پرش به محتوا

قلب به میم

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
اقلاب در کلمات انبئونی و انبئْهم و انباهم در آیات ۳۱ و ۳۳ سورهٔ بقره

قلب به میم یا اِقلاب اصطلاحی در علم تجوید[۱] و علم قرائت[۲] به معنای تبدیل کردن نون ساکن و تنوین به حرف «میم» است؛ بدین ترتیب که هرگاه تنوین یا نون ساکن قبل از حرف «باء» قرار بگیرد، به اتفاق تمام علمای علم قرائت،[۳] تبدیل به «میم» شده[۴] و میم ایجاد شده به واسطه ادغام[۵] در حرف «باء»، اخفاء گشته و با غُنه همراه می‌گردد.[۶]

اقلاب می‌تواند در یک کلمه و یا در دو کلمه باشد؛[۷] هرچند، اقلاب در تنوین، تنها در دو کلمه واقع می‌شود؛[۸] لذا برخی از محققان فرقی در تلفظ بین «مِن بَعد» و «یَعتَصم بِالله» نمی‌دانند[۹] به‌عنوان مثال می‌توان به «سمیع بصیر» و یا «اَنبِئهُم» اشاره کرد که در تلفظ، «سمیعم بَصیر» و «اَمبِئهُم» اداء می‌شوند. همچنین مثال‌های دیگری چون انبیاء، صُم بُکم، مِن بَعد و...[۱۰] برخی معتقدند که اقلاب به عنوان یک قاعده طبیعی دستگاه تکلم محسوب می‌شود؛ چنان‌که مصداق آن در زبان فارسی نیز مشاهده می‌شود، مانند شنبه، جنبنده و انبه.[۱۱]

علامت اقلاب یا ابدال، میم کوچکی است که در بعضی از چاپ‌های قرآن در بالا یا پائین نون ساکنه و تنوین که باید قلب به میم شوند، نگاشته می‌شود.[۱۲]

اصطلاح اقلاب یکی از احکام چهارگانه تنوین و نون ساکنه، در کنار اظهار، ادغام و اخفاء است.[۱۳] برخی اقلاب را تنها مختص به حرف «باء» بعد از نون و تنوین ساکنه دانسته و معتقدند که در حروف دیگر کاربردی ندارد.[۱۴]

برخی در ذکر دلیل اقلاب معتقدند که مخارج میم و باء به هم نزدیک بوده و میم و نون ساکنه نیز در صفت غنه و همچنین سایر صفات یکسان و متحد هستند و از طرفی نزدیکی و دوری مخارج نون و باء به حدی نیست که سبب ادغام یا اظهار گردد؛ لذا برای سهولت در تلفظ نون ساکنه به میم تبدیل می‌شود.[۱۵]

اقلاب بدین‌گونه است که دو لب به هم نزدیک شده به حدی که اصطلاحا یک کاغذ نازک بتواند از بین آنها عبور کند، همزمان بخش عمده صوت، از فضای بینی و به مقدار دو حرکت خارج شده و سپس حرف باء تلفظ می‌شود.[۱۶] در یک نگاه کلی می‌توان خارج شدن صدا از بینی به همراه غنه، فاصله بسیار کم بین دو لب و کشش آن به‌اندازه دو حرف را از شروط اقلاب دانست.[۱۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۶۱.
  2. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش، ص۱۵۵.
  3. العبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۱۰م، ص۱۲۱.
  4. بیگلری، سر البیان، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۳.
  5. میرتقی، تجوید و آواشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۱۵۰.
  6. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۱؛ موسوی بلده، حلیه القرآن، ۱۳۷۶ش، ص۸۶.
  7. بیگلری، سر البیان، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۳.
  8. العبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۱۰م، ص۱۲۱.
  9. میرتقی، تجوید و آواشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۱۵۰.
  10. برای مثال‌های بیشتر رجوع کن به: الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۶۱.
  11. لطفی‌نیا، آموزش تجوید قرآن، سایت پایگاه جامع قرآن ایران‌صدا، تاریخ بازدید:۹۷/۱۱/۲۵.
  12. بیگلری، سر البیان، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۳.
  13. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۱
  14. موسوی بلده، حلیه القرآن، ۱۳۷۶ش، ص۸۶؛ الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۶۱.
  15. بیگلری، سر البیان، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۳.
  16. موسوی بلده، حلیه القرآن، ۱۳۷۶ش، ص۸۷.
  17. برای اطلاعات بیشتر رجوع کن به: العبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۱۰م، ص۱۲۱-۱۲۴.

منابع

  • بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • بیگلری، حسن، سر البیان فی علم القرآن، با تجوید کامل استدلالی، تهران، کتابخانه سنایی، ۱۳۶۴ش.
  • حبیبی، شهیدی، علی، محمدرضا، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۴۲۴ق.
  • الصراف، مصطفی، الجدید فی علم التجوید، کربلا، مکتبه العلامه ابن فهد الحلی، ۱۴۲۸ق.
  • العبد، فریال زکریا، المیزان فی احکام تجوید القرآن، اسکندریه، دارالایمان، ۲۰۱۰م.
  • «درس چهارم - نون ساکنه و تنوین»، سایت پایگاه جامع قرآن ایران‌صدا، صدای جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بازدید: ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ش.
  • موسوی بلده، سیدمحسن، حلیه القرآن، قواعد تجوید مطابق با روایت حفص از عاصم، قم، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • میرتقی، سیدحسین، تجوید و آواشناسی، قم، مشهور، ۱۳۸۹ش.