کاربر:Golpoor/صفحه تمرین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
یعلی بن منیه
مشخصات فردی
نام کامل یعلی بن منیه بنت غزوان
کنیه ابا خالد
لقب ابو صفوان
محل زندگی مکه، یمن
مهاجر/انصار مهاجرین
نسب/قبیله قبیله بنی تمیم
خویشاوندان امیة بن ابی عبیده (پدر)، زبیر بن عوام
درگذشت سال ۳۷ق یا ۴۷ق
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن زمان فتح مکه
حضور در جنگ‌ها غزوات حنین و تبوک، طائف و در جنگ جمل بر علیه امام علی(ع)
نقش‌های برجسته پشتیبانی مالی ناکثین
دیگر فعالیت‌ها نقل روایت از پیامبر اسلام(ص)، حکمران مناطق مختلف در زمان خلفای سه‌گانه

یعلی بن منیه یا یعلی بن امیه، از اصحاب پیامبر اسلام(ص) و از رهبران ناکثین بود. وی در زمان فتح مکه، مسلمان شد و در برخی غزوات پیامبر(ص) شرکت کرد. از او راویاتی از پیامبر(ص) نقل شده است. یعلی از ثروتمندان بزرگ مکه و مردی سخاوتمند دانسته شده است که به واسطه حضور در کنار عثمان و بهره‌مندی از بذل و بخشش‌های او به ثروتی نجومی رسید.

وی با خلفای سه‌گانه همکاری کرد و حتی از جانب ابوبکر برای مقابله با اصحاب رده به برخی مناطق اعزام شد. یعلی مشاور عثمان بود و نزد او از جایگاه بالایی برخوردار بود.

یعلی در زمان رسول خدا(ص) و همچنین خلفای سه‌گانه بر بخش‌های مختلفی از یمن حکمرانی کرد؛ اما امام علی(ع) پس از رسیدن به خلافت، او را از امارت یمن برکنار کرد. یعلی در واکنش به عزل خود، خراج یمن را با خود به مکه برد و به شورشیانی که به بهانه خونخواهی عثمان قیام کرده بودند، پیوست. او پشتیبانی سپاه شورشیان را به عهده گرفت و اموال فراوانی را برای سپاه خرج کرد. یعلی پس از شکست در جنگ جمل، فرار کرد و تا اواخر حکومت معاویه زنده ماند؛ هر چند برخی معتقدند که او در جنگ صفین در کنار امام علی(ع) به شهادت رسید.


معرفی اجمالی

یعلی بن منیه و یا یعلی بن أمیة بن أبی عبیدة[۱] از قبیله بنی تمیم بود[۲] و با لقب ابو صفوان[۳] و کنیه ابا خالد از او یاد می‌شد.[۴] دلیل منسوب شدن او به دو نام این است که در برخی موارد منسوب به پدر و در موارد دیگر منسوب به مادر یا جده خود منیه دختر جابر[۵] یا دختر غزوان[۶] شده است که انتساب او به مادر یا جده از شهرت بیشتری برخوردار است.[۷] چنان‌که اختلاف منابع در ضبط نام او سبب شده که گاه او را با نام یعلی بن منبه نیز یاد کنند.[۸]

یعلی و پدرش در زمان جاهلیت از هم‌پیمانان قبیله قریش بوده‌اند[۹] که البته برخی این هم‌پیمانی را با خاندان عبدالمطلب[۱۰] یا نوفل بن عبد مناف[۱۱] و یا عبدشمس دانسته‌اند.[۱۲] او با قریشیان نسبت سببی نیز برقرار کرده و داماد زبیر بن عوام است.[۱۳]

صحابی رسول خدا

یعلی بن منیه زمان رسول خدا(ص) را درک کرده و در هنگام فتح مکه، مسلمان شد.[۱۴] بنابر نقلی او همراه پدر و برادر[۱۵] و خواهرش[۱۶] نزد پیامبر(ص) آمده و اسلام آوردند؛ به همین روی خانواده او یعنی برادرانش سلمه[۱۷] و عبدالرحمن[۱۸] و خواهرش نفیسه از اصحاب پیامبر(ص) شمرده شده[۱۹] و از آنها روایاتی به نقل از پیامبر(ص) گزارش شده است.

عده‌ای معتقدند پیامبر(ص) تقاضای او و پدرش مبنی بر شمرده شردن از مهاجرین را رد کرد[۲۰] ولی در بعضی منابع او را[۲۱] به همراه برادرش از مهاجرین شمرده‌اند.[۲۲] به هر حال یعلی را از صحابه رسول خدا[۲۳] و حتی از جمله صحابه مشهور شمرده‌اند؛[۲۴] تاآنجاکه شهرت این مسئله حتی از صحابی بودن پدرش نیز بیشتر است.[۲۵]

یعلی را از راویان حدیث دانسته[۲۶] و از جانب او روایاتی از پیامبر(ص) نقل شده[۲۷] که تعداد آن را در برخی منابع به ۲۸ مورد رسانده‌اند که از این روایات تعداد سه روایت در صحیح بخاری و مسلم امده است.[۲۸] چنان‌که راویان متعددی به نقل از یعلی بن امیه روایت رسول خدا(ص) را نقل کرده‌اند.[۲۹]

در منابع شیعی، شیخ طوسی او را از جمله اصحاب رسول خدا(ص) شمرده اما توضیحی در مورد او نداده است[۳۰] ولی در منابع بعدی از او با عنوان «شرار اصحاب پیامبر(ص)» یاد شده است.[۳۱] در کتاب شرف النبی روایتی آمده که او شاهد معجزه‌ای از رسول خدا(ص) بوده است.[۳۲]

حضور در غزوات

یعلی بن منیه در غزوه‌های تبوک،[۳۳] حنین و طائف در کنار پیامبر(ص) حضور داشت.[۳۴] و حتی خود او به همراهی پیامبر(ص) در تبوک اشاره کرده و آن را بهترین کارهای خود می‌داند.[۳۵] چنان‌که داستان‌هایی مربوط به حضور او در این جنگ و پرسش‌های فقهی او از پیامبر(ص) در منابع منعکس شده است.[۳۶] به هر حال یعلی از زمره مجاهدان زمان پیامبر(ص) دانسته شده[۳۷] و حتی ادعا شده در جنگ بدر نیز حضور داشته است.[۳۸]

حکمرانی بر یمن

یعلی بن منیه با فرمان پیامبر(ص) و پس از مرگ باذان حکمرانی بخشی از یمن را در دست گرفت.[۳۹] وی در زمان ابوبکر خلیفه اول، امارت منطقه خولان را به عهده داشت.[۴۰] حکمرانی او بر یمن در عهد عمر بن خطاب، خلیفه دوم نیز ادامه داشت[۴۱] و او را فرماندار مناطقی چون نجران[۴۲]، طائف،[۴۳] صنعا،[۴۴] و یا دیگر مناطق یمن دانسته‌اند.[۴۵]

او در زمان عثمان بن عفان نیز والی صنعا[۴۶] در یمن بود.[۴۷] هرچند با روی کار آمدن امام علی(ع) یکی از اولین کسانی بود که از امارت عزل شد و به جای او عبیدالله بن عباس به‌عنوان فرماندار یمن منصوب شد.[۴۸]

مورخان معتقدند که او در زمان حکمرانی بر یمن[۴۹] اولین کسی بود که از تاریخ هجری در نامه‌ها استفاده کرد.[۵۰] وی منصب قضاوت در یمن را نیز برعهده داشت.[۵۱]

همکاری با خلفا

یعلی بن امیه در زمان خلافت ابوبکر برای مقابله با اصحاب رده به منطقه حلوان فرستاده شد[۵۲] و او موفق شد آنها را شکست داده و غنائم و اسیرانی را به دست آورد؛ هرچند برخی معتقدند که جنگی صورت نگرفت و آنها به دین اسلام بازگشتند.[۵۳]

او با عمر نیز رابطه خوبی داشت تا آنجا که او را از همراهان خلیفه دوم در سفر به شام دانسته‌اند.[۵۴] هرچند در اواخر خلافت عمر مورد غضب او قرار گرفت و او را برکنار کرد و از او خواست تا با پای پیاده از یمن به سوی مدینه برگردد که بعد از پنج یا شش روز پیاده روی خبر مرگ عمر را شنید. و سوار بر مرکب شد و خود را به عثمان در مدینه رساند.[۵۵] وی از جمله مشاوران عثمان به شمار آمده[۵۶] و نزد او از جایگاهی رفیع برخوردار بود.[۵۷]

موقعیت اجتماعی

یعلی بن منیه دارای مرتبی بزرگ[۵۸] و حتی صاحب فتوا در مکه دانسته‌اند[۵۹] اما آنچه بیشتر از همه مورد توجه است ثروت هنگفت اوست تاآنجاکه او را از ثروتمندان ساکن مکه دانسته[۶۰] و داراییش را در هنگام مرگ پنجاه هزار دینار و املاک فراوان ذکر کرده‌اند که ارزش برخی از تا سیصدهزار درهم گزارش شده است.[۶۱]

ثروت هنگفت او سبب شده که در روایتی امیرمؤمنان(ع) او را به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد زمان خود بداند.[۶۲] البته او با استفاده از همین ثروت به بذل و بخشش به دیگران پرداخته[۶۳] تاآنجاکه او را یکی از سخاوتمندان زمان خود دانسته[۶۴] و حتی گزارش‌هایی در مورد سخاوتمندی او از بیت المال گزارش شده است[۶۵] هر چند عده‌ای معتقدند که این ثروت به واسطه حضور در کنار عثمان و بهره‌مندی از بذل و بخشش‌های او به دست آمده است؛[۶۶] لذا او را در لیست صحابه‌هایی شمرده‌اند که در زمان عثمان به ثروتی نجومی رسیده‌اند.[۶۷] شاید به همین جهت امام علی(ع) از یعلی به‌عنوان بخشنده‌ترین مردم یاد کرده است؛ چنان‌که از بخشش‌های او به امویان نقل‌هایی به جای مانده است.[۶۸]

از رهبران ناکثین

یعلی بن منیه را یکی از کارگردانان اصلی جنگ جمل[۶۹] در کنار افرادی همچون طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام، عبدالله بن عامر، سعید بن عاص، ولید بن عقبه و دیگر امویان دانسته‌اند که با بهانه خوانخواهی عثمان[۷۰]و با توجه به علاقه‌مندی بصریان به خلیفه مقتول[۷۱] و پس از مشورت فراوان غائله جمل را در بصره به راه ‌انداختند.[۷۲]

یعلی گفته بود که هرکس برای انتقام خون عثمان قیام کند او را تجهیز خواهد کرد.[۷۳] وی در تشویق و تحریک عایشه در تبری جستن از قاتلان عثمان و همراه شدن با شورشیان نقش داشت[۷۴] و در کنار عبدالله بن عامر وظیفه پشیتبانی مالی سپاه جمل را بر عهده گرفت.[۷۵] وی در این راه از خراج یمن بهره گرفت.[۷۶] او وقتی از حکومت یمن، توسط امام برکنار شد، خراج جمع شده را با خود برداشت و به مکه برد[۷۷] که میزان آن را در حدود ۴۰۰[۷۸] تا ۶۰۰ شتر و مبلغ ۶۰۰ هزار درهم برآورد کرده‌اند.[۷۹] وی با همین ثروت اموال فراوانی را برای سپاه خرج کرد[۸۰] و هفتاد نفر از قریش را تجهیز[۸۱] و به طلحه و زبیر کمکی چهارصد هزار درهمی کرد[۸۲] و برای سپاه سلاح و تجهیزات فراهم نمود[۸۳] به‌گونه‌ای‌که هر جنگویی را با سلاح و اسب مجهز ساخت و علاوه بر آن به هر رزمنده ۳۰ دینار به‌عنوان مواجب پرداخت کرد.[۸۴] شتر معروف عایشه در این جنگ که معروف به عسکر بود نیز توسط یعلی به مبلغ هشتاد[۸۵] یا دویست دینار خریداری شد.[۸۶]

به همین جهت در برخی از روایات منقول از امام علی(ع) یعلی را سریعترین مردم در فتنه انگیزی دانسته[۸۷] و او را پشتیبان مالی شورش معرفی کرده است؛[۸۸] چنان‌که امیرمؤمنان در حدیثی دیگر در رابطه با جنگ جمل از یعلی یاد نموده و او را به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد نام برده است و این مسئله را در کنار شجاعت زبیر بن عوام و سخاوت یا عبادت طلحة بن عبیدالله و البته محبوبیت عایشه، سبب دشواری شرایط خود در جنگ جمل دانسته است.[۸۹] به هر روی در عبارات مشابه از امیرمؤمنان(ع) به کار گرفتن ثروت بر ضد امام مورد اشاره قرار گرفته است.[۹۰]

زمان مرگ

یعلی پس از شکست در جنگ جمل، فرار کرد و بنابر اعتقاد برخی چون ذهبی نویسنده کتاب تاریخ الاسلام تا اواخر خلافت معاویة بن ابی‌سفیان زنده بود.[۹۱] در مقابل عده‌ای معتقدند که یعلی بن منیه به‌رغم آنکه در جنگ جمل در کنار عایشه بر علیه امام علی(ع) جنگید؛[۹۲] اما در جنگ صفین در کنار امام علی(ع) حضور داشت و در سال ۳۷ق[۹۳] یا ۳۸ق[۹۴] در رکاب آن حضرت کشته شد؛[۹۵] بنابراین برخی چون مامقانی او را عاقبت به خیر معرفی کرده‌اند.[۹۶]

مورخان اشاره‌ای به دلائل تغییر موضع او نکرده‌اند؛ هرچند عده‌ای این مسئله را بعید دانسته و معتقدند که او در سال ۴۷ق زنده بوده است.[۹۷]

پانویس

  1. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۲۹؛ بغدادی، المنمق، ۱۴۰۵ق، ص۲۵۳.
  3. زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۱۹، ص۶۹۶.
  4. ابن عبدالبر، استیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۸.
  5. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۵۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۱؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۲۹.
  6. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۱۳.
  7. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷؛ مامقانی، تنقیح المقال، بی‌تا، ج۳، ص۳۳۲؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۱۴۳.
  8. ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۰۸؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۳.
  9. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۵۳۸.
  10. زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۱۹، ص۶۹۶.
  11. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶،ص۱۱، ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  12. بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۳۰۸.
  13. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶؛ ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۷۶.
  14. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۱.
  16. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۵۴.
  17. ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۷۲.
  18. ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۲۴۴.
  19. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۱۹؛ ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۲۸۳.
  20. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۰۶.
  21. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۵ به نقل از ابوالیقظان
  22. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۷۲.
  23. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۰۶؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۱۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۶؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  24. ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۶۸.
  25. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۰۶؛ ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۲.
  26. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۶۶۴.
  27. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۶؛ ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۸؛ ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۶۸؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۲۰۴؛ صالحی الشامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۲۲۲، ۲۳۷.
  28. نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۳۶۴.
  29. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  30. طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۱.
  31. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۲۸۱.
  32. واعظ خرگوشی، شرف النبی، ۱۳۶۱ش، ص۱۷۰.
  33. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۱۲، ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۱.
  34. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۵؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۵۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  35. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۷.
  36. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۱۲؛ صالحی الشامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۴۴۹.
  37. ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۷۵.
  38. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷، به نقل از ابن منده.
  39. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۳۱۸؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۲۲۵.
  40. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۴۲۷؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۷۱.
  41. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۹۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۵۷؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۳.
  42. ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۵۳۹ به نقل از ابو احمد حاکم؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  43. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۶۱.
  44. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۲۴۱؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۳۲۸.
  45. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  46. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  47. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۷.
  48. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۶۱۰.
  49. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳۹۰؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  50. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳۹۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۰؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۰۷.
  51. ابن خیاط، تاریخ خلیفة، ۱۴۱۵ق، ص۱۰۷.
  52. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸ق، ص۱۰۵، ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۵۳۹.
  53. بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸ق، ص۱۰۵.
  54. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۶.
  55. س
  56. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶.
  57. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۱۴۳، نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۲۸۱.
  58. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۶.
  59. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۷؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶، به نقل از ابن سعد.
  60. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  61. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۳۳.
  62. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶.
  63. هاشمی خویی، منهاج البراعة، ۱۴۰۰ق، ج۱۶، ص۲۰۵.
  64. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  65. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  66. ابن عطیه، أبهی المراد، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۷۸؛ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، قم، ج۵، ص۲۱.
  67. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۳۳.
  68. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶.
  69. ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۵۳۹؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  70. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۰۷؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۲۲؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۸۱.
  71. مقدسی، البدء و التاریخ، بی‌تا، ج۵، ص۲۱۱.
  72. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۰؛ ابن مسکویه، تجارب الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۶۹.
  73. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۹۰؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۱۴۳.
  74. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۸۹؛ مفید، الجمل، ۹۷
  75. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۱؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۳۰.
  76. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۸۱؛بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۲۲؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۰۷.
  77. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۸۱؛ ابن مسکویه، تجارب الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۶۵.
  78. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۲، بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۲۱؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۵۳.
  79. ابن مسکویه، تجارب الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۶۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۳۰، ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۰۷.
  80. ابن مسکویه، تجارب الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۶۹؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۲۲؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  81. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۱؛ ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۷۶.
  82. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۸۱.
  83. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۵۷.
  84. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  85. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۲.
  86. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۵۷؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۶۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  87. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  88. ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۷۶؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۰۴.
  89. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۴۶.
  90. ابن قتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۷۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۹۰؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۶۳-۴۶۴؛ طبری آملی کبیر، المسترشد، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۰.
  91. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۲۶.
  92. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷.
  93. نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰، ص۳۶۴.
  94. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۴، ص۱۹۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۸۷.
  95. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۴۷.
  96. مامقانی، تنقیح المقال، الفهرست، رحلی، ج۱، ص۱۶۸.
  97. ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۵۳۹.

منابع

  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن أثیر جزری، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اعثم الکوفی، أبو محمد أحمد، کتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن حزم، علی بن احمد بن سعید، جمهرة أنساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۳ق.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و...، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • ابن خیاط، خلیفة بن خیاط بن أبی هبیرة اللیثی، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن عطیه، جمیل حمود، أبهی المراد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۲۳ق.
  • ابن قتیبة دینوری، عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة معروف به تاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۰ق.
  • ابن قتیبة دینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲م.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن مسکویه، ابوعلی مسکویه الرازی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • بسوی، أبو یوسف یعقوب بن سفیان، کتاب المعرفة و التاریخ، تحقیق اکرم ضیاء العمری، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، ۱۴۰۱ق.
  • بغدادی، محمد بن حبیب، کتاب المنمق فی اخبار قریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۵ق.
  • بلاذری، أبو الحسن أحمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت،‌دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
  • بیهقی، ابوبکر، بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، و معرفة أحوال صاحب الشریعة، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت،‌ دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • زرکلی، خیرالدین، زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، بیروت،‌ دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
  • سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، گوناگون.
  • شوشتری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • صالحی الشامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
  • طبری آملی کبیر، محمد بن جریر بن رستم، المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب(ع)، قم، کوشانپور، ۱۴۱۵ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • گردانیده منسوب به بلعمی، تاریخنامه طبری، تحقیق محمد روشن، تهران، البرز، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال(رحلی)، چاپ اول، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا..
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
  • مقریزی، احمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
  • نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث،، تهران، فرزند مولف، ۱۴۱۴ق.
  • نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الأسماء و اللغات، دمشق،‌دار الرسالة العالمیة، ۱۴۳۰ق.
  • واعظ خرگوشی، ابو سعید، شرف النبی، تحقیق محمد روشن، تهران، بابک، ۱۳۶۱ش.
  • واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و تکملة منهاج البراعة، تهران، مکتبة الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.
  • یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت،‌دار صادر، بی‌تا.