جامعه روحانیت مبارز تهران

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جامعه روحانیت مبارز
شعار پاسداری مکتبی از انقلاب اسلامی
استقرار حق و عدالت در کشور
ایجاد مراکز تحقیقاتی دینی و فرهنگی
تقویت نهادهای جمهوری اسلامی
بنیانگذاری ۱۳۵۶ش
انشعاب مجمع روحانیون مبارز
دین شیعه
کشور Flag of Iran.svg ایران

جامعه روحانیت مبارز، از تشکل‌های روحانیان فعال در امور سیاسی ایران. نخستین هسته جامعه روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۶ش و با توصیه‌های مؤکد امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، مبنی بر هماهنگی نیروهای مسلمان در مبارزه با حکومت شاه و با تشویق و حمایت مرتضی مطهری، ایجاد شد. برنامه‌ریزی راهپیمایی‌ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه بر ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهده جامعه روحانیت مبارز بود.

جامعه به عنوان تشکلی مذهبی، سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضوری مؤثر و تعیین کننده در مجالس قانونگذاری، مجامع و شوراهای مشورتی، قضایی، سیاستگذاری و اجرایی کشور، به ویژه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ش، داشته است. مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر، محمدرضا مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنه‌ای، سید محمد حسینی بهشتی، محمد یزدی ، محمد مفتح و ... از اعضای تأثیرگذار جامعه روحانیت در نهادهای انقلاب بوده‌اند. محمد علی موحدی کرمانی پس از مهدوی کنی، دبیرکل جامعه شد.

شکل‌گیری

انگیزه تشکیل

پس از شکست قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ش، روحانیان فعال در این عرصه، علت شکست را نداشتن تشکیلات منسجم دانستند و به ضرورت وجود تشکل پی بردند؛ با این همه، در سال‌های بعد نیز نتوانستند تشکیلات منسجمی پدید آورند، هرچند با تشکیل جلسات هفتگی در منازل افراد و نیز هدایت فعالیت‌های بسیاری از مساجد و تکایا، عملاً در مبارزه با حکومت پهلوی حضور فعال داشتند.[۱]

زمان شکل‌گیری

در ۱۳۵۶ش، در پی توصیه‌های مؤکد امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، مبنی بر هماهنگی نیروهای مسلمان در مبارزه با حکومت شاه و با تشویق و حمایت شهید مرتضی مطهری، نخستین هسته جامعه روحانیت مبارز ایجاد شد.[۲]

مبارزه با پهلوی

برنامه ریزی راه پیمایی‌ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه بر ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهده جامعه روحانیت مبارز بود. ارسال تلگرام به امام خمینی و یکی دو اقدام دیگر به مثابه اعلام حضور جامعه روحانیت در مبارزات و حرکت‌های سیاسی بود.[۳]

اساسنامه

اساسنامه مفصّل جامعه روحانیت مبارز در ۱۳۵۷ش، هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تدوین شد که در آن برخی اهداف جامعه روحانیت بدین شرح معرفی گردید:

  1. پاسداری مکتبی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن
  2. نظارت بر امور کشور به منظور استقرار حق و عدالت
  3. برقراری روابط منظم با مراکز خبری و تبلیغی داخل و خارج
  4. ایجاد مراکز تحقیقاتی دینی و فرهنگی
  5. برخورد متعهدانه و فعال با رویدادهای مهم داخلی و خارجی
  6. تقویت کلیه سازمان‌ها و نهادهای خدمتگزار جمهوری اسلامی

دوایر هشت‌گانه

جامعه برای تحقق بخشیدن به اهداف مذکور تأسیس این دوایر هشت گانه را پیش بینی کرد:

  1. دایره فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی
  2. دایره فرهنگی دینی
  3. دایره تربیتی و آموزشی
  4. دایره تبلیغات اسلامی
  5. دایره مساجد
  6. دایره خدمات
  7. دایره تحقیقات علمی
  8. دایره مدارس علوم دینی.

طبق این اساسنامه، قلمرو فعالیت جامعه کل کشور بود.[۴] پس از تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از بندهای این اساسنامه، چون در حوزه وظایف نهادها و سازمان‌های دولتی بود، منتفی گردید.[۵]

تغییر اساسنامه

در آذر ۱۳۵۸ش، به توصیه امام خمینی حوزه عملکرد اساسنامه جامعه محدود گردید و جامعه موظف شد ضمن تجدید نظر در تشکیلات خود، اعضای شورای مرکزی را انتخاب نماید، لذا اساسنامه جدیدی تنظیم شد که بسیاری از بندهای اساسنامة پیشین در آن حذف گردید و نام جامعه روحانیت مبارز به جامعه روحانیت مبارز تهران تغییر یافت که حاکی از محدود شدن قلمرو فعالیت آن بود.[۶]

آخرین تغییر در اساسنامة جامعه، در ۲۹ مرداد ۱۳۷۵ش روی داد که عنوان رسمی آن، جامعه روحانیت مبارز استان تهران گردید.[۷] مرکز جامعه روحانیت ابتدا در شمیران بود، بعد به سرعت در هر منطقة تهران یک نماینده در بخش مرکزی یافت.[۸] امروزه این تشکل با هشت دفتر در هشت منطقة شهر تهران فعالیت می‌کند.[۹]

حضور مؤثر پس از انقلاب

جامعه به عنوان تشکلی مذهبی، سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضوری مؤثر و تعیین کننده در مجالس قانونگذاری، مجامع و شوراهای مشورتی، قضایی، سیاستگذاری و اجرایی کشور، به ویژه از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ش، داشته است.[۱۰] با تشکیل حزب جمهوری اسلامی در فروردین ۱۳۵۸ش ــ که پنج تن از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، در رأس آن قرار داشتند ــ به تدریج میان حزب جمهوری و جامعه روحانیت اختلافاتی بروز کرد که اوج آن در انتخابات نخستین دوره ریاست جمهوری بر سر معرفی نامزدهای ریاست جمهوری بود.[۱۱]

اعضای فعال در جمهوری اسلامی

  1. اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت از آغاز جمهوری اسلامی تاکنون، در شورای انقلاب، قوای سه گانه مقننه و مجریه و قضائیه، نیروهای مسلح، حوزه‌های علمیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی امنیت ملی، مراکز آموزش عالی و جایگاه‌های امامت جمعه و نمایندگی ولی فقیه در استان‌ها و شهرستان‌های کشور مناصب مهمی داشته‌اند، از جمله در شورای انقلاب، شش تن از اعضای مؤثر جامعه روحانیت (مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، باهنر، مهدوی کنی، خامنه‌ای و بهشتی) حضور داشتند؛
  2. ریاست قوه قضائیه طی دو دوره متوالی (۱۳۷۱ـ ۱۳۷۸ش) برعهده محمد یزدی (عضو شورای مرکزی جامعه) بود؛
  3. ریاست مجلس شورای اسلامی در دوره اول و دوم با هاشمی رفسنجانی و در دوره چهارم و پنجم با ناطق نوری بود؛
  4. اکثر نمایندگان مجلس در این دوره ها، از اعضا و هواداران جامعه بودند؛
  5. مهدوی کنی، محمد یزدی و امامی کاشانی نیز مدتی از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی بودند.[۱۲]

اختلافات

انشعاب

مجمع روحانیون مبارز

در ۱۳۶۶ ش، به سبب اختلاف نظر بر سر نامزدهای انتخاباتی و چند مورد دیگر، تعدادی از اعضا ــ که با مواضع اکثر اعضای جامعه مخالف بودند ــ از شورای مرکزی جامعه جدا شدند و به همراه عده‌ای دیگر از روحانیان، مجمع روحانیون مبارز تهران را تشکیل دادند.[۱۳] پس از این رخداد، در تعاریف سیاسی، جامعه روحانیت مبارز استان تهران را راست اسلامی و سپس راست سنّتی خواندند. پس از تغییر نام جریان‌های راست و چپ اسلامی به اصول گرا و اصلاح طلب، جامعه روحانیت جزء تشکل‌های اصول گرا به شمار می‌آید.[۱۴]

اختلاف با هاشمی

دومین رخداد در جامعه بر سر نحوه اداره کشور، در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، عضو بلند پایه جامعه روحانیت مبارز، روی داد. در ۱۳۷۴ش، به سبب پدید آمدن اختلاف نظر جدّی میان بیشتر هواداران و مسئولان جامعه روحانیت مبارز به رهبری ناطق نوری (رئیس وقت مجلس شورای اسلامی)، با اعضای هیئت دولت بر سر عدالت اجتماعی، استقرار ارزش‌های دینی و برخی مسائل اقتصادی و فرهنگی، هاشمی رفسنجانی از جامعة روحانیت مبارز فاصله گرفت اما با موضع گیری بعدی او مبنی بر عضویت در جامعه روحانیت مبارز، زمینه‌های تضعیف جامعه منتفی شد.[۱۵]

قرار ندادن اسامی پنج نفر از نامزدهای انتخاباتی برای مجلس پنجم ــ که هاشمی رفسنجانی به شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز پیشنهاد کرده اما شورا آن را رد کرده بود ــ به شکاف بیشتر انجامید.[۱۶]

دیدگاه سیاسی

به طور کلی جامعه روحانیت از لحاظ سیاسی، ولایت فقیه را محور نظام و ستون انقلاب[۱۷] و آن را امری تشخیصی، نه انتخابی، می‌داند که مشروعیت خود را از مردم نمی‌گیرد، بدین معنا که مردم در انتخاب ولی فقیه نقشی ندارند اما با انتخاب خبرگان و متخصصان دینی، به آنان مأموریت می‌دهند تا ولی فقیه را کشف کنند. از سوی دیگر، این تشکل مشارکت سیاسی مردم را در حکومت از جنبة تکلیف نگاه می‌کند و شرکت در انتخابات را واجب شرعی، و مهم‌ترین وظیفة شرعی هر مسلمان را تلاش در جهت استقرار و سپس حفظ حکومت اسلامی می‌داند.[۱۸]

نگرش اقتصادی و فرهنگی

از لحاظ اقتصادی جامعه روحانیت طرفدار اقتصاد بازار آزاد و واگذاری کارها به بخش خصوصی و مردم است و همواره از دولتی شدن اقتصاد انتقاد کرده است. همچنین به بخش خصوصی، مشارکت مردم، و کاهش نقش دولت در امور اقتصادی توجه ویژه‌ای دارد. دفاع از حق فرد برای کسب سود، با التزام به احکام فقهی، هر چند منجر به سرمایه داری شود و نیز واقعی دانستن تفاوت سطح زندگی افراد جامعه، به جامعه روحانیت مبارز نسبت داده شده است.[۱۹]

در سال‌های اخیر و به خصوص با شروع اصلاحات از ۱۳۷۶ش، جامعه روحانیت همواره نگرانی خود را از وضع فرهنگی کشور ابراز داشته و خواستار نظارت بیشتر دولت بر محصولات فرهنگی و از جمله مطبوعات شده است. این جامعه در امور فرهنگی، بر حفظ ارزش‌های معنوی انقلاب تکیه دارد و در سیاست خارجی، حکومت اسرائیل را نامشروع می‌داند و حامی مردم فلسطین است. همچنین معتقد به برقراری روابط خارجی بر اساس عزت و اقتدار است.[۲۰]

روش‌های تأثیرگذاری

ابزارها و شیوه‌های تأثیرگذاری جامعة روحانیت مبارز بر افکار عمومی و نقش آن در تحولات سیاسی کشور عبارت است از:

  1. اداره امور مساجد
  2. حضور مؤثر در مجالس و مجامع و شوراهای سیاستگذاری و مشورتی و تصمیم‌گیری
  3. مطبوعات
  4. بیانیه‌ها
  5. اطلاعیه‌ها و خبرنامه‌ها.

نشریه

این تشکل نشریه رسمی، که دیدگاه‌ها و مواضع رسمی آن را بازتاب دهد، ندارد لذا آنچه به عنوان مواضع جامعه در منابع آمده صرفاً برداشتی از مواضع اعضای آن است. خبرنامه جامعه روحانیت ماهانه منتشر می‌شود و فقط برای آگاهی از اخبار داخلی و خارجی، برای مدیران ارشد کشور، اعضا و هواداران و تشکل‌های همسو ارسال می‌گردد.[۲۱]

جایگاه قانونی

موحدی کرمانی

دفتر اصلی جامعه روحانیت مبارز در تهران به عنوان مؤسسه فرهنگی جامعه روحانیت مبارز به ثبت رسیده است. یکی دیگر از چالش‌های داخلی جامعه روحانیت مبارز تهران، موضوع جایگاه قانونی آن است. تعدادی از اعضای آن با ثبت و رسمی شدن جامعه به عنوان گروه یا سازمان سیاسی مخالف‌اند و جامعه را بیشتر نهادی روحانی می‌دانند. در برابر، برخی دیگر موقعیت فعلی جامعة روحانیت را مغایر قانونمندی کشور می‌دانند و معتقدند باید هر چه زودتر اساسنامة جامعه از سوی شورای مرکزی جدیدی تصویب شود و جامعه به ثبت قانونی برسد.[۲۲] چون جامعه خود را حزب یا تشکل سیاسی نمی‌داند، نشریة رسمی ندارد و تنها ترجمان (ارگان) آن روزنامة رسالت است که برخی اعضای برجستة جامعه، آن را در ۱۳۶۳ش تأسیس کردند>[۲۳]

در سال‌های اخیر جامعه روحانیت مبارز در کنار تشکل‌های همسوی خود (از جمله حزب مؤتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، انصار حزب اللّه، جامعه اسلامی دانشگاهیان، و انجمن‌های اسلامی اصناف بازار تهران) نقش مهمی در تحولات سیاسی ایران داشته[۲۴] و به عنوان فراگیرترین تشکل سیاسی، از ابتدای انقلاب تاکنون در حاکمیت کشور، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، و در مهم‌ترین تصمیم گیری‌های کشور دخالت داشته است.[۲۵]

پس از درگذشت آیت الله مهدوی کنی در سال ۱۳۹۳ش، محمد علی موحدی کرمانی به عنوان دبیرکل جدید جامعه روحانیت مبارز انتخاب شد.[۲۶]

پانویس

  1. هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه، ج ۱، ص۱۸۵، ۲۳۵.
  2. رجوع کنید به ناطق نوری، خاطرات، ص۱۱۱ـ۱۱۳؛ راهوار منفرد، احزاب، تشکل‌ها و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۱۰۸؛ هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه، ج ۱، ص۳۲۲؛ عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۴۰ـ۲۴۲، ۲۵۱ـ۲۵۲؛ مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، ص۱۳ـ ۱۴.
  3. مهدوی کنی، «مصاحبه با حضرت آیت اللّه محمدرضا مهدوی کنی»، ص۳۷ـ ۳۸؛ رضوی، هاشمی و انقلاب ، ص۱۳۶ـ۱۳۷؛ ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران ، ص۸۹.
  4. راهوار منفرد، احزاب، تشکل‌ها و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۳۱۷ـ ۳۱۸؛ سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، ص۲۰.
  5. عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۴۵ـ ۲۴۹.
  6. عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۴۷ـ ۲۴۹؛ سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، ص۲۱.
  7. سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، ص۲۲، ۱۸۸.
  8. انصاریان، ص۱۵۸؛ ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران ، ص۸۹ و پانویس ۱.
  9. سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، ص۲۴.
  10. دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۹۳.
  11. عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۵۲ـ ۲۵۴، ۲۶۰ـ۲۶۱.
  12. برای موارد دیگر رجوع کنید به دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۵۱ـ۱۵۷؛ سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، ص۱۲۲ـ۱۲۳، ۱۲۷.
  13. رجوع کنید به محتشمی پور،چند صدایی در جامعه و روحانیت، ص۳۰ـ۳۳، ۳۶ـ ۳۸؛ عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۶۲ـ ۲۶۵؛ دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۶۷.
  14. مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، ص۷ـ۹؛ ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران ، ص۸۸؛ دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۵۳ـ۱۵۴، پانویس ۲.
  15. رجوع کنید به دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۲۲۵؛ مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز،ص۱۲؛ نیز رجوع کنید به راهوار منفرد، احزاب، تشکل‌ها و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۶۴ـ۸۱.
  16. «انتخابات، پیوستها و گسستها»، ص۹ـ۱۷؛ ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران ، ص۱۰۶.
  17. لاریجانی، «مواضع جامعة روحانیت مبارز»، ص۱، ۳ـ۴.
  18. راهوار منفرد، احزاب، تشکل‌ها و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۱۶۶ـ ۱۶۸؛ مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، ص۴۴ـ ۴۵؛ جامعة روحانیت مبارز استان تهران، ص۶۷ـ۷۲.
  19. شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۴۵ـ۴۶، ۵۹؛ لاریجانی، «مواضع جامعة روحانیت مبارز»، ص۱، ۳ـ۴.
  20. دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۶۰ـ۱۶۱؛ شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۶۲.
  21. دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۵۹.
  22. رجوع کنید به عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران ، ص۲۶۵ـ۲۶۶؛ مهدوی کنی، «مصاحبه با حضرت آیت اللّه محمدرضا مهدوی کنی»، ص۴۰ـ۴۲؛ مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، ص۱۳.
  23. ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران ، ص۹۰ـ ۹۱؛ دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، ص۱۵۸.
  24. رجوع کنید بهمرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، ص۱۴؛ شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۲۰.
  25. شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز، ص۴۰.
  26. خبرآنلاین

منابع

  • «انتخابات، پیوست‌ها و گسست‌ها»، پیام امروز،ش ۱۰ (بهمن و اسفند ۱۳۷۴)؛ حسین انصاریان، خاطرات حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسین انصاریان، تدوین محمدرضا دهقانی اشکذری، حمید کرمی پور، و رحیم نیکبخت، تهران ۱۳۸۲ش.
  • جامعة روحانیت مبارز استان تهران، خبرنامة جامعة روحانیت مبارز تهران، ش ۲۵ (آذر ۱۳۷۴).
  • علی دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه: بررسی، نقد، پیشینه و عملکرد جامعة روحانیت مبارز تهران، تهران ۱۳۷۹ش.
  • کریم راهوار منفرد، احزاب، تشکل‌ها و جناح‌های سیاسی ایران امروز: از سال ۱۳۸۰ـ ۱۳۷۵، تهران ۱۳۸۲ش.
  • مسعود رضوی، هاشمی و انقلاب: تاریخ سیاسی ایران از انقلاب تا جنگ، تهران ۱۳۷۶ش.
  • صادق سلیمی بنی، جامعة روحانیت مبارز، قم ۱۳۸۱ش.
  • عباس شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز، تهران ۱۳۷۹ش.
  • حمیدرضا ظریفی نیا، کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران: ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۸، تهران ۱۳۷۸ش.
  • عباسعلی عمید زنجانی، روایتی از انقلاب اسلامی ایران: خاطرات حجة الاسلام والمسلمین عباسعلی عمید زنجانی، تدوین محمدعلی حاجی بیگی کندری، تهران ۱۳۷۹ش.
  • محمدجواد لاریجانی، «مواضع جامعة روحانیت مبارز»، اخبار، ش ۱۴۲، ۳ دی ۱۳۷۴.
  • علی اکبر محتشمی پور، چند صدایی در جامعه و روحانیت، تهران ۱۳۷۹ش.
  • حجت مرتجی، جناح‌های سیاسی در ایران امروز، تهران ۱۳۷۸ش.
  • محمدرضا مهدوی کنی، «مصاحبه با حضرت آیت اللّه محمدرضا مهدوی کنی»، حوزه، سال ۱۳،ش ۱ و ۲ (فروردین ـ تیر ۱۳۷۵).
  • علی اکبر ناطق نوری، خاطرات حجة الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری، تدوین مرتضی میردار، تهران ۱۳۸۲ش.
  • اکبر هاشمی رفسنجانی، هاشمی رفسنجانی: دوران مبارزه، زیر نظر محسن هاشمی، تهران ۱۳۷۶ ش.

پیوند به بیرون