کاربر:A.nikan/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==شاگردان== | ==شاگردان== | ||
نام برخی از شاگردان ایشان از این قرار است: ۱) میرزا محمدحسن مجدد شیرازی (معروف به میرزای شیرازی)، ۲) اشرفالدین قزوینی مدیر مجله نسیم شمال، ۳) سیدجمالالدین اسدآبادی؛ از میان بانوان نیز میتوان به: ۱) آمنه خانم همسر محمدصالح برغانی، ۲) خدیجه سلطان فرزند محمدصالح، ۳) ربابه خانم فرزند محمدصالح.<ref>امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۷؛ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۳۶؛ امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۸ و ج۳، ص۴۳ و ج۴، ص۱۰۴ و ج۶، ص۱۸۲ و ۲۳۹؛ حسون، اعلام النساء المومنات، ۱۴۲۱ق، ص۳۷۵؛ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۶.</ref> | نام برخی از شاگردان ایشان از این قرار است: ۱) میرزا محمدحسن مجدد شیرازی (معروف به میرزای شیرازی)، ۲) اشرفالدین قزوینی مدیر مجله نسیم شمال، ۳) سیدجمالالدین اسدآبادی؛ از میان بانوان نیز میتوان به: ۱) آمنه خانم همسر محمدصالح برغانی، ۲) خدیجه سلطان فرزند محمدصالح، ۳) ربابه خانم فرزند محمدصالح.<ref>امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۷؛ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۳۶؛ امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۸ و ج۳، ص۴۳ و ج۴، ص۱۰۴ و ج۶، ص۱۸۲ و ۲۳۹؛ حسون، اعلام النساء المومنات، ۱۴۲۱ق، ص۳۷۵؛ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۶.</ref> | ||
نسخهٔ ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۳۹
محمدصالح برغانی از خاندان آل برغانی که از خاندانهای مشهور علمی قزوین محسوب میشود بوده است.
زندگینامه
وی فرزند ملامحمد ملائکه در سال ۱۱۷۴ هجری قمری در روستای بَرَغان در حومه کرج زاده شد.[۱]
محسن امین شرححالنگار شیعی، خاندان برغانی را از خانوادههای اهل علم و تقوا و از نسل آل بویه معرفی کرده است. پدر محمدصالح، پس از نزاعی که بین اخباریان و اصولیان قزوین درگرفت، مجبور به اقامت در روستای برغان شد و ازآنپس، این خاندان به برغانی مشهور شدند.[۲] گفته شده این خاندان دارای ویژگیهای منحصر به فردی مانند: توجه به تحصیل دختران،[۳] آموزش نظامی به طلاب، آشنایی با دانشهای نوین، اهتمام ویژه به کشاورزی و کوشش برای رفتن به کربلا بودند.[۴]
تحصیل
محمد صالح مقدمات علوم دینی را نزد پدرش فراگرفت.[۵] وی اصول و مبادی علم عربی را در حوزه علمیه قزوین به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به حوزههای علمیه اصفهان، قم، مشهد، نجف و کربلا رفت؛ او فلسفه و علوم عقلی را از آقا محمد بیدآبادی و ملاعلی نوری آموخت. دانشهای اصول، فقه، تفسیر و حدیث را در قم از میرزای قمی و سپس در نجف از شیخ جعفر کاشف الغطاء، در کربلا از وحید بهبهانی، سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد، میرزا مهدی شهرستانی از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۲ و ۱۳ و استادانی دیگر آموخت و از برخی آنان اجازه اجتهاد دریافت کرد.[۶] وی بیش از چهل اجازهنامه از علمای عصر خود دریافت نمود.[۷]
شاگردان
نام برخی از شاگردان ایشان از این قرار است: ۱) میرزا محمدحسن مجدد شیرازی (معروف به میرزای شیرازی)، ۲) اشرفالدین قزوینی مدیر مجله نسیم شمال، ۳) سیدجمالالدین اسدآبادی؛ از میان بانوان نیز میتوان به: ۱) آمنه خانم همسر محمدصالح برغانی، ۲) خدیجه سلطان فرزند محمدصالح، ۳) ربابه خانم فرزند محمدصالح.[۸]
فتوای تاریخی و تبعید به عراق
محمدصالح در حدود سال ۱۲۲۰ ق، بعد از دریافت درجه اجتهاد در عراق، به ایران بازگشت و در تهران کرسی درس تشکیل داد. در این ایام بر اثر بیکفایتی فتحعلیشاه قاجار، ولایات شمال ایران به اشغال روسها در آمد و کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس به طور مستقیم در امور کشور دخالت میکردند. پس از این قضایا بود که ایشان طی فتوایی هرگونه جنگ یا ترک مخاصمه و مذاکره با دولتهای خارجی را مشروط به اجازه فقها عنوان کرد.[۹] در پی این ماجرا شاه دستور تبعید ملامحمد صالح و دو برادرش شهید ثالث و ملاعلی برغانی به عراق را صادر کرد. پس از مدتی با وساطت جعفر کاشف الغطاء از علمای بزرگ شیعه در آن عصر، نزد فتحعلی شاه و با این شرط که در تهران زندگی نکند، به ایران بازگشت.[۱۰]
فعالیتهای اجتماعی ـ فرهنگی
از اقدامات فرهنگی ـ اجتماعی برغانی میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- تأسیس مدرسه علیمه صالیحه قزوین؛ به گفته عبدالرب آبادی نویسنده کتاب «المآثر و الآثار» زبدهترین علمای علوم عقلیه و فلاسفه بزرگ قرن سیزدهم در مدرسه صالحیه گردهم آمدند؛ اساتیدی همچون: آخوند ملاّ حکمی قزوینی، آخوند سید قوام قزوینی، آخوند ملاّ صفر علی قزوینی، شیخ صدرای تنکابنی قزوینی، آقا رضا قلی قزوینی.[۱۱]
کنت دوگوبینو که بین سالهای ۱۲۷۱ ـ ۱۲۷۴ ق سفیر فرانسه در تهران بود، نیز به برخی از مدرسان فلسفه مدرسه قزوین و شاگردان ایشان در کتاب خویش اشاره کرده است.[۱۲]
۲- گسترش آرای فکری در حوزه علوم عقلی و فلسفه.[۱۳]
۳- تدوین «دایرة المعارف فقهی شیعی» و موسوعه برغانی.[۱۴]
۴- تجدید بنای عمارت ابومنصور خمار تاش عبدالله قزوینی در مدینه که وقف اقامت حجاج قزوینی بود.[۱۵]
۵- تعمیر بقعه حمزه سیدالشهدا.[۱۶]
۶- ترویج امر به معروف و نهی از منکر به صورت جدی در قزوین.[۱۷]
فعالیتهای سیاسی
محمدصالح برغانی فعالیتهای سیاسی بسیاری داشت که میتوان به این موارد اشاره کرد:
رهبری جنبش اصلاح طلبی
به گفته آقا بزرگ تهرانی نویسنده کتاب الذریعه، وی رهبری جنبش اصلاحطلبی اسلامی را از نیمه اوّل قرن سیزدهم بر عهده داشت.[۱۸] او به عنوان مرجع تقلید شیعیان در عصر خود رساله عملیه فارسی در دو جلد با عنوان «مسلک النجاه» منتشر کرد.[۱۹]
مبارزه با فرقههای انحرافی
برخی علمای شیعه ایشان را به عنوان اولین فردی که در مقابل جریانهای انحرافی شیخیه ایستاد و در مناظره علمی که با شیخ احمد احسایی رئیس فرقه داشت وی را محکوم کرد، میشناسند.[۲۰] این مناظره باعث شد تا برادر بزرگتر ایشان محمدتقی معروف به شهید ثالث حکم به ارتداد شیخ احمد احسایی دهد.[۲۱] این حکم تاکنون پایدار مانده و تمام علمای شیعه از آن حمایت کردند.[۲۲]
آثار
بلاغی نویسنده کتاب تاریخ نجف اشرف و حیره در اینباره مینویسد: محمدصالح برغانی کتابهای بسیاری در تفسیر قرآن، فقه، تاریخ، مقتل، کلام، اصول و... نگاشته است.[۲۳] برخی علمای شیعه مکتوبات ایشان را تا 300 كتاب، رساله و حاشيه در شاخههاي گوناگون علوم اسلامي میدانند.[۲۴] برای نمونه به چند مورد اشاره میشود.
آثار فقهی
۱- غنیمة المعاد فی شرح الارشاد؛ شرحی بر کتاب ارشاد «ارشاد الاذهان الی احکام الایمان» علامه حلی است که چند جلد از آن با نام «موسوعة البرغانی فی فقه الشیعه» به چاپ رسیده است. این کتاب تمام مباحث فقه را در بر داشته و به شیوه استدلالی و عقلی و با استفاده از روایات نگاشته شده که به نقد و بررسی اقوال فقهای متقدم و متأخر شیعه و گاه اهلسنت پرداخته، این کتاب در نوآوری در فتوا بین شیعه و سنی از شهرت بالایی برخوردار است. بطوری که شیخ محمدحسن نجفی از این کتاب به عنوان یک منبع معتبر در نگارش جواهر الکلام و دیگر علما در نگارش کتب فقهی خود از آن استفاده کردهاند.[۲۵]
۲- مسلک السداد و مسلک الراشدین؛ مجموعه ای فقهی در سه جلد بزرگ از کتاب طهارت شروع شده و به کتاب دیات تمام میشود.[۲۶]
۳- مسلک النجاة؛ رساله عملیه وی به زبان فارسی در دو جلد است.[۲۷]
آثار تفسیری
آقابزرگ تهرانی نام محمدصالح برغانی را در زمره مشهورترین مفسّران شیعه (کسانی که بیش از ۳ تفسیر تألیف کردهاند) آورده است.[۲۸]
آثار تفسیری وی عبارتاند از:
۱ - کنز العرفان فی تفسیر القرآن در بیست و هفت جلد بزرگ.[۲۹]
۲ - بحر العرفان و معدن الایمان در هفده جلد بزرگ، مشهور به تفسیر البرغانی الکبیر.[۳۰]
۳ - مفتاح الجنان فی حل رموز القرآن در هشت جلد بزرگ و معروف به تفسیر البرغانی الوسیط.[۳۱]
۴ - مصباح الجنان لایضاح اسرار القرآن در دو جلد بزرگ و مشهور به تفسیر البرغانی الصغیر.[۳۲]
۵ - معدن الانوار و مشکاة الاسرار در یک جلد بزرگ. به گفته برغانی این تفسیر مدخلی برای تفسیر مفتاح الجنان بوده است.[۳۳]
سایر
۱- کنز الواعظین فی احوال ائمة الطاهرین: در چهار جلد بزرگ و به زبان عربی نگارش شده و مشتمل بر تاریخ و سرگذشت چهارده معصوم(علیهمالسلام) است.[۳۴]
۲- کنز المصائب فى مقاتل العترة؛ کتاب مقتل به زبان عربی در مورد چگونگی شهادت چهارده معصوم (علیهمالسلام)[۳۵]
۳- كنز الزائرين فى الأدعية و الزيارات؛ این کتاب به زبان عربی، شامل دعاها و زیارتنامههایی در مورد چهارده معصوم (علیهمالسلام) است.[۳۶]
۴- مخزن البكاء در دو جلد و با موضوع مقتل خوانی.[۳۷]
۵- منبع البكاء به زبان فارسى و با موضوع مقتل خوانی.[۳۸]
۶- معدن البكاء فى مصيبة خامس آل العباء؛ مجموعهای از اشعار در مورد امام حسین (علیهالسلام).[۳۹]
۷- كنز الأبرار فى أحوال الأئمة الأطهار؛ با موضوع سرگذشت ائمه معصوم (علیهمالسلام).[۴۰]
۸- كنز الأسرار؛ کتابی در دو جلد با موضوع عرفان اسلامی.[۴۱]
۹- مجمع المصائب فى تاريخ الأئمة الأطهار؛ در این کتاب به بررسی مصائب ائمه معصوم (علیهمالسلام) از منظر تاریخی پرداخته شده است.[۴۲]
۱۰- شرح نهجالبلاغه در یک جلد و به زبان عربی تألیف شده است؛ به گفته برغانی یک نسخه خطی به زبان فارسی هم نگاشته شده است که در حوزه علمیه کربلا نگهداری میشود.[۴۳]
۱۱- الفصول المهمة فى احاديث الأئمة؛ در چهار جلد با موضوع حدیث.[۴۴]
۱۲- العروة الوثقى؛ کتابی دو جلدی در موضوع امامت.[۴۵]
۱۳- كنز المعاد فى الدعوات و اعمال السنة؛ این کتاب آخرین تألیف ایشان است که در مورد اعمال ماه ذیالحجه تا پایان دعای عرفه نوشته شده است.[۴۶]
دیدگاه عالمان شیعه در مورد محمدصالح برغانی
محمدباقر خوانساری صاحب «روضات الجنات» وی را از مشهورترین فقها و مفسّران جهان تشیع معرفی کرده و آثار او را از مهمترین و معروفترین کتب شیعه میشمارد.[۴۷]
شمسالعلما تاریخنگار مشهور قرن ۱۳ و ۱۴ هنگام شرح احوال محمدصالح برغانی و برادرانش، آنها را از مجتهدان بزرگ عصر قاجار معرفی کرده و مینویسد: «... و حاج ملامحمدصالح بالخصوص از جمله اجلّه مجتهدین بود و تصانیف او در فقه و اخبار نهایت اشتهار را داشت.[۴۸]
تنکابنی شاگرد محمدصالح در مورد ایشان میگوید: «محمدصالح برغانی، برادر شهید ثالث در نهایت زهد و تقوی و متتبّع در اخبار بلکه سلمان زمان خود بود و در اصول و فقه درجه اجتهاد داشته و دائماً مشغول کار و مطالعه، تألیف، تصنیف و تدریس بوده و از امربهمعروف او و برادرش شهید ثالث مردم قزوین، متدینتر از مردمان شهرهای دیگر بودند».[۴۹] میرزا محمدعلی کشمیری نیز همین عبارات را درمورد ایشان بیان کرده است.[۵۰]
فرزندان
برخی شرح نگاران مانند محسن امین در اعیان الشیعه تعداد ایشان را پنج نفر عنوان کرده و فقط به نام یکی از پسران وی (شیخ محمدعلی برغانی) و دو دخترش خدیجه سلطان خانم و ربابه خانم که همگی در زمره فقها و محدثان بودند اشاره کردهاند.[۵۱] در این میان نام فاطمه یا زرینتاج (مشهور به قرة العین از رهبران فرقه بابیت) نیز جزو فرزندان ایشان آمده است.[۵۲]
وفات
در مورد تاریخ وفات محمدصالح برغانی دیدگاههای مختلفی بیان شده است، بهطوریکه برخی تاريخ وفات او را در سالهاي ۱۲۷۱ق[۵۳] و ۱۲۷۵ق[۵۴] و ۱۲۸۳ق.[۵۵] نوشتهاند. ولی طبق آنچه از فرزند بزرگ محمدصالح گزارش شده است، ایشان در غروب جمعه ۲۷ جمادی الثانی سال ۱۲۷۱ق در حال دعا در حرم حسيني وفات یافت.[۵۶]
گفته شده براساس وصیتش در رواق بالای سر، کنار پنجره بالا سر حضرت سیدالشهدا (علیهماالسلام) به خاک سپرده شد. بیشتر تاریخنویسان به محل دفن ایشان اشاره نمودهاند.[۵۷]
پانویس
- ↑ امین، مستدركات اعيان الشيعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۰۰؛ ج۷، ص۲۶۲؛ برغانی، موسوعة البرغاني، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۱-۱۲، ۴۸.
- ↑ امین، مستدركات اعيان الشيعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۰۰-۳۰۴؛ برغانی، موسوعة البرغاني، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰-۱۱، ۲۶، «مقدمه».
- ↑ امین، مستدركات اعيان الشيعه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۱۲؛ ج۶، ص۱۸۲، ۳۱۹.
- ↑ امین، مستدركات اعيان الشيعه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۱۲
- ↑ برغانی، موسوعة البرغاني، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۲، «مقدمه».
- ↑ سبحانی، معجم طبقات المتكلمين، ۱۴۲۴ق، ج۵؛ ص۱۶۴؛ صدر، تكملة أمل الآمل، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۰. امین، اعيان الشيعه، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۳۶۹؛ امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۰۳؛ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۴؛ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشيع، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۱۸۰؛ تنکابنی، قصص العلما، بیتا، ص۹۱؛ آقا بزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشيعة، ۱۴۳۰ق، ج۲۰، ص۶۶۱.
- ↑ برغانی، موسوعة البرغاني، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۳، «مقدمه»؛ تنكابنى، قصص العلماء، ۱۳۰۴ق، ص۶۴.
- ↑ امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۷؛ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۳۶؛ امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۸ و ج۳، ص۴۳ و ج۴، ص۱۰۴ و ج۶، ص۱۸۲ و ۲۳۹؛ حسون، اعلام النساء المومنات، ۱۴۲۱ق، ص۳۷۵؛ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۶.
- ↑ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۳.
- ↑ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۴.
- ↑ عبدالرب آبادی، المآثر و الآثار، ۱۳۵۵ش، ص۱۸۳.
- ↑ دوگوبینو، مذاهب و فلسفه در آسیای وسطی، بیتا، ص۸۲ ـ ۹۴.
- ↑ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۶.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، ج۱، ص۲۹، «مقدمه».
- ↑ آقا رضی قزوینی، ضیافة الاخوان، ۱۳۹۷ق، ص۲۳۳.
- ↑ آقا رضی قزوینی، ضیافة الاخوان، ۱۳۹۷ق، ص۲۳۴.
- ↑ آقا رضی قزوینی، ضیافة الاخوان، ۱۳۹۷ق، ص۲۳۳.
- ↑ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۸و۲۹؛ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۲۳و ۲۴.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۲۴.
- ↑ شهیدی صالحی، «شرح حال مفسر بزرگ آیتالله العظمی شیخ محمدصالح برغانی»، ص۲۶ - ۲۸.
- ↑ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۰۰و۵۰۱.
- ↑ امین، دائرةالمعارف الاسلامیه الشیعه، بیتا، ج۵، ص۲۷۱و۲۷۲؛ آشتیانی، مقدمه الشواهد الربوبیة، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۱.
- ↑ بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیره، ۱۳۶۸ش، ص۸۰ - ۸۱؛ امینی، معجم رجال الفکر و الأدب في النجف خلال ألف عام، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۸.
- ↑ سیدجوادی و دیگران، دائرة المعارف تشيع، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۱۸۱، «برغاني، محمد صالح».
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۲.
- ↑ صدر، تكملة أمل الآمل، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۳؛ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۲.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۳.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۳۲ - ۲۳۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۰.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۰.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۱.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۱.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۱.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۳؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۱۶۹.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۳؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۱۶۶.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۳.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۲۲۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۲۲۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۲۲۰؛ شبر، ادب الطف، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۶۹.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۴۴.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۴ و ۳۵.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۵.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۶.
- ↑ برغانی، موسوعه برغانی، بیتا، ج۱، ص۳۳؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۱۶۷.
- ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۴۰۳.
- ↑ عبدالرب آبادی، المآثر و الآثار، ۱۳۵۵ش، ص۱۴۴.
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، بیتا، ص۹۱.
- ↑ کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۳ش، ص۴۱۶.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۳۷۰.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۵۹۰؛ محلاتی، رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه، بیتا، ج۵، ص۳۶۱؛ اعلمی حائری، تراجم أعلام النساء، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷۲.
- ↑ رشوند، مجمل رشوند، ۱۳۷۶ش، ص۲۲۳.
- ↑ امین، اعيان الشيعه، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۳۷۷؛ ج۹، ص۳۷۰؛ امین، مستدركات اعيان الشيعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذريعه، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۸۹؛ ج۱۸، ص۱۶۷؛ مدرسی طباطبایی، برگي از تاريخ قزوين، ۱۳۶۱ش، ص۱۰۹
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۳۷۰؛ آقا بزرگ تهرانی، الذريعه، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۸۹؛ ج۱۸، ص۱۶۷؛ برغانی، موسوعة البرغاني، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۴۵-۴۶، «مقدمه».
- ↑ صدر حاج سید جوادی، دایرة المعارف تشیع، ماده «بقعه برغانی»، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۲۶.
منابع
- آزاد کشمیری، محمدعلی، نجوم السماء فى تراجم العلماء ( شرح حال علماى شيعه قرنهاى يازدهم و دوازدهم و سيزدهم هجرى قمرى)، تصحیح: هاشم محدث، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، شركت چاپ و نشر بين الملل، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذريعة إلى تصانيف الشيعة، تصحیح: احمد حسینی، بیروت، دار الأضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
- آقارضی قزوینی، ضیافة الاخوان، قم، مجمع ذخائر اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.
- اعلمی حائری، محمدحسین، تراجم أعلام النساء، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- امین، حسن، دائرةالمعارف الاسلامیه الشیعیه، بیروت، بینا، ۱۴۱۰ق.
- امین، حسن، مستدركات اعيان الشيعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- امین، محسن، اعیان الشیعه، تصحیح: حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الأدب في النجف خلال ألف عام، بیجا، بینا، ۱۴۱۳ق.
- برغانی، محمدصالح، موسوعة البرغاني، تهران، نمایشگاه دائمی کتاب تهران، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
- بلاغی، عبدالحجه، تاریخ نجف اشرف و حیره، تهران، بینا، ۱۳۶۸ق.
- تنكابنى، محمد، قصص العلماء، تهران، علمیه اسلامیه، بیتا.
- حسون، محمد، اعلام النساء المومنات، تصحیح: امعلی مشکور، تهران، اسوه، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
- خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات، تصحیح: اسدالله اسماعیلیان، دهاقانی، قم، چاپ اول، ۱۳۹۰ق.
- دوگوبینو، ژوزف آرتور، مذاهب و فلسفه در آسیای وسطی، ترجمه: محمد فرهوشی، بیجا، بینا، بیتا.
- رشوند، محمدعلی، مجمل رشوند، تصحیح: منوچهر ستوده، عنایتالله مجيدي، تهران، ميراث مكتوب، ۱۳۷۶ش.
- سبحانی، جعفر، معجم طبقات المتكلمين، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- شبر، جواد، ادب الطف، بیروت، دار المرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- شهیدی صالحی، عبدالحسین، «شرح حال مفسر بزرگ آیتاللهالعظمی شیخ محمدصالح برغانی»، در مجله بینات، شماره۸، سال دوم، ۱۳۷۴ش.
- صدر، حسن، تكملة أمل الآمل، تصحیح: حسینعلی محفوظ، عبدالکریم دباغ، عدنان دباغ، بیروت، دار المورخ العربی، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
- صدرالدین شیرازی، محمد، مقدمه الشواهد الربوبیة، تصحیح: ملاهادی سبزواری، سیدجلال الدین آشتیانی، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۸۲ش.
- صدرحاج سیدجوادی، احمد، دائرة المعارف تشیع، تهران، شهيد سعيد محبي، چاپ ششم، ۱۳۸۵ش.
- عبدالرب آبادی، محمدمهدی، المآثر و الآثار، تهران، سنایی، چاپ اول، ۱۳۵۵ش.
- محلاتی، ذبیحالله، رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ اول، بیتا.
- مدرسی طباطبایی، حسین، برگي از تاريخ قزوين، قم، کتابخانه عمومی آيتالله مرعشی نجفی، ۱۳۶۱ش.