سال کبیسه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

کبیسه از ریشه کبس به معنی پرکردن چاه از خاک است. در گاه‌شماری، به مقدار زمانی که برای رفع نقصان سالهای عمومی از مقدار واقعی آن یا رفع نقصان سالهای خاص نسبت به سالهای دیگر، بر سال معینی می افزایند، کبیسه گفته می‌شود.

سال کبیسه سالی است که مقدار نقصان بر آن افزوده شده باشد.

در گاهشمارهای مبتنی بر تقویم جلالی، مثل تقویم گرگوری و تقویم هجری شمسی که سالهای عادی ۳۶۵روزه و سالهای کبیسه آنها ۳۶۶روزه است، معمولاً در حدود هر سی‌وسه سال، هشت سال کبیسه و بیست‌وپنج سال عادی دارند.

در تقویم‌های قمری، مثل تقویم هجری قمری، طول سال‌های عادی ۳۵۴روز و سال‌های کبیسه ۳۵۵روز است. در این تقویم‌ها معمولاً حدود هر سه سال یک بار سال کبیسه می‌شود. به عبارتی در تقویم هجری قمری در ی کدورهٔ سی ساله، ۱۱ سال کبیسه وجود دارد که ۸ مورد سه ساله و ۳ مورد دو ساله است.

در تقویم های شمسی (هجری خورشیدی و گرگوری) معمولاً در هر چهار سال ی کسال کبیسه وجود دارد و برای جبران کسر سال در هر دوره کبیسه تعدیل و کاسته می شود.

در تقویم هجری شمسی طبق محاسبات نجومی، برای تعدیل، در هر دورهٔ ۲۹ یا ۳۳ یا ۳۷ سال یک کبیسه پن جساله (به جای چهارساله) در آغاز محقق می شود.

در برخی گاه شمارها، مثل تقویم عبری، تقویم طبری و تقویم چینی، طول سال‌های عادی ۱۲ ماه و طول سال‌های کبیسه ۱۳ ماه است.


تشخیص کبیسه بودن سالها

برای تشخیص کبیسه بودن سالهای گاهشماری رسمی ایران شیوه‌ی یکنواختی وجود ندارد.

برای سال‌های ۱۲۴۴ تا ۱۳۴۲، چنانچه باقی‌ماندهٔ حاصل تقسیم سال مورد نظر بر عدد ۳۳، یکی از اعداد ۱، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷، ۲۲، ۲۶ و ۳۰ باشد، آن‌سال کبیسه است.

برای سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۴۷۲ به‌جای ۱۷، باقی‌مانده ۱۸ ملاک خواهد بود.

برای دیگر سال‌ها نیز به مراتب تفاوت هایی در اعداد هشت گانه فوق وجود دارد. به عنوان مثال سال ۱۳۸۷ سالی کبیسه است چراکه باقی‌ماندهٔ تقسیم ۱۳۸۷ بر عدد ۳۳ برابر عدد ۱ است.


برای تشخیص این که سال میلادی مورد نظر کبیسه است، حداقل یکی از شرایط زیر باید برقرار باشد.

۱) سال میلادی مورد نظر بر ۴ بخش‌پذیر باشد.

۲) سال میلادی مورد نظر بر ۴۰۰ بخش‌پذیر باشد.

منابع