کاربر:M.khorshidi/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخهها
M.khorshidi (بحث | مشارکتها) |
M.khorshidi (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۹۹: | خط ۱۹۹: | ||
== کتابهای منتشرشده == | == کتابهای منتشرشده == | ||
این جدول فهرستی است از کتابهای چاپشدهٔ نویسنده به | این جدول فهرستی است از کتابهای چاپشدهٔ نویسنده به ترتیب نگارش؛ | ||
{{جدول/شروع|ارتفاع= }} | |||
{| class="{{جدول/کلاس پیشفرض}} tCenter tableMetaJS-striped "|+ background:" | |||
{ | |||
{{ | |||
|- style="; height: 50px;" | |- style="; height: 50px;" | ||
! colspan="6" style="background:; color: Black;" | [[:رده:کتابهای بهرام بیضایی|کتابهای منتشرشدهٔ بیضایی]] | ! colspan="6" style="background:; color: Black;" | [[:رده:کتابهای بهرام بیضایی|کتابهای منتشرشدهٔ بیضایی]] | ||
نسخهٔ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۴۱
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| تاریخ تولد | ۵ اکتبر ۱۳۱۷ (۷۰۸ سال) |
| ملیت | ایرانی |
بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران) نویسنده و کارگردانِ ایرانی فیلم و نمایش است از کارهای دیگرش میشود تدوینِ فیلم، تهیهٔ فیلم، مقالهنویسی، ترجمهٔ چند نمایشنامه، نگارشِ یکی دو داستان و چند شعر و انبوهی پژوهش تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلمسازانِ صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و اندیشمندانِ برجستهٔ نمایش و ادبیات نوین فارسی بهشمار میرود. بعضی از نمایشنامههایش به زبانهای دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است. ده فیلمِ بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنههای شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سال ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمدهٔ کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد. بسیاری از اهل نظر نمایشنامه و نمایش و فیلم مرگ یزدگرد را شاهکار او دانستهاند.
زندگی و فعالیت هنری
بیضایی در تهران در خانوادهای اهل فرهنگ و ادب به دنیا آمد. در کودکی اغلب از مدرسه به سینما میگریخت و فیلم تماشا میکرد. سال ۱۳۳۰، با خودکشیِ صادق هدایت، با کار و سرگذشت هدایت آشنا شد و از او تأثیر گرفت. سالیانی بعد از آن از دانشجوییِ ادبیات فارسی دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران کنارهگرفت؛ ولی حاصل پژوهشهایش را به صورت کتاب نمایش در ایران منتشر کرد، که یگانه تاریخنامهٔ مهم نمایش ایرانی شد. همزمان به نمایشنامهنویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوههای تعزیه که نیاکانش در آران برپا میکردند. بیشتر نخستین نمایشنامههایش – مانند پهلوان اکبر میمیرد – با نمایشِ گروه هنر ملی کامیابی یافت؛ هرچند گاهی چپیها و گاهی راستیها کارش را سخت نکوهیدند. سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامینفر ازدواج کرد.
بیضایی در اوایل دههٔ ۱۳۴۰ در برخی جلسات گروه طرفه شرکت میکرد، و از هنگامِ تشکیل کانونِ نویسندگانِ ایران از بنیانگذارانش بود، از جمله به همین خاطر، دچار بدگمانی ساواک بود. او سال ۱۳۵۷ از کانون کنارهگرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران و نیز فیلمسازی گذرانید. سال ۱۳۵۸، پس از ده سالی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد؛ که در ۱۳۶۰، سال اخراجش این بار از کرسی استادی دانشگاه تهران، فیلم هم شد. پس از نمایش مرگ یزدگرد تا هجده سال امکان کار تئاتری نیافت؛ هرچند توانست چند فیلم بسازد. سال ۱۳۷۱، که چند سالی از جدایی از همسرش میگذشت، با مژده شمسایی ازدواج کرد. از سال ۱۳۷۶ دوباره کار تئاتر دست داد و بیضایی به شو نمایش از اقامت کوتاهش در استراسبورگ دست شست و تا ۱۳۸۶ به تفاریق توانست برای چند نمایش و فیلم و کتاب پروانه بگیرد؛ سال ۱۳۸۹ برای استادی دانشگاه استنفورد به آمریکا رفت. این هجرت دیرانجامترین اقامت بیضایی دور از ایران بوده. او در آمریکا نیز پرکار بوده و غیر از تدریس، به نوشتن و نمایش پرداخته است.
بیضایی، با نویسندگانی چون اکبر رادی و فیلمسازانی چون ناصر تقوایی و دیگرانی، در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمی داشته است. او بارها در رأیگیری از ناقدان سینمایی ایران، برترین کارگردان تاریخ سینمای ایران شناخته شده است.
باشو، غریبهی کوچک، که اغلب برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده، و سگکُشی، که پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از برجستهترین فیلمهای بیضایی است. بعضی تاریخنگاران سینما سرآغاز کار فیلمسازانی از نسل بیضایی و بنیانگذاران دیگر کانون سینماگران پیشرو را سرآغاز فصل جدید سینمای ایران دانستهاند که «موج نو» نامیدهاند؛ و فیلمهای دههٔ ۱۳۵۰ بیضایی مانند غریبه و مه و کلاغ را در این جریان سینمایی گنجانیدهاند.
در تئاتر نیز اغلب او را مهمترین نمایشنامهنویس تاریخ ادبیات فارسی گفتهاند که با نمایشنامههایی چون هشتمین سفر سندباد و ندبه و نمایشهایی چون مرگ یزدگرد و اَفرا، گونهٔ نمایشنامه را در زبان فارسی استوار کرده و نمایش را به پایهای جدیتر رسانید و کمک کرد تا روزگار زرین دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در نمایشِ ایران به حصول پیوست. بیضایی فقط فیلمنامههای خود را به فیلم درآورده است (به استثنای بانو آئویی و با وجود میل به نمایشِ کارهایی از زآمی موتوکیو و اکبر رادی و ویلیام شکسپیر). او تهیهکننده و تدوینگر و طراح و کارگردان بیشتر کارهای نمایشی خود بوده است.
آثار
فیلم
| فیلمها | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| سال | نام | کارگردان | تدوینگر | فیلمنامهنویس | تهیهکننده | موسیقی | مدّت (دقیقه) | رنگ | توضیحات |
| ۱۳۸۷ | وقتی همه خوابیم | محمّدرضا درویشی | ۱۰۷ | رنگی | |||||
| ۱۳۸۵ | قالی سخنگو | رضا میرکریمی | محمّدرضا درویشی | ۸ | رنگی | بخش سوّمِ فیلم فرش ایرانی | |||
| ۱۳۷۹ | سگکُشی | وارطان ساهاکیان و صبا خضوعی | ۱۴۵ | رنگی | سرمایهگذاران: بیضایی و بهروز هاشمیان | ||||
| ۱۳۷۷ | گفتگو با باد | محسن غریب | ۲۰ | رنگی | این بخش از قصّههای کیش حذف شد و بیضایی حقوقش را از تهیهکننده خرید. | ||||
| ۱۳۷۰ | مسافران | بابک بیات | ۹۸ | رنگی | |||||
| ۱۳۶۶ | شاید وقتی دیگر | بابک بیات | ۱۶۰ | رنگی | نیز سازندهٔ آنونس | ||||
| ۱۳۶۴ | باشو، غریبهی کوچک | علیرضا زرّین | ۱۲۱ | رنگی | تا ۱۳۶۹ توقیف شد. | ||||
| ۱۳۶۰ | مرگ یزدگرد | بابک بیات | ۱۱۰ | رنگی | |||||
| ۱۳۵۷ | چریکهی تارا | بهرام بیضایی و گورگن گریگوریانس | ۱۱۰ | رنگی | طرّاحِ صحنه و لباس هم. نخستین فیلم توقیفی پس از انقلاب ۱۳۵۷ | ||||
| ۱۳۵۶ | کلاغ | بهمن فرمانآرا | شیدا قراچهداغی | ۱۲۵ | سیاهوسفید | ||||
| ۱۳۵۲ | غریبه و مه | ۱۴۰ | رنگی | ||||||
| ۱۳۵۱ | سفر | ۳۴ | سیاهوسفید | ||||||
| ۱۳۵۱ | رگبار | مهدی رجاییان | باربد طاهری | شیدا قراچهداغی | ۱۲۸ | سیاهوسفید | |||
| ۱۳۴۹ | عمو سیبیلو | عبّاس گنجوی | اسفندیار منفردزاده | ۲۹ | سیاهوسفید | ||||
همکاری در فیلمهای دیگران
| فیلمهای کارگردانانِ دیگر | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| سال | نام | کارگردان | تدوینگر | فیلمنامهنویس | تهیهکننده | موسیقی | مدّت (دقیقه) | رنگ | توضیحات |
| ۱۳۷۹ | بادِ سرخ | علیمحمّد قاسمی | بهرام بیضایی | قاسمی، علیمحمد. «اهمیت چگونه گفتن». سینمای نو، ش. ۳۹ (اردیبهشت ۱۳۸۲): ۴۶–۴۷. | |||||
| ۱۳۷۹ | زمانه | حمیدرضا صلاحمند | بهرام بیضایی | حمیدرضا صلاحمند، پوپک راد | کارگردان پس از تدوینِ بیضایی در کار دست بُرد. | ||||
| ۱۳۷۶ | نقشی بر آب | حمیدرضا صلاحمند | بهرام بیضایی | ||||||
| ۱۳۷۵ | فصل پنجم | رفیع پیتز | حسن حسندوست | بهرام بیضایی | |||||
| ۱۳۷۴ | بازیهای پنهان | کریم هاتفینیا | بهرام بیضایی | کریم هاتفینیا، عباس اکبری | |||||
| ۱۳۷۴ | برج مینو | ابراهیم حاتمیکیا | بهرام بیضایی | ابراهیم حاتمیکیا | |||||
| ۱۳۷۳ | روز واقعه | شهرام اسدی | مهدی رجاییان | بهرام بیضایی | رنگی | نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۳ | |||
| ۱۳۶۳ | دونده | امیر نادری | بهرام بیضایی | رنگی | |||||
| ۱۳۶۰ | خطِّ قرمز | مسعود کیمیایی | عبّاس گنجوی | بهرام بیضایی | رنگی | ||||
| ۱۳۶۰ | بچههای جنوب؛ جستجوی دو (فیلم نیمه بلند) | امیر نادری | بهرام بیضایی | ||||||
| ۱۳۵۹ | سلندر | واروژ کریممسیحی | بهرام بیضایی | بهرام بیضایی | ۳۳ | رنگی | |||
سکانسِ پایانیِ تنگنا (۱۳۵۲) را هم بیضایی تدوین کردهاست.[۱] نیز سهراب شهید ثالث در گفتگویی به علی دهباشی گفته که سازدهنی (۱۳۵۲) امیر نادری را تدوین کرده بوده، ولی سپستر بیضایی دوباره تدوینش کرد.[۲] کفشهای مبارکِ بیضایی اساسِ فیلمنامهٔ فیلمِ کفشهای میرزا نوروز است.[۳] در فیلمهای زمانه (۱۳۷۸) و شبانهروز (۱۳۹۰) نیز نامِ بیضایی همچون «مشاور کارگردان» آمدهاست.
کتابهای منتشرشده
این جدول فهرستی است از کتابهای چاپشدهٔ نویسنده به ترتیب نگارش؛
| کتابهای منتشرشدهٔ بیضایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| سالِ نگارش[۴] | نـام | گونه | سالِ انتشار | ناشر | توضیحات |
| ۱۳۳۷ و ۱۳۴۲ | آرش | برخوانی | ۱۳۵۶ | نیلوفر | پارههایی ازش در زبان و ادبیّات فارسی (عمومی): برگزیدهی متون فارسی، مباحث دستور و زبانشناسی (۱۳۷۸) و سخن شیرین پارسی نیز آمده. سالِ ۱۳۹۲ به کارگردانیِ نویسنده آواخوانی شد. |
| نگاشته و بازنگریسته از ۱۳۳۷ تا ۱۳۷۴ | سه بَرخوانی | مجموعهٔ برخوانی | ۱۳۷۶ | روشنگران | سه برخوانیِ «آرش»، «اژدهاک» و «کارنامهی بُندارِ بیدَخش» که اوّلی و سوّمی به کارگردانیِ نویسنده به ترتیب آواخوانی شده و به نمایش درآمده. «اژدهاک» پیشتر به سالِ ۱۳۴۵ در ماهنامهٔ پیام نوین و به سالِ ۱۳۷۰ در کتاب روشن و «کارنامهی بُندارِ بیدَخش» به سالِ ۱۳۷۵ در مجلّهٔ کلک منتشر شده بود. |
| ۱۳۴۱ | مترسکها در شب و عروسکها | مجموعهٔ نمایشنامه | ۱۳۴۱ | نویسنده | دو نمایشنامهٔ «مترسکها در شب» و «عروسکها». این کتاب هرگز تجدید چاپ نشده. و نمایشنامهٔ یکُم چاپِ دیگری نداشته؛ ولی به کارگردانیِ جعفر والی به سالِ ۱۳۴۲ تلهتئاتر شده است. |
| ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ | سه نمایشنامهی عروسکی | مجموعهٔ نمایشنامه | ۱۳۴۲ | نویسنده نگاه روشنگران |
سه نمایشنامهٔ «عروسکها» و «غروب در دیاری غریب» و «قصهی ماه پنهان» که یکُمی را نویسنده به نمایش درآورده و در نمایشِ دو تای دیگر نیز همکاری کرده. |
| ۱۳۳۸ و ۱۳۴۳ | نمایش در ژاپن | پژوهش | ۱۳۴۳ | مجله موسیقی روشنگران |
با همکاریِ داریوش آشوری و سهراب سپهری در خطّاطی و بخشهای ترجمه. انتشارِ پیشین در مجلّه موسیقی (۱۳۴۳؛ از شمارهٔ ۸۹ تا ۹۶) |
| ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ | نمایش در ایران | پژوهش | ۱۳۴۴ | نویسنده روشنگران |
انتشارِ پیشین در مجلّه موسیقی (۱۳۴۱ و ۱۳۴۲؛ از شمارهٔ ۶۲ تا ۷۷) |
| ۱۳۴۲ | پهلوان اکبر میمیرد | نمایشنامه | ۱۳۴۴ | صائب نگاه روشنگران |
چاپِ دیگرِ پارهای در کارنامه نثر معاصر (۱۳۷۹). نخستین بار پاییز و زمستانِ ۱۳۴۴ با همکاریِ نویسنده در تالارِ ۲۵ شهریور به وسیلهٔ گروهِ هنرِ ملّی به نمایش درآمد. |
| ۱۳۴۳ | هشتمین سفر سندباد | نمایشنامه | ۱۳۵۰ | جوانه روزبهان روشنگران |
پاییزِ ۱۳۴۳ شصت نسخهٔ پلیکپی از این نمایشنامه به طورِ محدود منتشر شد که در دسترسِ اهلِ نمایش بود. |
| ۱۳۴۴ | دنیای مطبوعاتی آقای اسراری | نمایشنامه | ۱۳۴۵ | مروارید روشنگران |
|
| ۱۳۴۴ | سُلطان مار | نمایشنامه | ۱۳۴۵ | نویسنده تیراژه روشنگران |
نویسنده سالِ ۱۳۴۸ بر صحنه برد. |
| ۱۳۴۶ | ضیافت / میراث | مجموعهٔ نمایشنامه | ۱۳۵۵ | نگاه روشنگران |
دو نمایشنامهٔ تکپردهایِ «میراث» و «ضیافت» که نویسنده سالِ ۱۳۴۶ به نمایش درآورده. نامِ کتاب در چاپِ نخست میراث و ضیافت بود. |
| ۱۳۴۶ | چهار صندوق | مضحکه | ۱۳۵۸ | روزبهان روشنگران |
نخستین بار بهمنماهِ ۱۳۴۶ در نخستین شمارهٔ دفترهای زمانه چاپ شد. |
| ۱۳۴۷ | دیوان بلخ | نمایشنامه | ۱۳۴۷ | امیر کبیر نگاه |
پارهای ازش در ادبیات معاصر ایران (نثر) نیز آمد. |
| ۱۳۴۸ | گمشدگان | نمایشنامه | ۱۳۵۷ | پیام | |
| ۱۳۴۸ | نمایش در چین | پژوهش | ۱۳۴۹ | امیر کبیر روشنگران |
با نمایشنامههای لی کویی، گردباد سیاه و مُهرِ تقلّبی و دایرهی گچی به ترجمهٔ داریوش آشوری |
| ۱۳۴۹ | راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی | نمایشنامه | ۱۳۵۷ | نیلوفر | نخست در کیهان سالِ ۱۳۵۱ با نامِ «فرمان» چاپ شده بود. |
| ۱۳۴۹ | حقیقت و مرد دانا | داستانِ کودکان | ۱۳۵۱ | کانونِ پرورشِ فکری | با نقّاشیهای مرتضی ممیّز |
| ۱۳۴۹ | عیّار تنها | فیلمنامه | ۱۳۶۴ | روشنگران | چاپِ نخست: «عیار تنها». چراغ، ش. ۲ (۱۳۶۰): ۱۳۲–۱۸۵. |
| متنِ نوینِ بازنگریستهای از بیشترِ نمایشنامههای سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۹ | دیوان نمایش | مجموعهٔ نمایشنامه | ۱۳۸۲ | روشنگران | دفترِ یکُم و دوّم چاپ شده که متنِ بازنگریشدهٔ هجده نمایشنامه از دههٔ ۱۳۴۰ است. این صورت از این نمایشنامههاست که از ۱۳۸۲ به بعد به صورتِ تکی نیز چاپ شده. |
| ۱۳۵۴ | حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس | فیلمنامه | ۱۳۶۱ | تیراژه روشنگران |
|
| ۱۳۵۵ | آهو، سلندر، طلحک و دیگران | فیلمنامه | ۱۳۵۶ | نگاه روشنگران |
«طلحک و دیگران» در شمارهٔ ۱ فصلنامه تئاتر (پاییزِ ۱۳۵۶) نیز چاپ شد. «سلندر» یک بار فیلم شده (کارگردان: واروژ کریممسیحی) و دیگر بار بر اساسش فیلمی ساختهاند (سازنده: رفیع پیتز). نامِ این هر دو فیلمِ کوتاه «سلندر» است. |
| ۱۳۵۶ | ندبه | نمایشنامه | ۱۳۷۱ | رامین تصویر و زمانه روشنگران |
بخشی از آغازِ نمایشنامه تابستانِ ۱۳۵۹ در شمارهٔ سوّم نامهٔ کانون نویسندگان ایران آمده. نسخهٔ کاملش اوّل بار تابستانِ ۱۳۶۲ در شمارهٔ سوّمِ الفبای پاریس به نامِ «بهروز برومند» منتشر شد. |
| ۱۳۵۸ | مرگ یزدگرد | نمایشنامه | ۱۳۵۹ | روزبهان روشنگران |
نخستین بار در شمارهٔ پانزدهمِ کتاب جمعه در آبانِ ۱۳۵۸ چاپ شد. نمایشِ نویسنده به سالِ ۱۳۵۸ و فیلمشده به سالِ ۱۳۶۰. بخشهایی از فیلمنامهاش با مختصری توضیحات به سالِ ۱۳۷۱ در مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی نیز آمده. |
| ۱۳۵۳ و ۱۳۵۸ | قصههای میرِ کفنپوش | فیلمنامه | ۱۳۶۳ | ابتکار روشنگران |
|
| ۱۳۵۹ | شب سمور | فیلمنامه | ۱۳۶۶ | عکس معاصر | چاپِ نخست: «شب سمور». چراغ، ش. ۱ (۱۳۶۰): ۷۰–۱۲۲. فیلمِ خطِّ قرمز را بر اساسِ این کار ساختهاند. |
| ۱۳۵۹ | اِشغال | فیلمنامه | ۱۳۶۸ | روشنگران رامین |
چاپِ نخست: «اِشغال». چراغ، ش. ۳ (۱۳۶۱): ۱۷۲–۲۴۷. |
| ۱۳۵۹ | آینههای روبرو | فیلمنامه | ۱۳۶۱ | دماوند روشنگران |
|
| ۱۳۶۰ | خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم | نمایشنامه | ۱۳۶۲ | دماوند روشنگران |
|
| ۱۳۶۱ | روز واقعه | فیلمنامه | ۱۳۶۳ | ابتکار روشنگران |
سالِ ۱۳۷۳ با همین نام فیلم کردهاند. |
| ۱۳۶۱ | زمین | فیلمنامه | ۱۳۶۴ | ابتکار روشنگران |
|
| ۱۳۶۱ | فتحنامهی کلات | نمایشنامه | ۱۳۶۲ | دماوند روشنگران |
|
| ۱۳۶۳ | پروندهی قدیمی پیرآباد | فیلمنامه | ۱۳۶۳ | ابتکار روشنگران |
سالِ ۱۳۷۵ فیلمی به نامِ فصل پنجم بر این اساس ساختهاند. نیز داستانِ فیلمِ اتوبوس (۱۳۶۴) با این فیلمنامه میخواند. |
| ۱۳۶۳ | عَیّارنامه | فیلمنامه | ۱۳۶۴ | فاریاب سیمرغ روشنگران |
با نقّاشیِ آیدین آغداشلو |
| ۱۳۶۳ | تاریخ سرّی سلطان در آبسْکون | فیلمنامه | ۱۳۶۵ | عکس معاصر روشنگران |
|
| ۱۳۶۳ | وقت دیگر، شاید . . . | فیلمنامه | ۱۳۶۸ | ابتکار | با نقّاشیِ آیدین آغداشلو − سالِ ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر فیلم شده. دو فصلش به سالِ ۱۳۷۱ در مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی نیز چاپ شده. |
| ۱۳۶۳ | پردهخانه | نمایشنامه | ۱۳۷۲ | روشنگران | |
| ۱۳۵۸ و ۱۳۶۵ | طومار شیخ شرزین | فیلمنامه | ۱۳۶۸ | رامین روشنگران |
با نقّاشیِ آیدین آغداشلو |
| ۱۳۶۵ | دیباچهی نوین شاهنامه | فیلمنامه | ۱۳۶۹ | روشنگران | با نقّاشیِ آیدین آغداشلو. پارهای از این فیلمنامه به سالِ ۱۳۸۵ در شمارهٔ ۹ مجلّهٔ رودکی نیز چاپ شده است. |
| ۱۳۶۵ | پردهی نئی | فیلمنامه | ۱۳۷۱ | روشنگران | چاپِ دیگرِ گزیدهای در دُرج دَری (۱۳۸۹) |
| ۱۳۶۵ و ۱۳۶۷ | گفتوگو با بهرام بیضایی | گفتگو | ۱۳۷۱ | آگاه | گفتگو با زاون قوکاسیان. بخشهایی از این گفتگو با عنوانِ «پالایش آیینها» در شمارهٔ ۳۲ و با عنوانِ «نگهبانِ عشق و باروری» در شمارهٔ ۷۹ و با عنوانِ «ترس از گذر زمان» در شمارهٔ ۸۰ و با عنوانِ «آتش و خاک» در شمارهٔ ۹۲ و با عنوانِ «تاریخ را پیروزشدگان مینویسند» در شمارهٔ ۱۱۶ ماهنامهٔ صنعت سینما دوباره منتشر شده است. |
| ۱۳۶۷ | جنگنامهی غلامان | نمایشنامه | ۱۳۶۹ | عصر جدید روشنگران |
|
| ۱۳۶۸ | سفر به شب | فیلمنامه | ۱۳۹۶ | روشنگران | چاپِ پیشینِ طرح در شمارهٔ ۶۸ ماهنامهٔ صنعت سینما |
| ۱۳۶۸ | مسافران | فیلمنامه | ۱۳۷۱ | روشنگران | به سالِ ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ فیلم شده. پارهای پیشتر چاپ شده در «مسافران: سکانس ۶». گزارش فیلم، ش. ۸ (پیاپی ۲۱) (بهمن ۱۳۷۰): ۴۰. |
| ۱۳۶۹ | فیلم در فیلم | فیلمنامه | ۱۳۷۳ | روشنگران | |
| ۱۳۷۰ | جدال با جهل | گفتگو | ۱۳۸۸ | ثالث | گفتگو (با نوشابه امیری؟) – چاپِ ناقصِ پیشین: «از جهالت متنفرم». گزارش فیلم، ش. ۱۲۵ (۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۸): ۱۲–۳۴. |
| ۱۳۷۰ | هیچکاک در قاب | گفتگو | ۱۳۷۴ | روشنگران | |
| ۱۳۷۱ | سگکُشی | فیلمنامه | ۱۳۸۰ | روشنگران | به سالِ ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ فیلم شده. پارهای پیشتر چاپ شده در «سگکشی: فصلی از فیلمنامه». گزارش فیلم، ش. ۱۶۶ (بهمن ۱۳۷۹): ۵۵–۵۶. و سپستر پارهای در «یا نصیب و یا قسمت . . . چه معجزهای!». حیات نو، ش. ۴۹۴ (۲۸ دی ۱۳۸۰): ۹. و تصویرِ دستخطِّ پارهای سپستر در «دکوپاژ یک فصل: فصل ۴۱ «سگکشی»». صنعت سینما، ش. ۱ (۱۳۸۱): ۲۰–۲۱. |
| ۱۳۷۲ | سیاوشخوانی | نمایشنامه و فیلمنامه | ۱۳۷۵ | روشنگران | |
| ۱۳۷۳ | آوازهای ننه آرسو | فیلمنامه | ۱۳۷۵ | روشنگران | فیلمِ سایه به سایه را بر اساسِ این فیلمنامه نوشته و ساختهاند. |
| ۱۳۷۵ | مقصد | فیلمنامه | ۱۳۷۷ | روشنگران | |
| ۱۳۵۳ و ۱۳۷۵ | چشمانداز | فیلمنامه | ۱۳۸۸ | روشنگران | |
| ۱۳۷۶ | اَفرا، یا روز میگذرد | نمایشنامه | ۱۳۸۱ | روشنگران | نویسنده سالِ ۱۳۸۶ نمایش داده. |
| ۱۳۷۷ | مجلس قربانی سِنِمّار | نمایشنامه | ۱۳۸۰ | روشنگران | |
| ۱۳۷۷ | گفتگو با باد | فیلمنامهٔ کوتاه | ۱۳۷۹ | دیدار | فیلمشده به سالِ ۱۳۷۷ به کارگردانیِ نویسنده. کتاب با نامِ کاملِ گفتگو، نقد و نظر و فیلمنامهٔ گفتگو با باد با گفتگوهایی با بیضایی و عوامل فیلم و مقالاتی دربارهٔ فیلم به کوششِ زاون قوکاسیان |
| ۱۳۷۳ و ۱۳۷۸ | سهرابکُشی | نمایشنامه | ۱۳۸۶ | روشنگران | پارههایی چند از واپسین بخشِ نمایشنامه، که مویهٔ تهمینه بر مرگِ سهراب است، به سالِ ۱۳۸۵ در شمارهٔ ۵۷ مجلّهٔ بخارا چاپ شده بود، و مژده شمسایی نیز همین بخش را در شبِ بخارای بهرام بیضایی در زادروزش در همان سال برای حاضران خوانده بود. |
| ۱۳۷۹ | ایستگاه سلجوق | فیلمنامه | ۱۳۸۱ | روشنگران | |
| ۱۳۷۹ | مَجلس ضَربت زدن | نمایشنامه | ۱۳۸۱ | روشنگران | |
| ۱۳۸۱ | اتفاق خودش نمیافتد! | فیلمنامه | ۱۳۸۴ | روشنگران | |
| ۱۳۸۲ | شب هزارویکُم | نمایشنامه | ۱۳۸۲ | روشنگران | سه تکپردهایِ همنامِ پیدرپی که نویسنده سالِ ۱۳۸۲ به نمایش درآورد. |
| ۱۳۸۲ | ریشهیابیِ درخت کهن | پژوهش | ۱۳۸۳ | روشنگران | پارهٔ یکُمِ هِزاراَفسان کجاست؟ |
| ۱۳۸۳ | ماهی | فیلمنامه | ۱۳۹۹ | بیشه | سالِ ۱۳۸۸ به طورِ غیررسمی و محدود منتشر شده بود. |
| ۱۳۸۳ | مجلس شبیه؛ در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رُخشید فرزین | نمایشنامه | ۱۴۰۲ | بیشه | نویسنده تابستانِ ۱۳۸۴ بر صحنه برد. |
| ۱۳۸۴ | هِزاراَفسان کجاست؟ | پژوهش | ۱۳۹۱ | روشنگران | پارهٔ دوّمِ ریشهیابیِ درخت کهن |
| ۱۳۸۵ | لبهی پرتگاه | فیلمنامه | ۱۳۸۶ | روشنگران | |
| ۱۳۸۶ | وقتی همه خوابیم | فیلمنامه | ۱۳۸۸ | روشنگران | به سالِ ۱۳۸۷ فیلم شده. |
| ۱۳۸۸ | تاراجنامه (ذیل جهانگشا) | نمایشنامه | ۱۳۹۰ | روشنگران | |
| ۱۳۸۸ | چهارراه | نمایشنامه | ۱۳۹۸ | روشنگران | نویسنده در فروردینِ ۱۳۹۷ بر صحنه برد. |
| ۱۳۸۱ و ۱۳۹۶ | موزاییک استعارهها: گفتوگو با بهرام بیضایی و زنان فیلمهایش | گفتگو | ۱۴۰۲ | برج | با پروانه معصومی و سوسن تسلیمی و مژده شمسایی. به کوششِ بهمن مقصودلو برای فیلمِ بهرام بیضایی: موزاییک استعارهها (۲۰۱۹ میلادی) |
پانویس
- ↑ گلمکانی، «کتابِ تنگنا»، ۴۳–۴۴.
- ↑ شهید ثالث، «گفتگو با سهراب شهید ثالث»، ۳۵۷.
- ↑ متوسلانی، «سه نفر بودیم»، ۱۷۲–۱۷۳.
- ↑ بیضایی، «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، ۱۸−۳۰.
پیوند به بیرون
- برندگان تندیس زرین بهترین کارگردانی
- برندگان جایزههای ادبی
- برندگان سیمرغ بلورین بهترین تدوین
- برندگان سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه
- پژوهشگران ادبیات اهل ایران
- تدوینگران اهل ایران
- تهیهکنندگان برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
- تهیهکنندگان فیلم اهل ایران
- روزنامهنگاران سینمایی اهل ایران
- شاعران مرد اهل ایران
- طراحان صحنه اهل ایران
- طنزپردازان اهل ایران
- فیلمسازان اهل ایران
- فیلمنامهنویسان مرد اهل ایران
- کارگردانان تئاتر اهل ایران
- کارگردانان فیلم اهل ایران
- منتقدان فیلم اهل ایران
- نمایشنامهنویسان مرد اهل ایران
- نویسندگان داستان کوتاه مرد اهل ایران
- نویسندگان مرد غیرداستانی اهل ایران