حدیث (تاریخچه کتابت)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

در عصر نبوی، امام علی(ع) و عده‌ای از صحابه احادیث پیامبر(ص) را می‌نوشتند. پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) اوضاع کتابت حدیث در بین اهل سنت با شیعه تفاوت زیادی پیدا کرد. خلیفه اول و دوم و به دنبال آنها عثمان سیاست رسمی حکومت را مخالفت با نقل و کتابت و تدوین احادیث پیامبر(ص) قرار دادند تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند.

عمر بن عبدالعزیز در ابتدای قرن دوم سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت. تا قرن چهارم، صحاح سته نگاشته شدند ولی بیش از یک قرن ممنوعیت کتابت حدیث، اصالت منابع بعدی را زیر سؤال برد.

شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان ائمه معصومین(ع) تا غیبت صغری احادیث را می‌نوشتند. کتاب علی (ع )، جامعه،... از امام علی (ع) و اصول اربعمائه از اصحاب ائمه محصول این دوره است. در قرن های بعدی تدوین و جمع آوری روایات انجام شد. کتب اربعه تا اوایل قرن پنجم نگاشته شدند و بعد از آن محدثان بیشتر به تجمیع و طبقه بندی روایات پرداختند.


اهتمام به کتابت حدیث در محافل شیعه

با توجه به توصیه‌های شخص پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین علی (ع) و برخی دیگر از صحابه در زمان حیات پیامبر(ص) به نوشتن احادیث روی آوردند. امام علی(ع) کتابهای متعددی که دربردارندۀ سنت‌های رسول خدا(ص) نوشته بودند. مهمترین این کتابها عبارتند از:

کتاب علی(ع)

نوشتار اصلی: کتاب علی

این کتاب در روایات بسیاری از آن یاد می‌شود و قطعاتش در قالب روایاتی پراکنده به دست ما رسیده و دربردارندۀ موضوعات فقهی بوده است. این کتاب در دست ائمه(ع) بوده و اکنون نزد امام زمان(عج) می‌باشد. [۱]. در روایتی از امام صادق(ع) آمده که امام زین العابدین(ع) به طور معمول به کتاب علی رجوع داشته است.[۲] احادیثی از دسترسی غیر ائمه نیز به این متن وجود دارد.[۳]

جامعه

جامعه کتابی به املای پیامبر(ص) و به قلم امام علی (ع) است که در نزد شیعیان به عنوان نماد میراث بری علم پیامبر (ص) نزد ائمه (ع) شناخته شده، و بارها در کتب امامیه و اهل سنت از آن یاد شده و‌گاه با کتاب علی یکی دانسته شده است.

کتاب الفرائض

کتاب الفرائض یا بخشی از کتاب علی، یا متنی هماهنگ با آن بوده که اجمال کتاب علی در آن به تفصیل گراییده است.[۴] این متن در سدۀ ۲ق در اختیار کسانی چون زراره بن اعین، یونس بن عبدالرحمان و ابن فضال بوده است.[۵]

کتاب الدیات

متن دیگر «‌کتاب الدیات‌» است که‌گاه به مناسبت راویان کتاب عبدالله بن ابجر[۶] یا دیات ظریف بن ناصح [۷] هم خوانده شده است و متن کامل آن اثر در ضمن کتب اربعه آمده است.[۸] بر اساس مقدمۀ متن، این اثر مجموعه‌ای از فتاوای امام علی(ع) در باب دیات است که توسط یکی از اصحاب آن حضرت به کتابت در آمده و دستور داده شده بود تا نسخه ‏های آن برای کارگزارانش فرستاده شود.[۹]

مناهی النبی(ص)

متنی با عنوان «‌مناهی النبی(ص)‌» که دارای مضمونی فقهی ـ اخلاقی است، بر اساس مقدمه‌ای که در آغاز روایت این متن دیده می‌شود، مجموعه‌ای از املائات رسول اکرم(ص) و به قلم امام علی(ع) است که به روایت فردی به نام شعیب بن واقد بوده و رواج محدودی نزد امامیه داشته است.[۱۰] باید افزود مسعودی نیز به اشاره از صحیفه‌ای به خط امام علی(ع) و املاء رسول اکرم(ص) به عنوان میراث اهل بیت(ع) یاد کرده است.[۱۱]

کتابهای سایر ائمه

  • صحیفه سجادیه یک متن اخلاقی منتسب به امام سجاد(ع) است که دربر دارندۀ مجموعه‌ای از ادعیۀ امام زین العابدین(ع) است و در طی تاریخ یکی از متداول‌ترین کتب نزد امامیه بوده است. با وجود اختلافی در تحریرهای مختلف صحیفه، بدنۀ اصلی آن از تنوع طرق و ضبط دقیقی برخوردار است.

کتاب‌های اصحاب ائمه

در گام بعد، باید به برخی از آثاری اشاره کرد که به گزارش منابع، به دست برخی از اصحاب امام علی(ع) صورت تدوین به خود گرفته است. از یاران آن حضرت کسانی چون سلیم بن قیس هلالی، عبیدالله بن ابی رافع و برادرش علی همه به مکتوب ساختن احادیث پرداختند و آثاری پدید آوردند[۱۳] که امروز از آن میان تنها کتاب سلیم بن قیس هلالی (اسرار آل محمد) برجای مانده است؛ با توجه به اینکه دربارۀ انطباق کامل متن موجود با متن اصلی سلیم، گفت و گوهایی در میان است، موضوع کتاب روایاتی در باب امامت و اختلافات میان شیعه و اهل سنت در خصوص وقایع صدر اسلام است. در همین دوره دیگرانی از اصحاب آن حضرت چون اصبغ بن نباته و زید بن وهب جهنی، به کتابت و گردآوری خطبه‌ها و نامه‌های امام علی(ع) مبادرت کردند.[۱۴]

  • در محافل زیدیه، مهم‌ترین متن حدیثی تألیف شده در اوایل سدۀ ۲ق، مجموعه‌ای از احادیث به روایت زید بن علی (مق‍ ۱۲۲ق/ ۷۴۰م) پیشوای زیدیه است که توسط شاگردش ابو خالد واسطی (د پس از ۱۴۵ق/۷۶۲م) مدون گردیده و در طول تاریخ مستندترین منبع حدیثی برای زیدیان محسوب می‌شده است. این اثر که‌گاه با نام مسند زید، و‌گاه المجموع الفقهی شناخته شده، متضمن احادیثی از پیامبر(ص) و امام علی(ع) است و بیشتر مضمون فقهی دارد.[۱۵] افزون بر آن، باید به مجموعه‌های دیگری از احادیث اشاره کرد که گردآوری آنها به ابوخالد منتسب بوده و در قرنهای متقدم نزد شیعیان زیدی و هم امامی رواج داشته است.

اصول اربعمائة

نوشتار اصلی: اصول اربعمائه

اصول اربعمائه به چهار صد مجموعه حدیثی گفته می‌شود که توسط راویان قرن های نخستین اسلام مستقیماً از نگاشتن روایت‌هایی که از ائمه معصومین می‌شنیدند پدید آمدند. این اصول، خود، منبع و مصدر کتاب‌های حدیثی بعدی شدند.

تدوین جوامع روایی شیعه

دو قرن چهارم و پنجم قرون شکوفایی حدیث شیعه است و کتابهای قبلی در قالب مجموعه‌های روایی گوناگونی چون کتب اربعه، نهج البلاغه، بصائر الدرجات، تحف العقول، و غیره، به رشته تألیف کشیده شد و همین کتب به اضافه کتبی که در رشته‌های فقه و تفسیر در همین قرون پدید آمد، موجب شد نیازهای علمی دانشمندان تأمین شده، در برخی از رشته‌ها، از جمله حدیث، به مدت چند قرن رکود حاصل شود.

امّا از قرن دهم به بعد، خصوصاً با غلبه جریان اخباری گری بر حوزه‌های شیعه، مجدداً محدثان بزرگی ظهور کرده و آثار جدیدی در عرصه حدیث به وجود آمد. در این دوره، با احیای برخی از کتب و آثار قدما، طبقه بندی و تدوین جدیدی از روایات کتب اربعه (با حذف مکررات) و تألیف برخی مستدرکات آغاز شد. به عنوان مثال، شیخ حر عاملی (م ۱۱۰۴ﻫ) موفق شد تا از جمع آوری روایات فقهی کتب اربعه و اضافه کردن روایات برخی از منابع متروک و فراموش شده (در حدود ۷۰ کتاب)، کتاب تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه را فراهم سازد. این کتاب بدون تردید دائرة المعارف عظیمی از روایات فقهی است که از زمان تألیف خود مدار فتوا قرار گرفته است.

همزمان، ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ﻫ) کوشید تا با جمع آوری روایات کتب اربعه و حذف مکررات آنها در کتاب مفاتیح الشرایع ، محتوای کتب اربعه را به صورت یکجا فراهم سازد و با ارائه توضیحات سودمندی که در ذیل برخی از روایات آمده، علاقه‌مندان به حدیث را از مراجعه به کتب اربعه بی‌نیاز سازد.

در همین زمان، علامه محمّدباقر مجلسی (م ۱۱۱۱ﻫ) موفق شد تا با صرف هزینه‌های فراوان، بسیاری از کتب و منابع متروک و فراموش شده شیعی را از مناطق مختلف و دوردست گردآوری کرده، با نظم و سلیقه ویژه‌ای مطالب آنها را در قالب دائرة المعارفی به نام بحار الانوار الجامعه لدر اخبار الائمة الاطهار گردآوری کند. این کتاب که بدون تردید بزرگترین گنجینه حدیثی در شیعه و اهل سنت است، اختصاصی به حدیث ندارد، بلکه مجموعه‌ای قرآنی، حدیثی، تفسیری، تاریخی، کلامی، و... است که با مطالعه آن می‌توان در جریان بسیاری از کوششهای محدثان، مفسران، فقها و مورخان، از شیعه و اهل سنت، قرار گرفت.

ناگفته نماند که در این دوران محدثان بزرگ دیگری وجود داشته‌اند که از خود آثار و تألیفات گرانقدری ـ خصوصاً در رشته روایات تفسیری ـ به یادگار گذاشته‌اند؛ از جمله می‌توان به سید هاشم بحرانی (م ۱۱۰۹) صاحب البرهان فی تفسیر القرآن و عبدعلی حویزی (م ۱۱۱۲) صاحب تفسیر نور الثقلین اشاره کرد.

سرانجام، میرزا حسین نوری تلاش کرد تا برگ زرین دیگری به کارنامه حدیث شیعه اضافه کند و با تألیف مستدرک وسائل الشیعه، کتب و روایاتی را که در تألیف وسائل الشیعه مورد توجّه شیخ حر عاملی قرار نداشته، با صرف نظر از ضعف و قوت آنها جمع آوری کند.

دوران متأخران، دوران طبقه بندی، تفسیر و تکمیل آثار و اندیشه‌های دوره متقدمان بوده است.

مجموعه نرم افزاری نور الاحادیث

این مجموعه که محصول مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور است، شامل متن کامل ۴۲۷ عنوان کتاب در ۱۱۴۲ جلد، شامل منابع روایی شیعه به همراه ترجمه و شرح، مشاهده ترجمه ها و شروح در کنار متن اصلی کتاب، جستجو از طریق ریشه کلمات، جستجوی ساده و پیشرفته در متون برنامه، ساده سازی محیط جستجو (ارائه جستجوی همزمان ترکیبی، الگو و ریشه)، دسترسی به تفسیر آیات در دامنه احادیث عرضه شده، ارائه اطلاعاتی ارزشمند درباره کتب، مولفان و نسخه شناسی متون برنامه، ذخیره دامنه های تعریف شده از سوی کاربر در محیط نمایش، جستجو و آیات در کتب، متن کامل ۱۰ دوره لغت نامه عربی و فارسی در ۶۲ جلد با قابلیت جستجو می‌باشد و از کاملترین کتابخانه‌های دیجیتال روایی است.

رابط کاربری زیبا و سادگی استفاده و گسترۀ منابع از ویژگیهای اصلی این نرم افزار است.

نرم افزارهای علوم اسلامی از طریق اینترنت و بدون نیاز به نصب از اینجا قابل دسترسی هستند.

مجموعه نرم افزاری مکتبة اهل البیت

نرم افزار مکتبة اهل البیت نیز یک کتابخانه الکترونیکی بی نظیر است که نسخه جدید آن شامل بیش از ۷۰۰۰ جلد کتاب از تمامی مذاهب اسلامی، حدیث، تفسیر، فقه، اصول، عقاید، تاریخ، سیره پیامبر(ص) و امامان(ع) است.

کتابخانه این مجموعه از نرم افزار جامع الاحادیث غنی‌تر است ولی رابط کاربری و جستجوی آن چندان آسان نیست.


ثبت و کتابت حدیث در اهل سنت

یکی از مناقشات کهن در حیطۀ حدیث، اختلاف دربارۀ کتابت حدیث بود که در دورۀ صحابه، موافقان و مخالفانی داشت و به تبع در این باره از شخص پیامبر(ص) نیز توصیه‌های متناقضی نقل می‌شد.

نگارش حدیث در زمان رسول خدا (ص)

در مورد نقل شفاهی حدیث در دوره رسول خدا (ص) و انتقال آن از حاضران به غائبان قرائن متعددی وجود دارد که در مجموع بیانگر موضع موافق رسول خدا (ص) نسبت به نقل حدیث است.

با تمام این شواهد، عده‌ای از محدثان اهل سنت معتقدند که رسول خدا (ص) در دوره‌ای از حیات خود با نگارش حدیث موافقتی نداشت و حتی اصحاب خود را از این کار نهی می‌نمود. مهمترین دلیلی که در این زمینه وجود دارد حدیثی از ابو سعید خدری است: قال رسول الله: لا تکتبوا عنی شیئاً الا القرآن و من کتب عنی شیئاً غیر القرآن فلیمحه»، (دارمی، ۱/۱۱۹، ترمذی، ۵/۳۸) رسول خدا (ص) فرمود: از من چیزی جز قرآن ننویسید و اگر کسی غیر از قرآن چیزی از من نوشته است آن را محو سازد.

لکن چگونه می‌توان باور کرد در دین اسلام که حتّی در امور جزئی مالی دستور به نوشتن قرارداد و میزان قرض و زمان پرداخت، آن هم توسط نویسندگانی عادل می‌کند، آن هم در قانون اساسی این دین که قرآن مجید است،[۱۹] پیامبر(ص) در مورد کلام خویش که شرح قرآن و برطرف کننده اختلاف امّت است دستور به محو و نابودی بدهد؟!!

نقل و نگارش حدیث در زمان خلفا

نوشتار اصلی: منع حدیث

پس از رحلت رسول خدا (ص)، عده‌ای از اصحاب آن حضرت با نقل و نگارش حدیث مخالفت‌هایی به عمل آوردند. در صدر این مخالفان دو خلیفه نخست بودند که با طرح انگیزه‌هایی چون: جلوگیری از وقوع اختلاف در بین مسلمانان،[۲۰] ترس از دروغ بستن به پیامبر(ص)،[۲۱] کافی بودن قرآن در هدایت مسمانان[۲۲] و رویگردانی مسلمانان از قرآن بر اثر اشتغال آنان به حدیث،[۲۳] مردم را به ترک نقل و تدوین حدیث امر کرده و نوشته‌های فراوانی که دربردارنده احادیث پیامبر(ص) بود را سوزاندند.

طبق قرائنی عثمان نیزاز سیاست همین دو نفر تبعیت کرد و در دوران خلافت بر نقل روایاتی تأکید کرد که در زمان ابوبکر یا عمر روایت شده بود.[۲۴] مطابق برخی از قرائن، عمر در مقایسه با ابوبکر نسبت به نقل و نگارش حدیث سخت‌گیری بیشتری به خرج می‌داد.

ابن قتیبه دینوری نوشته است: «‌عمر نسبت به کسی که زیاد به نقل حدیث می‌پرداخت و یا شاهدی در مورد حدیث نداشت، با خشونت برخورد می‌کرد...‌»[۲۵] عمر به همین سبب برخی از اصحاب پیامبر(ص) از جمله ابن مسعود، ابو درداء، ابو مسعود انصاری [۲۶] و مطابق قرینه دیگر عبدالله بن حذیفه، ابوذر و عقبة بن عامر[۲۷] را به جهت نقل حدیث تحت فشار قرار داد و آن‌ها را در مدینه نگه داشت.

وی، علاوه بر آن، به والیان و کارگزاران خود توصیه می‌کرد که در مناطق تحت فرمان خود مردم را به پرداختن به قرآن و خودداری از نقل حدیث دعوت کنند،[۲۸] چنانکه شخصاً به از بین بردن روایاتی که در اختیار داشت مبادرت ورزید[۲۹].

ناگفته نماند که از نظر محققان هیچ یک از انگیزه هایی که در بحث ممنوعیت نقل و نگارش حدیث از ناحیه پیشگامان این جریان و یا دانشمندان اهل سنت ابراز شده توجیه گر اصلی ممنوعیت نقل و تدوین حدیث نیست،[۳۰] بلکه ممنوعیت ذکر شده در ارتباط با حوادث و جریاناتی است که پس از رحلت رسول خدا (ص) به وقوع پیوست و آن چیزی جز حوادث سیاسی، از جمله بحث خلافت رسول خدا (ص) و کنار گذاشتن اهل بیت(ع) آن حضرت از زمامداری مسلمین نبود.

در این راستا، هدف مهم مانعان از بین بردن احادیثی بود که در حوزه فضائل اهل بیت(ع) و نیز رذایل مخالفان آنان از پیامبر(ص) وارد شده بود؛[۳۱] دلیل این مطلب آن است که نسبت به نقل روایات فقهی از پیامبر(ص) حساسیت چندانی در کار نبود و ابن کثیر درباره عمر آورده است که:

کان عمر یقول: اقلّوا الروایة عن رسوال الله الا فیما یعمل به‍ .‌»[۳۲] با توجه به این حقیقت است که عثمان در دوره خلافت خود اعلام کرد که برای کسی جایز نیست به نقل حدیثی بپردازد جز آنکه در زمان ابوبکر و یا عمر شنیده شده باشد.[۳۳]

در این دوره واکنش صحابه و به دنبال آن تابعان در مقابل سیاست خلفا یکسان نبود؛ عده‌ای از سیاست منع نقل و نگارش حدیث تمکین کردند و نقل حدیث، به ویژه کتابت آن را ترک نمودند،[۳۴] عده‌ای حدیث را به خاطر سپردند اما از تدوین آن خودداری کردند و یا مکتوبات حدیثی را از بین بردند،[۳۵] عده‌ای دیگر نیز در مقابل سیاست منع مقاومت کردند و به نقل حدیث ادامه دادند که معروف‌ترین آنها ابوذر است.[۳۶] اما سیاست منع سبب گردید که بخش وسیعی از روایات پیامبر(ص) به تدریج از بین برود و یا مضمون آن با جعل و تحریف آلوده گردد.[۳۷]

پس از شهادت امام علی(ع) مجدداً سیاست‌های خلفای سه گانه در ممنوعیت نقل و نگارش حدیث از سوی معاویه تعقیب گردید.[۳۸] علاوه بر آن در این دوره به جعل روایاتی در فضایل خلفای سه گانه و ذمّ و نکوهش علی(ع) فرمان داده شد و این کار از طریق صدور بخشنامه‌های مکرر معاویه به مرحله اجرا گذاشته شد،[۳۹] چنانکه مطابق قرائن تاریخی، جمعی از صحابه و تابعین از جمله ابوهریره، عمرو بن عاص، مغیرة بن شبعه و عروة بن زبیر به خدمت گرفته شدند. از آن گذشته، دست برخی از نومسلمانان اهل کتاب و در رأس آنها کعب الاجبار و تمیم داری جهت نقل و نشر اسرائیلیات و آلوده کردن فرهنگ اسلامی باز گذاشته شد.[۴۰]

تدوین رسمی حدیث در اهل سنت

در سال ۹۹ هجری عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید و فرمانی خطاب به عامل خود در مدینه صادر کرد و از او خواست که به کتابت حدیث و سنّت رسول خدا (ص) اقدام کند.[۴۱] به این ترتیب تدوین حدیث، که قبل از آن به صورت نامنظم و یا مسئله‌ای شخصی از سوی برخی از محدثان صورت می‌گرفت، جنبه‌ای رسمی به خود گرفت.[۴۲]

تدوین حدیث در آغاز آهنگ کندی داشت، ضمن آنکه از جهت کیفیت نیز، نظم و ترتیبی نداشت و محدثان همه مطالب خود را ـ از حدیث و غیره ـ در مجموعه هایی می‌نوشتند؛ اما پس از انقراض بنی امیه و با به خلافت رسیدن بنی عباس، تحوّلی در مسیر تدوین حدیث به وقوع پیوست و دانشمندان در همه شهرها به امر تدوین و تصنیف روی آوردند[۴۳] و با گذشت زمان آثار مختلفی به وجود آمد.

ابتدا کتاب موطّأ مالک بن انس نگاشته شد و بعد مسانید متعددی تألیف گردید که مشهورترین آن مسند احمد بن حنبل است که تا زمان ما باقی مانده است.

در مرحله گزینش و تنقیح اخبار محدثان به تألیف کتب مختصری روی آوردند که در آنها روایاتی را که طبق ملاکهای خود صحیح می‌دانستند جمع آوری کردند. بخاری و مسلم و دیگر تابعان این دو نفر از این قبیل مؤلفانند. تا اوئل قرن چهارم کتب اصلی روایی اهل سنت تألیف گردید.[۴۴] این کتب عبارتند از:

صحیح بخاری، ''صحیح مسلم - معروف به صحیحین ـ و سنن ابن ماجه قزوینی، سنن ابو داود سجستانی، سنن ترمذی و سنن نَسائی ـ معروف به سنن اربعه ـ، به این شش کتاب در اصطلاح صحاح سته گویند.

استمرار تدوین پس از صحاح سته

در قرن چهارم و پنجم، احادیثی که محدّثان پیشین کمتر به آنها توجه داشتند در قالب تألیفات جدید تدوین شدند. بعضی محدّثان معروف این دو قرن این اشخاص بودند:

یعقوب بن اسحاق معروف به ابو عَوانه اسفراینی (متوفی ۳۱۶ق)، صاحب مسند یا صحیح؛

محمّد بن حبّان ابن احمد معروف به ابن حِبّان (متوفی ۳۵۴ق)، صاحب المُسنَد الصحیح یا الانواع و التقاسیم

ابوالقاسم سلیمان بن احمد طَبَرانی (متوفی ۳۶۰ق)، صاحب معاجم سه گانه: مُعْجَم کبیر، معجم اوسط، معجم صغیر

ابوالحسن علی بن عمر معروف به دارَقُطْنی صاحب الزامات، که در واقع مستدرکی بر صحیحین است.

ابو عبدالله محمّد بن عبدالله معروف به حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵ق) صاحب کتاب المستدرک علی الصحیحین

ابوبکر احمد بن حسین خسروجردی مشهور به بیهقی (متوفی ۴۵۸ق) صاحب کتاب السنن الکبری و السنن الصغری (معارف، تاریخ عمومی، حدیث).

حاکم نیشابوری کتاب المستدرک علی الصحیحین را به عنوان تکمله‌ای بر صحیح بخاری و صحیح مسلم و بر اساس ضوابطی که آنها حدیث را صحیح می‌دانستند تألیف نمود، یعنی احادیثی که با ملاک آنها صحیح به حساب می‌آمد ولی آن دو به هر دلیل نقل نکرده‌اند را در کتاب خود گرد آورد.

قرن پنجم پایان دوره تدوین حدیث اهل سنّت در دوره متقدمان به شمار می‌رود، در این قرن جمع کردن مصادری که مشخصه آن سندهای متصل از مؤلف تا رسول خدا(ص) باشد، متوقّف گردید و پیشوایان حدیث از قبول حدیثی که محدثان سابق روایت نکرده بودند، خودداری کردند، به طوری که بعدها ابن صلاح (متوفی ۶۲۴) گفت اگر امروز کسی حدیثی بیاورد که نزد محدثان سابق نباشد، از او پذیرفته نمی‌شود.[۴۵]

تدوین جوامع حدیثی در دوره متأخرّان اهل سنت

مقصود از جوامع، کتاب هایی است که با استفاده از کتب اصلی حدیث، از جمله صحاح ستّه، موطّأ مالک و مسند احمد بن حنبل تدوین شده است. این کتب به چند دسته تقسیم می‌شوند:

کتبی که فقط جامع روایات صحیحین است، کتبی که جامع روایات صحاح و سنن و مسانید مهم است، کتبی که در آنها با استفاده از منابع اخیر تنها به جمع روایات فقهی بسنده شده است.[۴۶]

بَغَوی صاحب مصابیح السنة، به جمع روایات صحاح ستّه و موطّأ مالک بن انس اقدام نمود.[۴۷]

احمد بن زرین بن معاویه (متوفی ۵۳۵) مؤلف التجرید للصحاح و السنن، تنها به جمع روایات صحیح از کتب شش گانه پرداخت، با این تفاوت که به جای سنن ابن ماجه، موطّأ مالک بن انس را در نظر گرفت.[۴۸]

ابوالسعادات مجدالدین مبارک بن ابی الکرم محمّد معروف به ابن اثیر جزری (متوفی ۶۰۶) مؤلف جامع الاصول من احادیث الرسول

ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی معروف به ابن جوزی (متوفی ۵۹۷) مؤلف جامع المسانید و الالقاب، وی در این کتاب روایات صحیحین و مسند احمد بن حنبل و جامع ترمذی را به ترتیب مسانید جمع کرد و بعدها محبّ الدین طبری (م ۶۹۴) به این کتاب ترتیب و تدوین جدیدی داد.[۴۹]

اسماعیل بن عمر بن کثیر دمشقی معروف به ابن کثیر دمشقی (م ۷۴۴) صاحب جامع المسانید و السنن الهادی لاقوم السنن، در این کتاب نیز روایات کتب شش گانه و مسند احمد بن حنبل و مسند ابوبکر بزاز و مسند ابویعلی و المعجم الکبیر طبرانی به روش مسانید جمع و تدوین شده است. این کتاب در حدود یکصد هزار حدیث داشت که مجموعه‌ای از احادیث صحیح، حسن و ضعیف بود،[۵۰] هر چند کتابی که در عصر حاضر وجود دارد، بیش از ۳۵۳۲۱ حدیث را نشان نمی‌دهد.

عبدالرحمان بن ابی بکر جلال الدین سیوطی صاحب جمع الجوامع یا جامع کبیر و نیز جامع صغیر

علاءالدین علی بن حسام مشهور به متقی هندی صاحب کنز العمال فی سنن القوال و الافعال که مبنای کتاب اخیر همان جمع الجوامع سیوطی است، با این تفاوت که روایات کنز العمال بر مبنای حروف الفبا و موضوعات فقهی تنظیم شده است، متقی هندی احادیث الجامع الصغیر را به همان شیوه تنظیم کرد و آن را منهج العمال فی سنن الاقوال نامید.[۵۱]


پانویس

  1. مثلاً نک‍: کلینی، ۳/ ۹، ۱۷۵، ۵۰۵، جم‍؛ طوسی، تهذیب...، ۶/۳۴۳، ۱۰/۱۴۶
  2. نک‍: کلینی، ۸/۱۶۳
  3. مثلاً صفار، ۱۶۵، ۱۸۲؛ کلینی، ۶/ ۲۱۹
  4. مثلاً برای مورد منقول از «‌کتـاب علی »، نک‍: کلینی، ۷/۷۷، حاشیۀ ۱، قابل تطبیق با متن «‌کتاب الفرائض‌» علی: ص۲۱۴، سطر ۱۵-۱۶
  5. کلینی، ۷/۸۱، ۹۴، ۳۳۰
  6. نجاشی، ۲۱۷
  7. الفهرست، ۱۱۲
  8. کلینی، ۷/۳۳۰-۳۴۲، ۳۴۲-۳۴۳؛ ابن بابویه، من لا یحضر...، ۴/ ۷۵-۹۲؛ طوسی، تهذیب، ۱۰/ ۲۹۵- ۳۰۸؛ نیز چ ضمن الاصول الستة عشر، ص۱۳۴- ۱۴۸
  9. نک‍: کلینی، ۷/۳۳۰؛ طوسی، تهذیب، ۱۰/ ۲۹۵
  10. متن آن: ابن بابویه، ۴/۳- ۱۸، الامالی، ۵۰۹- ۵۱۸؛
  11. ۴/۸۶؛ نیز نک‍: ابوالفرج، مقاتل...، ۱۴۲
  12. متن رساله، نک‍: ابن بابویه، من لایحضر، ۲/ ۶۱۸-۶۲۶؛ نیز نک‍: ابونعیم، حلیة، ۳/ ۱۳۸
  13. نجاشی، ۴- ۸؛ GAS, I/۸۶
  14. نک‍: نجاشی، ۸؛ طوسی، الفهرست، ۹۷
  15. چ بیروت، ۱۹۶۶م
  16. طوسی، الفهرست، ۹۸
  17. ابن غضائری، ۶۱
  18. ابن غضائری، ۱۱۹
  19. در آیه دِین خداوند به مسلمانان توصیه می‌کند: یـأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَاینتُم بِدَینٍ إِلَی أَجَلٍ مُّسَمًّی فَاکتُبُوهُ وَلْیکتُب بَّینَکمْ کاتِبُم بِالْعَدْلِ... و سپس در فلسفه این نگارش می‌فرماید: ذَ لِکمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَـدَةِ وَأَدْنَی أَلاَّ تَرْتَابُواْ
  20. ذهبی، ۱/۳ از قول ابوبکر
  21. ذهبی، ۱/۵ از قول ابوبکر
  22. بخاری، ۱/۱۲۰ از قول عمر
  23. ابن عبدالبر، ۱/۶۴
  24. ابوریه، ۵۴
  25. دینوری، ۴۱
  26. ابوریه، ۵۴
  27. حسین جلالی، ۴۳۷ به نقل از کنزالعمال
  28. طبری، ۴/۲۰۴
  29. ذهبی، ۱/۵، خطیب بغدادی، ۴۸ - ۵۲
  30. شهرستانی، ۱۷ - ۳۹
  31. عسکری، ۲/۶۴، هاشم معروف، ۲۲
  32. ابوریه، ۵۵ به نقل از البدایة و النهایة
  33. ابوریه، ۵۴
  34. سیوطی، ۲/۶۱
  35. خطیب بغدادی، ۶۴ الی ۶۹
  36. دارمی، ۱/۱۲۸
  37. حسین جلالی، ۴۸۱، معارف، تاریخ عمومی حدیث، ۱۵۱
  38. مسلم، ۳/۱۲۱۰، حسین جلالی، ۲۷۴
  39. ابن ابی الحدید، ۱۱/۴۴ الی ۴۶
  40. ابوریه، ۱۴۸
  41. دارمی، ج۱، ص۱۲۶
  42. صبحی صالح، ۳۶، ابو شبهه، ۶۵
  43. سیوطی، ۲۶۱، عسقلانی، هدی الساری، ۶
  44. ابوریه، ۲۶۷ و ۲۶۸ با اندکی تلخیص
  45. ابن صلاح، ص۱۰۸، مرعشی، ص۱۷
  46. معارف، تاریخ عمومی حدیث، ص۱۷۴ ـ ۱۶۶، ابو زهو، ص۴۳۰ ـ ۴۴۷
  47. ابو زهو، ص۴۳۱
  48. کتانی، ص۱۴۲
  49. ابو زهو، ۴۳۱، کتانی، ۱۳۲
  50. کتانی، ۱۳۱
  51. ابو زهو، ۴۴۶


منابع

  • ابن ابی الحدید، عزالدین، شرح نهج البلاغه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۷۸ق.
  • ابن اثیر، عزالدین اسدالغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن سعد، محمّد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
  • ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمن، معرفة انواع علم الحدیث (مقدمه)، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۲م.
  • ابن عبدالبر، یوسف، جامع بیان العلم و فضله، بیروت، دارالکتب العلمیه،
  • ابن ماجه قزوینی، محمّد بن یزید، السنن. بیروت، دارالکتاب العلمیه، ۱۴۰۷ق.
  • ابن ‏غضائری، احمد، الرجال، به کوشش محمدرضا جلالی، قم، ۱۴۲۲ق.
  • ‏ابوالفرج‏ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، نجف، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۵م.
  • ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، بیروت، موسسه اعلمی للمطبوعات (بی‌تا).
  • ابوزهو، محمد، الحدیث و المحدثون، ریاض، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
  • اعظمی، محمّد مصطفی، دراسات فی الحدیث النبوی و تاریخ تدوینه، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • بخاری، محمّد بن اسماعیل، الصحیح، بیروت، دارالقلم، ۱۴۰۵ق.
  • ترمذی، محمّد بن عیسی، الجامع الصحیح، بیروت، دارالکتاب العلمیه، ۱۴۰۸ق.
  • حسنی، هاشم معروف، دراسات فی الحدیث و المحدثین، بیروت، دارالتعارف (بی‌تا).
  • حسین جلالی، محمّد رضا، تدوین السنة الشریفه، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۳ش.
  • خطیب بغدادی، احمد بن علی، تقیید العلم، داراحیاء السنة النبوی، ۱۹۷۴ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم (آیة الله)، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالزهراء، (بی‌تا)
  • دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، السنن، نشر استانبول، ۱۴۰۱ق.
  • دینوری، عبدالله بن مسلم بن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، بیروت، دارالکتب العلمیه (بی‌تا).
  • ذهبی، شمس الدین، تذکرة الحفاظ، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۷۴ق.
  • رامیار، محمود، تاریخ قرآن، انتشارات امیرکبیر، ط ۲، ۱۳۶۲ش.
  • سیوطی، جلال الدین تدریب الراوی، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۴۰۵ق.
  • شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، مصر، موسسة النجاح، ۱۳۹۹ق.
  • شهرستانی، علی، منع تدوین الحدیث، بیروت، موسسه اعلمی للمطبوعات (بی‌تا)
  • صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه، قم منشورات رضی، ۱۳۶۳ش.
  • صدر، سید حسن، تأسیس الشیعة، منشورات اعلمی، (بی‌تا).
  • صدوق، محمّد بن علی، معانی الاخبار، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۹ق.
  • صفار، محمّد بن حسن، بصائر الدرجات، تهران، مؤسسه اعلمی، ۱۳۶۲ش.
  • طباطبایی، سید محمّد حسین، قرآن در اسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۳.
  • طبری، محمّد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالمعرفة، (بی‌تا).
  • عجاج خطیب، محمّد، السنة قبل التدوین، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
  • عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۴ق.
  • عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت، دارامعرفة (بی‌تا).
  • عسقلانی، هدی الساری، بیروت، دارالمعرفة، (بی‌تا).
  • عسکری، سید مرتضی، نقش ائمه در احیاء دین، نشر مجمع علمی، ۱۳۵۷.
  • قاسمی، جمال الدین قاسمی، قواعد التحدیث، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۹ق.
  • کتانی، محمّد جعفر، الرسالة المستطرفه، بیروت، دارالبشائر، ۱۴۱۴ق.
  • کلینی، محمّد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  • مجلسی، محمّد باقر، بحار النوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، موسسه الوفا، ۱۴۰۲ق.
  • محمّد ابو زهو، محمّد الحدیث و المحدثون، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۴۰۴ق.
  • معارف، مجید، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، انتشارات ضریح، ۱۳۷۴ش.
  • معارف، مجید، تاریخ عمومی حدیث، انتشارات کویر، ۱۳۷۷ش.
  • معارف، مجید، تدوین حدیث در میان اهل سنّت، دانشنامه جهان اسلام، ج۶، ۱۳۸۰ش.
  • نجاشی، احمد، رجال، به‏ کوشش‏ موسی‏ شبیری‏ زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق‏.
  • نیشابوری، مسلم بن حجاج، الصحیح، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۷۲م.

پیوند به بیرون

اقتباس از سایت تبیان و دایرة المعارف بزرگ اسلامی