پرش به محتوا

کاربر:Ma.rezapour/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Ma.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
Ma.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۳: خط ۲۳:
== تعظیم شعائر الهی نشانه تقوا ==
== تعظیم شعائر الهی نشانه تقوا ==
یکی از دستورها و مقررات اسلامی که شامل همه مسلمانان است مسئله لزوم تعظیم شعائر اسلامی، یعنی بزرگ شمردن شعارهای اسلامی است.<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش، ج۲۵، ص۳۵۹.</ref>
یکی از دستورها و مقررات اسلامی که شامل همه مسلمانان است مسئله لزوم تعظیم شعائر اسلامی، یعنی بزرگ شمردن شعارهای اسلامی است.<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش، ج۲۵، ص۳۵۹.</ref>
هر كه او مناسك خداى را تعظيم كند، آن را پرهيزگارى دل باشد. و بعضى دگر گفتند: مراد هدى اشعار كرده است، و آن شترى باشد. و گفتند: شَعائِرَ اللَّهِ‏، اى دين اللّه، شعائر خداى دين خداى باشد، يعنى تعظيم شعائر و مناسك از تقواى دل باشد.<ref>روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج‏13، ص: 325</ref>
. از مصاديق احترام شعاير خدا و اطاعت از احكام او آنست كه در ايام حج، حيوانى چاق و سالم سر بريده شود. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «نه حيوان لنگ، نه لاغر، نه بدون گوش، نه سوراخ گوش، نه گوش بريده و نه شاخ شكسته، هيچ‏كدام را قربانى مكن».<ref>مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، قم، دار الكتاب الإسلامي‏، ۱۴۲۴، ج‏5، ص: 327</ref>


== تیتر ==
== تیتر ==

نسخهٔ ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۴۹

تعظیم شعائر الهی

مناسک حج از شعائر الهی

آیه ۱۵۸ بقره. آیه ۳۲ و ۳۶ حج. آیه ۲ مائده

از مناسك حجّ است سعى ميان دو كوه صفا و مروه، كه از شعائر الهى به شمار مى‌آيد[۱]

آیه ۱۵۸ بقره، صفا ومروه را از شعائر خدا می داند. «شعائر الله» علامت‏‌هايى است كه خدا براى عبادت قرار داده است‏.[۲]

شعائر اللَّه اعلام دين حق باشد و نشانهاى ملت حنيفى‏[۳]

در شرع هر چه علمى از اعلام حجّ بود از قربان و طواف و سعى، آن را شعاير گويند،[۴]

در باره شعائر خدا اختلاف است. برخى گويند: مناسك حج است، برخى گويند: قربانى حج است كه بايد حيوان سالم انتخاب و فربه كرد. در روايت است كه: شعائر جمع شعيره، به معناى شترى است كه كوهان آن از سمت راست بشكافند تا معلوم باشد كه براى قربانى است پس بهتر آن است كه چاق‏تر و بزرگتر باشد. بعضى گويند: شعائر خدا يعنى دين خدا و تعظيم آن يعنى التزام به آن.[۵]

تعمیم‌دادن شعائر الهی

اين كه ساختن بنا بر روي قبور اولياي الهي تعظيم شعائر خداوند و مصداق اين آيه شريفه مي‌باشد: (و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب)[1] "هر كس شعائر الهي را تعظيم نمايد همانا نشانه تقواي قلوب مي‌باشد". زيرا مراد از "شعائرالله" هر چيزي است كه علامت و نشانه دين خداوند باشد.[۶]

شكي نيست كه پيامبران و اولياي الهی: از بزرگترين و بارزترين علامات دين خداوند هستند. پس پيامبراكرم 6 و عترت او(ع) نيز از علامات و معالم اسلام و جزو شعائر اين دين حنيف هستند; و طبعا تجليل و تعظيم آنان تعظيم خداوند و دين او و نيز نشانه تقواي قلوب خواهد بود. و همچنين حفظ آثار آن بزرگواران و صيانت قبور شريفه آنان از تخريب و از بين رفتن، نوعي از تعظيم شعائر خداوند مي‌باشد.[۷]

مرتضی مطهری عزاداری برای امام حسین را از این جهت که امام حسین سمبل عدالت اسلامی و مبارزه با ظلم است تعظیم شعائرالهی می داند.[۸]

تعظیم شعائر الهی نشانه تقوا

یکی از دستورها و مقررات اسلامی که شامل همه مسلمانان است مسئله لزوم تعظیم شعائر اسلامی، یعنی بزرگ شمردن شعارهای اسلامی است.[۹]

هر كه او مناسك خداى را تعظيم كند، آن را پرهيزگارى دل باشد. و بعضى دگر گفتند: مراد هدى اشعار كرده است، و آن شترى باشد. و گفتند: شَعائِرَ اللَّهِ‏، اى دين اللّه، شعائر خداى دين خداى باشد، يعنى تعظيم شعائر و مناسك از تقواى دل باشد.[۱۰]

. از مصاديق احترام شعاير خدا و اطاعت از احكام او آنست كه در ايام حج، حيوانى چاق و سالم سر بريده شود. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «نه حيوان لنگ، نه لاغر، نه بدون گوش، نه سوراخ گوش، نه گوش بريده و نه شاخ شكسته، هيچ‏كدام را قربانى مكن».[۱۱]

تیتر

حج، احياي شعائر الهي و پاسداري از دين توحيدي است.[۱۲]

پانویس

  1. مدرسى، سيد محمد تقى، مناسك حج، قم، انتشارات محبان الحسين( ع)، ۱۳۸۰ش، ص۶۲.
  2. قرائتی، محسن، تفسير نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص ۲۴۳.
  3. ميبدى، احمد بن محمد، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امير كبير، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۴۲۵.
  4. ابوالفتوح رازى، حسين بن على‏، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى‏، ۱۴۰۸ق، ج‏2، ص: 253.
  5. طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش، ج‏7، ص133.
  6. منتظري، حسينعلي، رسالة مفتوحة (نامه اي سرگشاده)، بی‌جا، نشر سايه، ۱۳۸۵ش، ص۷۱.
  7. منتظري، حسينعلي، رسالة مفتوحة (نامه اي سرگشاده)، بی‌جا، نشر سايه، ۱۳۸۵ش، ص۷۲.
  8. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش، ج۲۵، ص۳۷۰.
  9. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش، ج۲۵، ص۳۵۹.
  10. روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج‏13، ص: 325
  11. مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، قم، دار الكتاب الإسلامي‏، ۱۴۲۴، ج‏5، ص: 327
  12. جعفريان، رسول، آثار اسلامي مکّه و مدينه، ص۴۲.

منابع