پرش به محتوا

کاربر:Baradaran/صفحه تمرین ۱

از ویکی شیعه

قیام یحیی بن عبدالله طالبی

قبل از ورود به دیلم

پس از فاجعه فخ[۱] در دوران هادی و هارون، یحیی، به دعوت مردم به سوی خود برای قیام پرداخت.[۲] دعوت یحیی به‌ویژه در حرمین، یمن، مصر[۳] و عراق مورد استقبال قرار گرفت و بیعت‌های فراوانی با او صورت گرفت.[۴] از جمله بیعت‌کنندگان شخصیت‌های برجسته‌ای چون محمد بن ادریس شافعی، عبدربّه بن علقمه، سلیمان بن جریر، بشر بن معتمر و حسن بن صالح اشاره بودند.[۵]

یحیی که در قیام صاحب فخ شرکت کرده بود، مدتی در خفا به سر برد و در شهرها به دنبال مکانی امن می‌گشت.[۶] او ابتدا به یمن سفر کرد[۷] و سپس به مصر و مغرب رفت.[۸] در ادامه، یحیی به‌طور مخفیانه به عراق رفت[۹] و بعداً به بلاد ری و خراسان و ماوراء النهر سفر کرد.[۱۰] تلاش هارون برای دستگیری او شدت گرفت[۱۱] و هارون در کوشش‌های خود برای بازداشت یحیی از هیچ تلاشی دریغ نکرد.[۱۲]

یحیی در نهایت به خاقان پادشاه ترکستان پناه برد[۱۳] و با حدود ۱۷۰ نفر از یارانش در نزد او اقامت گزید.[۱۴] این اقامت به مدت ۳۰ ماه طول کشید.[۱۵] در این زمان، نامه‌نگاری‌های هارون برای تسلیم کردن یحیی به خاقان ادامه داشت، اما خاقان به دلیل پیروی یحیی از اصول اسلامی و این‌که او نواده پیامبر و شیخی عالم است، از این کار امتناع ورزید.[۱۶] گفته شده که خاقان به دست یحیی در خفا مسلمان شده بود.[۱۷]

پس از گذشت مدت زمانی در ترکستان، یحیی به سمت منطقه خراسان،[۱۸] جبال[۱۹] و طبرستان و سپس دیلم عزیمت کرد.[۲۰]

زمان و چگونگی عزیمت به منطقه دیلم

یحیی بن عبدالله در سال ۱۷۵ق[۲۱] به دلیل هراس از سرنوشت برادرانش، نفس زکیه و قتیل باخمری،[۲۲] به دیلم گریخت[۲۳] و به پادشاه آن منطقه پناه برد.[۲۴] او با هفتاد نفر به سمت دیلم حرکت کرد[۲۵] و به صورت ناشناس وارد آنجا شد.[۲۶] انتخاب دیلم به دلیل سابقه همکاری این منطقه با علویان پیش از یحیی بود و او امیدوار بود که بتواند اعتماد دیلمیان را به خود جلب کند.[۲۷] در همان سال، یحیی دعوتش را در دیلم اعلام کرد[۲۸] و در سال ۱۷۶ق قیام کرد[۲۹] و دیلم را تصرف نمود.[۳۰] اعتقاد مردم به استحقاق یحیی برای امامت منجر به بیعت گسترده با او شد.[۳۱] با گذشت زمان، یاران یحیی در دیلم افزایش یافتند[۳۲] و حکومت او در این سال شدت بیشتری پیدا کرد.[۳۳] این تحولات باعث شد که مردم از نقاط مختلف به سمت دیلم عزیمت کنند،[۳۴] به ویژه شیعیان که از مناطق مختلف به دیلم مهاجرت کردند.[۳۵] یحیی در دیلم خواستار خلافت شد[۳۶] و برای جنگ آماده‌سازی‌های لازم را انجام داد.[۳۷] او توانست سپاهیان زیادی را در گیلان جمع‌آوری کند.[۳۸]

در این میان، اهالی کوفه نیز در قیام یحیی حضور یافتند.[۳۹] همچنین، برخی از زیدیان بتری مانند حسن بن صالح بن حی در این قیام شرکت کردند، اما اختلاف‌نظرهایی با یحیی داشتند.[۴۰] [یادداشت ۱] یحیی پس از مدتی به طبرستان رفت[۴۱] و پادشاه طبرستان «جستان»،[۴۲] از یحیی حمایت کرد.[۴۳]

مقابله با قیام یحیی توسط هارون

قدرت یافتن یحیی در دیلم در زمان حضور هارون و مامون در قزوین بود[۴۴] و این موضوع باعث ناراحتی شدید هارون شد.[۴۵] هارون تصمیم گرفت به مقابله با او بپردازد. او با پادشاه دیلم مکاتبه کرد و ضمن تهدید او خواستار تسلیم کردن یحیی شد.[۴۶] هارون به دلیل واهمه از قدرت یحیی، ۵۰ هزار نفر[۴۷] یا بنا بر گزارشی ۸۰ هزار نیرو به فرماندهی فضل بن یحیی برمکی به دیلم اعزام کرد.[۴۸] و فرماندهان ارشد نظامی عباسی را همراه فضل فرستاد.[۴۹]

هارون برای حل غائله یحیی، به فضل دستور داد که بدون خونریزی و با استفاده از اموال، مسئله را حل کند.[۵۰] او تمامی ولایت مشرق و خراسان[۵۱] و همچنین حکومت‌های جبال، ری، جرجان، طبرستان و قومس را به فضل واگذار کرد.[۵۲] فضل به سمت دیلم حرکت کرد و نامه‌های پی در پی به همراه هدایا به یحیی ارسال شد.[۵۳] او اموال فراوانی را بین مردم، به‌ویژه شعرا تقسیم کرد تا بتواند بدون درگیری مسئله را حل کند.[۵۴]

تسلیم شدن یحیی

فضل پس از استقرار در طالقان[۵۵] و سپس اردوی یک‌ساله در ری[۵۶] وارد مکاتبات متعددی با یحیی شد[۵۷] و از روش‌های گوناگونی برای تسلیم کردن او استفاده کرد.[۵۸] فضل همچنین با پادشاه دیلم مکاتبه کرد و با ارسال اموال، او را متقاعد کرد.[۵۹] در نهایت، فضل بن یحیی برمکی با پرداخت یک میلیون درهم به فرمانروای دیلم، شرایط خروج یحیی را تسهیل نمود.[۶۰] پادشاه دیلم یحیی را تسلیم کرد به شرطی که به او امان داده شود و از قتل در امان بماند.[۶۱]

به باور برخی محققان یحیی از خیانت احتمالی پادشاه دیلم هراس داشت[۶۲] و زمانی که از سستی او آگاه شد، تسلیم شد.[۶۳] همچنین، قدرت سپاه فضل[۶۴] و مکاتبات هارون و تهدیدات پادشاه دیلم توسط او[۶۵] و همچنین پراکندگی یاران و نظر منفی آنها نسبت به یحیی و تشدید اختلافات در این تصمیم موثر بود.[۶۶] یحیی علت تسلیمش را ناتوانی در مقاومت به دلیل کمبود یاران در برابر سپاه پرتعداد فضل می‌دانست.[۶۷] گفته شده او از اینکه توانسته بود در دل ظالمان ترس ایجاد کند خدا را شاکر بود و بقیه را به قضای الهی واگذار کرد.[۶۸]

یحیی از فضل امان خواست و فضل نیز با درخواست او موافقت کرد.[۶۹] او همچنین از هارون الرشید نیز تقاضای امان نمود[۷۰] و با تسلیم در صورتی که امان‌نامه‌ای به خط هارون و بر اساس متن پیشنهادی او نوشته شود،‌ موافقت کرد.[۷۱] هارون درخواست امان یحیی را قبول کرد[۷۲] و تمامی شرایط یحیی برای تسلیم را پذیرفت.[۷۳] او به خط خود امان‌نامه‌ای نوشت[۷۴] و متن پیشنهادی و شهود منتخب یحیی را تأیید نمود.[۷۵] هارون از پذیرش تسلیم و تنظیم امان‌نامه بسیار خوشحال بود و بزرگان عباسی نیز آن را امضا کردند.[۷۶] قضات، فقها و بزرگان بنی هاشم نیز این امان‌نامه را امضا نمودند[۷۷] و تمامی هاشمیان نیز آن را ضمانت کردند.[۷۸] ضمانت‌نامه در دو نسخه تنظیم شد و یکی از آنها در اختیار یحیی و دیگری نزد یحیای برمکی قرار گرفت.[۷۹] و هدایای فراوانی به همراه امان‌نامه از طریق فضل برای او ارسال گردید.[۸۰] یحیی از نگارش امان‌نامه به دست هارون بسیار خوشحال شد.[۸۱]

فضل با تسلیم یحیی بدون خونریزی از شأن و منزلت بالایی نزد هارون برخوردار شد.[۸۲] این موضوع مورد توجه شاعران قرار گرفت و اشعاری در این زمینه سروده شد.[۸۳]

یاران یحیی

ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین به ذکر نام محدثان و علمایی پرداخته است که در قیام یحیی شرکت داشتند. از جمله این افراد می‌توان به یحیی بن مساور، عامر بن کثیر السراج و سهل بن عامر بجلی اشاره کرد.[۸۴] هارون، علی بن هاشم بن برید، عبد ربه بن علقمه و مخول بن ابراهیم نهدی را به علت همراهی یحیی، مدت ۱۰[۸۵] یا ۱۲ سال زندانی کرد.[۸۶] او از یحیی خواست تا یاران خود را معرفی کند؛ اما یحیی از ذکر نامشان خودداری کرد؛ زیرا می‌دانست که ممکن است هارون آنها را نیز مانند خودش به قتل برساند.[۸۷] هارون حتی پس از گذشت چهار سال از پایان قیام یحیی، به پیگیری برای دستگیری اصحاب او ادامه داد.[۸۸]

منابع

  1. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  2. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  3. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  4. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  5. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  6. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۰
  7. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  8. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  9. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  10. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  11. ↑ الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۲
  12. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  13. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  14. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  15. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  16. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  17. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷ ؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  18. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۸
  19. ↑ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۶
  20. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  21. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ المنتظم، ج۹، ص۱۰؛ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  22. ↑ الفخری، ص۱۹۳
  23. ↑ تاریخ‏گزیده، ص۷۹۰
  24. ↑ مروج‏الذهب،ج‏۳،ص:۳۴۲
  25. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۲، ص۴۵۶
  26. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۰
  27. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۴؛ الحدائق الوردیه فی مناقب الأئمه الزیدیه، ج۱، ص۳۳۰
  28. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  29. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ مناهل الضرب فی أنساب العرب، ص۳۰۹
  30. ↑ تاریخنامه طبری، ج۴، ص۱۱۸۶
  31. ↑ الفخری، ص۱۹۳
  32. ↑ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  33. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶
  34. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷
  35. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  36. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  37. ↑ شرح الأخبار، ج۳، ص۳۳۰
  38. ↑ تاریخنامه طبری، ج۴، ص۱۱۸۷
  39. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۲
  40. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۲
  41. ↑ تاریخ‏گزیده، ص۳۰۴
  42. ↑ تاریخ‏گزیده، ص۳۰۴ – ۳۰۵، ۷۹۰
  43. ↑ تاریخ‏گزیده، ص۳۰۴ – ۳۰۵، ۷۹۰
  44. ↑ تاریخ‏گزیده، ص۷۹۰
  45. ↑ الفخری، ص۱۹۳
  46. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۸
  47. ↑ المنتظم، ج۹، ص۱۶؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  48. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  49. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲، تجارب الامم، ج۳، ص۵۰۷؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶
  50. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۲
  51. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۲
  52. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ تجارب الامم، ج۳، ص۵۰۷
  53. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲
  54. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲
  55. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۶، ص۱۲۵
  56. ↑ تاریخنامه طبری، ج۴، ص۱۱۸۷؛ زین الأخبار، ص۱۶۰ - ۱۶۱
  57. ↑ شرح الأخبار، ج۳، ص۳۳۰
  58. ↑ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۲ - ۲۴۳
  59. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹
  60. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳
  61. ↑ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۶
  62. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  63. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۷۹ - ۱۸۰
  64. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  65. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۸
  66. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۳
  67. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۴؛ تجارب الامم، ج۳، ص۵۰۸ – ۵۰۹؛ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۳
  68. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۳
  69. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۸
  70. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲؛ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴
  71. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶
  72. ↑ الأعلام، ج۸، ص۱۵۴؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳
  73. ↑ الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۲
  74. ↑ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳.
  75. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۳
  76. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ المنتظم، ج۹، ص۱۶ – ۱۷
  77. ↑ الفخری، ص۱۹۳
  78. ↑ زین الأخبار، ص۱۶۱
  79. ↑ شذرات الذهب، ج۲، ص۴۳۷؛ مقاتل الطالبیین، ص۳۹۳؛ غربال الزمان فی وفیات الأعیان، ص۱۸۰
  80. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ المنتظم، ج۹، ص۱۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳؛ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  81. ↑ تاریخ الإسلام، ج۱۱، ص۱۲
  82. ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷۳
  83. ↑ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۱۶۷؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۳ – ۲۴۴؛ تجارب الامم، ج۳، ص۵۰۸، مقاتل الطالبیین، ص۳۹۴
  84. ↑ مقاتل الطالببین، ص۴۰۴
  85. ↑ مقاتل الطالببین، ص۴۰۵
  86. ↑ مقاتل الطالببین، ص۴۰۴۰ – ۴۰۵
  87. ↑ مقاتل الطالبیین، ص۴۰۳؛ الحدائق الوردیه فی مناقب الأئمه الزیدیه، ج‏۱، ص۳۵۳
  88. ↑ مقاتل الطالببین، ص۴۰۵


خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «یادداشت» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="یادداشت"/> یافت نشد.