حیدرآباد (دکن)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

حیدرآباد یا حیدرآباد دکن، مرکز ایالت آندرا پرادش هند و پایتخت سلسله نظام‌های دکن.

گروه‌های مذهبی هندو، سیک، مسلمان (شیعه و سنّی) در حیدرآباد زندگی می‌کنند. بیشتر مردم آنجا به زبان‌های اردو و تلوگو گفتگو می‌کنند و مراتی، کناره‌ای، فارسی، عربی و حبشه‌ای از دیگر زبان‌های رایج آنجاست. دانشگاه عثمانیه با ساختمان زیبا و ترکیبی از معماری اسلامی و هندو، مراکز علوم دینی جعفریه و حیدریه، کتابخانه‌های مهم سالارجنگ و حکومتی در این شهر قرار دارند.

موقعیت جغرافیایی

شهر حیدرآباد در َ۳۶ ْ ۱۷ عرض شمالی و َ۴۷ َْ۷۸ طول شرقی، تقریباً در قسمت میانی دکن و نیمه شمالی ایالت آندرا پرادش، در جنوب هند، و در ارتفاع حدود ششصد متری از سطح دریا قرار دارد.[۱]

آب و هوا

به سبب نزدیکی حیدرآباد به خلیج بنگال و نیز قرار گرفتن در منطقه نسبتاً استوایی، آب و هوای این ناحیه، گرم و مرطوب حارّه‌ای است. دمای آن در سردترین ماه سال بیش از ْ۱۸ و زمستان‌های آن خشک (بدون بارندگی) است، اما در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد باران‌های تند موسمی می‌بارد که خسارت‌های بسیاری به بار می‌آورد.[۲]

رودهای متعدد کوچکی در پیرامون شهر جاری است. این رودها در قسمت شمالی سرشاخه‌های رود گوداواری و در جنوب سرشاخه‌های رود کریشنا را تشکیل می‌دهند.[۳]

زمان احداث

احداث و توسعه شهر و اقدامات زیربنایی ناحیه حیدرآباد از زمان حکومت قطب شاهیان صورت گرفته است. پیش از آنکه شهر حیدرآباد ساخته شود، تمرکز جمعیت در شهر و قلعه گلکنده بود، اما چون گلکنده جمعیت بسیار داشت و وضع بهداشت در آنجا نامطلوب بود، و مجموعاً درخور عظمت پادشاهان نبود، سلطان محمدقلی قطب شاه در سال ۱۰۰۰ق شهر جدیدی بنا کرد.[۴]

شهر مشتمل بود بر چهار بازار وسیع و چهارطاق‌هایی بلند و چهارده هزار مغازه، محله‌های مسکون متساوی الاضلاع، عمارت و دولت خانه شاهی، دروازه عالی، دادمحل (دادگاه)، مدرسه، بستان‌های نیکو، نقاره خانه شاهی، اسلحه خانه، مسجد و خانقاه.[۵] او جانب شمالی شهر را مقر و مرکز سلطنت قرار داد و ایوان‌های عالی و قصرهای بلند بنا کرد.[۶]

نامگذاری

وی شهر را بهاگ‌نگر نامید (به مناسبت نام بهاگ متی، زن مورد علاقه اش) و آنجا را پایتخت خود قرار داد.[۷] پس از مرگ بهاگ‌متی، نام شهر را به حیدرآباد (منسوب به حیدر، از القاب امام علی علیه السلام) تغییر داد، اما تا مدت‌ها شهر را به نام نخستین آن می‌خواندند.[۸]

تقدس بخشی به شهر

چون سلطان محمد قلی قطب شاه میخواست به حیدرآباد، مانند شهر مشهد در ایران، تقدس ببخشد، چارمنار را بنا کرد که دارای مسجد و مدرسه علوم دینی بود.[۹] در ۱۰۰۳ق عاشورخانه‌ای معروف به عاشورخانه پادشاهی، برای عزاداری ماه محرّم، احداث نمود و عَلَم‌های جواهر، طلا و نقره برپا می‌کرد.[۱۰] شهر در زمان فرزندش، سلطان محمد قطب شاه، گسترش یافت.[۱۱]

حکام قطب شاهی

ارتباط صفویه

قطب شاهیان با شاهان صفوی مناسبات صمیمانه‌ای داشتند.[۱۲] و در این زمان، حیدرآباد به «اصفهان نو» مشهور بود.[۱۳]

خراج به بابریان

در زمان سلطان عبداللّه، بابریان به دکن و حیدرآباد حمله کردند و سلطان عبداللّه تابع آنان گردید.[۱۴] در ۱۰۶۶ق. میر محمدسعید اردستانی، میرجمله (امیرالامرا) سلطان عبداللّه، از شاه رنجیده شد و به شاهزاده اورنگ زیب پناه برد و مقدمات حمله به حیدرآباد را فراهم نمود. اورنگ زیب شهر حیدرآباد و قلعه گلکنده را تاراج کرد و سلطان عبداللّه همچنان خراج گزار بابریان ماند[۱۵]

اشغال حیدرآباد

ابوالحسن تاناشاه/ تانی شاه، داماد سلطان عبداللّه و آخرین پادشاه قطب شاهیان، در ۱۰۸۳ق به حکومت حیدرآباد رسید و همچنان تابع بابریان بود تا اینکه در ۱۰۹۲ به قصد جنگ با اورنگ زیب به بیجاپور لشکر کشید، اما شکست خورد و با تقدیم هدایایی به اورنگ زیب، از او عذرخواهی کرد. اورنگ زیب پذیرفت، اما در ۱۰۹۸ق حیدرآباد و گلکنده را به تصرف خود درآورد.[۱۶] به این ترتیب، حیدرآباد جزو قلمرو بابریان گردید و مرکز صوبه حیدرآباد شد.[۱۷] اورنگ زیب فرزندش، محمد کامبخش، را صوبه‌دار حیدرآباد کرد.[۱۸]

در ۱۱۰۴ق به سبب قحطی شدید در حیدرآباد، مردم شهر را غارت کردند و حتی قسمتی از شهر به آتش کشیده شد. این قحطی به مرگ بسیاری از اهالی منجر شد.[۱۹]

نظام شاهیان

در نیمه اول سده دوازدهم، مبارزخان (صوبه‌دار حیدرآباد) برای بالابردن توان دفاعی شهر، دور آن دیوار کشید، اما در نبرد با آصفجاه (بنیانگذار سلسله نظام حیدرآباد) کشته شد.[۲۰] آصفجاه در ۱۱۳۷ق مملکت مستقل یا نظام حیدرآباد را تأسیس کرد.[۲۱]

در اواسط سده دوازدهم، صوبه حیدرآباد چهل و سه سرکار و چهارصد و یازده محال داشت و پارچه و فرش نفیس از صنایع آنجا به شمار می‌رفت و اطراف شهر باغ‌های بسیار، به ویژه باغ انبه، داشت.[۲۲]

با به حکومت رسیدن صلابت جنگ، فرزند نظام الملک، پایتخت از حیدرآباد به اورنگ آباد منتقل شد.[۲۳] با پیمانی که در ۱۱۷۳ق میان صلابت جنگ و انگلیسی‌ها بسته شد، نفوذ انگلیسی‌ها در حیدرآباد آغاز گردید و بخش وسیعی از زمین‌های حیدرآباد به آنان واگذار شد.[۲۴]

رونق دوباره

در ۱۱۷۶ میرنظام علیخان (نظام دوم)، پایتخت را دوباره به حیدرآباد منتقل کرد و با انگلیسی‌ها و نیز حاکم میسور، از شهرهای جنوب هند، مناسبات صمیمانه‌ای برقرار نمود و بخشی از زمین‌های قلمرو حیدرآباد را پس گرفت.[۲۵]

در ۱۲۱۸، میرعلی اکبر خان (حک : تا ۱۲۴۵) ملقب به سکندرجاه، به حکومت رسید.[۲۶] در این دوره از ۱۲۳۴ق بیماری وبا شایع شده که کمابیش تا ۱۲۶۰ق ادامه داشت و سبب مرگ بسیاری از مردم حیدرآباد شد[۲۷] در زمان سکندرجاه، شهر جدید سکندرآباد که نامش از لقب او گرفته شده بود و پایگاه نظامی نیروهای انگلیسی بود در حومه حیدرآباد ساخته شد.[۲۸]

شهر و حومه حیدرآباد در زمان میرعثمان علیخان، هفتمین و آخرین نظام حیدرآباد، رونق یافت. احداث دانشگاه و بیمارستان عثمانیه و سدهای عثمان ساگَر و حمایت ساگَر در حومه حیدرآباد، از اقدامات اوست.[۲۹]

تقسیمات جدید هند

در ۲۲ شهریور ۱۳۲۷ش/ ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۸م نیروهای نظامی هندوستان به حیدرآباد لشکر کشیدند و نظام حیدرآباد مجبور به آتش بس شدند.[۳۰] در آن زمان حدود بیست درصد ساکنان حیدرآباد مسلمان بودند (حدا، ص۶۲) که در جریان حمله ارتش هند و استقرارشان در حیدرآباد دستِ کم صد و پنجاه هزار نفر از آنان تنها در سه ماهه آخر همین سال آواره و کشته شدند.[۳۱] در ۱۰ آبان ۱۳۳۵ش/ اول نوامبر ۱۹۵۶م در تجدید تقسیمات سیاسی هند بر اساس گویش‌های محلی، ایالت آندراپرادش ایجاد و حیدرآباد مرکز آن شد.[۳۲]

حیدرآباد دارای فرودگاه بین المللی است و با راه‌آهن و راه اصلی به شهرهای مهم هند (مانند بمبئی) در مغرب و شهرهای سواحل شرقی فلات دکن مرتبط می‌گردد.[۳۳] این شهر مرکز مهم علمی هند و از مراکز مهم صنعتی و تجاری آنجاست.[۳۴]

طبق آمار ۱۳۸۴ش/ ۲۰۰۵، کلانشهر حیدرآباد ۰۰۰، ۱۴۶، ۶ تن جمعیت داشته و ششمین شهر پرجمعیت هند بوده است.[۳۵] قلعه و شهر قدیمی گُلکنده در حدود ده کیلومتری مغرب شهر حیدرآباد قرار دارد.[۳۶] شهر جدید سکندرآباد در شمال شهر حیدرآباد، در مسیر حیدرآباد ـ ناگپور ـ جوالپور، واقع است.[۳۷]

آثار تاریخی

گروه‌های مذهبی هندو، سیک، مسلمان (شیعه و سنّی) در حیدرآباد زندگی می‌کنند.[۳۸] از آثار تاریخی و مراکز مقدّس آنجاست:

  1. قبرستان شیعیان، معروف به دایره میرمؤمن، که آن را میر محمدمؤمن استرآبادی (از سادات و دانشمندان بزرگ استرآباد و از وزیران قطب شاهیه) ایجاد کرد و خود نیز در همانجا مدفون است. سید غلامحسین صدرالعلما باقری استرآبادی (متوفی ۱۳۵۰ق) و میرعثمان علی خان از ملوک آصَفجاهیان نیز در این قبرستان دفن شده‌اند.[۳۹]
  2. قبرستان پایگاه، متعلق به دوره آصف جاهیان، که بسیاری از امیران و وابستگان خاندان آصف جاهی در آن مدفون‌اند برخی سنگ قبرهای آن با عقیق و فیروزه تزیین شده و نوشته‌های آنها به خط فارسی است.[۴۰]
  3. مسجدی مشهور به مسجد سلطانی و رواقی معروف به یاقوت سرا،[۴۱] بر قله کوهی به نام مولی علی در شمال شهر حیدرآباد.
  4. کوه امام رضا(ع).
  5. کوه امام قائم قدیم (منسوب به امام زمان(عج)).
  6. بارگاه حضرت عباس(ع).
  7. عزاخانه زهرا (س)[۴۲]
  8. پل کهنه یا پُرانا پل، که در ۹۴۳ق زمان حکومت سلطانقلی قطب شاه اول بر روی رود موسی ساخته شد و در زمان سکندرجاه تعمیرات اساسی روی آن انجام گرفت. این پل دارای ۲۲ دهانه محرابیشکل است و هنوز از آن استفاده می‌شود.
  9. پلی به نام دیانت الدوله که در ۱۲۷۰ق بر روی همین رود ساخته شده است و کتیبه‌ای به زبان فارسی دارد.[۴۳]
  10. سدّ حسین ساگر، بین حیدرآباد و سکندرآباد، که در زمان ابراهیم قلی قطب شاه احداث گردیده است.[۴۴]
  11. قلعه و مقابر و مسجد تاریخی گلکنده[۴۵]
  12. عاشورخانه پادشاهی یا بادشاهی عاشورخانه، بنایی که از ۱۰۰۱ تا ۱۰۰۵ق ساخته شده و دارای کاشی کاری‌هایی است که کاشی کاران ایرانی انجام داده‌اند.[۴۶]
  13. میدان چار کمان (احداث در ۱۰۰۳ق)، که چهار دروازه محرابی شکل بزرگ دارد. در این میدان، عمارات سلطنتی قطب شاهیان، مسجدجامع، دادمحل (دادگاه) و در وسط میدان حوض دایرهای سنگی با نیمکت‌هایی وجود داشته، اما امروزه فقط حوض سنگی و مسجدجامع باقی مانده است.[۴۷]
  14. دارالشفا یا شفاخانه (احداث در ۱۰۰۴ق)، که محل درمان بیماران بوده و بهعنوان دانشگاه علوم پزشکی نیز کاربرد داشته است. در گوشه حیاط این بیمارستان، عاشورخانه‌ای ساخته شده است که در آن عَلَم امام سجاد علیه السلام قرار دارد و مسجدی به نام دارالشفا متعلق به همان زمان دارد.[۴۸]
  15. مسجدجامع حیدرآباد (احداث در ۱۰۰۶ق)، که در کنار آن خانقاه و حمام و مدرسه‌ای نیز ایجاد شده است. این مسجد از قدیمترین مساجد دکن است و دو کتیبه دارد: یکی به فارسی با خط نستعلیق و دیگری به عربی با خط ثلث.[۴۹]
  16. چارمنار/ چارمینار، بنایی مربع شکل به ارتفاع ۲۶ متر (احداث در ۱۰۰۶ق)، در جنوب میدان چارکمان. این عمارت از هر چهار طرف، دروازه‌ای محرابی شکل دارد و چون در هر یک از چهارگوشه بام آن، یک منار مرتفع و زیبا ساخته‌اند، به چهارمنار معروف شده است. این بنا دو طبقه دارد. طبقه اول در زمان قطب شاهیان مدرسه علوم دینی بود و طبقه دوم که گچبری‌های زیبا داشت، مسجد بود.[۵۰]
  17. مکی مسجد یا مکه مسجد، از مشهورترین مساجد حیدرآباد، واقع در جنوب غربی چهارمنار.[۵۱] سلطان محمد قطب شاه در ۱۰۲۳ق ساخت این مسجد را که در دکن بی‌نظیر بود آغاز کرد و آن را بیت العتیق[یادداشت ۱] نامید،[۵۲] اما اتمام آن در زمان اورنگ زیب بود که رواق‌ها و صحن و حوض و دیوار و دروازه و برج بزرگ و گنبد آن ساخته شد و مکی مسجد نام گرفت. بنابر نوشته روی سنگ مرمر بالای سر در مسجد، ساخت آن در ۱۱۰۴ به پایان رسیده است.[۵۳] از شاخصه‌های مهم حیدرآباد مساجد آن است؛ به جز مساجد یاد شده حدود هفتصد مسجد قدیمی و جدید نیز دارد.[۵۴]
چارمنار حیدرآباد

ساختمان‌های قدیمی

حیدرآباد ساختمان‌های اداری قدیمی و باشکوهی دارد، از آن جمله است:[۵۵]

  1. جوبلی هال، که در ۱۱۳۵ق با معماری اسلامی و سبک ایرانی ـ هندی ساخته شده است؛
  2. اداره بایگانی اسناد دولتی، که در همان سال احداث گردید و امروزه همه اسناد دولتی و مهم، از جمله فرمان‌های پادشاهان بهمنی و بابریان به زبان اصلی (فارسی)، در آن نگهداری می‌شود؛
  3. ساختمان مجلس ایالتی، که در ۱۳۳۲ق ساخته شده و دارای معماری به سبک ایرانی ـ راجستانی است؛
  4. ساختمان دیوان عالی حیدرآباد، که از ۱۱۳۴ تا ۱۱۳۸ق، با معماری اسلامی در کنار رود موسی احداث شده است؛
  5. کتابخانه و موزه سالارجنگ (لقب میریوسف علی خان، از وزیران آصف جاهیان)، که از مهمترین موزه‌های هند است.

بزرگان حیدرآباد

از جمله بزرگان حیدرآباد این اشخاص بوده‌اند :

  1. سیدابوالقاسم، معروف به میرعالم (نوه سید نورالدین شوشتری، از مشایخ شوشتر)، متولد ۱۱۶۶ق در شهر حیدرآباد، از وزیران ایرانی نظام علی خان آصف جاه دوم و سکندرجاه نظام سوم، مؤلف مصباح العارفین، رُقعاتِ میرعالم و ده مجلس؛[۵۶]
  2. شاه ابوالحسن چشتی، از مریدان قادریه (متوفی ۱۱۶۷)؛
  3. شاه عبدالقادر چشتی (متوفی ۱۱۹۰)[۵۷]

گالری

پانویس

  1. رجوع کنید به تاریخ و افسانه در حیدرآباد<، ص۴۹؛ >اطلس ایالتهای هند<، ص۹؛ اطلس جامع جهان تایمز، نقشه ۲۸.
  2. رجوع کنید به کرمی، ص۶ـ۷؛ >اطلس جامع جهان تایمز<، ص۳۶ـ۳۷.
  3. رجوع کنید به >اطلس جامع جهان تایمز<، نقشه ۲۸؛ >اطلس ایالتهای هند<، ص۷.
  4. میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۴؛ خان زمان خان، ص۲۱؛ کرمی، ص۱۳۹؛ قس بلگرامی، ص۷، که تاریخ بنای شهر را ۹۹۹ ذکر کرده است.
  5. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۵، ۲۱۸ـ۲۱۹؛ خانزمانخان، ص۱۹ـ۲۰.
  6. میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۵.
  7. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۵؛ نیز رجوع کنید به تاریخ و افسانه در حیدرآباد، ص۵۰.
  8. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۵؛ طریحی، ص۱۸۵، ۱۹۰.
  9. خان زمان خان، ص۲۱.
  10. رجوع کنید به خانزمان خان، ص۲۵.
  11. میرعالم، میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۱۵.
  12. رجوع کنید به اسکندرمنشی، ج۱،ص۱۱۶؛ میرعالم، ۱۳۰۹،ج۱، ص۳۱۶ـ ۳۱۷.
  13. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۲۶۷.
  14. رجوع کنید به صاعدی شیرازی، ص۳۱؛ کرمی، ص۵۰.
  15. میرعالم، ۱۳۰۹، ج۱، ص۳۵۶ـ ۳۵۸؛ کرمی، ص۵۰ـ ۵۱.
  16. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۳۷۷ـ۳۷۸.
  17. طریحی، ص۱۸۷.
  18. عبرت لاهوری، ص۱۰۸.
  19. میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۸۲ـ۸۴.
  20. رجوع کنید به همان، ج ۱، ص۲۱۶؛ علیخان، ص۴۸.
  21. رجوع کنید به دولافوس، ص۲۰۲.
  22. رجوع کنید به خان زمان خان، ص۵۳۸ـ۵۴۱.
  23. کرمی، ص۱۰۳.
  24. کرمی، ص۹۱.
  25. رجوع کنید به آنتونووا و همکاران، ص۴۱، ۴۵؛ کرمی، ص۱۰۴؛ برای مناسبات او با انگلیسی‌ها رجوع کنید به مکاتبات دیپلماتیک میان میرنظام علی خان و کمپانی هند شرقی: ۱۷۹۸ـ ۱۷۸۰، ص۱۲۵ـ۱۲۶.
  26. کرمی، ص۱۰۵.
  27. رجوع کنید به میرعالم، ۱۳۰۹، ج ۱، ص۱۱۰ـ۱۱۱.
  28. رجوع کنید به تاریخ و افسانه در حیدرآباد، ص۶۷.
  29. کرمی، ص۱۰۶ـ۱۰۷.
  30. حدا، ص۵۹، ۶۵ـ۶۶؛ شیمل، ص۶۸.
  31. شیمل، ص۶۸ـ۶۹؛ نیز برای گزارش‌های اوضاع و قتل عام مسلمانان رجوع کنید به همان، ص۶۹ـ ۷۹؛ بدرشکیب، ص۲۶۹ـ۲۷۰.
  32. کرمی، ص۱۰۸.
  33. رجوع کنید به اطلس جامع جهان تایمز، نقشه ۲۸؛ نیز رجوع کنید به خان، ص۴۵ـ۴۷.
  34. رجوع کنید به سیداحمد، ص۷۰.
  35. رجوع کنید به اطلس جامع جهان تایمز، ص۴۳.
  36. رجوع کنید به کرمی، ص۱۳۹؛ اطلس ایالت‌های هند، ص۹.
  37. رجوع کنید به اطلس جامع جهان تایمز، نقشه ۲۸.
  38. جمیل الرحمان، ص۱؛ نیز رجوع کنید به >جنبش مردم در حیدرآباد<، ص] ۱۷۶[، پیوست.
  39. طریحی، ص۱۹۴ـ۱۹۵؛ کرمی، ص۱۵۴ـ۱۵۵.
  40. کرمی، ص۱۵۷، ۱۶۰.
  41. احداث در زمان ابراهیم قلی قطب شاه، حکومت: ۹۵۷ـ۹۸۸.
  42. کرمی، ص۱۴۸ـ۱۵۰؛ طریحی، ص۱۹۵ـ۱۹۸.
  43. کرمی، ص۱۵۵.
  44. کرمی، ص۱۵۶.
  45. علیخان، ص۱۱ـ ۱۹؛ برای توضیح بیشتر آثار رجوع کنید به گلکنده.
  46. کرمی، ص۱۴۸؛ نیز رجوع کنید به علیخان، ص۶.
  47. علیخان، ص۷؛ کرمی، ص۱۴۵ـ ۱۴۷.
  48. علیخان، ص۹.
  49. کرمی، ص۱۴۷؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به بلگرامی، ص۱۵ـ۱۸.
  50. خان زمان خان، ص۲۱؛ کرمی، ص۱۴۷ـ۱۴۸؛ علیخان، ص۶ـ ۷.
  51. کرمی، ص۱۵۰.
  52. خان زمان خان، ص۳۴، ۳۶.
  53. خان زمان خان، ص۳۷ـ۳۸.
  54. کرمی، ص۱۵۰، ۱۵۲ـ۱۵۳.
  55. کرمی، ص۱۵۶ـ۱۵۷، ۱۶۱ـ۱۶۲؛ نیز رجوع کنید به علیخان، ص۵۲.
  56. میرعالم، ۱۹۸۸، ص۷ـ۱۰.
  57. خان زمان خان، ص۳۵۷ـ۳۵۸.
  1. بر اساس آیه ۳۳ سوره حج یکی از نام‌های کعبه بیت العتیق است

یادداشت‌ها


منابع

  • کوکا آلکساندروونا آنتونووا، گریگوری ماکسیموویچ بونگارد ـ لوین، و گریگوری گریگوریویچ کاتوفسکی، تاریخ نوین هند، ترجمه پرویز علوی، تهران ۱۳۶۱ش؛
  • اسکندرمنشی؛
  • بدرشکیب، حیدرآباد کا عروج و زوال، کراچی ۱۹۶۴؛
  • علی اصغر بلگرامی، مآثر دکن، متضمن بر حالات عمارات و آثار بلده حیدرآباد و مضافات بلده، کراچی ۱۹۷۸؛
  • م.و. حدا، «در حیدرآباد چه میگذرد؟»، در غلامرضا سعیدی، مسئله کشمیر و حیدرآباد، [تهران ] ۱۳۲۸ش؛
  • غلامحسین خان زمان خان، تاریخ آصفجاهیان (گلزار آصفیه)، چاپ سنگی حیدرآباد، دکن ۱۳۰۸، چاپ محمدمهدی توسلی، چاپ افست اسلام آباد ۱۳۷۷ش؛
  • کلود فریزر دولافوس، تاریخ هند، ترجمه محمدتقی فخرداعی گیلانی، [تهران ] ۱۳۱۶ش؛
  • سید احمد، «جغرافیه مملکت آصفیه حیدرآباد دکن»، در مملکت آصفیه، [چاپ محمدعبدالحی]، ج ۱، کراچی: اداره محبّان دکن، ۱۹۷۸؛
  • آنه ماری شیمل، در قلمروی خانان مغول، ترجمه فرامرز نجد سمیعی، تهران ۱۳۸۶ش؛
  • احمد بن عبداللّه صاعدی شیرازی، حدیقة السلاطین قطب شاهی، چاپ علی اصغر بلگرامی، حیدرآباد، دکن ۱۹۶۱؛
  • محمد سعید طریحی، ملوک حیدرآباد: تاریخ المملکة القطب شاهیة فی الهند (۹۱۸ـ۱۰۹۹ه / ۱۵۱۲ـ۱۶۸۷م)، [لاهه ۱۴۲۶/ ۲۰۰۵]؛
  • محمد قاسم عبرتلاهوری، عبرت نامه، چاپ ظهور الدین احمد، لاهور ۱۹۷۷؛
  • مجتبی کرمی، نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن، تهران ۱۳۷۳ش؛
  • ابوالقاسم میرعالم، حدیقةالعالم، ج ۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۰۹؛
  • همو، خطوطِ میرعالم (باغ بهار)، چاپ رفیق فاطمه، حیدرآباد، دکن ۱۹۸۸؛
  • Raza Alikhan, Hyderabad: a city in history, [Hyderabad 1986?];
  • Diplomatic correspondence between Mir Nizam Ali Khan and The East India Company: 1780-1798, ed. Yusuf Husain, Hyderabad, Deccan: The Central Records Office, Government of Andhra Pradesh, 1958;
  • History and legend in Hyderabad, Hyderabad, Deccan: Department of Information and Public Relations, 1953;
  • Jameelur Rahman, Hyderabad state directory, Hyderabad, Deccan 1953;
  • Mirza Mehdy Khan, Hyderabad gazetteer, New Delhi 2001;
  • The People's movement in Hyderabad, ed. Achyut Khodwe, Nander, Nizam State: Chanda Prakashan, [1947?];
  • States atlas of India, ed. S. Muthiah and P. Poovendran, Delhi: Indian Book Depot, Map House, 1990;
  • The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005.

پیوند به بیرون