کاربر:Alikhani/صفحه تمرین2
فقه مضاف - عروة الوثقی- قریشی بودن خلیفه
فقه مضاف
فقه مضاف رویکردی تخصصی و موضوعمحور در فقه است که مسائل و احکام شرعی مرتبط با یک حوزه معین از زندگی انسان یا یک دانش و نظام اجتماعی را بهصورت منسجم بررسی و ساماندهی میکند. در این رویکرد، بهجای آنکه مسائل یک حوزه تنها در ابواب پراکنده فقه مورد بررسی قرار گیرد، مجموعه احکام مرتبط با آن حوزه گردآوری، دستهبندی و با توجه به ویژگیهای موضوعی و نیازهای آن استنباط و تحلیل میشود. فقه اقتصادی، فقه سیاسی، فقه پزشکی، فقه خانواده و فقه رسانه از جمله حوزههایی هستند که در چارچوب این رویکرد مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
اهمیت فقه مضاف در فقه شیعه، بیش از آنکه در تأسیس دانشی مستقل در کنار فقه موجود باشد، در تخصصیسازی، بازآرایی و روزآمدسازی ظرفیتهای اجتهاد برای مواجهه با مسائل پیچیده و نوپدید است. گسترش دانشهای تخصصی و تحول مناسبات اجتماعی موجب شده است موضوعات جدیدی مانند بانک، بیمه، فناوریهای پزشکی، رسانههای نوین و مسائل زیستمحیطی پدید آیند که شناخت دقیق آنها به دانشهای تخصصی نیاز دارد. ازاینرو، فقه مضاف میکوشد با پیوند دادن دانش فقه با موضوعشناسی تخصصی، ظرفیت اجتهاد شیعی را برای پاسخگویی منسجمتر به مسائل معاصر فعال کند.
بااینحال، درباره ماهیت و عنوان «فقه مضاف» میان فقهپژوهان اتفاقنظر وجود ندارد. برخی آن را گونهای از فقه تخصصی و رویکردی جدید در سازماندهی مسائل فقهی میدانند و برخی دیگر، با نقد عنوان «فقه مضاف»، این مباحث را همان فقهی میدانند که موضوعات جدیدی یافته و در حوزههای تخصصی به اجتهاد درباره آنها پرداخته است.
عروة الوثقی
عروة الوثقی تعبیری قرآنی به معنای دستاویزی استوار و مطمئن است که در قرآن دو بار به کار رفته است. این تعبیر در آیات قرآن، به معنای تمسک به ایمان و راه درست الهی آمده و مفسران آن را به چنگزدن به محکمترین تکیهگاه و پناهگاه تشبیه کردهاند.[۱][۱۳][۱۷] در کاربرد عمومی نیز «عروة الوثقی» برای چیزی به کار میرود که بتوان به آن اعتماد کرد.[۶] در تفسیر عروة الوثقی، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. برخی آن را اسلام و دین الهی دانستهاند و برخی ایمان، قرآن، توحید و تسلیم در برابر خداوند را از مصادیق آن شمردهاند.[۱۹][۲۲][۲۴][۲۶][۲۷] برخی مفسران نیز این دیدگاهها را نزدیک به یکدیگر دانسته و معتقدند میتوان همه آنها را بیانهای مختلفی از یک حقیقت دانست.[۲۹]
در روایات شیعه، اهلبیت(ع) و ولایت آنان نیز از مصادیق عروة الوثقی معرفی شدهاند.[۳۰] در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که کسی که میخواهد به عروة الوثقی چنگ بزند و سوار کشتی نجات شود، باید پس از پیامبر(ص) ولایت علی(ع) را بپذیرد و از امامان هدایتگر از نسل او پیروی کند.[۳۱] در روایات دیگری از امام باقر(ع) و دیگر امامان نیز ولایت، عروة الوثقی دانسته شده است.[۳۲][۳۳] همچنین در روایتی از پیامبر(ص)، تمسک به عروة الوثقی به دوستی علی(ع) و اهلبیت(ع) تفسیر شده است.[۳۴] روایتی با همین مضمون از امام باقر(ع) نیز نقل شده است.[۳۵]
استفاده قرآنی
عروة الوثقی در دو آیه از قرآن آمده است. در آیه ۲۵۶ سوره بقره، ایمان به خدا و کفر به طاغوت، سبب چنگزدن به عروة الوثقی معرفی شده که گسستنی نیست. در آیه ۲۲ سوره لقمان نیز تسلیم در برابر خداوند همراه با نیکوکاری، چنگزدن به عروة الوثقی دانسته شده است.[۱۳][۱۴][۱۶]
عروة الوثقی در کاربردهای دیگر
«العروة الوثقی» عنوان کتاب فقهی سید محمدکاظم طباطبایی یزدی نیز هست که از کتابهای مشهور حوزههای علمیه شیعه به شمار میرود و شرحها و حاشیههای فراوانی بر آن نوشته شده است.[۱۰] این عنوان برای برخی مجلات و یک پژوهشکده نیز به کار رفته است.[۱۱][۱۲]
قریشیبودن خلیفه
استناد به این حدیث در واقعه ثقیفه و پیروزی نظریه حاکمیت قریش موجب شد نه تنها چهار خلیفه اول، که دو سلسله خلفای بعد از آنها (بنیامیه و عباسیان) نیز همه از قریش باشند.[۱]
اهمیت این امر به گونه ایست که سیوطی در کتاب تاریخ خلفا، با این استدلال که هیچیک از خلیفه های عبیدی (فاطمی) قریشی نبودند، نام آنها را در ردیف خلیفهها ذکر نمیکند. (پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۸./ تاریخ خلفا ص ۴)
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۸.