محمدصالح حائری مازندرانی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از علامه سمنانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدصالح حائری مازندرانی
زادروز ۱۲۹۷ یا ۱۲۹۸ق.-۱۲۵۸ش.
زادگاه -
درگذشت دی ماه ۱۳۵۰ش
آرامگاه مشهد، حرم امام رضا (ع)
محل زندگی سمنان، نجف، کربلا و بابل
تحصیلات اجتهاد
استادان ملااسماعیل بروجردی حائری، آخوند خراسانی و محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر
شناخته‌شده برای حکیم و فقیه و از مبارزان استعمار و استبداد
نقش‌های برجسته از علمای شیعی متبحر در فلسفه مشاء، فقه، اصول، کلام، تفسیر و شعر و ادب
لقب علامه سمنانی
مکتب سبیکةالذهب، سبائک‌الذهب در شرح کفایة، حکمت بوعلی سینا، و آثار دیگر

محمدصالح حائری مازندرانی (۱۲۹۸/۱۲۹۷ق ـ ۱۳۹۱ق) معروف به علامه سمنانی از علمای شیعی متبحر در فلسفه مشاء، فقه، اصول، کلام، تفسیر و شعر و ادب در قرن چهاردهم بود. او در دوران تسلط بیگانگان، با مشاهده اوضاع و احوال کشور، به حکم وظیفه دینی و صنفی، ساکت ننشست و به مبارزه با استعمار و استبداد پرداخت. حائری در مسجد جامع بابل بر علیه رضاخان سخنرانی کرد و این کار سبب دستگیری وی شد. او مدت نه ماه زندانی و سپس به سمنان تبعید شد.

ولادت و نسب

محمدصالح حائری در ۱۲۹۷ق/۱۲۵۸ش [۱] و به قولی در ۲۸ رجب ۱۲۹۸ق، در کربلا متولد شد.[۲] اصل وی از بابل مازندران بود، اما به سبب اقامت طولانی‌اش در سمنان، سمنانی نیز خوانده شده است.[۳]

پدرش، میرزافضل‌اللّه مجتهد حائری مازندرانی (متوفی ح۱۳۰۵ش) ، از فقهای امامیه متولد بابل بود که پس از تحصیلات مقدماتی در بابل به نجف هجرت کرد.[۴] جد محمدصالح، شیخ‌معین‌الدین قاسمی، از شاگردان علامه مجلسی و از مجتهدان طراز اول عصر خود بود. [۵] محمدصالح حائری مازندرانی در ۲۱ دی ماه ۱۳۵۰ش/۱۳۹۱ق در سمنان درگذشت و در حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.[۶]

تحصیلات و اساتید

محمدصالح حائری مازندرانی در کربلا ادبیات عرب را نزد ملاعلی معروف به سیبویه و ملاعباس معروف به اخفش و فقه و اصول را نزد پدر و برادربزرگش، شیخ علی علامه، فراگرفت.[۷]

در ۱۳۱۲ق، آخوند خراسانی در سفری به کربلا، در پی آشنایی با حائری به استعدادش پی برد و او را با خود به نجف برد.[۸]

حائری در نجف، در فقه و اصول از شاگردان خاص آخوند خراسانی شد تا جایی که وی در تدوین نهایی کتاب کفایة الاصول خود به یادداشت‌های درسی این شاگرد خود توجه داشت.[۹]

علامه سمنانی در مجلس درس فقه و اصول میرزا حسین‌ بن حاج‌ میرزا خلیل تهرانی، تنها شاگرد صاحب جواهر که در آن زمان در قید حیات بود، شرکت می‌کرد.[۱۰]وی در علوم عقلی شاگرد حاج‌ ملااسماعیل بروجردی حائری، از استادان حکمت و ریاضی، بود.[۱۱]

حائری دوازده سال در نجف به تحصیل و تدریس و تألیف پرداخت و اجازات متعددی در اجتهاد و روایت دریافت نمود.[۱۲]

فعالیت‌های مذهبی، علمی و سیاسی

حائری در ۱۳۲۴ق، به ایران آمد و به بابل رفت[۱۳] و به تدریس، وعظ و اقامه جماعت پرداخت و از مراجع تقلید گردید.[۱۴]

حضور علامه سمنانی در بابل هم زمان بود با دوران تسلط بیگانگان، وی با مشاهده اوضاع و احوال به حکم وظیفه دینی و صنفی، ساکت ننشست و به مبارزه با استعمار و استبداد پرداخت.

وی در یکی از سخنرانی هایش در مسجد جامع بابل با صراحت گفت: "هر کس با قرآن مخالفت کند کافر است اگر چه رضاخان باشد." سخنرانی شدید علامه سمنانی در مسجد بابل سبب دستگیری وی شد. ایشان مدت نه ماه زندانی و سپس به سمنان تبعید شد.[۱۵]

محمدصالح حائری در سمنان نیز به تدریس و تألیف و اقامه نماز جماعت پرداخت.[۱۶] منزل وی در بابل و سمنان محل تجمع اهل علم و ادب با گرایش‌ها و عقاید مختلف بود.[۱۷] جلال‌الدین همایی، بدیع‌الزمان فروزانفر، نیما یوشیج و محمدتقی جعفری، از جمله کسانی بودند که با او مراوده داشتند و از او تجلیل کرده‌اند.[۱۸]

اجازات

علامه سمنانی علاوه بر اجازه اجتهاد، دارای اجازه روایت نیز بود، برخی از اجازات وی عبارتند از اجازه از:

  • پدرش شیخ فضل الله حائری مازندرانی
  • برادرش علی علامه حائری
  • حاج میرزا حسین خلیل تهرانی
  • حاج میرزا حسین نوری[۱۹]

روایت کنندگان

اسامی برخی از عالمانی که از علامه سمنانی اجازه روایت دریافت کرده اند، عبارتند از:

از نگاه دیگران

  • سید محمد مهدی اصفهانی کاظمینی (متوفای ۱۳۹۱ق) درباره او می نویسد: "شیخ محمد صالح... اکنون یگانه مرجع تقلید مهم مازندران است، تألیفات خوبی دارد که بر فراوانی فضل و وسعت دایره اطلاعات و فزونی دانشش دلالت می کند."[۲۰]
  • محمد تقی جعفری تبریزی او را نابغه ای عظیم الشأن معرفی کرده است.[۲۱] وی می گوید: "علامه مردی بسیار با فضل بود، مخصوصا ادبیات عربی اش خیلی قوی بود... اطلاعات فلسفی اش هم خیلی زیاد بود، در اصول هم حد بالایی داشت."
  • محمد هادی امینی درباره او می نویسد: "شیخ محمد صالح... از فقیهان و عالمان بزرگ جهان اسلام و از استادان مسلم در فقه، اصول و از مولفان و پژوهشگران و محققان بزرگوار است."[۲۲]
  • محمدرضا حکیمی علامه را چنین معرفی می‌کند: "حضرت علامه سمنانی، از علمای بزرگ و بسیار کم مانند اسلام است در سده گذشته و جامع، معقول و منقول به معنای وسیع و ژرف تعبیر، و صاحب اطلاعات و معلوماتی پهناور و مجتهد در فلسفه و تحقیقات فلسفی، نقاد تیز هوش و پرتوش و توان مباحث فلسفی، بویژه اصول و مبانی حکمت متعالیه در عین رعایت تعادل، و با اشاره و به ارزشمندی نکته هایی در خور ارزش که در فلسفه صدرایی مطرح گشته است."
  • شاگردش عبدالرفیع حقیقت می نویسد: "یکی از دانشمندان به نام و علمای بزرگ اسلام در عصر حاضر، آیة الله آقا شیخ محمد صالح حائری مازندرانی (سمنانی) است."[۲۳]

آرای فلسفی

حائری در فلسفه، برخلاف اندیشه غالب حکمای معاصر خود، قائل به اصالت ماهیت بود. وی[۲۴] قول به اصالت وجود را مقدمه نظریه وحدت حقیقت وجود و سنخیت حقیقی بین واجب تعالی و ممکنات، و این را خلاف دعوت انبیا و مسلّمات قرآن کریم مبنی بر تنزیه واجب تعالی از سنخیت و شباهت با مخلوقات دانسته است. او تلاش خود را در اثبات اصالت ماهیت و تباین حقایق موجودات، جهاد اکبر فی‌سبیل‌اللّه می‌دانست.

همچنین حائری مازندارنی، منکر وجود ذهنی، اتحاد عاقل و معقول به معنای مشهور و سنخیت علت و معلول بود.

از دیگر آرای او، اعاده معدوم و حدوث عالم، شایان ذکر است.[۲۵]

محمدصالح حائری ضمن بیان این‌که در آثار ابن سینا سخنی دالّ بر اصالت وجود نیافته و همین کافی است که او را قائل به اصالت ماهیت بدانیم، کوشیده از سخنان ابن‌سینا آنچه را که ظاهرا عبارات آن موافق اصالت ماهیت است، به عنوان شاهد صدق ادعای خود بیاورد.[۲۶]

در عرصه شعر و ادبیات

محمدصالح حائری مازندرانی از ذوق شعری نیز برخوردار بود. اشعار عربی و قصاید بلند ایشان را از قدیم در حوز‌های ادبی نجف همطراز آثار شاعران برجسته عرب به شمار آورده اند. مانند قصیده بلند نونیه نبویه و قصیده بدیعیه.

علی اسفندیاری (نیما یوشیج) (متوفای ۱۳۳۸ش) شاعر نوپرداز در نامه‌ای خطاب به وی می‌نویسد: "مخصوصا به تو، تو خطاب می‌کنیم برای تو که در مازندران فرد هستی. گمان نمی‌برم میزانی برای تعیین مقدار توفیق صالحین یک قوم بهتر از وجود شخص صالحی در آن قوم باشد."[۲۷]

همچنین یوشیج در قصیده‌ای در وصف او می‌گوید:


شهریار:
منم که طالح درمانده ام در این فکرت تویی که صالحی ای حایری زمن مگریز
ابونواس و غزالی و طوسی، این سه تویی که کس نخوانده و نشناسدت به حق تمیز
نیما یوشیج، نامه ها، ص ۳۶۱.

آثار

آثار علامه سمنانی اعم از کتاب و رساله به سیصد مجلد تحت عناوین فقه، اصول فقه، تفسیر، کلام، منطق، فلسفه، دعا، ادبیات مندرج است، از جمله:

فقه و اصول

فلسفه

  • حکمت بوعلی سینا، در پنج مجلد به فارسی، او در این کتاب، ابن‌ سینا، میر داماد، شیخ‌ اشراق، خیام و محقق طوسی را قائل به اصالت ماهیت دانسته است.[۳۲]
  • رساله ودایع الحِکَم فی کشف خدایع بدایع الحِکَم، به فارسی، در رد و نقد بدایع‌الحکم آقاعلی مدرس طهرانی که از قائلان به اصالت وجود بوده است.
  • الدین القویم، درباره ربط حادث به قدیم.
  • الیدالبیضاء، درباره وجود ذهنی.
  • رسالة فی حل نظم منطق السبزواری.[۳۳]

سایر آثار

  • تفسیر سوره حمد و حدید و آیةالکرسی.[۳۴]
  • الوحی العریض فی نفی‌الجبر و التفویض[۳۵]
  • دیوان الادب، شامل برخی اشعار فارسی او با مضامین دینی و اخلاقی.[۳۶]
  • منظومه نونیة العجم، در مدح پیامبر اکرم و عترت او.[۳۷]
  • احتجاجات مأمون
  • الاعتقادات
  • اکسیر سعادت و حیات جاودان و تکثیر شقاوت و سیئات جاهلان و حاسدان
  • تاریخ معارف امامیه ترجمه کتاب ظلامه العتره الطاهره الی حضره قاده الاسلام الباهره.

پانویس

  1. آقابزرگ طهرانی، طبقات، قسم ۳، ص ۹۳۶ ؛ شریف‌رازی، ج ۵، ص۳۳۶
  2. فضائلی، ج ۱، ص ۸۴ ؛ باقرزاده بابلی، ج۱، ص ۲۵۶
  3. شریف‌رازی، ج ۵، ص۳۳۶ ؛ مهجوری، ج ۱، ص۵۶
  4. موسوی اصفهانی، ج۲، ص ۹۴ ؛ باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۱۴۷
  5. فضائلی، ج ۱، ص۸۴ ؛ باقرزاده بابلی، ج ۱، ص۲۵۶
  6. فضائلی، ج۱، ص۸۵ـ۸۶
  7. فضائلی، ج ۱، ص ۸۳ ؛ باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۲۵۷
  8. حائری مازندرانی، ج۱، ص۴
  9. حکیمی، ج ۱، ص ۲۰۹
  10. فضائلی، ج ۱، ص ۸۳
  11. صدوقی‌سها، ج ۱، ص ۴۵۲
  12. باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۲۶۰
  13. حائری مازندرانی، دیوان الأدب، ص ۴ ـ ۵
  14. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم ۳، ص ۹۳۶ ؛ شریف‌رازی، ج ۵، ص ۳۳۶
  15. باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۲۶۵
  16. شریف‌رازی، ج ۵، ص ۳۳۶ ؛ حقیقت، ج ۱، ص ۴۰۶
  17. باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۲۶۰
  18. فضائلی، ج ۱، ۸۵ ؛ باقرزاده بابلی، ج ۱، ص ۲۶۱ ـ ۲۶۲
  19. المسلسلات، ج۲، ص ۴۱۷
  20. احسن الودیعه، ج۲، ص۹۶
  21. مقدمه حکمت بو علی سینا
  22. معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۳، ص ۱۱۴
  23. تاریخ سمنان، ۶۱۴ و ۶۱۳
  24. حائری مازندرانی، رساله ودایع الحکم فی کشف خدایع بدایع الحکم، ج۳، ص۲۶
  25. حائری مازندرانی، حکمت بوعلی سینا، ج۲، ص۱۱۹
  26. حائری مازندرانی، حکمت بوعلی سینا، ج۳، ص۴۴ـ ۴۵ ؛ ابن‌ سینا، الشفاء، ج۱، ص۳۱
  27. نیما یوشیج، نامه‌ها، ص۳۶۱
  28. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۲، ص۱۲۵
  29. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۲، ص۶۱
  30. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۵، ص۳۴۶
  31. حائری مازندرانی، دیوان الأدب، مقدمه عمادزاده، ص ۶
  32. حائری مازندرانی، حکمت بوعلی سینا، ج ۱ ـ ۲
  33. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج ۲۵، ص۲۷۶ ؛ صدوقی‌سها، ج ۱، ص۱۷۸
  34. حائری مازندرانی، دیوان الأدب، ص ۶
  35. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۲۵، ص۵۹
  36. حائری مازندرانی، دیوان الأدب، ص ۷
  37. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۲۴، ص۳۹۱

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی‌نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌ سینا، الشفاء،چاپ ابراهیم مدکور، جورج شحاته قنواتی، و سعید زاید، قاهره ۱۳۸۰/۱۹۶۰، چاپ افست قم، ۱۴۰۴ق.
  • باقرزاده بابلی، عبدالرحمن، آشنایی با فرزانگان بابل در سه قرن اخیر، بابل، ۱۳۷۷ش.
  • حائری مازندرانی، محمدصالح، حکمت بوعلی سینا، چاپ حسن فضائلی، چاپ حسین عمادزاده، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • حائری مازندرانی، محمدصالح، دیوان الأدب، تهران، ۱۳۳۷ش.
  • حائری مازندرانی،محمدصالح، رساله ودایع الحکم فی کشف خدایع بدایع الحکم، در محمد صالح حائری مازندرانی، حکمت بوعلی سینا.
  • حقیقت، عبدالرفیع، تاریخ قومس، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • حکیمی، محمدرضا، ادبیات و تعهد در اسلام، تهران، ۱۳۵۶ش.
  • شریف‌رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، تهران، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش.
  • صدوقی‌سها، منوچهر، تاریخ حکماء و عرفای متأخر، تهران، ۱۳۸۱ش.
  • فضائلی، حسن، مرحوم آیةاللّه علامه حائری مازندرانی و آثار علمی درخشان او، وحید، دوره ۱۰، ش ۱، فروردین ۱۳۵۱ش.
  • مرعشی نجفی، شهاب الدین، الاجازة الکبیرةتنظیم محمد سمامی حائری، قم، ۱۴۱۴ق.
  • موسوی اصفهانی، محمدمهدی، احسن الودیعة فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعة، بغداد، ۱۳۴۸ش.
  • مهجوری، اسماعیل، دانشمندان و رجال مازندران، به‌کوشش هدایت‌اللّه مهجوری، تهران، ۱۳۵۳ش.

پیوند به بیرون