پرش به محتوا

کاربر:Shaker/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shaker (بحث | مشارکت‌ها)
Shaker (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۵: خط ۵:
اخفاء در علم تجوید به معنای مخفی ساختن یک حرف در حرف بعد از خود از طریق تلفظ حرف ساکن بین حالت ادغام و اظهار با باقی ماندن صفت غُنّه آن.<ref>قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۸۹؛ جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.</ref>
اخفاء در علم تجوید به معنای مخفی ساختن یک حرف در حرف بعد از خود از طریق تلفظ حرف ساکن بین حالت ادغام و اظهار با باقی ماندن صفت غُنّه آن.<ref>قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۸۹؛ جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.</ref>


==اخفای حرف نون==
==اخفای حرف نون و تنوین==
هنگامی که بعد از حرف نون و تنوین حروف (ص، ذ، ث، ک، ج، ش، ق، س، د، ط، ز، ف، ت، ض، ظ) قرار بگیرد، نون و تنوین به حالت اخفاء تلفظ می‌شوند.<ref>جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.</ref> هنگامی که اخفا در نزد حروف (ص، ض، ط، ظ، ق) باشد، غنه تفخیم می‌شود (با غلظت تلفظ می‌شود).<ref>غوثانی، علم‌التجوید، ۱۴۲۵ق، ص۳۷.</ref>
هنگامی که بعد از حرف نون و تنوین حروف (ص، ذ، ث، ک، ج، ش، ق، س، د، ط، ز، ف، ت، ض، ظ) قرار بگیرد، نون و تنوین به حالت اخفاء تلفظ می‌شوند.<ref>جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.</ref> هنگامی که اخفا در نزد حروف (ص، ض، ط، ظ، ق) باشد، غنه تفخیم می‌شود (با غلظت تلفظ می‌شود).<ref>غوثانی، علم‌التجوید، ۱۴۲۵ق، ص۳۷.</ref>



نسخهٔ ‏۱۶ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۴۸

اخفاء در علم تجوید

توصیف

اخفاء در علم تجوید به معنای مخفی ساختن یک حرف در حرف بعد از خود از طریق تلفظ حرف ساکن بین حالت ادغام و اظهار با باقی ماندن صفت غُنّه آن.[۱]

اخفای حرف نون و تنوین

هنگامی که بعد از حرف نون و تنوین حروف (ص، ذ، ث، ک، ج، ش، ق، س، د، ط، ز، ف، ت، ض، ظ) قرار بگیرد، نون و تنوین به حالت اخفاء تلفظ می‌شوند.[۲] هنگامی که اخفا در نزد حروف (ص، ض، ط، ظ، ق) باشد، غنه تفخیم می‌شود (با غلظت تلفظ می‌شود).[۳]

مخرج این حروف به اندازه مخرج حروف ادغام به نون نزدیک نیست که ادعام شوند و به اندازه مخرج حروف اظهار دور نیستند که اظهار شوند. از این رو به حالتی میان اظهار و ادغام (اخفاء) تلفظ می‌شود.[۴] در این حالت ذات حرف نون یا تنوین از بین می‌رود ولی وصف آن یعنی غنه، باقی می‌ماند و مخرج تلفظ آن از زبان به خیشوم منتقل می‌شود.[۵] برخی متعقدند که مخرج تلفظ به خیشوم منتقل نمی‌شود؛ بلکه مخرج نون و تنوین به مخرج حرفی که بعد از آن قرار گرفته است و به خاطر وجود آن اخفاء شده است، نزدیک می‌شود.[۶]

به دلیل این که مخرج سه حرف ط، د، ت، نسبت به دیگر حروف، به مخرج ن نزدیک‌تر است، در حرف نون یا تنوین اخفای بیشتری صورت می‌گیرد؛ بدین معنا که با غنه کمتری تلفظ می‌شود. دو حرف ق و ک دورترین حروف نسبت به مخرج ن هستند. ازاین‌رو، با اخفای کمتری تلفظ می‌شود؛ بدین معنا که حرف نون با غنه بیشتری نسبت به دیگر حروف تلفظ می‌شود. حروف باقی‌مانده میزان اخفای آن‌ها در حد متوسط است.[۷]

به این نوع از اخفاء، اخفای حقیقی اطلاق می‌گردد.[۸]

اخفای حرف میم

حرف میم نیز اگر بعد از آن حرف ب قرار بگیرد، حرف میم اخفا می‌شود.[۹] به دلیل این که حرف میم و ت هم‌مخرج بوده و اظهار و یا ادغام این دو حرف سخت است، حرف میم اخفا می‌شود.[۱۰] به این نوع از اخفاء، اخفای شفهی گفته می‌شود؛ زیرا هم حرف میم و هم حرف ب توسط لب‌ها تلفظ می‌گردد.[۱۱] گفته می‌شود که علمای قدیم علم قرائت اجماع داشته‌اند که اخفای شفهی باید صفت اطبقاق صورت گرفته و لب‌ها بسته شوند.[۱۲] برخی محققان بر این باورند که لزوم بازماندن لب‌ها به مقدار بسیار کم، توسط قراء مشهور مصری ترویج گردید.[۱۳]

اخفای حرکات

علاوه بر اخفای در حروف، اخفای در حرکات و اعراب نیز وجود دارد. اخفای در حرکت آن است که آن اعراب به صورت ناقص تلفظ می‌شود؛ مانند واژه لاتأمنا در سوره یوسف.[۱۴]

پانویس

  1. قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۸۹؛ جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.
  2. جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.
  3. غوثانی، علم‌التجوید، ۱۴۲۵ق، ص۳۷.
  4. جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
  5. جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
  6. جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۸.
  7. جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
  8. جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۶.
  9. قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۹۲.
  10. جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۸.
  11. جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۶.
  12. بقری، غنیةالطالبین، ۲۰۰۷م، ص۹۲.
  13. بقری، غنیةالطالبین، ۲۰۰۷م، ص۹۷-۹۹.
  14. جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۷.

منابع

  • بقری، محمد بن عمر، غنیة الطالبین فی تجوید کلام رب العالمین، جیزه، مکتبة اولاد الشیخ للتراث، ۲۰۰۷م.
  • جرمی، ابراهیم، معجم علوم القرآن، دمشق، دار القلم، ۱۴۲۲ق.
  • جریسی، محمد مکی نصر، نهایة القول المفید فی علم تجوید القرآن المجید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.
  • جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، بیروت، جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، ۱۴۳۱ق.
  • غوثانی، یحیی، علم‌التجوید، دمشق، دار الغوثانی للدراسات القرآنیه، ۱۴۲۵ق.
  • قاری، عبدالعزیز بن عبدالفتاح، قواعد التجوید علی روایة حفص عن عاصم بن ابی‌النجود، بیروت، مؤسسة الرساله، ۱۴۲۲ق.