سید محمد علی داعی‌الاسلام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
سید محمدعلی داعی الاسلام

سید محمد علی داعی‌الاسلام (۱۲۵۴-۱۳۳۰ شمسی)(۱۲۹۵-۱۳۷۱ قمری) نویسنده، روزنامه‌نگار و مبلغ مذهبی که زحمات زیادی را برای مناظره با تبشیریان مسیحی متحمل شد. او در اصفهان ریاست صفاخانه و نیز مجله الاسلام (اولین مجله دینی ایران) را برعهده داشت.

به سبب مناظرات موفقیت‌آمیز او با مبشّران مسیحی[۱]، از طرف مظفرالدین شاه، به داعی الاسلام ملقب شد. حضور وی در هند و دانشگاه حیدرآباد دکن و نیز تأسیس انجمن دعوة الاسلام و انتشار مجله‌ای به همین نام در هند به دو زبان اردو و فارسی و همچنین مناظرات مداوم با مبشران اروپایی، نام او را در ممالک اسلامی بر سر زبان‌ها انداخت، به‌گونه‌ای که آخوند خراسانی هم از وی تقدیر کرد.

شروع تحصیلات

او فرزند سید فضل الله حسنی بود. در سال ۱۲۹۵ق، در نیاک لاریجان متولد شد. نسبش با ۳۱ واسطه به امام حسن(ع) می‌رسد. از پنج سالگی در آمل به مکتب رفت. سپس در مدرسۀ مسجد جامع زبان عربی آموخت و بعد از فراگیری علوم مقدماتی به تهران عزیمت کرد. ابتدا در مدرسه قاجار و بعد در مدرسه سپهسالار حجره گرفت. در سال ۱۳۱۶ق، برای بهره‌مندی از محضر آخوند ملامحمد کاشی و جهانگیر خان قشقائی به اصفهان رفت و در مدرسه صدر حجره گزید.

اساتید نامدار اصفهان

او نزد شیخ محمدتقی معروف به محمد تقی آقا نجفی اصفهانی، فقیه نامدار حوزۀ علمیۀ اصفهان، سطوح عالی فقه و اصول را فراگرفت. همچنین در محفل ادبی سلیمان خان رکن الملک شیرازی، نایب الحکومۀ متدین و ادیب اصفهان، شرکت جست.[۲] در این هنگام، شخصی به نام سنت کلر تیسدال با گروهی از مبلغان عیسوی از اروپا به اصفهان آمد و کتاب ینابیع الاسلام را در ردّ اسلام منتشر نمود.[۳] او در این کتاب مدعی شده بود که مسلمانان به رغم دعوت‌های ما در مناظره شرکت نمی‌کنند و بر نقدها و ردیه‌هایمان بر اسلام جواب نمی‌نویسند.[۴] بدین سان آقانجفی و برادرش، حاج آقا نورالله و رکن الملک برای چاره‌جویی با گروهی از علماء و تجار متدین در منزل رکن الملک انجمنی تشکیل دادند و خواستار تشکیل ادارۀ دعوت اسلامیه شدند.

تأسیس صفاخانه

به دستور حاج‌آقا نورالله و به کمک رکن الملک، ادارۀ دعوت اسلامیه به نام صفاخانۀ اصفهان در جمادی الاولی ۱۳۲۰ق در جلفای اصفهان دایر گردید و سید محمد علی که جلسات مناظرۀ عیسویان را تا آن زمان در حجرۀ خود برگزار می‌کرد، از طرف جامعۀ روحانیون اصفهان رسماً مأمور مناظرۀ با مبلغان مسیحی در صفاخانه شد.[۵]

مجلۀ الاسلام، سال اول، ش۱- کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

انتشار مجله الاسلام

وی با آموختن زبان انگلیسی و عبری و خواندن کتب عهد عتیق و عهد جدید، در اندک زمانی آمادۀ مباحثه با تیسدال و سایر مبلغان مسیحی گردید.

گزارش مباحثات آنان در مجلۀ الاسلام (نخستین مجلۀ دینی در ایران)، به مدیریت سید محمد علی، منتشر می‌شد.[۶] مجلۀ الاسلام پس از شمارۀ اول توقیف شد و مدت پنج ماه انتشار آن به تأخیر افتاد تا اینکه سرانجام به دستور اتابک دوباره منتشر شد.[۷]

چندی بعد در سال ۱۳۲۴ق، سید محمدعلی عازم سفر حج شد و سه تن را برای ادارۀ امور مجله تعیین کرد که نامشان در شمارۀ نهم مجله‌ مندرج است. وی مطالب دو شماره را هم آماده کرد و در شمارۀ دهم نوشت که اگر قرار باشد مناظره‌هایی را که از زمان آغاز تأسیس صفاخانه با عیسویان داشتیم در این روزنامه به چاپ رسانیم، سال‌ها طول می‌کشد. بعد از داعی الاسلام، این مجله دو سال دیگر منتشر شد.[۸]

لقب داعی الاسلام

پس از نشر این مجله و مباحثۀ جدی و پیگیر سید محمد علی و تأثیر مطلوب آن بر مردم، رکن الملک به واسطۀ ظل السلطان، حاکم اصفهان، از مظفرالدین شاه درخواست یک جُبّۀ ترمه و لقب داعی الاسلام برای سید محمدعلی نمود و او به داعی الاسلام ملقب شد.[۹]

سفر به هند

داعی الاسلام در راه بازگشت از مکه، از طریق مصر به هندوستان رفت. او به دعوت ایرانیان مقیم بمبئی که از مباحثاتش با مسیحیان آگاه شده بودند، دو سال در آنجا ماند و به مناظرۀ با مبلغان مسیحی ادامه داد.

وی زبان اردو را فراگرفت، [۱۰] و با کمک و راهنمایی آقا میزرا محمد امین التجار که مایل به تأسیس انجمن دعوة الاسلام برای مقابله با تبلیغات ضداسلامی مبشران عیسوی بود، جلسه‌ای با حضور مسلمانان علاقه‌مند تشکیل داد. ۵ نفر از بزرگان حاضر در آن جلسه عضویت انجمن را پذیرفتند و این شورای پنج نفره مسئولیت ادارۀ دعوة الاسلام و گردآوری کمک‌های مردم را بر عهده گرفت. همچنین مجله دعوة الاسلام، به مدیریت داعی الاسلام، به شیوۀ مجله الاسلام اصفهان چاپ شد که اغلب مندرجات آن مباحثات داعی الاسلام با دیگران در دفتر مجله بود.[۱۱]

مجله دعوة الاسلام

اولین شمارۀ مجلۀ دعوة الاسلام به دو زبان فارسی و اردو منتشر گردید و از همان ابتدا توجه مسلمانان هند و سایر ممالک اسلامی را جلب کرد و حکمی از جانب مراجع بزرگ شیعه در عراق و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی مبنی بر تشویق مسلمانان به کمک کردن به مجله و نیز تشکر از داعی الاسلام صادر شد و داعی الاسلام شهرتی بسزا یافت.[۱۲] این مجله دو سال منتشر شد.

تدریس در دانشگاه

داعی الاسلام با معرفی کنسول ایران در بمبئی در دانشکدۀ حیدرآباد دکن به تدریس ادبیات فارسی مشغول شد و در همان اوان، برخی از زبان‌های باستانی از جمله پهلوی، اوستا و سنسکریت را نیز آموخت.[۱۳]

تألیف فرهنگ

محمدعلی داعی الاسلام دریافت که ایرانیان مقیم هند به فرهنگ جامعی به زبان فارسی نیاز دارند و برای برآوردن این نیاز تلاش کرد. به دستور عثمان علی شاه، پادشاه مسلمان دکن که به زبان فارسی هم علاقه‌مند بود، ادارۀ فرهنگ نظام به ریاست داعی الاسلام تأسیس گردید. در سال ۱۳۰۸ش که وی به تهران آمد، جلد اول فرهنگ نظام را با خود آورد.[۱۴]

داعی الاسلام بعد از چند ماه توقف در ایران، به حیدرآباد دکن برگشت و به کار تدریس در دانشگاه و تألیف فرهنگ نظام ادامه داد. او این فرهنگ را پس از نوزده سال در پنج جلد به پایان رساند. از امتیازات فرهنگ نظام، ضبط بسیاری از لغات متداول در شهرهای ایران است.

خصوصیت دیگر آن توجه نویسنده به اشتقاق کلمات فارسی است. در این اثر نویسنده از ذکر وجه اشتقاق‌های عامیانه فرهنگ نویسان قدیم دوری جسته و کوشیده است تا با استفاده از کتاب‌های لغت سنسکریت و اوستا و پهلوی، اشتقاق کلمات را مشخص کند، اما مآخذ خود را ذکر نکرده است.

او با هر لغتی به دید انتقادی نگریسته تا کلمات تصحیف شده به فرهنگ راه نیابد. وی از آوردن لغات زند و پازند و واژه‌های مجعول دَساتیری که در بعضی از فرهنگ‌های قدیم‌تر وجود دارد، خودداری کرده است.[۱۵]

به نظر داعی الاسلام[۱۶] فرهنگ‌های پیشین زبان عصر خود را به طور کامل ضبط نکرده‌اند و بیشتر به زبان شعر توجه کرده و از زبان نثر و تکلم غافل مانده‌اند. او فرهنگ خود را واجد همه وجوه تکلمی، نثری و نظمی زبان فارسی می‌داند.

وی در زندگینامه خود[۱۷] بازگشت شکوه ملت ایران را در گرو تعلیمات عمومی و هماهنگی رهبری دینی و رهبری سیاسی (به تعبیر او سلطنت معنوی و سلطنت ظاهری) دانسته است. او شعر نیز می‌سرود و «‌داعی‌» تخلص می‌کرد و دوستار سبک هندی بود.[۱۸]

درگذشت

داعی الاسلام برای بار دوم در ۱۳۲۱ش به ایران آمد. پس از چهار سال مجدداً به حیدرآباد برگشت و تا پایان عمر همانجا به سر برد و سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۳۰ش در ۷۵ سالگی درگذشت.

تألیفات

  • اقبال و شعر پارسی (حیدرآباد، دکن ۱۳۴۶)
  • ترجمه وندیداد
  • شریعت زردشت و اوستا (حیدرآباد، دکن ۱۳۲۷)
  • خط آسان برای تعلیم عمومی (حیدرآباد، دکن بی‌تا)
  • خط داعی (حیدرآباد، دکن ۱۳۴۸)
  • سه مسمّط (تهران ۱۳۲۲ش)
  • شعر و شاعری عرفی شیرازی (حیدرآباد، دکن ۱۳۴۵)
  • فارسی جدید (بمبئی، ۱۳۳۴)
  • فرنگ نویسی فارسی (حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷)

پانویس

  1. مبلغان مسیحی که به تبلیغ و ترویج مسیحیت در بین غیر مسیحیان می‌پردازند.
  2. داعی الاسلام، «‌سوانح زندگانی سید محمدعلی داعی الاسلام »، ص۲۴.
  3. وحید دستگردی، داعی الاسلام، ص۳۹۸.
  4. رک: صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۱، ص۲۳۳.
  5. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۱، صص۲۳۴، ۲۴۰، پانویس۱.
  6. داعی الاسلام، «‌سوانح زندگانی سید محمدعلی داعی الاسلام »، ص۲۵.
  7. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۱، صص۲۳۶-۲۳۷.
  8. شمارۀ اول تا سوم سال چهارم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. رک: قاسمی، نخستین نشریه اسلامی ایران، صص۱۷۰-۱۷۲.
  9. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۱، ص۲۴۱.
  10. نیکوهمت، «داعی الاسلام»، ص۴۳۸.
  11. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۲، ص۲۹۱.
  12. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۲، ص۲۹۱.
  13. داعی الاسلام، «‌سوانح زندگانی سید محمدعلی داعی الاسلام »، ، ص۲۳
  14. وحید دستگردی، «داعی الاسلام»، صص۳۹۹- ۴۰۰.
  15. تفضلی، «‌[درباره] فرهنگ نظام »، ص۱۶۳.
  16. داعی الاسلام، فرهنگ نویسی فارسی، صص۲-۵، ۷.
  17. داعی الاسلام، صص۲۳- ۲۴.
  18. رک: نیکوهمت، «داعی الاسلام»، صص۴۳۸- ۴۳۹.

منابع

  • منبع مقاله، دانشنامۀ جهان اسلام، ج۱۷، صص۳-۵، مقالۀ «داعی الاسلام، محمدعلی» نوشتۀ رضا سرلک.
  • تفضلی احمد، «‌[درباره] فرهنگ نظام»، آینده، سال ۱۲، ش ۱- ۳ (فروردین- خرداد ۱۳۶۵).
  • داعی الاسلام، محمدعلی، «‌سوانح زندگانی سید محمدعلی داعی الاسلام »، آئین اسلام، سال ۳، ش ۱۴ (۳ تیر ۱۳۲۵).
  • داعی الاسلام، محمدعلی، فرهنگ نویسی فارسی، حیدرآباد، دکن، ۱۳۴۷.
  • صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ۱۳۶۳- ۱۳۶۴ش.
  • قاسمی فرید، نخستین نشریه اسلامی ایران، کلک، ش۸۴ (اسفد ۱۳۷۵).
  • نیکو همت، احمد، داعی الاسلام، دانش، سال ۲، ش۸ (آذر ۱۳۳۰).
  • وحید دستگردی، حسن، داعی الاسلام، ارمغان، سال ۱۰، ش۷ (مهر ۱۳۰۸).

پیوند به بیرون