کاربر:M.abedini/صفحه تمرین3
بتریه
بتریه از فرقههای منسوب به زیدیه[۱] و پیروان کثیرالنواء، حسن بن صالح بن حی، سالم بن ابیحفصه، حکم بن عتیبه، سلمه بن کهیل و ثابت حداد دانسته شدهاند.[۲] بااینحال، در روایتی از رجال کشی، زید بن علی برخی از سران بتریه را نکوهش کرده و از آنان بیزاری جسته است؛ ازاینرو، انتساب بتریه به زیدیه محل تردید دانسته شده است.[۳] برخی پژوهشگران نیز با استناد به روایتی از سدیر،[۴] شکلگیری این جریان را پیش از قیام زید بن علی دانستهاند.[۵]
بتریه بهسبب انتساب لقب «ابتر» به کثیرالنواء، به این نام شناخته شدند.[۶] آنان امام علی(ع) را برتر از دیگر صحابه میدانستند، اما خلافت ابوبکر و عمر را نیز میپذیرفتند و عثمان، طلحه و زبیر را نکوهش میکردند.[۷]
آنان معتقد بودند امام علی(ع) با رضایت و اختیار با ابوبکر و عمر بیعت کرد و حکومت را به آنان واگذار نمود؛ ازاینرو، خلافت آنان را پس از رضایت علی(ع) مشروع میدانستند.[۸]
از دیدگاه بتریه، هر یک از فرزندان امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) که عالم، زاهد و شجاع باشد[۹] و برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، میتواند امام باشد.[۷] برخی از آنان زیبایی چهره را نیز از شرایط امامت دانستهاند.[۱۰] در صورت وجود همزمان دو فرد واجد شرایط، بر اساس افضیلت، زاهدتر بودن و و یا استواری رأی و توانایی اداره امور یکی را بر دیگری مقدم میکردند.[۱۱]
در مسائل اعتقادی، از بتریه دیدگاههایی مانند توقف درباره عثمان (نه مومن و نه کافر)[۱۲] و انکار رجعت گزارش شده است.[۱۳] شهرستانی نویسنده ملل و النحل نیز بتریه زمان خود را در اصول پیرو معتزله و در فروع عمدتاً پیرو ابوحنیفه دانسته و از موافقت آنان با شافعی و شیعه در برخی مسائل سخن گفته است.[۱۴]
عباس زریاب با مقایسه گزارشهای منابع فرقهشناختی، بتریه نخستین را شیعیانی متمایل به اهلسنت دانسته است که ضمن پذیرش افضلیت امام علی(ع)، خلافت ابوبکر و عمر را نیز صحیح میشمردند. به نظر او، پس از قیام و کشتهشدن زید بن علی، بتریه با پذیرش امامت او به جریان زیدیه پیوستند.[۱۵]
در منابع روایی امامیه، بتریه نکوهش شدهاند؛ کشی روایتی از امام صادق(ع) در بیزاری از بتریه نقل کرده است.[۱۶]همچنین در برخی روایات، از انحراف بتریه[۱۷] و رویارویی آنان با امام مهدی(ع) هنگام ظهور سخن گفته شده و در یکی از این روایات، از جنگ امام مهدی(ع) با گروهی از بتریه در کوفه و کشتهشدن آنان خبر داده شده است.[۱۸]
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۲۲ و ۲۲۳.
- ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۹۱.
- ↑ زریاب، عباس، «بتریه»، ص۲۳۲.
- ↑ کشی، رجال کشی، ۱۴۰۹ق، ج۱ ص۲۳۶.
- ↑ زریاب، عباس، «بتریه»، ص۲۳۲.
- ↑ اشعری، مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين، ۱۴۰۰ق، ص۶۸.
- ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۹۱.
- ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ۱۴۳۹ق، ص۴۰.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸ و ۱۸۹.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.
- ↑ اشعری، مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين، ۱۴۰۰ق، ص۶۹.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۹.
- ↑ زریاب، عباس، «بتریه»، ص۲۳۳.
- ↑ کشی، رجال الكشی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۱.
- ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۵۴.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۴؛ طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۴۵۵.