حسن بن استاذ هرمز
حسن بن استاذ هرمز، ملقب به عَمیدُ الْجُیوش از امیران دوره آلبویه و حاکم عراق در زمان صمصامالدوله و بهاءالدوله بود. به گفته مورخان پدرش از حاجبان عضدالدوله بود.[۱] و احتمالاً حدود سالهای ۳۵۰–۳۵۲ق متولد شد. پدرش در دورههای بعد حاکم عمان و کرمان بود.[۲] حسن در سال ۴۰۱ق درحالیکه حاکم بغداد بود درگذشت؛[۳] سن او را ۴۹[۴] یا ۵۱ سال نوشتهاند.[۵] گفته شده شریف رضی او را به خاک سپرد[۶] و در مقابر قریش دفن شد.[۷]
براساس نقل تاریخنویسان، عمید الجیوش، در ۳۸۱ق به خدمت صمصامالدوله درآمد[۸] و مأمور سرکوب پسران عزالدوله بختیار شد و آنان را اسیر کرد.[۹] در ۳۸۷ق برای بیرون راندن ترکان از اهواز اعزام شد.[۱۰] پس از کشته شدن صمصامالدوله در شورش ۳۸۸ق[۱۱] با وجود دعوت مخالفان، به بهاءالدوله پیوست.[۱۲]
در ۳۹۰ق حاکم اهواز شد و با رفتار نیکو اوضاع را آرام کرد و به همین سبب، بهاءالدوله به او لقب عمیدالجیوش داد.[۱۳] در ۳۹۲ق برای پایان دادن به آشوب بغداد به حکومت عراق منصوب شد[۱۴] و با سرکوب آشوبگران و اصلاحات مالی، شهر را آرام کرد.[۱۵] او اقداماتی اقتصادی مانند ضرب دینار جدید و بخشودگی بدهیها انجام داد، اما اندکی بعد ابوجعفر حجّاج او را وادار به لغو این قوانین کرد.صابی، الجزء الثامن من تاریخ، ۱۳۳۴ق، ص۴۴۲ـ۴۴۳.</ref>
در ۳۹۳ق، به سبب اختلاف میان حسن بن استاذهرمز و ابوجعفر حجّاج، که از نیابت بهاءالدوله در عراق عزل شده بود، جنگی روی داد که به شکست ابوجعفر حجّاج انجامید.[۱۶] در ۳۹۴ق، ابنواصل، بطیحه را تصرف کرد و مهذّب الدوله، حاکم آنجا، را بیرون راند. بهاءالدوله، حسن بن استاذ هرمز را مأمور جنگ با ابن واصل نمود، اما وی در این نبرد از ابن واصل شکست خورد و در ۳۹۵ق، بار دیگر، به بطیحه حمله کرد و این بار آنجا را تصرف کرد. حسن بن استاذهرمز نماینده خود را در آنجا گذاشت، اما بدرفتاری نایب او سبب شد بار دیگر مهذّب الدوله حاکم بطیحه گردد.[۱۷] در ۳۹۷ق بهاءالدوله، حسن بن استاذهرمز را به جنگ بدر بن حسنویه، که به ابوجعفر حجّاج در محاصره بغداد کمک کرده بود، فرستاد. بدر بن حسنویه از حسن بن استاذهرمز تقاضای صلح کرد و سرانجام میان آن دو صلح شد.[۱۸]
حسن برای آرام کردن بغداد که در آن زمان گرفتار آشوب و درگیریهای داخلی بود، دست به اقداماتی زد. وی هم شیعیان و هم سنّیان را از اظهار مذهبشان بازداشت. به دستور او شیعیان در بغداد حق برگزاری مراسم عزاداری در روز عاشورا و اهل سنّت در بصره حق زیارت قبر مصعب بن زبیر را نداشتند.
همچنین فقیه و متکلم شیعه، شیخ مفید را از بغداد اخراج کرد و شیعیان را از برپاداشتن جشن در روز عید غدیر منع کرد.[۱۹] وی در دوران حکومت خود در بغداد امنیت برقرار کرد.[۲۰] امانتداری وی نیز مشهور بود.[۲۱]
پانویس
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۷۸ـ۷۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۷، ص۲۳۰ـ۲۳۱؛ ابنکثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۶، جزء۱۱، ص۳۶۷.
- ↑ ابوشجاع روذراوری، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، ۱۴۲۴ق، ص۱۰۰؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۳۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۵۹.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۲۲۴؛
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۷۹؛ ابنکثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۶، جزء۱۱، ص۳۶۷.
- ↑ شریف رضی، دیوان، ۱۳۰۷ق، ج۱، ص۱۱۱ـ۱۱۴.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۸۰؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۲۲۴.
- ↑ ابوشجاع روذراوری، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، ۱۴۲۴ق، ص۱۹۲.
- ↑ ابوشجاع روذراوری، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۸؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۹۶.
- ↑ ابوشجاع روذراوری، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، ۱۴۲۴ق، ص۲۹۴؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۳۳.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۴۲ـ ۱۴۳.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۵۰.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۶۲.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۷۰ـ۱۷۱.
- ↑ ابوشجاع روذراوری، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، ۱۴۲۴ق، ص۴۳۷ـ۴۳۹؛ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۷، ص۲۲۵ـ۲۲۶ ص۲۲۵ـ۲۲۶؛ متز، ج۱، ص۲۷۰.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۷۴.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ص۱۸۰ـ۱۸۳.
- ↑ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۹۲ـ۱۹۳، ۱۹۶ـ۱۹۷.
- ↑ صابی، الجزء الثامن من تاریخ، ۱۳۳۴ق، ص۴۵۸؛ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۵۹، ۷۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۷، ص۲۲۵ـ۲۲۶؛ ابنکثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۶، جزء۱۱، ص۳۶۷؛ ابنتغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ۱۹۷۲م، ج۴، ص۲۰۶.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۷۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۷، ص۲۲۵ـ۲۲۶.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۷۹ـ۸۰؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة،، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۲۲۴ـ ۲۲۵.
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
- ابنتغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومی، المؤسسة المصریة العامة، ۱۹۷۲م.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، بیروت، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، ۱۴۱۲ق.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
- ابوشجاع روذراوری، محمد بن حسین، تجارب الأمم و تعاقب الهمم، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم،۱۴۱۳ق.
- شریف رضی، محمد بن حسین، دیوان، بیروت، چاپ احمدعباس ازهری، ۱۳۰۷ق.
- صابی، هلال بن محسن، الجزء الثامن من تاریخ ابی الحسین هلال بن المحسن بن ابراهیم الصابی، مصر، بینا، ۱۳۳۴ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامۀ جهان اسلام