کاربر:Alikhani/صفحه تمرین2
در فهرست کتابهای خطی کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی نیز ۶۶ نسخه خطی وجود دارد، اما حجم آنها با هم متفاوت است قاضیزاده، «پژوهشی درباره کتاب عوالم»، ص۲۲۵ موحد ابطحی معتقد است در نسخه های خطی بخشهای مربوط به امام جواد، امام هادی و امام عسکری مفقود شده است، از این رو وی خود مستقلا به نگارش این بخش ها مبادرت کرده است.قاضیزاده، «پژوهشی درباره کتاب عوالم»، ص۲۲۵
جایگاه و اهمیت
ایمان ابوطالب از موضوعات چالشی تاریخی و کلامی شیعیان و سنیمذهبان است.[۱] شیعیان امامیه بر ایمان او به آیین اسلام پای فشردهاند و این مطلب را در نزد ائمه اهلبیت و پیروان آنها اجماعی دانستهاند.[۲] چنانکه اکثر شیعیان زیدیمذهب و برخی عالمان اهلتسنن نیز این دیدگاه را پذیرفتهاند.[۳] اما بیشتر سنیمذهبان به کفر او باور دارند.[۴]
همچنین گفته شده، احادیث مربوط به کفر ابوطالب از سوی عباسیان، به خصوص منصور دوانیقی، جعل شده است؛ زیرا آنان که نوادگان عباس بن عبدالمطلب بودند، در مسائل سیاسی تقابل آشکاری با آل ابیطالب بن عبدالمطلب داشتند و برای خارجکردن آنان از سیاست چنین احادیثی را جعل کردند.[۵] برخی پژوهشگران نیز باور دارند که احادیث مربوط به کفر ابوطالب از سوی بنیامیه و در زمان معاویه ساخته شده است.[۶]
اهلتسنن بر ایمان یا کفر ابوطالب اتفاق نظر ندارند.[۷] در برخی پژوهشها نام ۳۵ نفر از عالمان مذاهب چهارگانه اهلسنت که از سده دوم تا پانزدهم هجری میزیسته و به ایمان ابوطالب قائل بودند، ذکر شده است.[۸] (نگاه کنید به: صحوة الطالب فی رد الشبهات عن ابیطالب؛ گفته شده در این کتاب نام ۴۰ نفر آمده است.)
برخی از عالمان اهلتسنن معتزلیمذهب، مانند ابوالقاسم بلخی و ابوجعفر اسکافی[۹] و نیز برخی فقیهان شافعیمذهب، مانند احمد زینی دحلان، همچون شیعیان بر ایمان ابوطالب تأکید دارند.
به گفته علامه مجلسی، ابوطالب هیچگاه بتپرست نبود، بلکه او یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم(ع) بوده است.[۱۰]
به گفته برخی پژوهشگران شیعه، رویکرد صحابهنگاران سنیمذهب به ابوطالب سیاسی بوده است، زیرا با شمردن نام برخی کافران قطعی (مانند اُمَیّه) در شمار صحابه،[۱۱] از ذکر نام ابوطالب خودداری کردهاند.[۱۲]
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج۱ ؛ ص۴۴۸
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ مَثَلَ أَبِي طَالِبٍ مَثَلُ أَصْحَابِ الْكَهْفِ أَسَرُّوا الْإِيمَانَ وَ أَظْهَرُوا الشِّرْكَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ.[۱۳]
تقیه ابوطالب
بر اساس برخی منابع اهلسنت که وصیت ابوطالب را نقل کردهاند، آمده است نبوت پیامبر امری است که قلب آن را پذیرفته، اما زبان آن را انکار میکند.[۱۴] سید جعفر مرتضی عاملی این سخن او را بیانگر تقیۀ ابوطالب دانسته است.[۱۵] بر اساس حدیثی که فتال نیشابوری از پیامبر(ص) نقل کرده، پیامبر در معراج چهار نور دیده که یکی از آنها نور ابوطالب بوده است و خداوند دلیل رسیدن به آن مقام را کتمان ایمان و ابراز ظاهری کفر بیان میکند.[۱۶]
به نظر سید محمدکاظم طباطبایی، آشکارنشدن ایمان ابوطالب با توجه به جایگاه قبیله در فرهنگ جاهلی توجیهپذیر است؛ زیرا بر اساس فرهنگ جاهلیت قبیله در نزد آنان اهمیت بسیار داشت و از آنجا که ابوطالب بزرگ قبیله قریش بود، میتوانست با تکیه بر این جایگاه از پیامبر حمایت کند.[۱۷] این در حالیست که اگر خود را پیرو پیامبر و فردی مسلمان معرفی میکرد، این جایگاه را از دست میداد و نمیتوانست از پیامبر حمایت کند.[۱۸] طباطبایی با تکیه بر این تحلیل میپذیرد که چگونه میشود حتی در گزارشهای شیعی، او شهادتین را نگفته باشد و هیچیک از شعائر دینی مانند نماز را به جای نیاورده باشد.[۱۹]
شیعه معتقد است دین نوپای اسلام به حمایت برخی از سران قریش که در ظاهر بیطرفی باشند، نیاز داشت و بدیهی است که در این شرایط، اگر ابوطالب اسلام خود را آشکار میکرد، نزد مشرکان قریش ابهت و احترام خود را از دست میداد و نمیتوانست به عنوان سرپرست قبیله، حَکَم و داور گردد و از مقام بزرگی خود در حمایت از اسلام سود جوید.[۲۰](مراجعه دوباره)
دلایل موافقان ایمان ابوطالب
به گفته سید جعفر عاملی، پیبردن به ایمان اشخاص به اقرار زبانی آنها منحصر نیست، بلکه میتوان از مواضع عملی آنان، موضعگیری پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) در موردشان و اخبار افرادی که نسبت آنان مطلع هستند، آگاهی یافت.[۲۱] از نظر ادله کلامی شیعه و روایات معتبر آنان، نه تنها ایمان ابوطالب امری مسلّم است، بلکه برای او درجه بالایی از ایمان داشت که زندگی و همه وجود خود را برای دفاع از پیامبر(ص) هزینه کرد.[۲۲]
مواضع و رویکردها
بسیاری از مواضع ابوطالب، شاهدی بر ایمان او معرفی شده است.[۲۳] به گفته برخی پژوهشگران، ابوطالب زندگی و همه وجود خود را برای دفاع از پیامبر(ص) هزینه کرد که این رویکرد او نه تنها از ایمانش، بلکه از درجه بالای ایمان او حکایت دارد.[۲۲] چنانکه هنگامی که قریش در صدد قتل پیامبر برآمده بودند، ابوطالب مانع از تصمیم آنان شد.[۲۴] یا هنگامی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار میدادند، او به دفاع از پیامبر میپرداخت.[۲۵]
از جمله اینکه مطابق برخی نقلها او همسرش فاطمه بنت اسد را به اسلام دعوت کرد.[۲۶] او هنگامی که مشاهده کرد فرزندش، علی، در نمازخواندن به پیامبر(ص) اقتداء کرده است، به او فرمان داد تا همیشه ملازم او باشد[۲۷] چرا که او تنها به خیر دعوت میکند.[۲۸] همچنین به فرزند دیگرش، جعفر، دستور داد تا در کنار رسول خدا(ص) نماز گزارد.[۲۹]
اشعار ابوطالب
اشعار ابوطالب در تأیید نبوت پیامبر(ص) دلیل دیگری بر ایمان او دانسته شده است؛[۳۰] چنانکه در حدیث نقلشده در کتاب کافی، امام باقر(ع) برای اثبات ایمان ابوطالب به این شعر او استناد کرده است که:
أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدًا ..... نَبِیًّا کَمُوسَی خُطَّ فِی أَوَّلِ الْکُتُبِ[۳۱] (آیا نمیدانید که ما محمد را همچون موسی پیامبر میدانیم که در کتابهای پیشین معرفی شده است)
این شعر ابوطالب در منابع مختلف دیگری از جمله سیره ابنهشام نقل شده است.[۳۲]
لقد أکرم الله النبی محمدا ..... فأکرم خلق الله فی الناس أحمد
و شق له من اسمه لیجله ..... فذو العرش محمود و هذا محمد[۳۳] (به راستی که خداوند پیامبر، محمد، را گرامی داشت پس گرامیترین آفریدگان خداوند در میان مردم، احمد است. نامش را از نام خود گرفت زیرا که خداوندِ صاحب عرش، محمود است و این محمد)
یا شاهِـدَ اللّه عَلَی فَاشْهَـد ..... إنّی عَلی دِین النَّبی أحمد[۳۴]
علامه امینی با توجه به عبارات نقل شده از ابوطالب میگوید: اگر این تعابیر گوناگون که در اشعار وی آمده شهادت و اعتراف به نبوت رسول خدا(ص) بشمار نیاید پس اعتراف و شهادت به نبوت چگونه است؟!![۳۵]
علامه امینی در کتاب الغدیر آن دسته از اشعار ابوطالب را که در منابع اهلسنت نقل شده و بر ایمان او دلالت دارد، جمعآوری کرده است.[۳۶]
روایات شیعی
ایمان ابوطالب در روایات شیعه امری مسلّم فرض شده و احادیث بسیاری از امامان بر آن دلالت دارد؛ برای نمونه در روایتی از امام علی(ع) نه تنها به جایگاه بهشتی ابوطالب اشاره گردیده، که برای او مقام شفاعت نیز قرار داده شده و گفته شده در روز قیامت نور او بر همه نورها (جز نور پیامبر و چهارده معصوم) غلبه میکند.[۳۷] در روایتی از امام باقر(ع) وزن ایمان ابوطالب در میزان اعمال از ایمان جمیع خلایق سنگینتر دانسته شده است.[۳۸] همچنین مطابق روایاتی که از امام صادق(ع) نقل شده، خداوند آتش را بر ابوطالب حرام کرده[۳۹] و او را در بهشت همجوار پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان قرار داده است.[۴۰] همچنین در حدیثی از امام رضا(ع) آمده که هر کس ایمان ابوطالب نپذیرد، به سوی آتش جهنم رهسپار است.[۴۱]
علامه امینی در کتاب الغدیر چهل روایت ذکر کرده که بر ایمان ابوطالب دلالت دارد.[۴۲] محمدرضا مروجی نجفی، احادیث نقل شده از معصومان درباره ایمان ابوطالب را جمعآوری کرده است.[۴۳]
اسلام فاطمه بنت اسد
در روایتی که از امام سجاد(ع) نقل شده، برای اثبات ایمان ابوطالب به باطلنشدن ازدواج او با همسر مسلمانش فاطمه بنت اسد استناد شده است.[۴۴] ابنابیالحدید، از عالمان معتزلی اهلسنت، فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب را یازدهمین نفری معرفی کرده که به پیامبر(ص) ایمان آورد.[۴۵] ازاینرو زمان ایمانآوردن او را به سال نخست یا سال دوم بعثت تاریخگذاری کردهاند.[۴۶] این در حالی است که طبق فقه مسلمانان، اگر زن کافری مسلمان شده، اما شوهرش مسلمان نشود، عقد نکاحشان باطل میشود و زن از مرد جدا میگردد؛[۴۷] چنانکه فقیهان اهلسنت در این حکم اجماع دارند.[۴۸] ازاینرو اینکه فاطمه بنت اسد بعد از اسلام از همسرش ابوطالب جدا نشد، نشانه کافرنبودن ابوطالب دانسته شده است.[۴۹] با این حال گزارشهای دیگری نیز وجود دارد که اسلام او را بعد از وفات همسرش دانستهاند.[۵۰]
دلایل برخی سنیمذهبان بر کفر ابوطالب و نقد آن
از دلایل عالمان اهلسنت بر کفر ابوطالب عبارتاند از:
حدیث ضحضاح
اهلسنتی که به کفر ابوطالب باور دارند، به حدیث ضحضاح استناد کردهاند. بر اساس این حدیث که در منابع معتبر اهلتسنن (مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم) ذکر شده، ابوطالب به پاس خدماتش به پیامبر(ص) با شفاعت او از درکات جهنم به مکانی به نام ضحضاح انتقال مییابد و از شدت عذابش کاسته میشود.[۵۱] حدیث ضحضاح مهمترین دلیل منکران ایمان ابوطالب بهشمار آمده است.[۵۲]
به باور برخی پژوهشگران شیعه، این حدیث حتی با مبانی اهلتسنن نیز حدیثی غیرمعتبر است؛[۵۳] چنانکه محتوای آن با آیات مختلفی از قرآن[۵۴] و احادیث مختلفی از منابع اهلسنت[۵۵] که هرگونه شفاعت و تخفیفی را از کافران نفی کرده، تعارض دارد.[۵۶] فخار بن معد موسوی در کتاب ایمان ابیطالب، احادیثی را از امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام رضا(ع) نقل کرده که آنان در مقابل روایت ضحضاح موضعگیری کرده، چنین روایتی را حاصل دروغگویی دشمنان خدا دانستهاند.[۵۷] برخی پژوهشگران با بررسی تاریخی حدیث ضحضاح به این نتیجه رسیدهاند که این حدیث در تقابل سیاسی عباسیان با آلعلی(ع) برای تخریب شخصیت امام علی(ع) و اثبات مشروعیت حکومت خود جعل کردهاند.[۵۸]
روایات نقلشده ذیل آیات ۱۱۳ سوره توبه و ۵۶ سوره قصص
بسیاری از عالمان اهلتسنن بر این نکته تأکید دارد که ابوطالب، با وجود پشتیبانی از پیامبر(ص)، هرگز اسلام نیاورد. آنان با تمسک به روایاتی که در ذیل آیه ۱۱۳ سوره توبه و آیه ۵۶ سوره قصص نقل شده و نیز با تمسک به روایات دیگر از جمله روایت "ضَحضاح" ابوطالب را کافر معرفی کردهاند. بخاری روایت ضَحضاح را چنین نقل میکند: پیامبر(ص) در مورد ابوطالب فرمود: او در آبی از آتش قرار داده میشود و اگر من نبودم او در پایینترین رتبه جهنم، در آتش قرار میگرفت.»[۵۹]
آلوسی در این رابطه میگوید: «ایمان ابوطالب، از مسائل اختلافیست و ادعای اجماع مسلمانان و یا اجماع مفسران در این زمینه صحیح نیست؛ زیرا شیعیان و بسیاری از مفسران قائل به اسلام ابوطالب هستند. برخی از شیعیان ادعاء کردهاند که ائمه اهل بیت بر ایمان ابوطالب اجماع دارند و اشعار بسیاری از ابوطالب، بر ایمان او دلالت دارد. گویا کسانی که اجماع مسلمانان بر کفر ابوطالب را مطرح کردهاند، شیعیان را مسلمان نمیدانند و به نظرات و روایتهای آنها اعتناء نمیکنند!» آلوسی در ادامه احتیاط در این مسئله را لازم دانسته، میگوید: «حتی اگر کسی ایمان ابوطالب را قبول نداشته باشد، نباید در مورد او بدگویی کند و زبان به طعنه گشاید؛ چرا که چنین سخنانی موجب آزار علویّها و چه به بسا موجب آزار پیامبر(ص) میشود؛ چرا که مطابق همین روایات، ایشان ابوطالب را دوست میداشتند. این امر واضح است که هر صاحب خردی، در چنین مسئلهای، احتیاط میکند.»[۶۰]
عبدالله الشیخ علی الخنیزی معتقد است، سند روایات صحیح بخاری، به دلیل واقع شدن سعید بن مُسَیِّب در سلسله سند، با اشکال مواجه است. به گفته او، ابن ابی الحدید از جمله افرادیست که در روایات سعید بن مُسَیِّب اشکال کرده، او را فردی منحرف برمیشمارد که بغض علی بن ابیطالب را در دل داشته است. از آنجا که سعید بن مُسَیِّب از مبغضین علی بن ابیطالب بود، به سخنان او در طعن پدرش (یعنی ابوطالب) اعتماد نمیشود.[۶۱]
برخی محققان این احتمال را مطرح ساختهاند که امویان برای طعنهزدن به علی بن ابیطالب، این حدیث را جعل کردهاند.[۶۲]
زیرا این گزارش تنها روایتی نیست که ذیل آیه ۱۱۳ سوره توبه مطرح شده است، بلکه روایات دیگری در ذیل آن آیه نقل گردیده که با این گزارش معارضه دارد:
روایت معارض اول: مطابق برخی از روایات، علی بن ابیطالب، شخصی را دید که برای پدر و مادر مشرک خود، طلب مغفرت میکند. علی بن ابیطالب از آن شخص پرسید: آیا طلب مغفرت برای پدر و مادر مشرک جایز است؟! او پاسخ داد: ابراهیم نیز برای پدر مشرک خود استغفار کرد. سخن آن مسلمان، برای پیامبر(ص) بازگو شد و در پی آن آیه ۱۱۳ سوره توبه نازل گردید.[۶۳] برخی از حدیثشناسان سند این روایت را معتبر ارزیابی کردهاند.[۶۴]
تکنگاریها
سیدکاظم طباطبایی دلایل ایمان ابوطالب را برای جامعه سنتی از اهل سنت ناکافی میشمارد و معتقد است این دلایل تنها برای کسانی از جامعه اهل سنت مفید است که در مواجهه با معارف رویکرد سلفی و سنتی نداشته باشند، اما این ادله برای کسانی که تمام احادیث صحیح مسلم و بخاری را صحیح و معتبر میدانند، قابل استفاده نیست و باور این دسته را نمیتوان تغییر دارد.[۶۵]
با این حال به اعتقاد سید محمدکاظم طباطبایی، بیشتر این نگاشتهها بدون توجه به جامعه مخاطب آن که اهلسنتاند، نوشته شده است.[۶۶]
آثار شیعه
نوشتن کتاب درباره ایمان ابوطالب از سدههای نخستین مورد توجه مصنفان شیعه بوده است که نجاشی، رجالشناس سده پنجم، نام برخی از آنان را در کتاب رجالی خود ذکر کرده است.[۶۷]
- اَلْحُجّةُ عَلَی الذّاهب إلی تَکْفیر ابیطالب، نگاشته اثر سید فَخار بن مَعَدّ موسوی (درگذشته ۶۳۰ق)؛ کتاب نخستینبار در سال ۱۳۵۱ق از سوی المطبعة العلویة در نجف چاپ شده است.[۶۸]
- منیة الراغب فی ایمان ابیطالب، نوشته محمدرضا طبسی نجفی؛ این کتاب از سوی عتبه حسینی در سال ۱۴۴۲ق در کربلا منتشر شده است.[۶۹]
- ابوطالب الصحابی المفتری علیه، تألیف عبدالزهرا عثمان محمد؛ این اثر را انتشارات دار الهادی بیروت در سال ۱۴۲۵ق منتشر کرده است.[۷۰]
- ارشاد الهارب من صحة ایمان الاقارب؛ این کتاب را هاشم بن یحیی الحسنی الصنعانی از شعیان زیدی قرن دوازدهم تألیف و عتبه حسینی در سال ۱۴۴۲ق منتشر کرده است.[۷۱]
آثار اهلتسنن
- صحوة الطالب فی رد الشبهات عن ابیطالب، تألیف عماد عبدالکریم سرور، از عالمان شافعیمذهب؛[۷۲]
- بغیة الطالب لایمان ابیطالب، تآلیف محمد بن رسول برزنجی (درگذشت: ۱۱۰۳ق) از عالمان شافیمذهب؛ این کتاب در سال ۱۴۳۸ق از سوی انتشارات عتبه حسینی منتشر شده است.[۷۳]
پانویس
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۶۴؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۴۰۵-۴۰۶.
- ↑ طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، ص۱۶۱.
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۶۵-۶۶.
- ↑ قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۹۱ش، ج۳، ص۲۰۳؛ مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۶-۱۷۰.
- ↑ ابوالحسن عراقی، «تبیین نارسایی حدیث ضحضاح در انکار ایمان ابوطالب»، ص۴۵.
- ↑ مروجی طبسی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهلسنت از سده دوم تا پانزدهم»، ص۱۱۹-۱۲۰.
- ↑ نگاه کنید به: مروجی طبسی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهلسنت از سده دوم تا پانزدهم».
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۶۶.
- ↑ مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۲۳۵.
- ↑ نگاه کنید به: ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۸۴.
- ↑ هدایتپناه، «نقدی بر رویکرد صحابهنگاران به حضرت ابوطالب(ع) با تکیه بر ابنحجر و کتاب الاصابة»، ص۹۰-۹۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۸.
- ↑ ابنالحجة الحموی، ثمرات الاوراق، مکتبة الجمهوریة العربیة، ج۲، ص۱۴؛ دیاربکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۱، ص۳۰۰؛ حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۹۷.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۲۴.
- ↑ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۸۱.
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲.
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲.
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۳.
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۸۱-۸۲.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۷.
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۰.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۹.
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۲.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۴۷؛ ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۹۸.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۴۷.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۴۱؛ ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۹۸.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۳۵۲.
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۷۸.
- ↑ کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۲.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۴۶۰.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۴۴۶-۴۶۰.
- ↑ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۰۵.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۶.
- ↑ کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۳.
- ↑ کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۵۱۸-۵۳۸.
- ↑ نگاه کنید به: طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، ص۲۹-۳۸.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۵۷.
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۴.
- ↑ مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۰.
- ↑ سید سابق، فقه السنة، ۱۳۹۷ق، ج۲، ص۲۳۹.
- ↑ ابنمنذر، الاشراف علی مذاهب العلماء، ۱۴۲۵، ج۵، ص۲۵۲.
- ↑ مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۵.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۵۲؛ و ج۸، ص۴۶؛ و ص۱۱۶؛ مسلم، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ فاکر میبدی، «کنکاشی در حدیث ضحضاح از نگاه فریقین»، ص۳۹۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۳۸؛ خنیزی، ابوطالب مؤمن قریش، ۱۴۲۵ق، ص۳۷۸-۳۸۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: آیه ۱۶۲ سوره بقره؛ آیه ۸۸ سوره آلعمران؛ آیه ۸۵ سوره نحل.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنحنبل، المسند، ۱۴۲۱ق، ج۱۱، ص۶۳۹؛ ابنحبان، الصحیح، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۴۲.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۳۸-۴۲.
- ↑ موسوی، ایمان ابیطالب، ۱۴۱۰ق، ص۸۲-۸۵.
- ↑ مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۷۱.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۵۲.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص۳۰۳.
- ↑ خنیزی، ابوطالب مؤمن قریش، ۱۴۲۵ق، ص۳۲۲-۳۲۳.
- ↑ سقاف، «مقدمه»، ۱۴۲۸ق، ص۱۷.
- ↑ ابنحنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۹؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۳۹۵ق، ج۵، ص۲۸۱.
- ↑ ابنحنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۹؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۳۹۵ق، ج۵، ص۲۸۱.
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲-۱۰۳.
- ↑ طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
- ↑ نگاه کنید به: نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۸۷؛ و ص۹۵؛ و ص۱۸۶؛ و ص۲۶۵.
- ↑ بحرالعلوم، «مقدمه»،۱۴۱۰ق، ص۲۸.
- ↑ طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، صفحه شناسنامه کتاب.
- ↑ عثمان محمد، ابوطالب الصحابی المفتری علیه، ۱۴۲۵ق، صفحه شناسنامه کتاب.
- ↑ الحسنی الصنعانی، ارشاد الهارب، ۱۴۴۲ق، صفحه شناسنامه کتاب.
- ↑ سرور، صحوة الطالب، ۱۴۲۶ق، صفحه شناسنامه کتاب.
- ↑ برزنجی، بغیة الطالب، ۱۴۳۸ق، صفحه شناسنامه کتاب.
منابع
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة لابنابیالحدید، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- ابناثیر، علی بن ابیالکرم، اُسد الغابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
- بحرالعلوم، محمد، «مقدمه»، در کتاب ایمان ابیطالب (الحجة علی الذاهب إلی کفر ابیطالب) تألیف فخار بن معد موسوی، قم، دار سیدالشهداء، ۱۴۱۰ق.
- ابنالحجة الحموی، ابوبکر بن علی، ثمرات الاوراق فی المحاظرات، مصر، مکتبة الجمهوریة العربیة، بیتا.
- دیاربکری، حسین بن محمد، تاریخ الخمیس فی احوار أنفس النفیس، بیروت، دار صادر، بیتا.
- حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق.
- عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۶ق.
- برزنجی، محمد بن رسول، بغیة الطالب لایمان ابیطالب، کربلا، العتبة الحسینة المقدسة، ۱۴۳۸ق.
- طبسی نجفی، محمدرضا، منیة الراغب فی ایمان ابیطالب، کربلا، العتبة الحسینة المقدسة، ۱۴۴۲ق.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۱۶ق.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بیتا.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
- خنیزی، عبدالله بن علی، ابوطالب مؤمن قریش، قم، دار الغدیر، ۱۴۲۵ق.
- سرور، عماد عبدالکریم، صحوة الطالب فی رد الشبهات عن ابیطالب، بیجا، بینا، ۱۴۲۶ق.
- سقاف، حسن بن علی، «مقدمه»، در کتاب اسنی المطالب فی اثبات ایمان ابیطالب تألیف احمد زینی دحلان، عمان، دار الامام النووی، ۱۴۲۸ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۰ق.
- محمد بن عیسی، ترمذی، سنن الترمذی، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۹۵ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آلالرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
- طباطبایی، سید محمدکاظم، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، در مجله مطالعات قرآن و حدیث سفینه، شماره ۴۹، زمستان ۱۳۹۴ش.
- قرشی، سید علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، قم، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۹۱ش.
- مرتضوی، محمد، «بررسی روایات ضحضاح»، در مجله علوم قرآن و حدیث، شماره ۸۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش.
- ابوالحسن عراقی، اعظم، «تبیین نارسایی حدیث ضحضاح در انکار ایمان ابوطالب»، در مجله جستارهای تاریخ اسلام، شماره ۳، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- مروجی طبسی، محمدعلی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهلسنت از سده دوم تا پانزدهم»، در مجله دانشها و آموزههای قرآن و حدیث، شماره ۱۸، پاییز ۱۴۰۱ش.