‌کارگیری برخی شیوه‌های نقد امکان‌پذیر می‌داند.[۴۱]

گروهی از شرق‌شناسان سیره‌پژوه که به عنوان شکاکان شناخته می‌شوند در سه نکته اشتراک نظر دارند؛ (۱)تدوین قرآن به عنوان یک متن رمزآلود و پر از اشارات و کنایات بسیار متأخر است و بنابر این منبع موثقی برای شناخت تحولات تاریخ اسلام نیست (۲) تمام روایات موجود در بنده سنت اسلامی را می‌توان در قالب تاریخ رستگاری تعریف و توجیه کرد که با گرایش‌های کلامی، سیاسی و فقهی سده‌های بعد تدوین شده است و هیچ هسته تاریخی حقیقی و قابل اتکایی ندارد (۳) ذات و طبیعت روایات مربوط به سیره نبوی، به منظور تفسیر اشارات و کنایات قرآن نگاشته شده و از هر گونه چارچوبه مستقل از قرآن که بتوان بدان دست‌یافت عاری هستند[۴۲]

پانویس

  1. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۶-۲۷.
  2. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۸۲-۱۲۰.
  3. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۸.
  4. حیدری‌فر و حجتی، «سنت‌پژوهی مستشرقان»، ص۷۹-۸۰.
  5. جوکار و دیگران، «پیامبرشناسی در اروپا»، ص۸۹.
  6. جوکار و دیگران، «پیامبرشناسی در اروپا»، ص۸۹.
  7. موسوی مقدم و ثابت دیوشلی، «منبع‌شناسی مستشرقان پیرامون سیره پیامبر اکرم»، ص۱۳۱-۱۵۰.
  8. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۴.
  9. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۴.
  10. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۵.
  11. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۵.
  12. شایب، نبوة محمد فی الفکر الاستشراقی المعاصر، ۲۰۰۲م، ص۱۵۶.
  13. هویلند، «دشواری‌های سیره‌نگاری پیامبر و راه‌حل‌های آن»، ص۸۵.
  14. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۶.
  15. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  16. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۱.
  17. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۱.
  18. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۵.
  19. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۱ و ۳۰۹.
  20. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۳۱.
  21. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  22. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۲۸.
  23. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۳۲.
  24. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۳۸.
  25. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۴۳.
  26. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۳۲.
  27. پارسا، «درآمدی بر مطالعات خاورشناسان درباره سیره محمد(ص)»، ص۹۴.
  28. پارسا، «درآمدی بر مطالعات خاورشناسان درباره سیره محمد(ص)»، ص۹۵-۱۰۲.
  29. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۹-۳۲.
  30. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۱-۴۵.
  31. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۴.
  32. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۴.
  33. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  34. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۷.
  35. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  36. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  37. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۴۷.
  38. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۵۰.
  39. موتسکی، «مقدمه»، ص۱۴-۱۵.
  40. هویلند، «دشواری‌های سیره‌نگاری پیامبر و راه‌حل‌های آن»، ص۸۸.
  41. هویلند، «دشواری‌های سیره‌نگاری پیامبر و راه‌حل‌های آن»، ص۹۵.
  42. رفیعی،‌ «جریان‌شناسی سیره‌پژوهی در غرب»، ص۹۹.