باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

عصمت اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است. اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان شیعه از گناهان عمدی و سهوی، از آموزه‌ها و اعتقادات شیعه است. عصمت از سهو و خطا در امور روزمره زندگی این افراد، مورد اختلاف بین علما است.

اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرک
عدل الهی
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمتولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

اعتقاد به حقانیت هر دینی و عمل بر اساس آموزه‌های آن، وابسته به اثبات عصمت پیامبر آن دین است. در مباحث درون‌دینی، عصمت پیامبران در دریافت و ابلاغ وحی، با دلیل عقلی اثبات می‌شود؛ اما عصمت در حیطه عملی زندگی آنان، بیشتر متکی به دلیل نقلی است.

محتویات

مفهوم‌شناسی

عصمت به معنای محفوظ ماندن، مصونیت[۱] پاکدامنی و نگهداشتن نفس از گناه،[۲] «وسیله بازداشتن» و «ابزار مصونیت» است.[۳]
‏تعاریف‌ مختلفی از عصمت ارائه شده است. معروف‌ترین تعریف عصمت، تفسیر آن بر اساس «لطف الهی» است.[۴] بر این اساس خداوند آن را به بعضی انسان‌ها اعطا می‌کند و در پرتو آن، دارنده عصمت در عین قدرت بر انجام گناه و ترک طاعت، از ارتکاب گناه و ترک طاعت مصونیت می‌یابد.

  • دیدگاه اشاعره: متکلمان اشعری به واسطه اعتقاد به مجبور بودن انسان در اعمال و رفتار، عصمت را به نیافریدن گناه در معصوم از جانب خداوند تعریف کرده‌اند.[۵]
  • دیدگاه امامیه و معتزله: متکلمان امامیه و معتزله بر اساس اعتقاد به حسن و قبح عقلی و قاعده لطف، عصمت را به "خودداری اختیاری انسان از ارتکاب گناه، به واسطه لطفی که خداوند در حق او دارد؛ معنا کرده‌اند.[۶] علامه حلی، عصمت را لطف خفی از سوی خداوند نسبت به بنده‌اش می‌داند به گونه‌ای که دیگر انگیزه‌ای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او نمی‌ماند؛ هر چند توان انجام آن‌ها را دارد.[۷] این ملکه اگرچه از سنخ تقوا و پرهیزگاری است، اما در مرتبه‌ای بالاتر از آن قرار دارد، به نحوی که صاحبش را از ارتکاب هر عمل زشت حتی در حد فکر گناه، باز می‌دارد[۸] و موجب ایجاد بالاترین اندازه اعتماد عمومی به آن‌ها می‌شود.[۹]

منشأ عصمت

درباره منشأ عصمت نظرات مختلفی بیان شده است:

لطف الهی

شیخ مفید و سید مرتضی عصمت را ناشی از لطف خداوند در حق پیامبران دانسته‌اند.[۱۰] علامه حلی چهار سبب را منشا این لطف الهی دانسته که مجموع آنها موجب پیدایش عصمت دانسته‌اند:

  1. شخص معصوم از نظر روحی یا جسمی دارای ویژگی‌ها و امتیازاتی خاصی است که باعث می‌شود در او ملکه اجتناب از گناه به وجود آید.
  2. برای شخص معصوم، آگاهی به عواقب ناگوار گناهان و ارزش اطاعت از خدای متعال حاصل می‌شود.
  3. این آگاهی با نزول پی در پی وحی و یا الهام، ژرف و گسترده‌تر می‌گردد.
  4. شخص معصوم نه تنها بر واجبات، بلکه بر ترک اولی نیز مؤاخذه می‌شود، به‌طوری که حس می‌کند هیچ گونه اغماض و اهمالی در مورد او وجود ندارد.[۱۱]

ملاصدرای شیرازی عصمت پیامبران را موهبتی الهی دانسته که خداوند به بندگان مخلص خود می‌دهد و به واسطه آن قوه وهم که پاسخ دهنده به شیطان است و هیچ‌گاه عقل نوع انسان نمی‌تواند بر آن غالب گردد، به تسخیر قوه عقل درمی‌آید.[۱۲]

اشاعره که آفرینش تمامی افعال آدمی را بدون واسطه به خداوند نسبت می‌دهند، درباره عصمت پیامبران اختلافاتی دارند؛ برخی از آنها معتقدند خداوند اعمال زشت و قبیح را برای انبیا ایجاد نکرده و از همین رو آنان معصوم‌اند[۱۳] و عده‌ای دیگر معتقدند خداوند فقط قدرت طاعت را برای معصومان خلق کرده و بر این اساس آنها توانایی انجام گناه ندارند.[۱۴]

ملکه درونی

سید مرتضی در نظر دیگری مقام عصمت را ملکه و ویژگی درونی‌ای توصیف کرده که قدرت بر انجام گناه را سلب نمی‌کند اما در عین حال پیامبران به هیچ وجه دست به ارتکاب گناه نمی‌زنند. شیخ طوسی و ابن میثم بحرانی هم عصمت را ملکه و قدرتی درونی برای پیامبران می‌دانند.[۱۵]

علم و آگاهی از نتیجه گناه

علامه طباطبایی منشأ عصمت را قوه‌ و توانایی‌ای می‌داند که صدور گناه از معصوم را ناممکن می‌سازد. وی این قوه را همان علم راسخ و زوال‌ناپذیر درباره طاعت و گناه تعبیر کرده که اولاً قابل تعلیم نیست و ثانیاً مغلوب شهوت‌ها نمی‌‌شود.[۱۶] برخی نیز معتقدند که منشأ و خاستگاه عصمت، این است که انسان‌های معصوم نسبت به باطن گناهان و آثار و عواقب شوم آن و پیامدهای خوشایند کارهای خوب، علم حضوری دارند به طوری که گویا آن را می‌بینند لذا هیچ‌گاه قصد نمی‌کنند که معصیتی را انجام دهند.[۱۷]

اراده و انتخاب

نظریه دیگر در باب منشأ عصمت، این است که عصمت همان ملکه تقوا است که در اثر تکرار اعمال خیر و دوری از گناهان برای انسان حاصل می‌شود، البته شدت این ملکه در عصمت بسی بیشتر از تقواست. تکرار کردن اعمال خیر نیازمند اراده و انتخاب است، در نتیجه عامل اصلی عصمت به اراده و انتخاب انسان معصوم برمی‌گردد. این نظریه حتی علم کامل به حقایق هستی و زشتی گناهان را در نتیجه همین اراده نیرومند معصومین می‌داند.[۱۸]

ناصر مکارم شیرازی نیز در تفسیر آیه ۳۳ سوره احزاب، مقام عصمت را یک حالت تقوای الهی می‌داند که به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد شده و با وجود این حالت چنان نیست که آنها نتوانند گناه کنند، بلکه قدرت این کار را دارند و با اختیار خود از گناه چشم می‌پوشند. وی اعطای این موهبت الهی به معصومان را به خاطر مسئولیت سنگین رهبری جامعه دانسته است.[۱۹]

علم و اراده

برخی از اندیشمندان اسلامی راز عصمت معصومین را در دو عنصر علم به حقایق و کمالات و اراده نیرومند در رسیدن به آنها می‌دانند، زیرا که انسان در صورت جهل، کمال حقیقی را نخواهد شناخت و کمال خیالی را به جای کمال حقیقی قرار خواهد داد و در صورت نداشتن اراده لازم، محکوم هواهای نفسانی خویش شده و به هدف مطلوب نخواهد رسید.[۲۰]

مجموع عوامل طبیعی، انسانی و الهی

برخی از محققان معاصر بر این باورند که عصمت، معلول عامل واحدی نیست بلکه معلول عوامل طبیعی(یعنی: وراثت، محیط و خانواده)، انسانی(یعنی: شعور و آگاهی، اراده و انتخاب، عقل و ملکه نفسانی) و لطف و موهبت خاص خداوند است.[۲۱]

عصمت پیامبران

نوشتار اصلی: عصمت پیامبران

عصمت پیامبران به معنای پاکی آنها از هرگونه آلودگی به زشتی و پستی[۲۲] و مصونیت آنها از خطا در دریافت و ابلاغ وحی است.[۲۳] برخی عصمت در حوزه وحی را از اصول مشترک و مورد اتفاق همه ادیان الهی دانسته‌اند؛[۲۴] اگرچه درباره چیستی و مراتب آن میان پیروان ادیان و اندیشمندان مذاهب اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.[۲۵] در قرآن عصمت پیامبران به معنای اصطلاحی آن به کار نرفته؛[۲۶] ولی مفسران ذیل آیاتی مانند آیه ۳۶ سوره بقره، آیه ۲۳ سوره اعراف و آیه ۱۲۱ سوره طه درباره داستان آدم و حوا و برخورد آنها با شیطان، آیه ۳۳ سوره آل عمران درباره برگزیدگی برخی پیامبران، آیات ۳ تا ۵ سوره نجم درباره سخن گفتن پیامبر اسلام(ص) از روی وحی نه هوا و هوس و برخی دیگر از آیات، عصمت پیامبران را بررسی کرده‌اند.[۲۷]

منشأ عصمت پیامبران را گاه موهبت[۲۸] و لطف الهی[۲۹] در حق آنان و گاه قوه‌ای درونی (علم راسخ و زوال ناپذیر) در وجود پیامبران دانسته‌اند که مانع انجام گناه از سوی آنان می‌شود.[۳۰] گستره عصمت پیامبران نیز در چند مرحله و مرتبه مصونیت از شرک و کفر، مصونیت در دریافت و ابلاغ وحی، مصونیت از گناهان و مصونیت از خطا در امور روزمره تصویر شده و درباره هر مرحله میان متفکران مذاهب مختلف، نظرات متفاوتی ارائه شده است.[۳۱]

عده‌ای از اندیشمندان دسترسی به مقام عصمت را در اثر جبر عوامل بیرونی دانسته‌اند؛[۳۲] ولی در مقابل برخی با برشمردن پیامدهای جبری انگاشتن عمصت انبیاء از جمله سقوط ارزش انسانی[۳۳] و عدم استحقاق پاداش،[۳۴] مقام عصمت را سلب‌کننده اختیار پیامبران ندانسته‌اند.

جلب اعتماد مردم به نبوت پیامبران از دلائل عقلی وجوب عصمت پیامبران است.[۳۵] همچنین به آیاتی از قرآن از جمله آیه هفتم سوره حشر[۳۶] و روایات[۳۷] بر قطعی بودن مقام عصمت انبیای الهی استناد شده است.

مخالفان عصمت پیامبران به دو دسته از آیات ناسازگار با عصمت همه پیامبران[۳۸] یا آیات ناسازگار با عصمت برخی از پیامبران استناد کرده‌اند[۳۹] که در جواب گفته شده این آیات از جمله آیات متشابه است که باید با ارجاع به آیات محکم تأویل و تفسیر شود[۴۰] و اینکه تمام آیاتی که با عصمت پیامبران ناسازگار است، بر ترک اولی حمل می‌شود.[۴۱]

عصمت امامان

ضرورت

از آنجا که امام، جانشین پیامبر و مرجع علمی در احکام شرعی و معارف دین و تفسیر قرآن کریم و سنت نبوی است، لازم است که از گناه و خطا مصون باشد تا مردم بتوانند به او و سخنانش اعتماد کنند. در غیر این صورت، اعتماد مردم از بین می‌رود و هدف خداوند از تعیین امامان برای هدایت بشریت نقض می‌شود و از بین می‌رود.

دامنه

در یک دسته بندی کلی، می‌توان عصمت امامان را در دو عرصه علم و عمل دانست.

  • عصمت عملی؛ عرصه عمل، مربوط به جنبه عملی و رفتاری معصوم است. قلمرو این بخش از عصمت عبارت است از:
  1. معصوم هرگز ترک واجب نمی‌کند و مرتکب حرام نمی‌شود.
  2. معصوم ترک مستحب نمی‌کند و کار مکروه انجام نمی‌دهد.
  • عصمت علمی؛ عصمت علمی، مربوط به جنبه شناخت و معرفت امام از اموری است که در دایره وظایف او قرار دارد. قلمرو این بخش از عصمت عبارت است از:
  1. در معارف دینی مرتکب خطا و اشتباه نمی‌شود؛ زیرا می خواهد مردم را راهنمایی نماید.
  2. در تشخیص مصالح و مفاسد امور اجتماعی و سیاسی مردم نیز معصوم است. تشخیص‌های او در رهبری علمی کامل و درست است.
  3. در شناخت اموری که موضوع احکام شرعی است، آگاه است و در این زمینه خطا نمی‌کند. مثلا در تشخیص اینکه آیا این مایع آب است یا شراب، موضوع را می‌داند و یا می‌داند فرد مقروض چقدر قرض بر عهده دارد.[۴۲]

دلایل

دلایل عقلی

  • برهان تسلسل: این دلیل بیان می‌کند که وجود امام لطفی از جانب خداوند است؛ به این معنا که غیر از ایشان، دیگران معصوم نیستند و برای اینکه بفهمند چه راهی درست است و چه امری نادرست، باید به امام مراجعه کنند. حال، اگر امام نیز معصوم نباشد و احتمال خطا در حق او وجود داشته باشد، برای رفع خطای او باید به امام دیگر مراجعه نمود و این امر همینطور ادامه می‌یابد و هیچ وقت خطا و اشتباه برطرف نمی‌شود.[۴۳]
  • حفظ و تبیین دین: این دلیل از چند مقدمه تشکیل شده است:

- قرار است دینی که پیامبر اسلام(ص) آورده است، تا روز قیامت باقی است و عمل بدان واجب و تخلف از آن حرام است.

- جلوگیری از تحریف، نیازمند وجود مرجعی است که آموزه‌ها و احکام صحیح را به مکلفان رسانده و برای آنان تبین نماید و از تحریف و تغییر آن جلوگیری نماید.

- این مرجع، کتاب خدا و سنت متواتر نمی‌تواند باشد؛ زیرا علاوه براینکه قرآن کریم، دارای آیات متشابه زیادی هست که بیان معنای حقیقی آن‌ها محتاج به یک مرجع علمی مورد اطمینان است، مسائل زیادی وجود دارد که نه در کتاب خدا وجود دارد و نه سنت متواتری بر آن اقامه شده است.

- این مرجع، اجماع نیز نمی‌تواند باشد؛ زیرا هم اجماع زیادی بر مسائل شرعی وجود ندارد و هم اجماع، در این مسائل، خود به خود حجیت ندارد.

- این مرجع، نمی‌تواند قیاس فقهی باشد؛ زیرا به نظر شیعه، این قیاس حجیت ندارد.

- بنابراین یک راه حل می‌ماند و آن وجود امامی است که جانشین پیامبر بوده و مرجع حفظ و تبیین شریعت است.

این شخص باید معصوم باشد وگرنه احتمال تغییر و تحریف در شریعت همواره وجود خواهد داشته است. و با وجود آن، احتمال خطا و تحریف در تبیین درست احکام باقی می‌ماند و این امر با هدف از بعثت انبیا ناسازگار است.[۴۴]

  • قیاس استثنایی: این دلیل به صورت یک قیاس استثنایی بیان می‌کند:

اگر امام، معصوم نباشد، دو حالت بیشتر نخواهد داشت. هر دو فرض باطل است، بنابراین معصوم نبودن امام نیز باطل است. توضیح آن که، مسلمانان موظفند از دستورات امام تبعیت کند. حال اگر امام معصوم نباشد و بتواند مرتکب خطا یا گناه شود، وظیفه مکلف در قبال عمل او از دو حالت خارج نیست؛

- یا باید از او تبعیت نماید که در این صورت، در ظلم و گناه با او همکاری کرده است، در حالیکه قرآن دستور داده که در ظلم و گناه همکاری نداشته باشد.[۴۵]

-یا نباید از او پیروی کند، که در این صورت، هم با هدف از وجود امام و هم با امر خداوند به اطاعت از این امام منافات دارد.[۴۶]

دلایل نقلی

۱. قرآن کریم

  • آیه ابتلای ابراهیم(ع)
نوشتار اصلی: آیه ابتلاء

وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیتِی قَالَ لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (ترجمه: و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید. [خدا به او] فرمود من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم] پرسید از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی‏‌رسد.)[ بقره–۱۲۴]

این آیه اشاره به زمانی دارد که حضرت ابراهیم در آزمایش‌های الهی موفق شد. در این زمان، ایشان که قبل از آن دارای منصب نبوت و از پیامبران اولوالعزم بود، به مقام امامت رسید. استدلال متکلمان و مفسران امامیه بدین صورت است:

- کسی که مرتکب گناه شود، ظالم است؛ زیرا حدود الهی را نقض نموده است:

...وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ترجمه: ...و هر کس از حدود الهی تجاوز کند، ستمکار است)[ بقره–۲۲۹]

- منصب امامت به کسی که ظلم کرده باشد، نمی‌رسد:

...قَالَ لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (ترجمه: پیمان من به بیدادگران نمی‏‌رسد.)[ یقره–۱۲۴]

-ظالم در این آیه، شامل ظلم به خود، ظلم به دیگران و ظلم در حق خدا می‌شود. همچنین شامل کسی که حتی در یک لحظه از عمر خود، ظلم کرده باشد را نیز دربر می‌گیرد.

بنابراین، کسی که معصوم نباشد، ظلم کرده و ظالم به مقام امامت نمی‌رسد.[۴۷]

  • آیه اولو الامر
نوشتار اصلی: آیه اولی الامر

استدلال به این آیه برای اثبات عصمت به دو گونه است:

صورت اول: هرگاه خداوند به اطاعت بی قید و شرط از کسی فرمان دهد آن فرد، معصوم خواهد بود؛ چون اگر آن فرد معصوم نباشد و دیگران را به انجام گناهی دستور دهد، هم باید از او اطاعت کرد(زیرا اطاعت از او واجب است) و هم اطاعت نکرد(زیرا اطاعت کردن از مخلوقات تا زمانی است که موجب نافرمانی خدا نباشد). در این صورت، اجتماع نقیضین پیش می‌آید که محال است.[۴۸]

صورت دوم: در این آیه، "اولی الأمر" بر رسول عطف شده است؛ اطاعت از هر دو، با یک فعل "أطیعوا" خواسته شده است؛ اطاعت از رسول، هیچ شرطی ندارد؛ بنابراین، اطاعت از "اولی الأمر" نیز بدون هیچ قید و شرطی واجب است. این امر در صورتی اشکال ندارد که اولو الامر، معصوم باشند.[۴۹]

  • آیه تطهیر
نوشتار اصلی: آیه تطهیر

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (ترجمه: خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.)[ احزاب–۳۳]

در برخی منابع شیعه و اهل سنت آمده که پیامبر(ص) در توضیح این آیه گفته اند: «من و اهل بیتم از گناه طاهریم»[۵۰] حضرت علی(ع) نیز در جریان فدک با استناد به این آیه منزه بودن از گناه حضرت زهرا(س) را اثبات می نماید.[۵۱]

استدلال به این آیه شریفه متوقف بر چند مقدمه است: مقدمه اول: خداوند تنها اراده کرده است که اهل بیت را تطهیر کند. مقدمه دوم: اراده تشریعی خداوند درباره تطهیر و پاک کردن بندگان، اختصاص به کسی ندارد. مقدمه سوم: وقتی اراده تشریعی، اختصاصی به کسی ندارد، پس خداوند با اراده تکوینی خود خواسته است که این بندگانش پاک باشند. مقدمه چهارم: اراده تکوینی خداوند نیز حتما محقق می‌شود و تخلف پذیر نیست. مقدمه پنجم: تطهیری که در این آیه بیان شده، هیچ قیدی ندارد و به صورت مطلق است و هر گونه پلیدی و ناپاکی را نفی می‌کند. مقدمه ششم: هیچ طایفه‌ای از مسلمانان، ادعای عصمت هیچ‌یک از منسوبان پیامبر اکرم(ص) را به جز شیعه ندارد که معتقد به عصمت حضرت زهرا(س) و ائمه دوازده‌گانه(ع) هستند. بنابراین، این آیه عصمت و مصونیت امامان شیعه از گناه و خطا را اثبات می‌کند.[۵۲]

۲. روایات

قال رسول اللَّهِ (ص): انی قد تَرَکتُ فِیکمْ ما ان أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بعدی الثَّقَلَینِ أَحَدُهُمَا أَکبَرُ مِنَ الآخَرِ کتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلی الأَرْضِ وعترتی أَهْلُ بیتی الا وانهما لَنْ یفْتَرِقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ.

رسول خدا (ص) فرمود: من بعد از خودم در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم که اگر به آن‌ها تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد، یکی از آن‌ها که بزرگتر از دیگری است،کتاب خدا است که ریسمان ممتدی از آسمان تا زمین. و دیگری عترت و اهل بیت من هستند. آگاه باشید که این دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.[۵۳]

این روایت از چند جهت عصمت اهل بیت را ثابت می‌کند:

  1. در این روایت رسول خدا(ص) اطاعت مطلق و بدون قید و شرط از قرآن و اهل بیت را برای همه مسلمانان واجب می‌کند. دستور به اطاعت مطلق، نشانه عصمت فرد مورد اطاعت است؛ زیرا محال است که خداوند دستور به اطاعت مطلق از کسی را بدهد که می‌داند احتمال خطا و اشتباه در گفته‌های آن شخص وجود دارد و ممکن است با کتاب خدا و سنت رسولش مخالفت نماید.
  2. در این روایت به جدایی ناپذیری و عدم مخالفت قرآن و اهل بیت صحبت شده است. در صورتی که اگر اهل بیت مرتکب گناه و اشتباه شوند، در همان لحظه از قرآن جدا شده‌اند و اعتقاد به جدا شدن آن‌ها از قرآن، منجر به تکذیب سخن رسول خدا(ص) خواهد شد. بنابراین، این جمله نیز نشان‌دهنده عصمت امامان است.
  3. در این روایت، تمسک به کتاب خدا و اهل بیت، سبب نجات از گمراهی معرفی کرده است؛ پس همان‌طور که اطاعت از قرآن سبب هدایت و نجات از گمراهی می‌شود، اطاعت از اهل بیت نیز همین خاصیت را خواهد داشت و این امر در صورتی محقق می‌شود که امامان، از خطا و گناه مصون باشند.[نیازمند منبع]

عبد الرحمن بن أبی سعد از پدرش نقل کرده است که ما با عده‌ای از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول خدا نشسته بودیم که علی(ع) بر وارد مجلس ما شد، رسول خدا(ص) فرمود: آیا می‌خواهید که شما را از بهترین‌تان آگاه کنم؟ گفتند: بلی. فرمود: بهترین شما کسانی هستند که به عهد خود وفادارند و از بوی خوش استفاده می‌کنند. خداوند بندگان پرهیزگار را دوست دارد. راوی گوید: در این زمان علی بن أبی طالب از کنار ما گذشت؛ پس رسول خدا (ص) فرمود: این با حق است و حق با او است.[۵۴]

این روایت بر عصمت امیرمومنان تصریح دارد؛ زیرا معنای عصمت چیزی غیر از «همراهی همیشگی با حق و درستی، و عدم اشتباه در گفتار و کردار» نیست.[نیازمند منبع] رسول خدا(ص) شهادت می‌دهد که امیرمؤمنان در همه حالات و همواره با حق است و هیچگاه از حق جدا نمی‌شود. این شهادت دادن نشان می‌دهد، عصمت آن حضرت از هر نوع گناه و خطا ثابت می‌شود؛ چرا که کردار و گفتار انسان خطاکار، همواره با حق نیست و امکان خطا و اشتباه در آن وجود دارد.[نیازمند منبع]

حضرت علی(ع) همواره همراه با حق است و هیچگاه از حق جدا نمی‌شود؛ بنابراین اعتقاد به عصمت آن حضرت ضروری است و گرنه گفتار رسول خدا تکذیب خواهد شد.

  • روایت امیرالمومنین(ع)
پیامبر اسلام(ص): مَنْ سَرَّهُ أَنْ ینْظُرَ إِلَی الْقَضِیبِ الْیاقُوتِ الْأَحْمَرِ الَّذِی غَرَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِیدِهِ وَیکونَ مُتَمَسِّکاً بِهِ فَلْیتَوَلَّ عَلِیاً وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خِیرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَصَفْوَتُهُ وَهُمُ الْمَعْصُومُونَ مِنْ کلِّ ذَنْبٍ وَخَطِیئَةٍ.

هر کس خوشحال می‌شود که به شاخه یاقوت سرخ بنگرد که خداوند با دست خود کاشته و به او چنگ اندازد، باید علی و امامانی که فرزندان او هستند را دوست بدارد؛ چرا که آن‌ها بهترین خلق خداوند و برگزیده او و از هرگونه گناه و اشتباهی معصوم هستند.[۵۵]

این روایت نیز به صراحت، بر عصمت امامان شیعه دلالت دارد.

عصمت فرشتگان

قرآن کریم:
«عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ: بر آن [آتش‏] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده‏]‌اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند»

ملائکه، از هر گونه گناه و معصیت پاک هستند. اما عصمت مربوط به موجوداتی است که با وجود داشتن توانایی بر انجام کار زشت و نافرمانی خداوند، از انجام کارهایی که گناه شمرده می‌شود، پرهیز می‌کنند و به خاطر لطف خداوند از خطاهایی که موجب بی‌اعتمادی مردم به آنان می‌شود نیز مصون هستند. بنابراین، اگر چه فرشتگان از هر گونه گناه و معصیت پاک هستند، اما آنان دارای مقام عصمت نیستند. البته اگر عصمت به معنای عدم انجام گناه فرض شود(چه قادر بر انجام گناه باشند چه نباشند) فرشتگان نیز معصومند؛ زیرا در آنها هیچ گونه میل و کششی نسبت به گناه و ارتکاب آن وجود ندارد و همیشه در حال تسبیح و تقدیس پروردگار و انجام دستورات او هستند.[۵۶]

شبهات

شبهاتی از سوی منکران عصمت ایراد شده است که برخی از آنها از این قرار است:

  • ناسازگاری عصمت با طبیعت بشری:

احمد امین مصری برآن است که عصمت با طبیعت و ماهیت انسان ناسازگار است؛ زیرا انسان دارای نیروهای مختلف شهوانی و نفسانی است. هم میل به خوبی‌ها در او هست هم میل به بدی‌ها. اگر این امیال از او گرفته شود، گویا انسانیت انسان از او سلب شده است. از این رو، هیچ انسانی از معصیت در امان نیست حتی پیامبران(ع).[۵۷]

آیت الله جوادی آملی در پاسخ به این شبهه با اشاره به گوهر انسان که همان نفس اوست، معتقد است که گوهر انسان به گونه‌ای آفریده شده است که توان عروج به قله عصمت را دارد؛ زیرا نفس انسان در سیر صعودی خود، توانایی مصون ماندن از سهو و نسیان و غفلت و جهالت را می‌یابد. از نظر او اگر نفس کسی به وادی عقل ناب و کشف و شهود تام و صحیح وارد شد، فقط حق و حقیقت را درک خواهد کرد و از هرگونه شک و تردید و سهو و نسیان و غفلت در امان خواهد ماند. بنابراین چنین شخصی که از عالم ماده و وهم و خیال عبور کرده و به سرچشمه حقایق رسیده است، امکان عصمت می‌یاید.[۵۸] اشتباه منکران عصمت این است که وجود امیال و غرایز نفسانی و شهوانی را ملازم با انجام گناه پنداشته‌اند در حالی که وجود چنین امیالی فقط مقتضی و زمینه‌ساز آلودگی به گناه است و نه ضرورت تحقق گناه؛ زیرا ممکن است موانعی مانند علم و اراده از تأثیر آن امیال جلوگیری کنند![۵۹]

  • مبدأ اندیشه عصمت:

از نظر گروهی، اندیشه عصمت در منابع اولیه اسلامی وجود نداشت و بدعتی است که از اهل کتاب، ایران باستان، تصوف یا آموزه‌های زرتشتی وارد تعالیم اسلامی شده است.[۶۰] در پاسخ گفته شده اعتقاد به عصمت پیامبران در میان مسلمانان صدر اسلام رایج بوده و ریشه در تعالیم قرآن و پیامبر اسلام(ص) دارد.[۶۱] اهل کتاب نمی‌توانند مبدع اندیشه عصمت باشند؛ زیرا در تورات بدترین گناهان و زشتی‌ها به پیامبران نسبت داده شده است.[۶۲] درباره تصوف نیز گفته شده که هنگامی که هنوز تصوف شکل نگرفته بود، اندیشه عصمت در میان شیعیان رواج داشت.[۶۳] برفرض اشتراک آموزه عصمت در اسلام و زرتشت،‌ این مطلب دلیل بر تأثیرپذیری یکی از دیگری نیست؛ بلکه بدین خاطر است که اساس و جوهره تمامی ادیان الهی مشترک است و در اصول با یکدیگر تطابق دارند.[۶۴]

کتاب‌شناسی

درباره عصمت کتاب‌های مستقلی نگارش شده است از جمله:

  • التنبیه المعلوم: البرهان علی تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان، اثر شیخ حر عاملی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
  • عصمت از منظر فریقین(شیعه و اهل سنت)، سید علی حسینی میلانی، قم، مرکز الحقایق الاسلامیه.
  • پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، احمد حسین شریفی و حسن یوسفیان، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
  • عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن، فاطمه محقق، قم، آشیانه مهر.

پانویس

  1. فیومی، مصباح المنیر، ذیل واژه «عصم».
  2. دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه «عصمت».
  3. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «عصم».
  4. الشریف المرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۶.
  5. ایجی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ش، ص۲۸۰.
  6. الشریف المرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۶.
  7. حلی، الباب الحادی عشر‏، ۱۳۶۵ش، ص۹.
  8. سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ۱۴۲۸ق، ص۲۷۶.
  9. رک: مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۵۸.
  10. مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیه، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۸؛ علم الهدی، الذخیره، ۱۴۱۱ق، ص۱۸۹.
  11. حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۴۹۴.
  12. ملا صدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۲۲۴.
  13. ایجی، المواقف، بیروت، ص۳۶۶.
  14. تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۱۲.
  15. سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۱۹؛ طوسی، تلخیص المحصل، ۱۹۸۵م، ص۳۶۹؛ بحرانی، النجاة فی القیامة، ۱۴۱۷ق، ص۵۵.
  16. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۲۹۱؛ ج۵، ص۷۹.
  17. ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۰.
  18. ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۵.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۳۰۵.
  20. رک: مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۲.
  21. قدردان قراملکی، کلام فلسفی، ص ۳۸۸-۳۹۰.
  22. معرفت،‌ «عصمت پیامبران»، ص۷.
  23. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۴۸-۴۹.
  24. انواری، نور عصمت بر سیمای نبوت، ۱۳۹۷ش، ص۵۲.
  25. صادقی اردکانی، عصمت، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.
  26. یوسفیان و شریفی، پژوهشی نو در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۴۱.
  27. نقی پورفر، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۹-۳۴۵.
  28. ملا صدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۲۲۴.
  29. مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیه، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۸؛ علم الهدی، الذخیره، ۱۴۱۱ق، ص۱۸۹.
  30. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۲۹۱؛ ج۵، ص۷۹.
  31. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵،‌ ص۳۰.
  32. یوسفیان و شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۳۹-۴۱.
  33. ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۷-۲۰۸.
  34. فاضل مقداد، ارشادالطالبین، ۱۴۰۵، ص۳۰۱.
  35. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۵.
  36. کریمی، نبوت (پژوهشی در نبوت عامه و خاصه)، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۴؛ اشرفی و رضایی، «عصمت پیامبران در قرآن و عهدین»، ص۸۷.
  37. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۱۴، ص۱۰۳؛ ج۱۲، ص۳۴۸؛ ج۴، ص۴۵؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴.
  38. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۱و۵۲؛ سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۶۹ و۷۰.
  39. سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۹۱-۲۲۹؛ جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۴۶-۲۸۶؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۱۰۱-۱۶۰.
  40. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۲و۱۰۳.
  41. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۱-۱۰۲.
  42. ربانی گلپایگانی، تقریرات درس امامت، مدرسه فقاهت
  43. الشریف المرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۸۹ و۲۹۰
  44. بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ۱۴۰۶ق، ص۱۷۸- ۱۷۹.
  45. سوره مائده، آیه۲
  46. خواجه نصیر الدین طوسی، تجرید الاعتقاد، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۲۲۲؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۴۹
  47. الشریف المرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۴۱
  48. مظفر، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۷
  49. طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۴
  50. بیهقی، دلائل‏ النبوة، ۱۴۰۵ق، ج‏۱، ص ۱۷۱؛ مقریزی، إمتاع‏ الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۳ ،ص ۲۰۸. ‏
  51. طبری، كامل بهائی، ۱۳۸۳ش، ص۲۵۶.
  52. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۱۰-۳۱۲.
  53. ابن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱۷، ص۳۰۹.
  54. أبو یعلی، مسند أبی یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۸؛ عسقلانی، المطالب العالیة، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۴۷.
  55. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۷
  56. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۰۴.
  57. امین، ضحی الاسلام،‌ ۲۰۰۳م، ج۳، ص۲۲۹و۲۳۰.
  58. جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۰۱-۲۰۳.
  59. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۳۴و۳۵.
  60. نگاه کنید به: شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۷۹-۸۵.
  61. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۰و۸۲.
  62. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۰و۸۱.
  63. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۳.
  64. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۶.

منابع

  • ابن حنبل، مسند الامام أحمد بن حنبل، محقق شعیب الأرنوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • ابن منظور، لسان العرب، تصحیح میردامادی، بیروت، دارالکفر، ۱۴۱۴ق.
  • أبو یعلی، أحمد بن علی، مسند أبی یعلی، تحقیق حسین سلیم أسد، دمشق، دار المأمون للتراث، ۱۴۰۴ق.
  • امین، احمد، ضحی الاسلام،‌ قاهره ، مکتبه الاسره، ۲۰۰۳م.
  • اکرمی، ایوب، نبوت (پژوهشی در نبوت عامه و خاصه)، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم، ۱۳۸۳ش.
  • انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت: پاسخ به شبهات قرآنی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۷ش.
  • ایجی، میرسید شریف، شرح المواقف، قم، شریف رضی، ۱۳۲۵ش.
  • بحرانی،‌ میثم بن علی، قواعد المرام فی علم الکلام، محقق احمد حسینی اشکوری، قم، مکتبة آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۶ق.
  • بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، بیروت، دار الكتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.
  • تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، محقق عبد الرحمن عمیرة، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۳)، تحقیق و تنظیم علی زمانی قمشه‌ای، قم،‌ نشر اسراء، چاپ ششم، ۱۳۹۲ش.
  • حلی، الحسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، تهران، موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • حلی، الحسن بن یوسف، کشف المراد، قم، موسسه نشر اسلامی، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • حسینی میلانی، سیدعلی، عصمت از منظر فریقین(شیعه و اهل سنت)،‌ قم، مرکز الحقایق الاسلامیه، ۱۳۹۴ش.
  • خواجه نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، تجرید الاعتقاد، محقق محمدجواد حسینی جلالی، تهران، مکتب الاعلام الاسلامی، بی تا.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۹ش.
  • سبحانی، جعفر، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، قم، موسسه امام صادق، ۱۴۲۸ق.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۳ش.
  • شریفی، احمد حسین و حسن یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  • الشریف المرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الامامة، تهران، مؤسسة الصادق، ۱۴۰۷ق.
  • الشریف المرتضی، علی بن الحسین، تنزیه الانبیاء، قم، الانتشارات الشریف الرضي، ۱۳۷۶ش.
  • الشریف المرتضی، علی بن الحسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالکتب، ۱۴۰۵ق.
  • صادقی اردکانی، محمدامین، عصمت، قم، انتشارات حوزه علمیه، ۱۳۸۸ش.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، تحقیق الشیخ حسین الأعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، محقق علی‌اکبر غفاری، قم، جامعةالمدرسین، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طبری، عمادالدین، کامل بهایی، تهران، مرتضوی، ۱۳۸۳ش.
  • علم الهدی، سید مرتضی، الذخیره فی العلم الکلام، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • عسقلانی، أحمد بن علی، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، تحقیق سعد بن ناصر بن عبدالعزیز الشتری، الریاض، دار العاصمة للنشر و التوزیع، ۱۴۲۰ق.
  • فاضل مقداد السیوری، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق.
  • فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.
  • قدردان قراملکی، محمدحسن، کلام فلسفی، قم، وثوق، ۱۳۸۳.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • محمدی ری شهری، محمد، فلسفه وحی و نبوت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۳ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ هجدهم، ۱۳۸۴ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، راه و راهنمایی شناسی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۵ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • مظفر، محمدحسن، دلائل الصدق، قم، موسسة‌آل البیت لاحیاء التراث، بی‌تا.
  • معرفت، محمدهادی، «عصمت پیامبران»، در مجله پژوهش‌های اجتماعی اسلامی، شماره ۸، بهار ۱۳۷۶ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، التفسیر القرآن الکریم، مصحح محمد خواجوی، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۶۱ش.
  • مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیة، محقق رضا مختاری، قم، المؤتمر العاملی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیه، قم، کنگزه شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد، عدم السهو النبی، محقق مهدی نجف، قم، المؤتمر العاملی لألفیة الشیخ المفید، بی‌تا.
  • مقریزی، أحمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دار الكتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • نقی پور فر، ولی الله، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، تهران، اسوه، ۱۳۸۱ش.

پیوند به بیرون