کاربر:M.asgari/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
۱- خوشرویی و مهربانی؛ نسبت به کسی که کینه دارد.<ref>نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹</ref> پيامبر خدا صلى الله عليه و آله میفرماید: خوش رويى، كينه را از بین مى برد.<ref>محمدی ریشهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹؛ ابن شعبة الحرانی، تحف العقول، ج۱، ص۴۵</ref> | ۱- خوشرویی و مهربانی؛ نسبت به کسی که کینه دارد.<ref>نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹</ref> پيامبر خدا صلى الله عليه و آله میفرماید: خوش رويى، كينه را از بین مى برد.<ref>محمدی ریشهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹؛ ابن شعبة الحرانی، تحف العقول، ج۱، ص۴۵</ref> | ||
۲- گفتار مهربانه؛ که همواره با او به مهربانی و شگفتی ملاقات کند و گفتار دوستانه به عمل آورد. | ۲- گفتار مهربانه؛ که همواره با او به مهربانی و شگفتی ملاقات کند و گفتار دوستانه به عمل آورد.<ref>نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱</ref> | ||
۳- تعریف صفات نیک از شخص؛ همواره سعی کند که از کارهای خوب آن شخص در مجالس، محافل و بین عموم مردم تعریف کند.<ref>نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱</ref> تا شیطان را از درون خود دور کند و او را خوار و ذلیل کند.<ref>نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱</ref> | |||
۴- نیکی کردن و احسان کردن به طرف مقابل؛ امام على عليه السلام میفرماید: نيكى، كردارى اصلاحگر است.<ref>محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۴۸</ref> | |||
==حکم کینه در قرآن و احادیث اسلامی== | ==حکم کینه در قرآن و احادیث اسلامی== | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۲ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۱۶
کینه توزی
مفهوم شناسی و جایگاه
كينهتوزى يا حقد؛ به این معناست كه انسان در دل از ديگرى سنگينى احساس كند و کینه او را در دل خود جاى دهد به طوری که از او نفرت پیدا کند و همين حال را پيوسته ادامه دهد.[۱]
و برخی همچون ابن منظور در لسانالعرب کینه را جزو دشمنی قلبی دانسته است و معتقد است که حِقد و کینه، نگه داشتن دشمنی در قلب و منتظر فرصتی بودن برای عقده گشایی میباشد.[۲]
همچنین در روایتی از امام علی(ع) کینه توزی از پستترین خصلتها یاد شده است که چهرهی پست و مرضی کشنده دارد.[۳]
عوامل ایجاد کننده کینه
در روایات ریشه کینه را از غضب دانسته اند به این گونه که هرگاه شخصی خشم خود را فرو خورد وآن را در درون خود ازبین نبرد، خشم او به باطن بازگشته و محبوس می شود و به کینه تبدیل میشود.[۴]
عدهای هم گفتهاند: اگر به خاطر عجز از انتقام و مصلحتی خشم را پنهان کند، به کینه تبدیل میشود.[۵] اما علاوه بر اینها، عوامل دیگری هم بر آن شمردهاند که عبارتاند از؛
۱- تحقیر؛ در روایات فراوانی، آن را عامل کینه توزی و حرام دانستهاند.[۶] و از این کار نهی و مذمت شده و در روایتی از پیامبر خدا صلى الله عليه و آله، آمده که در بدى فرزند آدم، همين بس كه برادر مسلمان خود را تحقير كند.[۷]
۲- مذمت و سرزنش؛[۸] در لغت به معنای بدگویی از کسی و در زبان عربی به ملامت و عزل گفته شده است.[۹] امام على عليه السلام میفرماید: برادرت را با همان خصوصياتى كه دارد تحمّل كن و زياد سرزنش نكن؛ زيرا اين كار كينه و دشمنی مىآورد.[۱۰] عدهای از علما مذمت و سرزنش کردن مؤمنی که اشتباهی از او سرزده است را حرام دانستهاند.[۱۱]وهمچون شهید مطهری براین باور است که حتی اگر سرزنش صحیح به صورت مکرّر و مداوم صورت پذیرد، نه تنها به بهبود رفتار منجر نخواهد شد، بلکه موجب لجاجت و نفرت خواهد شد.[۱۲]
آثار مترتب بر کینه توزی
در روایتی از امام علی(ع) آمده است که کینه توزی از پستترین عیبهاست.[۱۳] و آن را از خصلت اشرار، حسودان و بدخواهان شمرده است.[۱۴] و برای کینهتوزی آثاری را برشمردهاند[۱۵] که عبارتاند از؛ عداوت و دشمنی، ضرب وشتم، فحش، [۱۶] لعن و طعن [۱۷] که بر اثر خشم انسان ایجاد میشود[۱۸] در دین اسلام از آنها مذمت شده است[۱۹]و چنین کارهایی را حرام دانستهاند.[۲۰] که علاوه بر آن، محققین و اندیشمندان بر خباثت چنین أعمالی اتفاق نظر دارند[۲۱]
رابطه کینه توزی و صفات رذیله
کینه توزی را یکی از صفات مهلکه و اخلاق رذیله دانستهاند[۲۲]و علماء کینهتوزی را همچون مرضی میدانند که روح و جان آدمی را بیمار میکند و انسان را از قُرب الهی دور و ایمانش را میزداید و انسان را از حوائج باز میدارد و هر يك از اينها درجهاى از دين را كم مىكند[۲۳] كه در اخبار، آثار مذمت بىشماری در خصوص عداوت و دشمنى وارد شده است.[۲۴] حتى اينكه حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«هيچ وقتى جبرئيل -عليه السّلام-به نزد من نيامد مگر اين كه گفت:اى محمّد!از عداوت و دشمنى مردم احتراز كن». [۲۵] علاوه بر این صفات رذیلهی ديگری نيز از كينه و عداوت متولد مىگردد که عبارتاند از:[۲۶]
۱-حسد؛ که در تعریف حسد گفتهاند؛ شخص: طالبِ از بین رفتن نعمتی از مؤمن هست که به صلاح مؤمن است.[۲۷] و در واقع مشیت الهی بر این است که آن نعمت برای آن مؤمن حاصل شود ولی حسود از بین رفتن آن را میخواهد.[۲۸] و از لحاظ عقلی و شرعی نسبت به این کار سرزنش شده است و عدهای آن را حرام دانستهاند.[۲۹] ۲- غیبت ۳- دروغ ۴- تهمت و بهتان ۵- شماتت ۶- اظهار عیب ۷- دوری و ایذاء ۸- سُخریت و استهزا
راههای از بین بردن کینه
در معالجهی این صفت خبیثه و أمراض نفسانیه،[۳۰] گفتهاند؛[۳۱] اول باید انسان تأمل کند؛ در عواقب و أثرات ناشی از کینهتوزی و دشمنی نسبت به انسانها در دنیا و آخرت که در دنیا جز غم و غصه أثری نمیبخشد و آتشی است که موجب کدورت و دشمنی بین انسانها ایجاد میکند.[۳۲]
وسپس به آخرت آن بنگرد که عذاب ألیم که شدیدترین عذاب است، را به همراه دارد.[۳۳]
وبرای از بین بردن آن أعمالی را ذکر کردهاند که کینهتوز، برای ریشهکن کردن این صفت خبیثه بهتر است انجام دهد؛[۳۴]
۱- خوشرویی و مهربانی؛ نسبت به کسی که کینه دارد.[۳۵] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله میفرماید: خوش رويى، كينه را از بین مى برد.[۳۶]
۲- گفتار مهربانه؛ که همواره با او به مهربانی و شگفتی ملاقات کند و گفتار دوستانه به عمل آورد.[۳۷]
۳- تعریف صفات نیک از شخص؛ همواره سعی کند که از کارهای خوب آن شخص در مجالس، محافل و بین عموم مردم تعریف کند.[۳۸] تا شیطان را از درون خود دور کند و او را خوار و ذلیل کند.[۳۹]
۴- نیکی کردن و احسان کردن به طرف مقابل؛ امام على عليه السلام میفرماید: نيكى، كردارى اصلاحگر است.[۴۰]
حکم کینه در قرآن و احادیث اسلامی
پانویس
- ↑ فیض کاشانی، الحقائق في محاسن الأخلاق، ۱۴۲۳ق، ص۷۹
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۵۴
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۸
- ↑ فیض کاشانی، الحقائق فی محاسن الاخلاق، ۱۳۸۷ش،ص۱۶۵
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۹-۲۶۰
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۵۲؛ ابی فراس، مجموعه ورّام، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۲۲؛ حرعاملی، وسائلالشیعه، ۱۴۱۲ق، ج۸، ص۵۹۰-۵۹۱.
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۵۲؛ ابی فراس، مجموعه ورّام، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۲۲
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۲۲۰؛ احمد فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۳.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵؛ تمیمی آمدی، غرر الحکم ودرر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۷۶۴
- ↑ شیخ انصاری، مکاسب محرمه، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۶۴
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۱۶، ص۱۶۰
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۸
- ↑ محمدی ری شهری، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۸
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ متقی، کنز العمال فی سنن أقوال و أفعال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۶؛ فیض کاشانی، محجة البیضاء، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۱۶.
- ↑ متقی، کنز العمال فی سنن أقوال و أفعال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۶و ج۱۶، ص۷۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ متقی، کنز العمال فی سنن أقوال و أفعال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۶و ج۳، ص۵۹۸و ج۱۶، ص۷۱.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۲؛ حُرّعاملی، وسائلالشیعه، ۱۴۱۲ق، ج۲۹، ص۲۲؛ متقی، کنز العمال فی سنن أقوال و أفعال، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۵۹۸
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۲
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۰
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۹-۲۶۰
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۹-۲۶۰
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۹-۲۶۰
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۹-۲۶۰
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۴۵۳
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۴۵۴
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۴۶۷
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۰- ۴۶۳
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۰- ۲۶۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۰- ۲۶۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۴۹؛ ابن شعبة الحرانی، تحف العقول، ج۱، ص۴۵
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۱
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۴۸
منابع
- ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، الحقائق في محاسن الأخلاق، قم، دار الکتاب الإسلامي، ۱۴۲۳ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، الحقائق في محاسن الأخلاق، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، ۱۳۸۷ش.
- نراقی، احمد بن محمد مهدی. معراج السعادة، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۹۲ش.
- محمدی ری شهری، محمد. میزان الحکمة، تحقیق: دارالحدیث، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ق.
- ابن ابی فراس، ورّام. مجموعة ورّام (تنبيه الخواطر و نزهة النواظر)، چاپ اول، قم، مکتب فقهیه، ۱۴۱۰ق.
- حرعاملی، محمد بن حسن. وسائل الشیعه، میرزا عبدالرحیم ربانی، بیروت، دار احیا> التراث العربی، ۱۴۱۲ق- ۱۹۹۱م.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد. غرر الحکم ودرر الکلم، سید محمد رجایی، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
- ابن احمد فراهیدی، خلیل. کتاب العین، دکتر محمود مخزومی و دکتر ابراهیم سامرائی، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۰ق.
- مطهری، مرتضی. مجموعه آثار شهید مطهری، قم، صدرا، ۱۳۸۹ش.
- انصاری، مرتضی بن محمد امین. مکاسب محرمه، چاپ اول، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۱ق.
- حُرّعاملی، محمد بن حسن. وسائلالشیعه، تحقیق: محمدرضا الحسینی الجلالی، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۲ق.
- متقی، علی بن حسام الدین. کنز العمال فی سنن أقوال و أفعال، بیروت، مؤسسه الرسالة، ۱۴۰۹ق- ۱۹۸۹م.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی. محجة البیضاء، قم، جامع المدرسين موسسه النشر الاسلامي، ۱۴۱۷ق.
- ابن شعبة الحرانی، حسین. تحف العقول، تصحیح وتعلیق؛ علی اکبر غفاری، قم، جامع المدرسين موسسه النشر الاسلامي، ۱۳۶۳ش.