کاربر:Shadpoor/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
imported>Shadpoor |
imported>Shadpoor |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==حدیث فرقه ناجیه== | ==حدیث فرقه ناجیه== | ||
عبارت «''فرقه ناجیه''» به معنای گروه نجات یافته، در حدیث نقل شده از [[پیامبر (ص)]] به کار رفته است. این حدیث به شکل های مختلفی در منابع [[شیعه]] و [[سنی|اهل سنت]] روایت شده | عبارت «''فرقه ناجیه''» به معنای گروه نجات یافته، در حدیث نقل شده از [[پیامبر (ص)]] به کار رفته است. این حدیث به شکل های مختلفی در منابع [[شیعه]] و [[سنی|اهل سنت]] با مضمون مشترک روایت شده است: «[[مجوس]] بر هفتاد فرقه تقسیم شد، [[یهودیت]] بر هفتاد و یک فرقه تقسیم شد و [[مسیحیت]] بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شد و امت من بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود و تنها یکی از این فرقه ها، ''فرقه ناجیه'' است.»<ref>احمد بن حنبل، مسند، تحقيق: ابوالمعاطي نوري، بيروت، عالم الكتب، چاپ اول، 1419 ق، ج 3، ص 145 ؛ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمدفؤاد عبدالباقي، بيروت، دارالفكر، [بیتا]، ج 2، ص 364 ؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، 1404 ق، ج 28 ، ص 4.</ref> | ||
در گزارش های مختلف از این روایت، تعداد فرقه های اسلامی گاهی هفتاد و سه فرقه،<ref>حاكم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1411 ق، ج 1، ص 281 ؛ ترمذي، محمد بن عیسی، سنن الترمذي، بیروت، دارالفکر، 1403 ق، ج 5، ص 26 ؛ احمد بن حنبل، مسند، تحقيق: ابوالمعاطي نوري، بيروت، عالم الكتب، چاپ اول، 1419 ق، ج 4، ص 102.</ref>گاهی هفتاد و دو فرقه<ref>هيثمي، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالمعارف، 1406 ق، ج 1، ص 260 ؛ طبراني، ابوالقاسم، المعجم الکبیر، بيروت، داراحیاء التراث العربی، 1404 ق، ج 17 ، ص 13 .</ref> و گاهی هفتاد و یک فرقه<ref>داني، ابوعمرو عثمان بن سعيد، السنن الواردة في الفتن و غوائلها و الساعة و اشراطها، تحقيق: ضاءالله بن محمد ادريس مباركفوري، رياض، دارالعاصمة، چاپ اول، 1416 ق، ج 3، ص 624 .</ref> ذکر شده که فقط یکی از آنها نجات یافته است. اما در برخی از منابع روایی نیز این روایت به شکل کاملا متفاوتی گزارش شده و تمام فرقه های اسلامی به جز زندیقان، نجات یافته معرفی شدهاند: «امت من هفتاد و اندی فرقه می شوند که همه بهشتی هستند، مگر زندیقان».<ref>ديلمي، ابوشجاع، الفردوس بمأثور الخطاب، تحقيق: سعيد بن بسيوني زغلول، بيروت، دارالكتب العلميه، 1406 ق، ج 2، ص 63.</ref> | در گزارش های مختلف از این روایت، تعداد فرقه های اسلامی گاهی هفتاد و سه فرقه،<ref>حاكم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1411 ق، ج 1، ص 281 ؛ ترمذي، محمد بن عیسی، سنن الترمذي، بیروت، دارالفکر، 1403 ق، ج 5، ص 26 ؛ احمد بن حنبل، مسند، تحقيق: ابوالمعاطي نوري، بيروت، عالم الكتب، چاپ اول، 1419 ق، ج 4، ص 102.</ref>گاهی هفتاد و دو فرقه<ref>هيثمي، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالمعارف، 1406 ق، ج 1، ص 260 ؛ طبراني، ابوالقاسم، المعجم الکبیر، بيروت، داراحیاء التراث العربی، 1404 ق، ج 17 ، ص 13 .</ref> و گاهی هفتاد و یک فرقه<ref>داني، ابوعمرو عثمان بن سعيد، السنن الواردة في الفتن و غوائلها و الساعة و اشراطها، تحقيق: ضاءالله بن محمد ادريس مباركفوري، رياض، دارالعاصمة، چاپ اول، 1416 ق، ج 3، ص 624 .</ref> ذکر شده که فقط یکی از آنها نجات یافته است. اما در برخی از منابع روایی نیز این روایت به شکل کاملا متفاوتی گزارش شده و تمام فرقه های اسلامی به جز زندیقان، نجات یافته معرفی شدهاند: «امت من هفتاد و اندی فرقه می شوند که همه بهشتی هستند، مگر زندیقان».<ref>ديلمي، ابوشجاع، الفردوس بمأثور الخطاب، تحقيق: سعيد بن بسيوني زغلول، بيروت، دارالكتب العلميه، 1406 ق، ج 2، ص 63.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۷ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۷
حدیث فرقه ناجیه
عبارت «فرقه ناجیه» به معنای گروه نجات یافته، در حدیث نقل شده از پیامبر (ص) به کار رفته است. این حدیث به شکل های مختلفی در منابع شیعه و اهل سنت با مضمون مشترک روایت شده است: «مجوس بر هفتاد فرقه تقسیم شد، یهودیت بر هفتاد و یک فرقه تقسیم شد و مسیحیت بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شد و امت من بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود و تنها یکی از این فرقه ها، فرقه ناجیه است.»[۱]
در گزارش های مختلف از این روایت، تعداد فرقه های اسلامی گاهی هفتاد و سه فرقه،[۲]گاهی هفتاد و دو فرقه[۳] و گاهی هفتاد و یک فرقه[۴] ذکر شده که فقط یکی از آنها نجات یافته است. اما در برخی از منابع روایی نیز این روایت به شکل کاملا متفاوتی گزارش شده و تمام فرقه های اسلامی به جز زندیقان، نجات یافته معرفی شدهاند: «امت من هفتاد و اندی فرقه می شوند که همه بهشتی هستند، مگر زندیقان».[۵]
اعتبار حدیث
وجود حدیث در منابع شیعی و سنی اعتبارسنجی حدیث
ویژگیهای فرقه ناجیه
در منابع روایی شیعه، از پیامبر(ص) نقل شده که هنگام اختلاف و فرقه فرقه شدن امت اسلامی، نجات یافتن و هدایت شدن، در گرو پیروی از امام علی(ع) و سایر امامان از نسل او است.[۶] چنانکه پیامبر(ص) در حدیث ثقلین، پیروی از قرآن و اهل بیت را مایه نجات و هدایت دانست.[۷]
در منابع روایی اهل سنت نیز به نقل از پیامبر(ص) برای فرقه ناجیه خصوصیات و مصادیق مختلفی ذکر شده است: گاهی فرقه ناجیه را بر جماعت [۸] یا اکثریت[۹] تطبیق دادهاند و گاهی نجات از هلاکت را در پیروی از خلفای راشدین دانسته اند.[۱۰]
کتابشناسی
دستة اول را شیعه و دستة دوم را سنی نامیدهاند. هر کدام از این دو فرقه به گروههای عدیده منشعب شدند و در مجموع 73 فرقه که پیامبر پیش بینی کرده بود، به وجود آمد. این پیش بینی در قالب حدیث «ستفترق امتی علی ثلات و سبعین فرقه فرقه منها ناجیه و الباقی فی النار» به ما رسیده که به این معناست: به زودی بعد از من امت من به 73 گروه منشعب می شوند. یک گروه اهل نجات و مابقی به آتش غضب الهی گرفتار می شوند. صاحب جنات الخلود نوشته که شیعیان به 25 فرقه و اهل سنّت به 48 فرقه منشعب شدند. (امامی اصفهانی، میرزا محمدرضا، جنات الخلود، 1314، بی نا، ص 66) دربارة حدیث 73 فرقه ر.ک: شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، ملل و نحل، تحقیق سید گیلانی، مکتبه آداب قاهره، ص 13؛ حنفی، موفق بن احمد، کتبی، محمدکاظم، مناقب خوارزمی، نجف، 1385 ق، ص 337؛ ایجی، قاضی عضدالدین و جرجانی، سید شریف، شرح مواقف، انتشارات رضی، قم، 1370 ، ج8، ص676؛ علامه حلی، منهاج الکرامه، انتشارات تاسوعا، قم، بیتا، ص 49 ؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، مؤسسة وفا، بیروت، ج 28، باب اول.
در برخى از کُتب روایى، اعم از شیعه یا سنّى، حدیثى را به پیامبر اکرم(ص) نسبت دادهاند که به حدیث تفرقه مشهور شده و منقول است که حضرت مىفرماید: «قوم یهود هفتاد و یک فرقه و قوم نصارا هفتاد و دو فرقه شدند و امت من هفتاد و سه فرقه خواهند شد که همه در آتش دوزخند، الاّ یک فرقه و آن فرقه ناجیه است.» صاحبان کُتُب ملل و نِحَل و نیز برخى از بزرگان مذاهب کلامى به تفسیر و تأویل حدیث مذکور پرداخته و نهایتا مذهب و رأى خود را مصداق آن فرقه ناجیه پنداشتند و به طور مثال ابو منصور عبدالقاهر بن طاهر بغدادى در کتاب الفرق بین الفِرَق و بیان الفرقه الناجیة منهم، ضمن تقیّد و استناد به حدیث مذکور، بخشى از کتاب خود را به خصوصیات و ویژگىهاى فرقه ناجیه اختصاص داده و ضمن ردّ و تکذیب آراى سایر فرقهها خصوصا عقاید معتزله، تلویحا مذهب خود را که اشعرى است، مصداق فرقه مذکور پنداشته است. (بغدادى، ابى منصور عبدالقاهر، الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة منهم، مصر، 1367ق، ص 191) تحقیق در اینکه فرقه ناجیه بهراستى چه کسانى هستند و چه خصوصیاتى دارند و به چه دلیل در مقایسه با آن، آراى سایر فرقهها از حقیقت تعالیم دینى و الهى بهدور است، خود مسألهاى است که نیاز به بحث مستقلى دارد و البته جاى تردید نیست که متکلمان امامیّه در این جهت تلاش و سعى وافر مصروف داشته و آثار و تصانیف ایشان، بسیارى از حقایق الهى مأثور از کتاب و سنّت را با اتقان و استوارى کمنظیر و مستند به دلایل عقلى و نقلى براى طالبان حقیقت بازنمودهاند که از میان آنها مىتوان به کشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد علامه حلّى، گوهر مراد و شوارق الالهام فیاض لاهیجى و دیگر میراث بزرگان علماى امامیه اشاره کرد.
در برخی از تعابیر حدیث افتراق نیز به جای هفتاد و دو فرقه، هفتاد و دو ملت آمده و چه بسا از این جهت بتوان آن را مرادف فرقه نیز حساب کرد. به هر صورت مراد بیشتر ملل و نحل نویسان از این واژه، همان پیروان دیانات است که شامل فرقه های اسلامی و پیروان دیگر ادیان می باشد.(آقانوری، علی، در آمدی بر شناخت مشهورترین آثار ملل و نحل، مجله طلوع 1382ش، شماره 5)
7. الفرق بین الفرق و بیان الفرقه الناجیه منهم، ابومنصور عبدالقاهر بغدادى (م429ق) نویسنده از متکلمان بنام و صاحب اثر اهل سنت و با گرایش کلامى اشاعره است. وی با هدف رد و انکار فرقههاى اسلامى غیر از گرایش خود (اهل حدیث و راى و اشاعره)، دست به خلق این اثر زده و حجم زیادى از کتاب را به شرح و تبیین عقاید اهل سنت و جماعت اختصاص داده است. این متلکم اشعری مسلک با پذیرش حدیث افتراق و پافشارى بر مضمون عددى آن، فرقه هفتاد و سوم را اهل سنت و جماعت می داند و با تعریف و بیان ویژگیهاى اسلام از نگاه خود، برخى از فرق را از دایره مسلمانى خارج مىکند. تعصب و یکسو نگرى او در رد فرقههاى غیرخودى به اندازهاى است که همکیش او یعنى فخررازى درباره وى مىنویسد: « وى داراى تعصب شدید بوده و دیدگاههاى فرق را بدان صورت که بودهاند بیان نکرده است[42] بنابر دیدگاه یکى از پژوهشگران تاریخ اسلام، روى کار آمدن آل بویه و گسترش نفوذ شیعه و معتزله در بغداد، در نگارش کتاب و عقده گشایى او از فرقههایى چون معتزله و شیعه بىتاثیر نبوده است.[43] 8. التبصیر فى الدین و تمییز الفرقة الناجیه عن الفرق الهالکین، نوشته ابو مظفر اسفراینى شافعى (م 471ق) تحقیق کمال الحوت . اگر چه این کتاب که توسط شاگرد و داماد بغدادى نوشته شده تفاوت زیادى در محتوى و ساختار با کتاب « الفرق بین الفرق» بغدادى ندارد اما با توجه به نظم و نسق ویژه آن به عنوان اثرى مستقل و مورد استثنا مورد توجه واقع شده است. این اثر به اعتراف خود نویسنده و همانگونه که از عنوانش نیز پیداست ،به منظور تمییز اهل حق ا زباطل و شناسندن و دفاع از فرقه حق ( به باور نویسنده اهل سنت و جماعت ) نوشته شده است. کتاب وى را با توجه به برخوردهاى آشکار با دیگرفرق و اتهام فضیحیت و گمراهى به آنان مىتوان اثرى کلامى- جدلى که در قالب گزارش تاریخى سامان یافته تلقى کرد. نویسنده دشمنى خود را با شیعیان امامى در موارد زیادى آشکار مىکند و علاوه بر متهم کردن آنان به بى اعتنایى به قران و احادیث و اسقاط شریعت از استناد به احادیث جعلى علیه آنان نیز پرهیزى ندارد (ص 121،119، 43،35) نویسنده همانند بیشتر فرقه نگاران اهل سنت ،اختلافات مهم صحابه در موضوع امامت را به عنوان اختلافات موردى و فرقهاى به حساب آورده و با طرح دیگر اختلافات کلامى، موضوع فرقه گرایى را پی مىگیرد. وى مشبهه را اگر چه به عنوان فرقهاى مستقل نام نبرده، اما در تقسیم بندى اصناف این فرقه بیشتر مصادیق آن را بر فرقههاى شیعى تطبیق مىکند.(ص 121-119) به دنبال آن به بیش از پانزده فرقه از فرقههاى کوچک و انشعابى از دیگر فرق، به ویژه غالیان اشاره کرده و آنان را از حوزه مسلمانى وشمارش در هفتاد و سه فرقه خارج مىداند (ص 147- 123) نویسنده بعد از بیان کوتاهى در باره باورها و فرقههاى ادیانى نظیر صابئیت، مجوس و یهود به تبیین و دفاع از معتقدات کلامى ( به تعبیر وى فضایل ) و مفاخر علمى اهل سنت و جماعت مىپردازد (ص 196-153) در این بخش علاوه بردیگر علوم اسلامى علم تصوف را نیز ویژه اهل سنت دانسته و بر آن است که دیگر فرقهها از وقایع و حقایق و آموزههاى شیرین وآرام بخش آن بهرهاى ندارند (ص 192) جالب توجه اینکه در پایان این مباحث در باره باور های اهل سنت مىگوید «... و لا یحکمون فى عوام المسلمین الا بظاهر ایمانهم و لا یقولون بتکفیر واحدمنهم الا أن یتبین منه ما یوجب تکفیره» و با این دعاى قرانى کلامش را به پایان مىبرد که « ربنا اغفر لنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان ولا تجعل فى قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رؤوف رحیم» (الحشر (59)آیه10) دعایى که حد اقل در حق خود وى مستجاب نشد .
الفرق المفترقه بین اهل الزیغ والزندقه، نوشته ابومحمد عثمان بن عبداللَّه بن الحسن العراقى الحنفى (م 500ق)، تحقیق قوتلواى کتاب از جمله آثار گزارشى - انتقادى در دانش ملل و نحل است که مؤلف حنفى مذهب آن سعى کرده فرقههاى اسلامى را بر اساس مضمون عددى حدیث افتراق (73فرقه) سامان دهد. با نگاهى به فهرست مطالب این کتاب متوجه مىشویم که مؤلف به نامها و القابى در فرقهها اشاره مىکند که موارد زیادى از آن در آثار قبلى به چشم نمىخورد و احتمالاً از تراوشهای ذهنی خود نویسنده و یا برگرفته از فرهنگ شفاهی در میان مردم است. از عنوان اثر پیداست که نویسنده تند مزاج بوده و کاربرد واژههایى چون ترهات، کفریات، مزخرفات و اباطیل، درباره عقاید فرقهها گواه بر آن است. وى فرقهها را به شش دسته بزرگ ناصبى، شیعى، قدرى، جبرى، مشبهه و معطله تقسیم کرده و براى هر یک از آنها دوازده فرقه مىشمارد. مجموع این فرق هفتاد و دو مورد است. وی فرقه هفتاد و سوم را که از نگاه او اهل سنت و جماعت که بر اساس گزارش مورد گزینش او ازبخش پایانی و احتمالاً الحاقی حدیث افتراق، سواد اعظم هستند، فرقه ناجیه برمىشمارد. وى در بررسى فرقهها مباحث کلامى را محور قرار داده و به ذکر دیدگاه فرق مورد اشاره و احیاناً ساختگى خود مىپردازد. به عنوان نمونه وى در بیان اسامى فرقهها به فرقههایى چون: نسبیه (که مىگفتند على بر ابوبکر فضیلت داشت، چون از بستگان نسبى پیامبر(ص) بود)، لاعنیه ( چون عایشه و طلحه و معاویه را لعن مىکردند)، سحابیه(که معتقد بودند على در سحاب و در رعد و برق است)، فانیه(چون مىگفتند بهشت و جهنم فانى مىشود، ص94)، عوضیه ( که می گفتند بهشت و جهنم در عوض طاعت و معصیت است، ص53)، کسلیه( که می گویند راحتى و عقوبت به کوشش و طاعت و کسالت مرتبط نیست، ص 73)، حدیه(مىگویند الرحمن على العرش استوى، ص77)، مخلوقیه( که معتقدند کلام خدا مخلوق است) و به برخى از فرقه ها و روشهاى صوفیانه مانند حبیه و خوفیه و یا حلولیه(که مىگفتند خدا در صورتهاى زیبا حلول مىکند و به امرد شاهد مىگویند، ص76) اشاره دارد. شاید فلسفه اختلاف اسامى برخى از فرقههاى مورد اشاره او با دیگر آثار این باشد که وى نامگذارى فرقهها را براساس عقایدشان مورد لحاظ قرار داده و نه بر اساس رهبران و یا اسامى موجود مشهور آنها در دیگر آثار. نویسنده خوارج را با عنوان ناصبیه آورده و علت نامگذارى معتزله را به این لقب، گوشهگیرى آنها از امت اسلامى مىداند(ص46). گویا نویسنده این اثر نیز همانند برخى ملل و نحل نگاران، در جعل و ترویج احادیث موضوعه، علیه و یا له فرق گشاده دست است ( ر.ک: ص 30، 32، 43 در اینجا از قول امام على نقل مىکند که گفته است: من فضلنى على ابوبکر فقد افترى). وى همچنین جمله « لاجبر و لا تفویض» را به ابوحنیفه نسبت مىدهد( ص8).
اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، فخرالدین رازى (م606ق) تحقیق و تعلیق محمد زینهم محمد غرب صاحب این اثر که از مشهورترین دانشمندان اسلامى و تأثیرگذار و با گرایش اشعرى و الببته عقلی و گاهى شدیدتر از هم مسلکان خود است، به گونه مختص و منظم دیدگاههاى فرق اسلامى و غیراسلامى را با تکیه بر رهبران و بنیانگذاران آنها بیان کرده است. وى در این اثر به ملل و نحل نگاران اعتراض مىکند که چرا فرقههاى صوفى را در عداد فرق اسلامى نیاوردهاند (ص 81) و در پى آن به برخى از فرق تصوف اشاره مىکند. در پاسخ به اینکه چرا در شمارش فرقهها از 73 فرقه فراتر رفته مىنویسد: مراد پیامبر(ص) از حدیث افتراق فرقههاى بزرگ اسلامى بوده است(ص 83).
مسائل الامامة، منسوب به ناشى اکبر (اواخر قرن سوم)، تحقیق فان اس، بیروت اگر چه در انتساب این اثر به ناشى اکبر تردید شده و برخى آن را از جعفربن حرب مىدانند، در هر صورت از کهنترین منابع درباره شناخت دیدگاههاى فرق درباره موضوع امامت و آرای سیاسى مسلمانان سدههاى نخست به حساب آمده است. این کتاب اگرچه ناشناخته تر از دیگر آثار ملل و نحل است و پژوهشگران کمتر بدان استناد کردهاند، با توجه به برجستگى در نظم و ترتیب، قدمت تاریخى و شیوه نگارش و از طرفى بى تعصبى مؤلف آن[34]، منبع مناسبى براى دانش فرقه شناسى است.[35] مؤلف در این کتاب ضمن استناد به حدیث افتراق، اصناف و فرق اصلى را پنج فرقه شیعه، مرجئه، حشویه، خوارج و معتزله دانسته و به اعتقادات بیش از هفتاد فرقه در موضوع امامت اشاره مىکند.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند، تحقيق: ابوالمعاطي نوري، بيروت، عالم الكتب، چاپ اول، 1419 ق، ج 3، ص 145 ؛ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمدفؤاد عبدالباقي، بيروت، دارالفكر، [بیتا]، ج 2، ص 364 ؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، 1404 ق، ج 28 ، ص 4.
- ↑ حاكم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1411 ق، ج 1، ص 281 ؛ ترمذي، محمد بن عیسی، سنن الترمذي، بیروت، دارالفکر، 1403 ق، ج 5، ص 26 ؛ احمد بن حنبل، مسند، تحقيق: ابوالمعاطي نوري، بيروت، عالم الكتب، چاپ اول، 1419 ق، ج 4، ص 102.
- ↑ هيثمي، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالمعارف، 1406 ق، ج 1، ص 260 ؛ طبراني، ابوالقاسم، المعجم الکبیر، بيروت، داراحیاء التراث العربی، 1404 ق، ج 17 ، ص 13 .
- ↑ داني، ابوعمرو عثمان بن سعيد، السنن الواردة في الفتن و غوائلها و الساعة و اشراطها، تحقيق: ضاءالله بن محمد ادريس مباركفوري، رياض، دارالعاصمة، چاپ اول، 1416 ق، ج 3، ص 624 .
- ↑ ديلمي، ابوشجاع، الفردوس بمأثور الخطاب، تحقيق: سعيد بن بسيوني زغلول، بيروت، دارالكتب العلميه، 1406 ق، ج 2، ص 63.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن علي، کمال الدین و تمام النعمه، موسسه النشر الاسلامی، [بیتا]، ص257.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن علي، کمال الدین و تمام النعمه، موسسه النشر الاسلامی، [بیتا]، ص662.
- ↑ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، المحقق: شعيب الأرنؤوط و دیگران، دار الرسالة العالمية، 1430ق، ج5، ص128-130.
- ↑ الآمدی، ابوالحسن، الإحكام في أصول الأحكام، المحقق: عبد الرزاق عفيفي، المکتب الاسلامی، [بیتا] ج1، ص219.
- ↑ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، المحقق: شعيب الأرنؤوط و دیگران، دار الرسالة العالمية، 1430ق، ج1، ص28-29.