مقاله ضعیف
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع مردود

فرشته

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از ملک)
پرش به: ناوبری، جستجو

فرشته یا مَلَک (جمع آن ملائکه) موجوداتی نامرئی و فراطبیعی، که مأمور اجرای اوامر خدا در دنیا و آخرت‌اند. فرشتگان دسته‌ها و وظایف مختلفی دارند مانند: نوشتن نامه اعمال، آوردن وحی بر اولیاء، حفاظت از انسان‌ها و یاری مؤمنان، رساندن روزی مادی و معنوی، گرفتن جان‌ها، دعا و استغفار کردن برای مؤمنان، هدایت قلب‌ها، مأموران عذاب. گروهی از فرشتگان نیز فارغ از امور دنیا به عبادت خدا و رکوع و سجود مشغولند.

هر یک از ملائکه وظیفه و مقامی معلوم دارند و در انجام وظیفه خود کوتاهی نکرده و از هر گناه و نافرمانی پاک و مبرّا هستند. آنها می‌توانند به برخی صورت‌ها درآیند. از این موجودات ۸۸ بار در قرآن یاد شده و باور به وجود آنها بخشی از ایمان مسلمانان است. مهمترین فرشتگان، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل هستند. به هنگام نفخ صور، ملائکه نیز خواهند مُرد و در قیامت مجددا زنده می‌شوند.

واژه شناسی

بیشتر لغت‌شناسان ملائکه را جمع مَلَک دانسته و معتقدند با اینکه فرشتگان زن یا مرد نیستند، گاهی به اعتبار لفظ برای آن ضمیر مؤنث و گاه به اعتبار ظاهر تاء تأنیث آن، ضمیر مؤنث برای آنها آورده می‌شود: قل لوکان فی الارض ملائکه یمشون مطمئنین لنزلنا علیهم من السماء ملکا رسولا،[۱] بثلاثة آلاف من الملائکة منزلین،[۲] اذ قالت الملائکة یا مریم[۳].[۴]

برخی دیگر، ملائکه را جمع مَلاک، به معنای رسالت و فرستادن، می‌دانند چرا که فرشتگان همان فرستادگان الهی بین خدا و پیامبران یا بندگان او هستند.[۵][۶] ملاصدرا ملک را مشتق از الوَکَه به معنی رسالت می‌داند و معتقد است هر مجردی که دارای رسالت نباشد، ملک نیست و تنها روح است.[۷]

چیستی فرشتگان

نگاره یک فرشته به سبک ایرانی اسلامی متعلق به سال حدود ۱۵۵۵ میلادی و قرن شانزدهم.
نگاره یک فرشته به سبک ایرانی اسلامی متعلق به سال حدود ۱۵۵۵ میلادی و قرن شانزدهم.

در قرآن کریم، سخن صریحی دربارۀ ماهیت و چیستی فرشتگان نیامده است. آنچه مسلم است، فرشتگان ماهیتی مغایر با انسان و دیگر مخلوقات ذی شعور (جن و حیوانات) دارند؛ اما این مسئله که ماهیت آنها چیست، مورد اختلاف است. بیشتر دانشمندان، فرشتگان را موجوداتی مجرد و غیرمادی می‌دانند و گروهی از متکلمان، آنان را دارای جسم لطیف[یادداشت ۱] به شمار می‌آورند. با این حال، هر دو گروه، بر این مطلب اتفاق نظر دارند که فرشتگان قابل ادراک حسی نیستند.[یادداشت ۲]

حسن زادۀ آملی در کتاب هزار و یک نکته می‌گوید از قوای هستی مطلقا تعبیر به ملائکه می‌شود، و از فیض کاشانی در علم الیقین[۸] نقل می‌کند که وی معتقد است هیچ چیزی در این جهان نیست مگر این که برای او در جهان دیگر نیرو و قوۀ روحانی است که از او در زبان شریعت به ملائکه تعبیر می‌شود.[۹]

برخی متکلمان ملائکه را اجسام لطیف و نورانی می‌دانند که قادر هستند به اشکال و صورت‌های مختلف متمثل شوند[یادداشت ۳] و انبیا و اوصیا قادر به دیدن آنها می‌باشند و قول به تجرد را خلاف ظاهر آیات و روایات متواتر می‌دانند. محقق دوانی می‌گوید ملائکه در علم و قدرت، موجودات کاملی هستند و شب و روز در حال عبادت‌اند بدون این که خستگی بر آنها عارض شود و یا مخالفت امر الاهی کنند.[۱۰]

فلاسفه ملائکه را جواهر قائم به ذات و مجرد می‌دانند که دو دسته کلی دارند: گروهی تدبیرکننده عوالم و گروهی مشغول تسبیح و عبادت خداوند.[۱۱] بعضی از فلاسفه نوع دیگری برای ملائکه قایل‌اند و آن گروهی هستند که مدبر عالم دنیا می‌باشند.[۱۲] آنها برای تجرّد ملائکه ادله‌ای ذکر کرده‌اند.[یادداشت ۴]

ملائکه در دیگر ادیان

زرتشت: به شش فرشته بلند مرتبه زرتشتی، امشاسپندان و به دسته دیگر که مقام پایین‌تری دارند، ایزد گفته می‌شود. ایزدان دو دسته‌اند: ایزدان مینوی و ایزدان دنیوی. همه فرشتگان مخلوق اهورامزدا هستند و هر امشاسپند مظهر یکی از صفت‌های او ست.

یهودیت: در این دین، فرشتگان به منزله بندگان خدا هستند که دستورهای او را در زمین اجرا می‌کنند. آنان مؤمنان را حمایت و کافران را تنبیه می‌کنند و وحی الهی را به انسان‌ها می‌رسانند. گاهی هم امکان دارد در زمین به شکل انسان ظاهر شوند.

مسیحیت: در انجیل، در موارد بسیاری از فرشتگان سخن به میان آمده. فرشتگان پیش از انسان آفریده شده و نگاهبان انسانند. درود فرستادن و به نوعی پرستش برخی فرشتگان مانند میکائیل، در کلیسا‌های مسیحی رایج است، به گونه‌ای که از سده چهارم میلادی، در سرزمین‌های مسیحی، نمازخانه‌هایی برای میکائیل ساخته شده است.[۱۳]

فرشتگان معروف

قرآن از بین فرشتگان تنها از جبرائیل و میکال که همان میکائیل است،[۱۴] مالِک که مأمور دوزخ است[۱۵] و هاروت و ماروت نام برده است. روایات گویای آن هستند که در میان فرشتگان، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل از جایگاه ویژه و بلندی برخوردارند. فرشتگان مأموریت‌های مختلفی بر عهده دارند، مهمترین کارهای این چهار فرشته عبارتند از: جبرائیل، آوردن وحی برای اولیاء الهی، میکائیل، رزق و روزی بندگان،[۱۶] اسرافیل، مظهر حیات الهی[۱۷] و دمیدن در صور، عزرائیل، گرفتن جانها.

ویژگیهای فرشتگان

واژه ملک در قرآن هشتاد و هشت مرتبه در هشتاد و شش آیه آمده است که سیزده مورد کلمه مَلَک و دو مورد مَلَکَین (تثنیه ملک) و هفتاد و سه مورد کلمه ملائکه می‌باشد.

وظایف فرشتگان

قرآن کریم کارهای فراوانی را برای فرشتگان برشمرده است. وساطت در نزول وحی و ابلاغ پیام الاهی به پیامبران،[۱۸] تدبیر امور عالم و وساطت در رساندن فیض الاهی به مخلوقات،[۱۹] استغفار و شفاعت برای مؤمنان[۲۰] و امداد آنان،[۲۱] لعن کافران،[۲۲] ثبت اعمال بندگان[۲۳] و قبض روح آنان در هنگام مرگ[۲۴] از جمله مأموریت‌های الاهی است که فرشتگان آنها را اجرا می‌کنند. فرشتگان در عالم برزخ[۲۵] و آخرت نیز حضور دارند؛ گروهی از آنان در بهشت مستقر هستند[۲۶] و گروهی نیز نگاهبان دوزخ و دوزخیان‌اند.[۲۷]

افزون بر آنچه یاد شد، فرشتگان همواره به عبادت و تقدیس و تسبیح خداوند اشتغال دارند و هیچ گاه از این عمل فراغت نمی‌یابند و به کاری دیگر نمی‌پردازند. قرآن در این رابطه می‌فرماید: و آنان که نزد او هستند (یعنی فرشتگان) از پرستش او نه سرپیچی می‌کنند و نه خسته می‌شوند. شبانه روز (و همواره خدای را) تسبیح می‌گویند و (در این کار) سستی نمی‌ورزند.[۲۸]

مراتب فرشتگان

فرشتگان مراتب مختلفی داشته و هر یک مقام معلومی دارند.[یادداشت ۵] گروهی در زمرۀ کارگزاران گروه دیگر به شمار می‌آیند، [یادداشت ۶] گروهی از کارگزاران فرشتۀ وحی (جبرائیل) و فرمان‌بردار اویند،[۲۹] و گروهی کارگزار فرشتۀ قبض روح (عزرائیل).[۳۰]

قرآن کریم برخی از دسته‌های فرشتگان را اینگونه نام می‌برد: صافات، زاجرات، تالیات،[۳۱] مرسلات، عاصفات، ناشرات، فارقات و ملقیات.[۳۲]

دسته‌بندی‌های مختلف دیگری نیز برای ملائکه بیان شده است: ملاصدرا آنان را به فرشتگان مقرب، ارواح مُهَیمِه، فرشتگان موکل بر اجرام آسمانی، فرشتگان عقلی و فرشتگان زمینی،[۳۳] ابن عربی به فرشتگان مهیمه، نون، قلم و لوح،[۳۴] امام خمینی به فرشتگان غیر متصرف در اجسام (فرشتگان مهیمه و اهل جبروت) و فرشتگان موکل بر موجودات جسمانی[۳۵] تقسیم کرده‌اند.

تکامل فرشتگان

نظریه رایج بین عالمان دینی، ثبات مقام فرشتگان است ولی برخی مانند ملاصدرا، علم و کمال آنان را قابل افزایش می‌دانند.[۳۶]

برتری فرشتگان بر انسان

بیشتر عالمان دینی بر طبق آیه وَلَقَدْ کرَّ‌مْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَ‌زَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَیٰ کثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا (ترجمه: و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم، و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم، و آنها را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری آشکار دادیم.)[ اسراء–۷۰] معتقدند فرشتگان از انسان‌های معمولی برترند ولی اگر انسان با تقوا و عبادت استعدادهای خود را بالفعل کند از ملائک برتر خواهد شد. ابن عربی فرشتگان عالین را برتر از بنی‌آدم می‌داند[۳۷] ولی قیصری انسانهایی که به مقام خلیفة اللهی رسیده‌اند را از فرشتگان عالین هم برتر می‌داند.[۳۸]

سابقه وجود و تعداد فرشتگان

بنابر روایات متعدد؛ ملائکه از با سابقه‌ترین مخلوقاتی هستند که خداوند متعال آنان را آفریده است؛ در احادیث شیعه آمده است که خلقت ملائکه (فرشتگان) بعد از خلقت انوار و ارواح پیامبر(ص) و امامان(ع) بوده[۳۹] و پرتعدادترین مخلوقات خداوند هستند.[۴۰] ملا صدرا[۴۱] مطابق برخی احادیث تعداد فرشتگان آسمان‌ها را هزاران میلیارد برابر انسانها می‌داند که همه آنها در مقابل فرشتگان عرش ناچیز دانسته شده‌اند.[یادداشت ۷]

بال داشتن فرشتگان

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ جَاعِلِ الْمَلَائِکةِ رُ‌سُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَّثْنَیٰ وَثُلَاثَ وَرُ‌بَاعَ یزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.
ستایش از آن خداوند است، آفریننده آسمانها و زمین، آن که فرشتگان را رسولان گردانید. فرشتگانی که بالهایی دارند، دودو و سه‌سه و چهارچهار. در آفرینش هر چه بخواهد می‌افزاید، زیرا خدا بر هر کاری تواناست.
سوره فاطر، آیه یک

در اولین آیۀ سورۀ فاطر آمده است که فرشتگان دارای بال هستند، منظور از بال داشتن فرشتگان این است که آنها مجهز به چیزی هستند که با آن از آسمان به زمین و از زمین به آسمان می‌روند، نه اینکه بالی نظیر بال پرندگان داشته باشند.[۴۲] در حدیثی از ابن عباس، پیامبر در معراج جبرائیل را با ششصد بال مشاهده کرد.[۴۳]

درباره بال فرشتگان نظرات مختلفی ارائه شده است:

  • امام خمینی در کتاب شرح چهل حدیث[۴۴] معتقد است فرشتگان عالم ملکوت مجرد تام بوده و بال ندارند، اما فرشتگان عالم مثال ممکن است دارای بال و پر مثالی باشند.[۴۵]
  • ابن عربی منظور از تعداد بالها را میزان تأثیر در ملکوت آسمان و زمین می‌داند.[۴۶]
  • برخی تعداد بالها را نشانه سرعت فرشتگان در انجام اوامر الهی می‌دانند[۴۷] و بعضی آن را نشان تفاوت مراتب فرشتگان یا تفاوت عوالم آنها[۴۸].

علم فرشتگان

ملائکه علم خود را همانند پیامبران از لوح محفوظ کسب می‌کنند. از مجموع آیات و روایات چنین برمی‌آید که علم ملائک، در موارد بی‌شماری بیش از انسان‌های معمولی است؛ ولی در برابر انبیایی همچون آدم که حتی مقام انبیای اولوالعزم را ندارد ظرفیت علمی کمتری دارند، چنانکه قرآن، آدم را معلم ملائکه معرفی می‌کند و آنها ظرفیت فراگیری همه اسماء الهی را در خود نیافتند.[۴۹]

جنسیت فرشتگان

قرآن به صراحت مؤنث بودن فرشتگان را مردود دانسته و آن را باور مشرکان می‌داند.[یادداشت ۸] مذکر و مؤنث بودن در حوزه مادیات و جسمانی بودن موجودات مطرح است و بنا بر اینکه ملائکه موجودات مجرد می‌باشند، مذکر و مؤنث بودن در آنها معنا ندارد،[۵۰] همانطور که نسبت به خورشید و ماه مذکر و مؤنث بودن بی‌معناست.

تمثل فرشتگان

تمثل یعنی فرشتگان با صورتی غیر از صورت اصلی خود ظاهر شوند. قرآن کریم در ماجرای حضور فرشتگان نزد حضرت ابراهیم(ع)،[یادداشت ۹] لوط،[یادداشت ۱۰] داوود،[یادداشت ۱۱] مریم،[یادداشت ۱۲] و پیامبر اکرم(ص)[یادداشت ۱۳] تمثل بشری فرشتگان را مطرح کرده است. در روایات متعددی تمثل فرشتگان بر انسانها مطرح شده که از جمله آنها تمثل جبرئیل برای پیامبر اکرم(ص) به صورت دحیه کلبی است.[۵۱]

گناه فرشتگان

قرآن ملائکه را معصوم و به دور از هر نافرمانی معرفی می‌کند،[یادداشت ۱۴] با اینحال مواردی با این دیدگاه به ظاهر ناسازگار می‌نماید که عالمان دینی در رفع این تعارض کوشیده‌اند، مانند سؤال ملائکه از خلقت آدم، هاروت و ماورت، و فُطرُس ملک. برخی عالمان، شیطان را نیز از فرشتگان می‌دانند که پس از نافرمانی از دستور سجده بر آدم از درگاه خدا رانده شد.(رجوع کنید به:ابلیس)

هاروت و ماروت

نوشتار اصلی: هاروت و ماروت

در سوره بقره از دو فرشته نام برده شده که در زمان حضرت سلیمان به مردم سحر و راه باطل کردن آن را یاد می‌دادند تا مردم فرق پیامبران و ساحران را بفهمند و به آنها گوشزد می‌کردند که استفاده از سحر باعث کفر و بدعاقبتی خواهد شد.[یادداشت ۱۵]

از احادیث چنین برمی‌آید که این دو فرشته زمانی به میان مردم آمدند که در سرزمین بابل بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران. خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.

داستان فطرس ملک

نوشتار اصلی: فطرس

شیخ صدوق در کتاب امالی نقل می‌کند یکی از فرشتگان حامل عرش به نام فُطرُس در وظایفش سستی کرد، پس از آن بالهایش شکسته و به زمین تبعید شد. او به هنگام تولد امام حسین(ع) به او توسل پیدا کرده و مورد بخشایش قرار گرفت.

برخی عالمان این روایات را نپذیرفته و معتقدند فطرس واژه‌ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است، بلکه به این صورت آمده و عاذَ فُطرس بِمَهدِه: فطرس به گهوارۀ امام حسین(ع) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا نیز قطعی نیست.[۵۲] عده‌ای معتقدند روایت نافرمانی فطرس، با آیۀ شریفۀ: عِبادٌ مُکْرَمُونَ[۵۳] و آیۀ: لایعصونَ اللهَ،[۵۴] منافات دارد، برخی نیز با فرض صحیح بودن این روایات، توجیهاتی را مطرح کرده‌اند.[یادداشت ۱۶]

فرشتگان در روایات

جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود:به درستی که خداوند من و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه را از یک نور خلق کرد، پس از آن نور پیروان ما را و… سپس آسمان‌ها و زمین‌ها را و ملائکه را آفرید.
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۴۴ و۳۴۳

امیر المؤمنین علی(ع) درباره خلقت ملائکه فرمود: خدایا ملائکه را آفریده و در آسمانت جای دادی، ملائکه‌ای که نه در آنان سُستی است و نه غفلت، و نه در ایشان معصیت مفهوم دارد. آری آنان داناترین خلق تو به تو و ترسنده‌ترین خلق تو از تو، و مقرب‌ترین خلق تو به تو و عامل‌ترین خلق تو به فرمان تو هستند، نه خواب بر دیدگان ایشان مسلط می‌شود و نه سهو عقول، و نه خستگی بدنها، ایشان نه در پشت پدران جای می‌گیرند، و نه در رحم مادران، و نه خلقتشان از ماء مهین است، بلکه تو‌ای خدا؛ ایشان را به نوعی دیگر ایجاد کرده‌ای، و در آسمان‌هایت منزل دادی، و با جای دادنت در جوار خود اکرامشان کرده‌ای، و بر وحی خود امین ساختی، و آفات را از ایشان دور کردی، و از بلاها محافظتشان فرمودی و….[۵۵] خطبه ۹۱ نهج البلاغه، معروف به خطبه اشباح، به خلقت فرشتگان، اقسام آنها، ویژگیها، توانائیها و وظایف آنها پرداخته است.

دعای سوم صحیفه سجادیه از امام سجاد(ع) اختصاص به فرشتگان مقرب خدا دارد و صلوات و درود خدا را عامل فزونی طهارت آنها می‌داند.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: خدای عزوجل ملائکه را از نور آفریده است،[۵۶] نه غذایی می‌خورند و نه چیزی می‌نوشند و نه درپی ازدواج‌اند.[۵۷]

در روایتی از امام کاظم(ع) آمده است: اگر مؤمنی بمیرد ملائکه و مکانهایی که وی خدا را در آنها عبادت نموده است بر او می‌گریند.[۵۸] آمادگی فرشتگان برای یاری امام حسین(ع) در عاشورا و گریه آنها بر شهادت وی و زیارت آنها از قبور ائمه(ع) از دیگر اموری است که در روایات به آنها اشاره شده است.

کروبیل، کوکبائیل، شمشائیل، اسماعیل و دردائیل از دیگر فرشتگانی هستند که در احادیث از آنها نام برده شده است.[۵۹]

جلد ۵۶ بحارالانوار

علامه مجلسی روایات و مطالب مرتبط با ملائکه را از صفحه ۱۴۴ تا ۳۲۶ جلد ۵۶ بحار الانوار گردآورده است(در بعضی چاپها جلد ۵۹). ۸۴ روایت با موضوع چیستی ملائکه و کارهای آنها، ۵۶ روایت در اوصاف فرشتگان مقرب و ۱۲ روایت در عصمت ملائکه.

مرگ فرشتگان

خداوند در آیه ۶۸ سوره زمر می‌فرماید به هنگام نفخه صور اول، تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد.[۶۰] در روایتی از پیامبر(ص) سؤال شد که چه کسانی در این آیه استثنا شده‌اند؟ حضرت فرمود: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت و وقتی خلائق قبض روح شدند آنها نیز به فرمان خدا به ترتیب می‌میرند.[۶۱] روایت دیگری حاملان عرش خدا را نیز بر این ملائک افزوده است.[۶۲]

در مورد کیفیت مرگ فرشتگان، باید گفت که آنچه ما آن را مرگ می‌دانیم (خروج روح از جسم و عالم ماده) درباره ملائک معنا ندارند؛ چون آنان جسم ندارند، تا خروج روح از آن مفهوم داشته باشد. لذا درباره ماهیت مرگ آنان احتمالاتی وجود دارد:

  • مراد از مرگ گسستن پیوند روح از قالب مثالی آنها باشد.
  • مقصود، از کار افتادن فعالیت مستمر ارواح و ملائک و از دست دادن توان ادراکی‌شان باشد.[۶۳]

در قیامت و به هنگام نفخه دوم صور، خداوند دوباره فرشتگان را زنده می‌کند.

مطالعه بیشتر

  • ابن سینا، اشارات، نمط ششم، فصل ۱۰- ۱۴
  • مصباح یزدی، معارف قرآن، ص ۲۸۳ و ۳۱۹
  • فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر روح و جسم، ص ۷۵ و ۱۱۲
  • مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۹
  • نهج البلاغه، خطبه ۹۱
  • جعفری، محمدتقی، تفسیر نهج البلاغه، ج ۲، ص ۱۶
  • سهروردی، حکمه الاشراق، القسم الثانی، مقالۀ اول، فصل ۴
  • مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج ۲، ص ۱۳۴، درس ۴۱

پانویس

  1. اسراء (۱۷) آیه
  2. آل عمران (۳) آیه ۱۲۴
  3. آل عمران (۳) آیه ۴۲
  4. سید مصطفی خمینی، تفسیر القران الکریم، ج ۴، ص ۲۵۴.
  5. تفسیر طبری، ج۱، ص۱۵۵
  6. مجمع البحرین، ج ۵، ص ۲۹۲
  7. مفاتیح الغیب، ص ۳۵۰
  8. . علم الیقین، ص ۲۷۶٫
  9. هزار و یک نکته، ص ۱۰۳، نکته ۱۱۴٫
  10. . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۰۲ به بعد.
  11. . بحارالانوار، ج ۵۹، ۲۰۴ – ۲۰۶٫
  12. . بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۰۶٫
  13. The Encyclopedia of Religion, volume1, p:2830, Oxford, New York, (1986 به نقل از بازنمایی فرشتگان الهی در رسانه (۱) (جبرائیل و میکائیل)/محمود مطهری نیا
  14. بقره / ۹۸
  15. زخرف / ۷۷
  16. بحار الانوار، ج۵۶، ص۲۲۱
  17. مشارق انوار الیقین، برسی، ج۱، ص۳۲، حافظ رجب، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، تهران بی‌تا.
  18. . نحل، ۲ و ۱۰۲؛ عبس، ۱۶٫
  19. . نازعات، ۵؛ معارج، ۴٫
  20. . مؤمن، ۷؛ انبیا، ۲۸٫
  21. . آل عمران، ۱۲۴ و ۱۲۵٫
  22. . بقره، ۱۴۱؛ آل عمران، ۸۷٫
  23. . یونس، ۲۱؛ زخرف، ۸۰؛ انفطار، ۱۱٫
  24. . انعام، ۶۲؛ نساء، ۹۷٫
  25. . نحل، ۲۸ و ۳۲٫
  26. . زمر، ۷۲؛ انبیاء، ۱۰۳٫
  27. . مدثر، ۲۰٫
  28. . انبیاء، ۱۹ و ۲۰٫ و من عنده لایستکبرون عن عبادته و لایستحسرون. یسبحون اللیل و النهار لایفترون.
  29. . تکویر، ۲۱٫ مُّطَاعٍ ثمَ أَمِین.
  30. . سجده، ۱۲٫ قُلْ یتَوَفَّیکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکلّ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُون ؛ انعام، ۶۲٫ وَ یرْسِلُ عَلَیکُمْ حَفَظَهً حَتی إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لَا یفَرِّطُونَ.
  31. وَالصَّافَّاتِ صَفًّا فَالزَّاجِرَ‌اتِ زَجْرً‌ا فَالتَّالِیاتِ ذِکرً‌ا سوره صافات، آیات ۱-۳
  32. وَالْمُرْ‌سَلَاتِ عُرْ‌فًا فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا وَالنَّاشِرَ‌اتِ نَشْرً‌ا فَالْفَارِ‌قَاتِ فَرْ‌قًا فَالْمُلْقِیاتِ ذِکرً‌ا سوره مرسلات آیات ۱-۵
  33. سیری در اسرار فرشتگان، ص۱۴۵
  34. سیری در اسرار فرشتگان، ص۱۵۱
  35. سیری در اسرار فرشتگان، ص۱۵۵
  36. تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا، ج2، ص371
  37. حسن حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۳۶۷-۳۶۹
  38. حسن حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۳۶۷-۳۶۹
  39. علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۵، ص ۸ و ج ۱۸، ص ۳۴۵ و ج ۲۴، ص ۸۸٫
  40. تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۳۴، ح ۲۰
  41. مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۸۵
  42. تفسیر المیزان، ذیل آیه
  43. مجمع البیان، ج ۸، ص ۶۲۵
  44. ص۴۱۵
  45. سیری در اسرار فرشتگان، ص۷۸
  46. سیری در اسرار فرشتگان، ص۷۹
  47. سیری در اسرار فرشتگان، ص۸۰
  48. سیری در اسرار فرشتگان، ص۸۱
  49. عنوان و نام پدید آورنده:بازنمایی فرشتگان الهی در رسانه (۱) (جبرائیل و میکائیل)/محمود مطهری نیا، ۱۳۹۰، تهیه کننده:مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
  50. (المیزان، ج۱۷، ص ۹ و ۱۰)
  51. بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۶۷
  52. . پرسش و پاسخ‌ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۸۸٫
  53. . وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ، انبیاء، ۲۶٫
  54. . یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ ؛‌ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیر هستند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!،تحریم، ۶٫
  55. . تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۰۷٫
  56. . مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۳۰۶، ح ۱۵٫
  57. . مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۵۸، ح ۴٫
  58. . کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۳۸، چاپ چهارم،‌دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ه ش.
  59. سیری در اسرار فرشتگان، ص۲۷۹
  60. . زمر، ۶۸، …و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله.
  61. . بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۱۸۴٫
  62. . بحار الانوار، ج ۶، ص ۳۲۹.
  63. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۵۴۱٫
  1. که با جسم غیرلطیف که دارای ابعاد سه گانه و وزن و حجم و نیز قابل ادراک حسی است، تفاوت دارد
  2. فیلسوفان مسلمان، فرشتگان را موجوداتی غیر جسمانی و مجرد می‌دانند که برخی از تجرد تام عقلانی و گروهی نیز از تجرد برزخی برخوردارند و از همین رو پاره‌ای خواص مادیان مانند شکل، در آنها (گروه دوم) وجود دارد.
  3. یعنی با صورتی غیر از صورت اصلی خود ظاهر شوند
  4. که بعضی از آنها به شرح ذیل است: الف. در کتب کلامی در بحث نبوت این مسئله مطرح است که آیا مقام انبیا افضل از ملائکه است و یا مقام ملائکه از انبیا برتر است؟ کسانی که قایل به برتری مقام انبیا شده‌اند به این دلیل تمسک کرده‌اند که انبیا، علاوه بر جنبه روحانی و عقل، دارای قوه شهوت و غضب هستند و با کمک عقل و ایمان بر آنها غلبه پیدا می‌کنند، اما در ملائکه، قوه‌ای که ضد عقل باشد وجود ندارد و در عبادت خود مزاحمی ندارند و روشن است موجودی که قوه غضب و شهوت ندارد، باید مجرد باشد، چون موجود زنده و دارای شعور و اختیار، اگر مادی باشد حتماً دارای قوه غضب و شهوت نیز هست.(علامه حلّی، شرح تجرید، مقصد سوم، مسأله چهارم، ص۳۸۷، بیروت.) ب. خلقت فرشتگان و ملایک بدون تغییر و تحوّل بوده و موجوداتی ثابت هستند، چنان که در بعضی روایات به آن اشاره شده و موجودی که چنین است مجرد و غیر مادی است؛ زیرا یکی از خواص ماده تغییر و دگرگونی است. ج. از روایات و آیات استفاده می‌شود که ملائکه دایماً در حال عبادت و انجام فرامین الاهی هستند، بدون این که خستگی بر آنها عارض شود و معلوم است که وجود مادی بر اثر انجام کار، دچار خستگی و ناتوانی می‌شود. د. برای ملائکه مقام معلوم و مشخصی است و تکاملی در آنها نیست؛ یعنی همه کمالات را در ابتدا از مبدأ فیض گرفته‌اند، در حالی که موجود مادی مثل انسان پیوسته در حال به کمال رسیدن است و انتهایی برای آن نیست.(صافات، ۱۶۴٫) و کمالات را در ابتدا بالقوه دارد که با مجاهده نفس به فعلیت می‌رسد، ولی کمالات ملائکه تماماً بالفعل از ابتدا موجود هستند و این از ویژگی‌های تجرد است. ه. ملائکه قابل اشاره حسی نیستند؛ یعنی به ملائکه با حس نمی‌شود اشاره کرد چه اشاره حسی بالذات، چنان که در مورد جسم است و چه بالعرض، چنان که در مورد جسمانیات مانند قوه باصره یا هاضمه است. بنابراین، اشاره حسی از خواص جسم است، پس هر موجودی که قابل اشاره حسی نباشد مادی نیست. و. وجودی که جسمانی باشد، فضا اشغال می‌کند و وجود دیگری نمی‌تواند در آن جا قرار گیرد، در حالی که ملائکه، مکان اشغال نمی‌کنند و دریک مکان محدود، ملائکه بی‌شمار قرار می‌گیرند. ز. خداوند متعال انبیا را برای استکمال بشر فرستاد، نه برای ملائکه، پس معلوم می‌شود که ملائکه، بر خلاف انسان، کمالات جدیدی را به دست نمی‌آورند، بلکه همه کمالات لایق را از ابتدا دارند، پس حرکت و از قوه به فعل رسیدن در آنها وجود ندارد و طبق قاعده فلسفی نتیجه می‌گیریم که ملائکه باید مجرد باشند؛ زیرا عدم تغییر و تحول با مادی بودن منافات دارد.
  5. . صافات ۱۶۴- ۱۶۶، ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ.
  6. و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر این که برای او (مقام و) مرتبه‌ای معین است».صافات، ۱۶۴٫ وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ.
  7. وَ قَالَ النَّیسَابُورِی فِی تَفْسِیرِهِ رُوِی أَنَّ بَنِی آدَمَ عُشْرُ الْجِنِ وَ الْجِنُّ وَ بَنُو آدَمَ عُشْرُ حَیوَانَاتِ الْبَرِّ وَ هَؤُلَاءِ کلُّهُمْ عُشْرُ الطُّیورِ وَ هَؤُلَاءِ عُشْرُ حَیوَانِ الْبَحْرِ وَ کلُّهُمْ عُشْرُ مَلَائِکةِ الْأَرْضِ الْمُوَکلِینَ بِهَا وَ کلُّ هَؤُلَاءِ عُشْرُ مَلَائِکةِ سَمَاءِ الدُّنْیا وَ کلُّ هَؤُلَاءِ عُشْرُ مَلَائِکةِ السَّمَاءِ الثَّانِیةِ وَ عَلَی هَذَا التَّرْتِیبِ إِلَی مَلَائِکةِ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ ثُمَّ الْکلُّ فِی مُقَابَلَةِ الْکرْسِی نَزْرٌ قَلِیلٌ ثُمَّ کلُّ هَؤُلَاءِ عُشْرُ مَلَائِکةِ السُّرَادِقِ الْوَاحِدِ مِنْ سُرَادِقَاتِ الْعَرْشِ الَّتِی عَدَدُهَا سِتُّمِائَةِ أَلْفٍ طُولُ کلِّ سُرَادِقٍ وَ عَرْضُهُ وَ سَمْکهُ إِذَا قُوبِلَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَا فِیهَا فَإِنَّهَا کلَّهَا یکونُ شَیئاً یسِیراً وَ قَدْراً قَلِیلًا وَ مَا مِقْدَارُ مَوْضِعِ قَدَمٍ إِلَّا وَ فِیهِ مَلَک سَاجِدٌ أَوْ رَاکعٌ أَوْ قَائِمٌ لَهُمْ زَجَلٌ بِالتَّسْبِیحِ وَ التَّقْدِیسِ ثُمَّ کلُّ هَؤُلَاءِ فِی مُقَابَلَةِ الْمَلَائِکةِ الَّذِینَ یحُومُونَ حَوْلَالْعَرْشِ کالْقَطْرَةِ فِی الْبَحْرِ وَ لَا یعْرِفُ عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ ثُمَّ مَعَ هَؤُلَاءِ مَلَائِکةُ اللَّوْحِ الَّذِینَ هُمْ أَشْیاعُ إِسْرَافِیلَ وَ الْمَلَائِکةُ الَّذِینَ هُمْ جُنُودُ جَبْرَائِیلَ وَ هُمْ کلُّهُمْ سَامِعُونَ مُطِیعُونَ لا یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یسْأَمُونَ. بحارالانوار ج۵۶ ص۲۴۱
  8. * وَ جَعَلُوا الْمَلَائِکةَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّ‌حْمَٰنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَیسْأَلُونَ: و فرشتگانی را که خود، بندگان رحمانند، مادینه [و دختران او] پنداشتند. آیا در خلقت آنان حضور داشتند؟ گواهی ایشان به زودی نوشته می‌شود و [از آن‌] پرسیده خواهند شد. زخرف ۱۹
    • إِنَّ الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیسَمُّونَ الْمَلائِکةَ تَسْمِیةَ الْأُنْثی نجم/۲۷
  9. وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهیمَ بِالْبُشْری قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنیذٍ هود. ۶۹
  10. وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سیءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا یوْمٌ عَصیبٌ. هود ۷۷
  11. وَهَلْ أَتَاک نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُ‌وا الْمِحْرَ‌ابَ ﴿۲۱﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَیٰ دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَیٰ بَعْضُنَا عَلَیٰ بَعْضٍ فَاحْکم بَینَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَیٰ سَوَاءِ الصِّرَ‌اطِ. ص ۲۰ و ۲۱
  12. فَأَرْسَلْنا إِلَیها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیا. مریم ۱۷
  13. وَلَقَدْ رَ‌آهُ نَزْلَةً أُخْرَ‌یٰ، عِندَ سِدْرَ‌ةِ الْمُنتَهَیٰ نجم ۱۳و۱۴، وَلَقَدْ رَ‌آهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ تکویر ۲۳
  14. لَا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِ‌هِ یعْمَلُونَ :که در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند، و خود به دستور او کار می‌کنند. انبیاء/۲۷
  15. وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَیٰ مُلْک سُلَیمَانَ ۖ وَمَا کفَرَ سُلَیمَانُ وَلَٰکنَّ الشَّیاطِینَ کفَرُ‌وا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَی الْمَلَکینِ بِبَابِلَ هَارُ‌وتَ وَمَارُ‌وتَ ۚ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّیٰ یقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکفُرْ ۖ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّ‌قُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْ‌ءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُم بِضَارِّ‌ینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّ‌هُمْ وَلَا ینفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَ‌اهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَ‌ةِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَ‌وْا بِهِ أَنفُسَهُمْ ۚ لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ. و آنچه را که شیطان‌[صفت‌]ها در سلطنت سلیمان خوانده [و درس گرفته‌] بودند، پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید، لیکن آن شیطان‌[صفت‌]ها به کفر گراییدند که به مردم سحر می‌آموختند. و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابِل فرو فرستاده شده بود [پیروی کردند]، با اینکه آن دو [فرشته‌] هیچ کس را تعلیم [سحر] نمی‌کردند مگر آنکه [قبلا به او] می‌گفتند: «ما [وسیله‌] آزمایشی [برای شما ]هستیم، پس زنهار کافر نشوی.» و[لی‌] آنها از آن دو [فرشته‌] چیزهایی می‌آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند. هر چند بدون فرمان خدا نمی‌توانستند به وسیله آن به احدی زیان برسانند. و [خلاصه‌] چیزی می‌آموختند که برایشان زیان داشت، و سودی بدیشان نمی‌رسانید. و قطعاً [یهودیان‌] دریافته بودند که هر کس خریدار این [متاع‌] باشد، در آخرت بهره‌ای ندارد. وه که چه بد بود آنچه به جان خریدند-اگر می‌دانستند. بقره ۱۰۲
  16. * بعضی از مفسران گفته‌اند: مجازات و تنبیه ملائکه در اثر ترک اَولی بوده است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی، این است که آنها در اجرای دستورات الاهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده‌اند و به سوی عمل کم اولویت رفته‌اند، یا انجام عمل را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جا آورده‌اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده‌اند. مکارم شیرازی، در پرسش و پاسخ‌های حضوری.
    • عده‌ای برای حل مشکل عصیان و تنبیه فرشتگان، احتمال داده‌اند که این قبیل روایات مربوط به دسته‌ای از ملائکه باشد که شبیه به انسان هستند. می‌گوید:بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث ملائکۀ زمینی می‌گویند، آنها موجوداتی هستند نامرئی، اما شاید خیلی به انسان شبیه‌اند؛ یعنی تکلیف می‌پذیرند و احیاناً تمرّد می‌کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست، حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده‌اند. مطهری، مرتضی، توحید، ص ۳۴۲٫
    • بعضی هم معتقدند چنانچه درستی سند و فرشته بودن فطرس، هر دو اثبات شود، این امر با آیۀ لا یعْصُونَ اللّهَ،(تحریم، ۶٫) منافاتی ندارد؛ زیرا فرشتگان یکسان نیستند. فرشتگان حامل عرش، حامل وحی مقامی والا دارند: وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ.(صافات، ۱۶۴٫) فرشتگان حامل وحی معصوم‌اند و تکامل هم ندارند. دلیلی نداریم که تمام فرشته‌ها از یک سنخ باشند و فرشته‌ای همانند انسان که دارای نفس مستکمله باشد، نداشته باشیم!. پس امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی به شمار آید و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد. پرسش‌ها و پاسخ‌ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۸۸-۸۷٫

منابع

  • سایت اسلام کوئست
  • آملی، عبدالله، تحریر تمهید القواعد ابن ترکه، [بی‌جا]، انتشارات الزهراء، ۱۳۷۲ش.
  • حسن زاده آملی، حسن، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۷۸ش.
  • خمینی، سید مصطفی، تفسیر القرآن الکریم، به کوشش محمد سجادی اصفهانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۰ش.
  • رستمی، محمدزمان؛ آل بویه، طاهره، سیری در اسرار فرشتگان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۳ش.
  • صدرالمتألهین شیرازی، مفاتیح الغیب، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۶۳ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت، اعلمی، افست، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۹۳ق.
  • طبری، محمد بن جرر، جامع البیان عن تأویل آیه القرآن، به کوشش صدقی، جمیل العطار، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، فخرالدین طریحی، به کوشش محمود عادل و احمد حسینی، دوم، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ق.
  • عروسی حویزی، ابن جمعه، تفسیر نورالثقلین، به کوشش رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، کافی،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.