کاربر:Shaker/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
==دیدگاه شیعه== | ==دیدگاه شیعه== | ||
نظر مشهور شیعیان امامیه درباره تکتف این است که این عمل حرام بوده و موجب بطلان نماز میشود.<ref>جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۲.</ref> سید مرتضی مدعی است که این حکم مورد اجماع علمای شیعه است.<ref>سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۱۹.</ref> | نظر مشهور شیعیان امامیه درباره تکتف این است که این عمل حرام بوده و موجب بطلان نماز میشود.<ref>جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۲.</ref> سید مرتضی مدعی است که این حکم مورد اجماع علمای شیعه است.<ref>سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۱۹.</ref> عدهای از فقهای شیعه فقط آن را حرام دانسته<ref>مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۶۶. | ||
</ref> | |||
===ادله=== | ===ادله=== | ||
حدیث ابوحمید ساعدی(سنن بیهقی) | حدیث ابوحمید ساعدی(سنن بیهقی) | ||
نسخهٔ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۳، ساعت ۱۴:۱۲
تکتف
توصیف و جایگاه
از جمله مسائلی که درباره آن بین مذهب اهلبیت و مذاهب دیگر اختلاف ایجاد شده است، مسأله تکتف در نماز است.[۱] از این مسئله با نامهای دیگری همچون تکفیر و قبض یاد شده است.[۲] ابن قیم در البدائع عن مسائل امام احمد آورده که تکفیر به معنای قرار دادن دستها بر سینه است ولی وجه این نامگذاری مشخص نیست؛ خصوصا این که صاحب النهایه تکفیر را به معنای خم شدن تا نزدیک حد رکوع دانسته است.[۳]
حکم
علمای اهلسنت درباره حکم تکتف دچار اختلاف شده و فتاوای متفاوتی ارائه کردهاند:
- وجوب: از البانی نقل شده است كه تكتف را واجب و رعایت کیفیت آن را سنت میدانست.[۴] شوکانی نیز روایت منقول از امام علی(ع) را مؤید وجود میداند.[۵]
- استحباب: عینی، مورخ و محدث بزرگ اهلسنت، میگوید که حنفیها و شافعی و احمد بنحنبل و عموم اهلعلم قائل به تکتف هستند. عینی این عمل را به برخی از صحابه همچون امام علی(ع) نسبت میدهد.[۶]
- کراهت: قرطبی میگوید مالک بنانس تکتف را در نماز واجب مکروه میدانست ولی در نماز مستحبی آن را جایز میدانست.[۷]
- اباحه: به گفته عینی، اوزاعی قائل به تخییر بین تکتف و ارسال بود[۸]
طبق نظر مشهور، مالک بنانس نمازخواندن با دست باز را قائل است.[۹] ابنمنذر نقل کرده است که عبدالله بن زبیر و حسن بصری معتقد به نمازخواندن با دست باز بودند.[۱۰] برخی از فقهای اهلسنت تکتف را مخصوص زمانی میدانند که قیام نماز طولانی شده و نمازگزار دچار خستگی میشود.[۱۱]
کیفیت
عینی روش صحیح تکتف را قرار دادن کف دست راست بر پشت مچ دست چپ به گونهای که مچ، وسط کف دست قرار بگیرد، دانسته است. اما برخی دیگر از علمای اهلسنت، قراردادن کف دست بر روی ساعد، پشت کف دست چپ را برگزیدهاند.[۱۲] در المفید آمده است که طوری پشت دست چپ را بگیرد که انگشت شصت و انگشت کوچک در کف دست راست قرار بگیرد. ابویوسف نیز میگوید به صورت طولی بر روی مچ قرار دهد.[۱۳]
کف دست راست را بر پشت دست چپ بر روی ساعد دست میگذارد. این حکم برای زن و مرد یکی است.[۱۴]
موضع
قرار دادن دستها زیر ناف را نظر احمد بنحنبل دانستهاند و در کتب حنابله نیز آمده است.[۱۵] به گفته عینی، مَرغینانی، صاحب کتاب الهدایه قائل به قرار گرفتن دستها زیر ناف است. شافعی روی سینه یا زیر سینه را پذیرفته و مدعی است که منقول از امام علی(ع) قرار دادن دستها در زیر ناف سنت است.[۱۶] برخی از محققان اهلسنت نوشتهاند که حنفیها و حنبلیها قراردادن دستها زیر ناف و شافعیها قراردادن دست زیر سینه را سنت دانستاند؛ ولی صحیح این است که دستها بر روی سینه قرار داده شود[۱۷] و بنباز نیز همین نظر را ترجیح داده است.[۱۸]
عینی پس از نقل سخن ماوردی که میگوید قراردادن دستها بر سینه، نشانه خضوع و خشوع است، میگوید بلکه قراردادن دستها زیر ناف خضوع و خشوع بیشتری دارد و از شباهت به اهلکتاب دورتر است و برای پوشاندن عورت و ممانعت از افتادن لباس و برای تعظیم کردن؛ همانگونه که در برابر پادشاهان انجام میشود، مناسبتتر است؛ چراکه مقصود اصلی از این اقدام، تعظیم است.[۱۹]
با این همه برخی گفتهاند مردها دستهای خود را زیر ناف و زنان روی سینه قرار میدهد[۲۰] و العثیمین میگوید حدیث قرار دادن دست زیر ناف، ضعیف است.[۲۱]
زمان
ابوحنیفه و ابویوسف تکتف را هنگام قیام سنت دانسته و برخی هنگام قرائت و صحیح این است که هنگام قیامی که ذکر مأثور دارد سنت است. گروهی از علمای اهلسنت با هدف مخالفت با شیعه، تکتف را در هر نوع قیام، سنت دانستهاند[۲۲] از این رو درباره تکتف بعد از رکوع، هنگام قنوت، در نماز میت و بین تکبیرهای نماز عیدین، اختلاف شده است.[۲۳] در شرح بلوغالمرام آمده است که حنفیها و شافعیها قراردادن دستها بر سینه پس از رکوع را بدعت میدانند. احمد روایتی درباره تکتف بعد از رکوع نقل کرده است که نمازگزار را مخیر ساخته است.[۲۴]
حکم
اگر دستها را بیاندازد نمازش صحیح خواهد بود؛ زیرا این عمل سنت است.[۲۵]
مستند
اهلسنت برای حکم به تکتف، دلائلی را ارائه کردهاند که اهم این دلائل به شرح ذیل است[۲۶]:
- حدیث سهل بنسعد: كان النَّاس يؤمَروْن أَن يَضعَ الرَّجل يَدَه الْيمْنى عَلى ذِرَاعِهِ فِيْ الصَّلاةِ[۲۷]
- حدیث وائِل بْن حُجْر: وائل نقل میکند هنگام نمازخواندن پیامبر(ص) مشاهده که پس از تکبیر گفتن، دستان خود را از آستین خارج کرده و زیر لباس قرار داد و دست راست خود را بر دست چپ گذاشت.[۲۸] = برخی از راویان این حدیث معتبر نیستند.[۲۹]
- حدیث عبدالله بن مسعود:
- حدیث ابنعباس: إنا معشر الأنبياء أمرنا بتعجيل فطرنا وتأخير سحورنا وأن نضع أيماننا على شمائلنا في الصلاة[۳۰]
- روایت منقول از امام علی(ع): در این روایت آمده است که یکی از سنتهای نماز، قراردادن دستها زیر ناف است.[۳۱]
نقد ادله
احادیث نقل شده درباره تکتف در منابع اهلسنت، مورد نقد علمای شیعه قرار گرفته است:
- روایت سهل بنسعد که در صحیح بخاری آمده، از جهت متن دچار مشکل است؛ زیرا مشخص نشده است که چه کسی مردم را امر به تکتف میکرده است.[۳۲]
- روایت منقول از امام علی(ع) این روایت که ابوداود نقل کرده، در اغلب نسخههای سنن ابیداود وجود ندارد.[۳۳]
دیدگاه شیعه
نظر مشهور شیعیان امامیه درباره تکتف این است که این عمل حرام بوده و موجب بطلان نماز میشود.[۳۴] سید مرتضی مدعی است که این حکم مورد اجماع علمای شیعه است.[۳۵] عدهای از فقهای شیعه فقط آن را حرام دانسته[۳۶]
ادله
حدیث ابوحمید ساعدی(سنن بیهقی) حدیث حماد بنعیسی: از امام صادق حدیث زراره از امام صادق: و عليك بالإقبال على صلاتك، و لا تكفّر، فإنّما يصنع ذلك المجوس. روایت صدوق از امام علی(ع): لا يجمع المسلم يديه في صلاته، و هو قائم بين يدي الله عزّ و جل، يتشبّه بأهل الكفر، يعني المجوس
نقد
با توجه به این که پیامبر(ص) روزی پنج مرتبه نماز میخواندند، اگر همراه با تکتف بود، این موضوع در بین صحابه کاملا روشن و بدون ابهام بود. اما روایات مربوط به تکتف منحصر به چند نفر از صحابه است و دارای ابهام است و سند بیشتر این روایات مورد مناقشه قرار گرفتهاند. همچنین روایات معارضی در مقابل آنها وجود دارد که تکتف را نفی میکند.[۳۷] قرطبی میگوید نقلهای معتبری درباره کیفیت نماز پیامبر آمده است که در آنها اشارهای به تکتف نشده است و برخی از علماء به دلیل کثرت این نقلها و نیز عدم تناسب تکتف با افعال نماز، آنها را بر روایاتی که تکتف را اثبات میکنند ترجیح دادهاند.[۳۸]
تکنگاریها
- الارسال و التکفیر بین السنة و البدعه: این اثر که توسط نجمالدین طبسی پدید آمده، خود جزئی از یک مجموعه بهنام بینالسنه والبدعه است که در آن، مسائل اختلافی همچون ازدواج موقت مورد بررسی قرار گرفته است.[۳۹] این مجموعه، به صورت یک کتاب، تحت عنوان دراسات فقیه فی مسائل خلافیه چاپ شده است.[۴۰]
- توضیح المقال فی الضمّ و الارسال اثر محمد یحیی سالم عزّان.
- القول الفصل فی تایید سنة السدل اثر محمد عابد.
- رسالة مختصرة فی السدل اثر عبدالحمید مبارک.
- رسالة فى حكم سدل اليدين فى الصلاة على مذهب الإمام مالك، نوشته محمد بن محمد المغربی معروف به شنقیطی.
- قبض الیدین وارسالهما في الصلاة تألیف احمد مصطفی قاسم الطهطاوی.
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۱.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۱.
- ↑ مجموع فتاوی و رسائل العثیمین، ج۱۳، ص ۹۹.
- ↑ عوایشه، الموسوعه الفقهیه المیسره فی فقه الکتاب والسنه المطهره، ج۲، ص۹.
- ↑ شوکانی، نیل الاوطار، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۱۷.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۰.
- ↑ قرطبی، بدایه المتجتهد ونهایه المقتصد، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۱۴۶.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۰.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۰.
- ↑ نووی، المجموع شرح المهذب، دارالفکر، ج۳، ص۳۱۱.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۱.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۱.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۱.
- ↑ بنباز، فتاوی نور علی الدرب، ۱۴۲۸ق، ج۸، ص۱۴۴.
- ↑ مجموع فتاوی ابن باز، ج۲۹، ص۲۴۰.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۱.
- ↑ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ج۱، ص۲۸۳.
- ↑ مجموع فتاوی ابن باز، ج۲۹، ص۲۴۰.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۳.
- ↑ حنفی رازی، تحفه الملوک، ۱۴۱۷ق، ص۶۹.
- ↑ مجموع فتاوی و رسائل العثیمین، ج۱۳، ص ۷۳.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۳.
- ↑ العینی، البنایه شرح الهدایه، ج۲، ص۱۸۳.
- ↑ عطیه، شرح بلوغ المرام، ج۶۱، ص۶.
- ↑ فتاوی نور علی الدرب، ج۸، ص۱۴۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهل البیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۵.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۱۴۸.
- ↑ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۳۰۱؛ ملا هروی، مرقاه الجنان فی شرح مشکاه المصابیح، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۶۵۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهل البیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۲۰.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، ج۱۱، ص۱۹۹.
- ↑ دار القطنی، سنن الدار القطنی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۴.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۶.
- ↑ زیعلی، نصب الرایه لاحادیث الهدایه، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۱۳.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۲.
- ↑ سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۶۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهل البیت، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۲۲.
- ↑ قرطبی، بدایه المتجتهد ونهایه المقتصد، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۱۴۶.
- ↑ «إرسال التكفير بين السنة و البدعة - نسخه متنی»، کتابخانه دیجیتال تبیان.
- ↑ «دراسات فقیه فی مسائل خلافیه»، کتابخوان قائمیه.
منابع
- «إرسال التكفير بين السنة و البدعة - نسخه متنی»، کتابخانه دیجیتال تبیان، تاریخ بازدید: ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ش.
- بنباز، عبدالعزیز بن عبدالله، فتاوی نور علی الدرب، ریاض، الرئاسه العامه للبحوث العلمیه والافتاء، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.
- جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهل البیت، قم، المجمع العالمی لاهل البیت، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
- حنفی رازی، محمد بنابیبکر، تحفه الملوک، بیروت، دار البشائر الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- دار القطنی، علی بن عمر، سنن الدار القطنی، تحقیق شیعب الارنؤوط، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- «دراسات فقیه فی مسائل خلافیه»، کتابخوان قائمیه، تاریخ بازدید: ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ش.
- زیلعی، عبدالله بن یوسف، نصب الرایه لاحادیث الهدایه، بیروت، مؤسسه الریان للطباعه والنشر، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۲۱ق.
- شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار، مصر، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، چاپ دوم، بیتا.
- قرطبی، محمد بن احمد، بدایه المجتهد ونهایه المقتصد، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۲۵ق.
- ملا هروی، علی بن محمد، مرقاه المفاتیح فی شرح مشکاه المصابیح، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- نووی، یحیی بن شرف، المجموع شرح المهذب، بیروت، دار الفکر، بیتا.