پرش به محتوا

کاربر:M.abedini/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
M.abedini (بحث | مشارکت‌ها)
M.abedini (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۹: خط ۴۹:
==منابع==
==منابع==
{{منابع}}
{{منابع}}
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۲۱ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ ششم، ۱۴۲۱ق.




مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۷ش.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۷ش.

نسخهٔ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۱۲

  بسم الله الرحمن الرحیم

متن و ترجمه آیه

إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ ۚ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (آیه ۳۷ سوره توبه) بی تردید به تأخیر انداختن [حرمت ماهی به ماه دیگر] افزایشی در کفر است؛ [و این بدعتی است که سردمداران کفر] کافران را به سبب آن [نسبت به ماه های حرام واقعی] گمراه می کنند، یک سال ماه حرام را حلال می شمارند و در دیگر سال آن را حرام می دانند تا با شماره ماه هایی که خدا حرام کرده هماهنگ و مطابق سازند ولی [در نهایت] آنچه را خدا حرام کرده از پیش خود حلال می کنند؛ زشتی کارهایشان در نظرشان آراسته شده و خدا گروه کافران را هدایت نمی کند.

شأن نزول

نکات

  • آنها تغییر در ماه‌ها را یک نوع تدبیر زندگی و معیشت و یا پیشرفت کار در زمینه جنگ‌ها و آمادگی جنگی می‌پنداشتند و می‌‌گفتند: فاصله زیاد آتش بس، ورزیدگی جنگی را کم می‌کند و باید آتشی به پا کرد.[۱]


  • در سالی که کشتار و غارت را در یکی از ماه‌های حرام مناسب می‌دیدند به تحلیل آن اقدام می‌کردند و به جای آن، ماه حلالی را جایگزین می‌کردند، تا حرمت چهار ماه حرام را در سال نگه داشته باشند. [۲]


  • حرمت ماه حرام از شرایعی است که توسط حضرت ابراهیم(ع) تشریع شد. [۳]عرب جاهلی حتی در دوران جاهلیت که بت می پرستیدند این حکم الهی [حرمت ماه حرام]را محترم می‌شمردند.[۴]
  • شیطان این کار را بر آنان زینت می‌داد[۵]؛


علامه طباطبایی با استناد به آیات متعدد معتقد است که نسیء در آیه همان تاخیر حرمت ماه است برای جنگ نه آنکه حج و زيارت خانه را كه مخصوص به بعضی از آن ماهها است به ماه ديگرى بیندازند.[۶]


  • این تغییر ماه‌ها بصورت موقت بوده [۷] و اینکه این عمل نسیء را چگونه انجام می‌دادند، میان مفسران و مورخان اختلاف است.[۸]

نسیء در آیه همان تاخیر حرمت ماه حرام است برای قتال در آن ماه[۹]

  • اعراب با تغییر ماه‌ها می خواستند هم ضرورت خود را رفع کنند[۱۰] و هم سنت پیشینیان خود که از حضرت ابراهیم(ع) به ارث برده‌اند، حفظ کنند. [۱۱]
  • گاهی این تاخیر تنها برای یکسال بود و گاهی برای بیش از یکسال و آنگاه بعد از تمام شدن مدت تاخیر دوباره ماه‌های حرام را طبق سنت حضرت ابراهیم(ع) حرام می کردند. [۱۲]
این عمل نسیء چون بعد از کفر به خدای متعال، یک نوع تصرفی در احکام الهی بود، خدای متعال این عملشان را زیاده در کفر نامیده. [۱۳] 


  • این آیه و آيه قبلی، حرمت ماه‌های[ذى القعده، ذى الحجه، محرم و رجب]که در جاهلیت وجود داشته را تثبیت کرده و قانون تاخیر حرمت را که از قوانین دوره جاهلی بوده غلو کرده است.[۱۴]

فلسفه تحریم

مکارم شیرازی در ذیل این آیه درباره فلسفه ماه‌های حرام می نویسد: فلسفه تحریم جنگ در چهار ماه حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه، محرم) یکی از راه‌‌های پایان دادن به جنگ‌‌های طولانی مدت بود که وسیله‌ای برای دعوت به صلح و آرامش بود. هنگامی که چهار ماه از سال اسلحه را کنار بگذارند، مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود می‌‌آید و احتمال پایان دادن جنگ بسیار زیاد است.[۱۵]

چگونگی تغییر ماه‌های حرام

زمان جاهلیت، یکی از سران قبیله بنی کنانة در مراسم حج در سرزمین منی در یک اجتماع بزرگ، پس از تقاضای مردم، این جمله را می‌گفت: من ماه محرم را امسال به تاخیر انداختم و ماه صفر را به جای آن انتخاب کردم.[۱۶] از ابن عباس نقل شده : اولین کسی که این سنت را انجام شد، عمرو ابن لحی بود [۱۷]و بعضی گفتند: قلمس مردی از بنی کنانه بود.[۱۸]عرب در جاهلیت علاقه زیادی به غارتگری، جنگ و خونریزی داشت[۱۹] که به عقیده آنان تحمل سه ماه حرام پشت سر هم (ذی العقده،ذی الحجه و محرم) سبب تضعیف روح جنگجویی می‌‌شد.[۲۰] و بغض کینه و دشمنی در سینه‌ها جمع می‌شد.[۲۱] حرمت ماه بخاطر این است که مردم از قتال دست بکشند و امنیت عمومی در همه جا حکمفرما شود تا مردم با فراهم آوردن وسائل آسایش به زندگی خود برسند و با طاعات الهی به قرب پروردگار خود برسند.[۲۲]


پانویس

  1. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۸.
  2. جوادی، تفسیر تسنیم، ۱۳۹۳ش، ج۳۳، ص۶۲۳.
  3. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۶۸.
  4. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۶۹؛ طیب، اطیب البیان، ....سال....... ج۸،‌ ص۲۱۸.
  5. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۲.
  6. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  7. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  8. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  9. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  10. .......
  11. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  12. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۳۶۲.
  13. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۷۱.
  14. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۶۶.
  15. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۸.
  16. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۹.
  17. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۹.
  18. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۹.
  19. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۹.
  20. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷ِ، ص۴۰۹.
  21. طیب، اطیب البیان، ....سال....... ج۸،‌ ص۲۱۸.
  22. طباطبایی، تفسیر المیزان، ....سال........ ج۹، ص۲۶۸.

منابع

طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ ششم، ۱۴۲۱ق.


مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۷ش.