کاربر:M.abedini/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
=== روایات مدح: === | === روایات مدح: === | ||
در روایتی امام صادق علیه السلام سدیر را جزو خود به شمار میآرود و او را محبوب خدای متعال می داند که در بلاها غوطه ور است. و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام در حالی که در طواف خانه خداست با چشمی اشکبار برای آزادی سدیر از زندان دعا میکند و خداوند با آزادی وی، او را به وی می بخشاید. | در روایتی امام صادق علیه السلام سدیر را جزو خود به شمار میآرود و او را محبوب خدای متعال می داند که در بلاها غوطه ور است. <ref>الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 253</ref> و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام در حالی که در طواف خانه خداست با چشمی اشکبار برای آزادی سدیر از زندان دعا میکند و خداوند با آزادی وی، او را به وی می بخشاید. <ref>رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، النص، ص: 210</ref> | ||
=== روایات ذم (قادحه): === | === روایات ذم (قادحه): === | ||
روایاتی هم وجود دارد که ظهور آنها بر ذم سدیر دلالت دارد مثل سَدِيرٌ عَصِيدَةٌ بِكُلِ لَوْنٍ <ref>رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال،ص 210 و رجال العلامة الحلي، ص 85</ref> | روایاتی هم وجود دارد که ظهور آنها بر ذم سدیر دلالت دارد مثل سَدِيرٌ عَصِيدَةٌ بِكُلِ لَوْنٍ <ref>رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال،ص 210 و رجال العلامة الحلي، ص 85</ref> | ||
نسخهٔ ۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۳۰
در منابع متقدم در شرح حال سدیر الصیرفی مطالب مفصلی بیان نشده است. سدیر بن حکیم لقبش الصیرفی، کنیه اش ابوالفضل، آزاد شده امام سجاد علیه السلام و ساکن کوفه است. وی از روایانی حدیث بوده که از محضر دو امام باقر و امام صادق علیهم السلام نقل حدیث کرده است. مرحوم آقای خویی (ره) و استاد شبیری در وثاقت سدیر مستنداتی را از منابع شیعی و سنی بیان کرده اند. بیش از 90 حدیث از وی ذکر شده است که از جمله روایان وی عبدالله بن مسکان از اصحاب اجماع می باشد.
هویت
سَدِيرِ بْنِ حُكَيْم بن صُهَیب [۱] لقبش الصیرفی [۲] و کنیه اش ابالفضل [۳] ساکن کوفه [۴] و آزاد شده امام سجاد علیه السلام است [۵] وی همچنین از روایان حدیث و اصحاب امام سجاد [۶] امام باقر [۷] و امام صادق علیهم السلام [۸] است. حکیم بن صهیب پدر سدیر از روایان امام سجاد و امام باقر علیهما السلام[۹] و و دو فرزند سدیر نیز به نام های حنان بن سدیر بن حکیم از راویان امام صادق علیه السلام [۱۰] و امام کاظم علیه السلام [۱۱] و فرزند دیگرش خالد بن سدیر بن حکیم صهیب الصیرفی از راویان امام صادق علیه السلام است. [۱۲] صاحب تنقیح المقال در ج 30ص 164 از روایت زید الشحام استفاده می کند که پدر سدیر، جد و عموی وی از شیعیان و خواص و مقربین اهل بیت علهیم السلام نیز هستند. البته حنان قائل به مذهب وقف شد. [۱۳] در رجال کشی و رجال ابن داود [۱۴] بکر بن محمد الازدی را از راویان حدیث امام صادق علیه السلام [۱۵] و فرزند برادر سدیر معرفی می شود که مرحوم ممقانی در تنقیح المقال ج13 ص29 با ادله متقن این نظریه را رد میکند.
جایگاه سدیر در میان اصحاب ائمه علیهم السلام
در منابع رجالی و حدیثی دو دسته روایات در مدح و مذم سدیراشاره دارد.
روایات مدح:
در روایتی امام صادق علیه السلام سدیر را جزو خود به شمار میآرود و او را محبوب خدای متعال می داند که در بلاها غوطه ور است. [۱۶] و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام در حالی که در طواف خانه خداست با چشمی اشکبار برای آزادی سدیر از زندان دعا میکند و خداوند با آزادی وی، او را به وی می بخشاید. [۱۷]
روایات ذم (قادحه):
روایاتی هم وجود دارد که ظهور آنها بر ذم سدیر دلالت دارد مثل سَدِيرٌ عَصِيدَةٌ بِكُلِ لَوْنٍ [۱۸] و نیز روایت معلى بن خنيس که گويد: [در آن هنگامى كه سياه پوشان (طرفداران ابو مسلم خراسانى) ظهور كردند پيش از ظهور بنى عباس] من نامههائى از عبد السّلام بن نعيم و سدير و جمع ديگرى براى امام صادق عليه السّلام بردم كه در آن نامهها به آن حضرت نوشته بودند كه ما پيشبينى كردیم كه اين امر خلافت بشما خواهد رسيد، شما خود چه نظر دارى؟ حضرت علیه السلام آن نامهها را به زمين زد و فرمود: اف، اف، من امام اينان نخواهم بود، آيا اينها نميدانند كه بايد (براى رسيدن خلافت بما خاندان) سفيانى كشته شود؟ [۱۹] مرحوم خویی روایت (عصیده بکل لون) را دلیل بر ضعف سدیر ندانسته بلکه به مدح سدیر تفسیر کرده که حقیقت سدیر به هر رنگی تغییر ناپذیر است. [۲۰] همچنین مرحوم خویی و استاد سید محمد جواد شبیری در درس خارج روایت معلی بن خنیس را افزون بر آنکه سندش را ضعیف دانسته اند اصل روایت را هم بر ذم سدیر دلالتی ندانستند. [۲۱]
وثاقت سدیر
مجموع ادله های مذکور در منابع مختلف بر وثاقت سدیر الصیرفی دلالت دارد. با توجه به طرد راویان شیعی از منظر اهل تسنن، ذهبی از بزرگان علمای اهل تسنن در میزان الاعتدال به صالح الحدیث بودن سدیر تصریح دارد و روایتی از احمد بن ابی مریم بر ثقه بودن سدیر نقل می کند. [۲۲] بر اساس مبنای آقای خویی مبنی همه کسانی که در اسناد با واسطه و هم بدون واسطه در تفسیر علی بن ابراهیم و نیز کامل الزیارات قرار دارند جزء افراد ثقه بشمار می روند [۲۳] که سدیر نیز از جمله آنهاست [۲۴] که نام وی در این اسناد آمده است. صاحب تنقیح المقال بعد از رد روایات قادحه و تایید روایات مادح درباره سدیر می نویسد: از روایات استفاده می شود که سدیر از بزرگان شیعه است که دارای روایات فراوان بوده و بزرگان اصحاب اجماع همچون ابن مسکان از وی نقل حدیث کرده اند. [۲۵] استاد شبیری بکار بردن کنیه برای سدیر توسط امام صادق علیه السلام را نشان از شناخته شدن شخصیت سدیر می داند. [۲۶] [که به نوعی دلالت بر جلالت وی می کند] علامه حلی در «الخلاصه» گریه و دعای امام صادق علیه السلام برای سدیر را دال بر علو مرتبه اش می داند. [۲۷]
روایت کنندگان از سدیر
تعداد روایاتی که با نام سدیر در اسناد بکار رفته به 68 مورد و با عنوان سدیر الصیرفی به 21 مورد می رسد. [۲۸]
روایان سدیر
راویانی که از سدیر روایت نقل کرده اند عبارتند از: عبد الله بن مسکان از راویان اصحاب اجماع، [۲۹] حسین بن نعیم صحاف [۳۰] حکم بن زبیر [۳۱] خطاب بن مصعب [۳۲] ابی الوفاء المرادی [۳۳] اسحاق بن جریر [۳۴] بکر بن محمد الازدی [۳۵] جمیل بن صالح [۳۶] حنان بن سدیر [۳۷] رزیق بن الزبیر [۳۸] سعدان بن مسلم [۳۹] هاشم بن المثنی [۴۰] یونس بن یعقوب [۴۱] سلیمان الدیملی [۴۲]
- ↑ رجال النجاشي، ص: 146 و رجال الشیخ، ص137، شماره 1442 الضبط: سدير: بالسين المهملة المفتوحة، و الدال المهملة المكسورة، و الياء المثنّاة من تحت الساكنة و الراء المهملة (تنقيح المقال في علم الرجال ج24 ص372) الضبط :حكيم: بضم الحاء المهملة و فتح الكاف و سكون الياء المثناة من تحت ...... ( تنقيح المقال في علم الرجال ج 23 ص352) و الضبط: صهيب: بضم الصاد المهملة و فتح الهاء و سكون الياء المثنّاة من تحت، و الباء الموحدة من تحت (تنقيح المقال في علم الرجال ج24 ص372)
- ↑ رجال الشیخ، ص193، شماره 2404
- ↑ رجال الشیخ، ص223، شماره 2994 و رجال الکشی، ص210 و رجال البرقی، ص18 و رجال النجاشي، ص146
- ↑ رجال الشیخ، ص223، شماره 2994 و رجال البرقی، ص18 و الرجال (لابن داود)، ص: 450
- ↑ رجال الطوسي، ص: 114
- ↑ المناقب، ابن شهرآشوب ،ج4،ص:177 و رجال الطوسی، ص 113 و الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 507
- ↑ رجال الشیخ، ص137، شماره 1442 و الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص192 و بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج1 ؛ ص105
- ↑ المحاسن، ج1، ص: 158 و تفسير فرات الكوفي، ص: 427 و تنقیح المقال ج 3، ص155
- ↑ رجال الطوسي، ص: 113
- ↑ رجال الشیخ الطوسی، ص193، 2404
- ↑ رجال الشیخ الطوسی، ص334، شماره4974
- ↑ رجال ابن داود، ص138 شماره 540
- ↑ رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، النص، ص: 555
- ↑ رجال ابن داود، ص73 شماره 260 و رجال الکشی، ص593
- ↑ رجال الطوسي، ص: 353 و الکافی، ج2، ص141
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 253
- ↑ رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، النص، ص: 210
- ↑ رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال،ص 210 و رجال العلامة الحلي، ص 85
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج8، ص: 331
- ↑ مرحوم خویی ره در معجم الرجال ج 9 ص38
- ↑ معجم الرجال ج 9 ص39 و درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری، 1401/07/25 https://sath3.eshia.ir/feqh/archive/text/shobeiry_mohammad/feqh/1401/14010725/
- ↑ ميزان الاعتدال، ج2، ص116 رقم 3081
- ↑ معجم رجال الحديث، ج1، ص49 و 50 البته مرحوم آقای خویی در اواخر عمر شریف خود از این نظریه برگشتند و تنها به اسناد بی واسطه اعتماد کرده و حکم به وثاقت آنها داده است که در نظریه هم حکم به وثاقت سدیر می شود.
- ↑ كامل الزيارات، ص: 78 و تفسير القمي، ج1، ص: 188
- ↑ تنقیح المقال ج 30 ص162
- ↑ درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری، 1401/07/25
- ↑ الخلاصةللحلي ص : 85
- ↑ معجم الرجال ج 9 ص39
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج8، ص: 189
- ↑ التهذیب، ج6، ص323
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 569
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 366
- ↑ تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج1، ص: 311
- ↑ من لا يحضره الفقيه، ج4، ص: 47
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج8، ص264
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 274
- ↑ قرب الإسناد (ط - الحديثة)، ص: 96
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 507
- ↑ المحاسن، ج2، ص: 487
- ↑ تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج7، ص: 416
- ↑ المحاسن، ج2، ص: 487
- ↑ بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص: 230