واقعه کشف حجاب

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از کشف حجاب)
پرش به: ناوبری، جستجو
کشف حجاب.jpg

کشف حجاب، وقایعی که به دنبال تصویب قانونی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش در ایران رخ داد و به موجب آن، زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند. این قانون اوج سیاست‌های رضاخان در زمینه تغییر لباس بود که از سال ۱۳۰۷ آغاز شده بود. این سیاست‌ها واکنش‌هایی از جمله قیام مسجد گوهرشاد را در پی داشت. با درخواست علما، این قانون در سال ۱۳۲۳ در دوره حکومت محمدرضا پهلوی لغو شد.

سیاست تغییر لباس

یکی از سیاست‌های فرهنگی رضاخان، تغییر لباس بوده است که بعد از تثبیت قدرت، به مرور و در طول چند سال دنبال شد. قانون «اتحاد شکل لباس اتباع ایرانی در داخلۀ مملکت»، دهم دی ۱۳۰۷ش در مجلس شورای ملّی وقت تصویب شد. بر اساس این مصوبه، «به جز برخی از روحانیان، کلیه اتباع ذکور ایران در داخلۀ مملکت مکلّف هستند که ملبّس به لباس متحدالشکل بشوند». در ادامه این مصوبه تصریح شده است که متخلفان از اجرای این قانون به جزای نقدی محکوم می‌شوند و اجرای آن از فروردین ۱۳۰۸ش آغاز خواهد شد.[۱]

قانون یکسان‌سازی لباس ابتدا در بین کارکنان ادارات دولتی به اجرا درآمد. آنان در غیر‌ ساعات اداری هم باید از لباس متحدالشکل شامل لباس و کلاه استفاده می‌کردند. سرپیچی آنان از این دستور منجر به تعقیب قانونی و انفصال آنان از ادامه خدمت می‌شد.[۲] دولت رضاخان، در راستای اجرایی کردن این قانون در بین روحانیون، پوشیدن لباس روحانیت را مشروط به گذراندن امتحان کرد. برگزاری امتحان از طلاب، آنها را با مشکلاتی روبه‌رو کرد؛ چرا که این امتحان باید از سوی نهادهای حکومتی انجام می‌گرفت و روحانیون و طلاب با این کار موافقت نداشتند.[۳]

سفر رضاخان به ترکیه

به باور تاریخ‌نگاران، سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۳۱۳ شمسی، بر نگرش او درباره میزان عقب‌ماندگی ایرانیان نسبت به ترک‌ها اثرگذار بود و او را نسبت به اجرای کشف حجاب مصمم کرد. وی پس از سفر، به مستشارالدوله صادق، سفیر کبیر ایران در ترکیه گفت: «هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام کنیم».[۴] صدرالاشراف نیز در خاطرات خود از تأثیر سفر ترکیه بر رضاشاه یاد کرده و نوشته است: «رضاشاه پس از مسافرت به ترکیه در اغلب اوقات ضمن اشاره به پیشرفت سریع ترکیه، از رفع حجاب زن‌ها و آزادی آنان صحبت و تشویق می‌کرد».[۵]

به گفته حسن ارفع، «مصلح ایرانی به دیدار همتای ترکش آمده بود تا بیاموزد و با دیدار از یک کشور پیشرفته‌تر، از پیشرفتی که در ترکیه حاصل آمده بود، بهره فراوان برد و پس از بازگشت بی‌درنگ دست به کار شد تا آنچه را در آنجا آموخته بود، به کار گیرد».[۶] یحیی دولت‌آبادی نیز نوشته است: «از آنجا که آتاتورک دعوت متقابل را پذیرفته بود، رضاشاه می‌خواست تا زمان بازدید او، ایران را با چنان سرعتی مدرن ‌سازد که آتاتورک عقب‌ماندگی نسبی ایران را مشاهده نکند.»[۷]

زمینه‌سازی

در فاصله سال‌های ۱۳۱۴ـ۱۳۱۳ش، اقدامات تبلیغاتی به منظور آماده ساختن افکار عمومی برای کشف حجاب انجام گرفت. جشن‌ها و مجالس سخنرانی متعددی در این زمینه در تهران و دیگر شهر‌ها برپا شد.[۸] کانون بانوان در اردیبهشت ۱۳۱۴ تحت نظارت وزارت معارف و به ریاست شمس پهلوی تأسیس شد. در این کانون، ‌اشخاصی نظیر صدیقه دولت‌آبادی، فاطمه سیاح، بدرالملوک بامداد، هاجر تربیت، فخرالزمان غفاری بایندر و پری حسام شهیدی فعالیت داشتند. این کانون موظف بود که مجالس مختلف سخنرانی برگزار کرده و از اشخاص معروف دعوت نماید تا برای حضار راجع به مقام زن و مرد سخنرانی کنند. در تعقیب این سیاست به وزارت معارف دستور داده شد که در مدارس کشور مجالس جشن و سرور و خطابه با روی باز و بدون حجاب برگزار شود و نیز تصمیم گرفته شد مدارس ابتدایی تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان اداره گردد. در نشریات نیز مقالاتی در انتقاد از حجاب به چاپ رسید.[۹]

قیام مسجد گوهرشاد

نوشتار اصلی: واقعه مسجد گوهرشاد

در تیرماه ۱۳۱۴ و به دنبال تصویب قانون اجباری شدن استعمال کلاه شاپو به جای کلاه پهلوی، روحانیان مشهد در منزل آیت الله سید یونس اردبیلی جلسه‎ای برگزار کردند تا علیه سیاست های رضاشاه اعتراض کنند. آیت الله حاج آقا حسین قمی برای گفتگوی مستقیم با رضا شاه انتخاب و به تهران اعزام شد، اما پس از ورود به تهران در حرم حضرت عبدالعظیم محصور و ممنوع الملاقات شد. به دنبال این حادثه روحانیت مشهد در مسجد گوهرشاد گرد آمده، مردم را به اعتراض علیه این عملکرد رژیم فراخواندند. عوامل رژیم نیز این حرکت را به سختی سرکوب کردند به دنبال آن تعدادی از روحانیون طراز اول حوزه علمیه مشهد دستگیر شدند و بیشتر روحانیونی که در این قضیه دخیل بودند یا مخفی شدند و یا ایران را به سوی نجف ترک کردند؛ اما عده‎ای از محکومین نظامی همچنان در زندان بودند تا پس از شهریور ۱۳۲۰ در مجلس دوره سیزدهم مورد سوال و اعتراض واقع شد که دولت ناچار همگی را آزاد کرد؛ اما روحانی سر‌شناس «آیت الله آقازاده» فرزند آخوند خراسانی یک از بنیان‎گذران مشروطیت در سال ۱۳۱۶ توسط پزشک احمدی با آمپول هوا به شهادت رسید.[۱۰]

واکنش آیت الله حائری

در قم آیت الله حائری که بخاطر حفظ حوزه علمیه موضعی بی‎طرفانه در امور داشت از سوی روحانیون و دیگر طبقات سخت تحت فشار قرار گرفت به گونه‎ای که میرزا مهدی بروجردی که عملاً مدیریت حوزه علمیه قم را بر عهده داشت، تهدید کرد که نامه‎ای را با امضای وی علیه اقدامات دولت انتشار خواهد داد.[۱۱] سرانجام آیت الله حائری تلگرافی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۱۴ خطاب به رضاشاه نگاشت.[۱۲] بعد از این تلگراف رضا شاه به قم آمد و به منزل آیت الله حائری رفت، بدون سلام و جواب، با غضب و عصبانیت گفت: «رفتارتان را عوض کنید و گرنه حوزه قم را با خاک یکسان می‎کنم».[۱۳] در ادامه این ماجرا رژیم تعدادی از روحانیون را به جرم تحریک آیت الله حائری تبعید کرد.[۱۴]

قانون کشف حجاب

فرمان کشف حجاب به صورت رسمی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ صادر شد. در این روز، جشنی از طرف علی‌ اصغر حکمت که خود نقش فعال و مؤثری در این ماجرا داشت، در دانشسرای مقدماتی و در حضور رضاشاه برپا شد. در این جشن همسر و دختران شاه و جمعی از همسران وزیران و وکیلان بدون حجاب شرکت داشتند.[۱۵] شاه طی نطقی همه زنان را به عدم استفاده از حجاب تشویق نمود و اعلام کرد که تاکنون نیمی از جمعیت کشور به حساب نمی‌آمدند؛ زیرا در پرده به سر می‌بردند.[۱۶] و ادامه داد که نجابت و عفت زن به چادر مربوط نیست و زن روحاً و اخلاقاً می‌بایست عفیف باشد.[۱۷] از این تاریخ به بعد، استفاده از چادر یا هر سرپوشی، به جز کلاه‌‌های اروپایی، ممنوع اعلام شد. زنان محجبه حق ورود به خیابان‌ها یا استفاده از وسایط نقلیه را نداشتند. کسبه نیز مجاز به فروش اجناس به زنان با حجاب نبودند.[۱۸] آن‌هایی که جرئت می‌کردند در مقابل این بی‌قانونی خشونت‌بار ایستادگی کنند، با حمله و بی‌حرمتی مأموران شهربانی مواجه می‎شدند.[۱۹]

اجرای قانون

مأموران انتظامی مجاز بودند زنان محجبه را تعقیب نموده و به منزل آن‌ها وارد شوند، صندوق‌های لباس آن‌ها را تفتیش کرده و اگر چادر بیابند به غنیمت برده یا آن را پاره کنند. به وزارت معارف نیز دستور داده شده بود که در کلیه مدارس دخترانه معلمان و دانش‌آ‌موزان بدون حجاب باشند و در غیر این صورت به مدارس راه داده نشوند.[۲۰] کلیه حکام ولایات نیز دستور داشتند از پذیرفتن زنان باحجاب که به ادارات مراجعه می‌کردند، خودداری به عمل آورند. اما از سوی دیگر، مطابق بخشنامه و متحدالمال‌هایی که از طرف دولت صادر می‌شد، شهربانی موظف بود که در ‌‌نهایت حفظ امنیت از هر نوع سوءاحترام به زنان بدون حجاب جلوگیری کند.

شدت تبلیغات بر ضد حجاب چنان گسترده بود که بسیاری از زنان معتقد و مؤمن که با مشکل منع استفاده از چادر مواجه بودند، ‌منزوی شدند و بخشی از زنان که فعالیت‌های اجتماعی داشتند از این فعالیت‌ها دور ماندند. عده‌ای نیز بنا به ذوق و سلیقهٔ خویش با پوشیدن پالتو و مانتو و سرکردن چارقد و شال‌گردن یا استفاده از کلاه‌های بزرگی که تمام موهای آن‌ها را در بر می‌گرفت‌، سعی می‌کردند حجاب اسلامی را حفظ کنند. اما دولت برای مقابله با این قبیل اقدامات نیز متحدالمالی به شمارهٔ ۲۹۷۰ مورخ ۱۱/۳/۱۳۱۵ صادر کرد مبنی بر اینکه از استعمال چارقد بانوان جلوگیری به عمل می‌آید.

اعمال کشف حجاب در شهرهای مذهبی با مشکلات بیشتری همراه بود. در شهر قم بانوان معلم تهدید به استعفا کردند. همچنین بسیاری از اهالی شهر، حتی پیش از ۱۷ دی که «روز آزادی زن و کشف حجاب» نام گرفت، به دلیل انتشار خبر برداشتن حجاب از رفتن دختران خود به مدرسه ممانعت به عمل می‌آوردند. اعلاناتی نیز از طرف مردم علیه حجاب‌زدایی بر دیوارهای شهر نصب شده بود.[۲۱]


با صدور بخش‎نامه شمارهٔ ۵۴۱ مورخ ۳۰/۳/۱۳۱۵ از طرف وزارت داخله در شهر مشهد از گرمابه‎های زنانه التزام گرفته شده که هیچ زنی را بدون کلاه به حمام راه ندهند، و در صورتی که زنی با چارقد به حمام برود اسم او و همسرش راپرت داده شود و در این رابطه مأمورینی به طور محرمانه وضعیت‌ خانم‌ها و حمامی‌ها را اطلاع می‌دادند. همچنین از گاراژهایی که در این شهر وجود داشت، التزام گرفته شده بود که زنان با چارقد را سوار نکنند. اجرای قانون رفع حجاب علاوه بر اینکه برای زنان مسلمان کشور ایجاد مزاحمت‌های فراوان کرد، برای زنان مسلمان خارجی نیز که بنا به دلایلی مانند زیارت یا سیاحت در ایران به سر می‌بردند، مشکلاتی آفرید. به همین دلیل نیز از سوی دولت مقرر شد زنان اتباع خارجی یا باید از لباس‎های ملی خود استفاده کنند یا اینکه به لباس‎های غربی ملبس شوند و از استعمال چادرهایی که نسوان ایرانی سابقاً بدان ملبس بودند، اجتناب ورزند.[۲۲]

واکنش ها

نخستین واکنش جدی روحانیت علیه طرح حجاب زدایی از شیراز آغاز شد. در جشنی که با حضور «حکمت» وزیر معارف در مدرسه شاهپور برگزار شده بود. در این جشن عده‎ای از دختران جوان بر روی صحنه ظاهر شده به ناگاه حجاب خود را برداشتند و به پایکوبی پرداختند. این حادثه حتی اعتراض عده‎ای از حاضرین جلسه را نیز برانگیخت. فردای آن روز در مسجد وکیل شیراز اجتماعی توسط سید حسام‎الدین فال اسیری برپا شد. وی در این سخنرانی به انتقاد از عملکرد رژیم پرداخته و مردم را هشدار داد که مواظب توطئه­‌ها باشند. به دنبال این سخنرانی او را بلافاصله دستگیر و زندانی کردند.[۲۳]

آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی نیز از روحانیونی بود که با لحنی تند به رضاخان اعتراض می‌کند. از دیگر روحانیون صاحب نام این دوره امام جمعه تهران «حاج سیدمحمد» بود که در پی مخالفت با کشف حجاب محبوبیت خاصی در تهران و ایران پیدا کرد؛ زیرا که گفته بود اگر کشته شوم عیالم را بدون حجاب در مجلس جشن بی حجابی نخواهم برد.[۲۴] «سیدابوالحسن طالقانی» هم به علت اعتراض به اقدامات ضد اسلامی به ویژه کشف حجاب مکررا به زندان افتاد و یا تبعید گردید. سید محمود طالقانی فرزند او که در این ایام طلبه‌ای پر شور بود، در سال ۱۳۱۸ در درگیری با پاسبانی که به اجبار قصد برداشتن چادر زنی را داشت به زندان افتاد.[۲۵] با سرکوب قیام گوهرشاد روحانیون در تنگنای بیشتری قرار گرفتند، بعد از اعلام رسمی کشف حجاب آنان را مجبور به سکوت کردند و دیگر فرصتی برای بیان آشکار مخالفت های خود نیافتند. تنها مورد استثنا مخالفت های روحانیون ولایات بود که البته مخالفت‌هایشان بازتابی فرا‌تر از‌‌ همان ناحیه نداشت و از سوی ماموران ولایت نیز به شدت با آنان برخورد می‌شد.[۲۶] سرکوب قیام مسجد گوهرشاد و برخورد تند رضاخان با ایت الله حائری پیش از قانون کشف حجاب توانست واکنش‌ها را محدود کند.

لغو قانون کشف حجاب

پس از روی کار آمدن محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰، گروهی از زنان که از فشار حکومت پدرش سخت به ستوه آمده بودند در مخالفت با کشف حجاب، در معابر عمومی با چادر ظاهر شدند و مأموران حکومتی هم علی‌رغم وجود قانون کشف حجاب چندان که باید با آنان مقابله نمی‌کردند. در مهرماه همان سال آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی طی نامه‌ای به نخست وزیر وقت خواهان کم کردن فشار بر زنان محجبه شد. در سال ۱۳۲۳ نیز آیت الله سید حسین طباطبایی قمی از مراجع وقت، نامه‌ای به شاه جدید نوشت و از وی خواست کشف حجاب اجباری را الغا کند. سرانجام با مخالفت علما و مقاومت مردم، قانون کشف حجاب لغو گردید.[۲۷] انتشار دو فتوای «حاج حسین آقا بروجردی» و «حاج سید محمدتقی خوانساری» که دال بر لزوم حجاب و تحریم بی حجابی بود در آن روز‌ها منتشر شد و از نظر فرهنگی و دینی مردم را به سمت حجاب تشویق کرد.[۲۸]

پانویس

  1. تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ۱۳۷۸، سند شماره ۲، ص۱۱-۱۰.
  2. آرشیو سازمان اسناد ملی، اسناد وزارت کشور، شماره پاکت ۲۹۰۰۰۰۸۵۴۱.
  3. سیاست و لباس (گزیده اسناد متحدالشکل شدن البسه ۱۳۰۷-۱۳۱۸)، صص ۸ و۹-.
  4. حسین مکی، تاریخ بیست‌ساله ایران، ج ۶، ۱۳۵۸ ص۱۵۷.
  5. محسن صدر (صدرالاشراف)، خاطرات صدرالاشراف، ۱۳۶۴، ص ۳۰۲.
  6. تورج اتابکی، ۱۳۸۵، ص ۲۲۰.
  7. تورج اتابکی، ۱۳۸۵، ص ۲۲۰.
  8. جلال‌الدین مدنی، ‌تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد اول، ۱۲۰ص.
  9. ابراهیم صفایی، ۱۳۶۵، ص ۱۰۲.
  10. صلاح، مهدی، ۱۳۸۴، چ۱، ص۱۰۳.
  11. خاطرات آیت الله گرامی، ۱۳۸۱، ص ۹۹.
  12. طهرانی، حسین؛۱۴۱۰ق، ص۲۷ـ۳۱.
  13. حضور - تابستان ۱۳۸۵، شماره ۵۷.
  14. مجله یاد، شماره ۴، ص ۲۸-۲۷.
  15. علی‌اصغر حکمت، ۱۳۵۵، ص ۹۰.
  16. محمد‌علی گرامی،‌ تاریخ رضاشاه کبیر، ج۱، ص ۶۲.
  17. حسین مکی،‌ ۱۳۶۳، ص۲۶۳-۲۵۸.
  18. پیترآوری، تاریخ معاصر ایران، ج۲، ص ۷۲.
  19. محمد‌علی کاتوزیان، ۱۳۶۶، ص ۱۷۶.
  20. محسن صدر، ۱۳۶۴، ص ۳۰۲.
  21. مینا ظهیر‌نژاد ارشادی، مجله سیاست خارجی، سال نهم، ویژه مطالعات زنان.
  22. مینا ظهیر‌نژاد ارشادی، مجله سیاست خارجی، سال نهم، ویژه مطالعات زنان.
  23. صلاح، مهدی، ۱۳۸۴، چ۱، ص۱۰۳.
  24. طهرانی، حسین؛۱۴۱۰ق، ص۲۷ـ۳۱.
  25. کمبریج، سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روابت کمبریج، ۱۳۷۱، ص۴۱.
  26. بوذرجمهری، مهستی ۱۳۸۴، ص۱۴-۱۵.
  27. زیبابی نژاد و سبحانی، ۱۳۷۹، ص۱۶۳.
  28. بوذرجمهری، مهستی ۱۳۸۴، ص۱۴-۱۵.

منابع

  • جلال‌الدین مدنی، ‌تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد اول، قم: دفترتبلیغات اسلامی.
  • ابراهیم صفایی، رضاشاه در آیینه خاطرات، تهران: اداره‌ی کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۶۵ش.
  • علی‌اصغر حکمت، سی‌خاطره از عصر فرخنده پهلوی، تهران: وحید،‌ ۱۳۵۵ش.
  • محمد‌علی گرامی،‌تاریخ رضاشاه کبیر، جلد اول، شیراز: کوروش، بی‌تا.
  • حسین مکی،‌ تاریخ بیست ساله‌ی ایران، جلد اول،‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۳ش.
  • پیترآوری، تاریخ معاصر ایران، ترجمه‌ی محمد رفیعی مهرآبادی، ‌جلد دوم، تهران: عطایی، بی‌تا.
  • محمد‌علی کاتوزیان، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه‌ی محمد‌رضا نفیس، تهران: پاپیروس، ۱۳۶۶ش.
  • محسن صدر، خاطرات صدرالاشراف، تهران: وحید،‌ ۱۳۶۴ش.
  • مینا ظهیر‌نژاد ارشادی، مجله سیاست خارجی ، سال نهم ، ویژه مطالعات زنان.
  • تورج اتابکی، تجدد آمرانه: جامعه و دولت در عصر رضاشاه، ترجمه مهدی حقیقت‌خواه، تهران: ققنوس، ۱۳۸۵ش.
  • صلاح، مهدی، کشف حجاب، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۴ش.
  • طهرانی، حسین؛ وظیفه فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، مشهد، علامه طباطبایی، ۱۴۱۰ق.
  • کمبریج، سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روابت کمبریج، مترجم عباس مخبر، تهران، طرح نو، ۱۳۷۱ش.
  • تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ۱۳۷۸، سند شماره ۲، ص۱۱-۱۰.
  • بوذرجمهری، مهستی؛ کشف حجاب، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۴ش.
  • احمدی، محمدرضا، خاطرات آیت الله گرامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۸۱ش.
  • علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • محمد رضا زیبائی نژاد، محمد تقی سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ۱۳۷۹ش، انتشارات دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
  • مجله حضور - تابستان ۱۳۸۵، شماره ۵۷.