تیپو سلطان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

فتح علی خان بهادر مشهور به تیپوسُلْطان (ذیقعده ۱۲۱۳/ ۱۷۹۹)، نیز مشهور به تیپوصاحب و ببرمیسور، آخرین حکمران شیعۀ میسور در جنوب هند که از ارادتمندان امیرالمؤمنین علی(ع) بود. وی چندین نبرد با ارتش کمپانی شرقی (بریتانیا) داشت و شکست‌های بسیاری را به ایشان وارد کرد.

تولد

پدرش تیپو حیدر علی خان بهادر (حک ۱۱۷۵-۱۱۹۶ق/۱۷۶۱-۱۷۸۲م) مؤسس نخستین حکومت مسلمان در ساحل مالابار در جنوب هند و مادرش دختر نورمعین الدین، از خانواده‌ای محترم بود.[۱] او در شهر سرینگاپاتام مرکز حکومت میسور به دنیا آمد. در کتابی که غلام محمد، پسر تیپو، آن را تصحیح و بازبینی کرده، تاریخ تولد وی، ۱۱۵۳ق/۱۷۴۰م ذکر شده است.[۲]


حضور در نظام

تیپو در نوجوانی آموزش‌های نظامی را از افسران فرانسوی که در خدمت پدرش بودند، فراگرفت.[۳] نخستین تجربۀ نظامی او، فرماندهی سواره نظام در جنگ با مراتهه‌ها در ناحیۀ کرناتک در ۱۱۸۱ق/۱۷۶۷م بود.[۴] در فاصلۀ سالهای ۱۱۸۹-۱۱۹۳ق/۱۷۷۵-۱۷۷۹م که دولت میسور درگیر جنگ با مراتهه‌ها بود، تیپو تجارب نظامی، سیاسی و فرماندهی گرانبهایی کسب کرد.[۵]


جنگ با انگلیس

در ژوئیۀ ۱۷۸۰، حیدرعلی خان با ارتش خود به ناحیۀ کرناتک حمله کرد و با نیروهای انگلیسی وارد نبردی شد که ۴سال به درازا کشید. تیپوسلطان که در این لشکرکشی از فرماندهان مهم سپاه پدر بود، آرکوت را فتح کرد.[۶] در ادامۀ این نبردها، وی نیروهای انگلیسی را به فرماندهی سرهنگ برِیت وِیت در ساحل رودخانۀ کلِرون به سختی شکست داد (۱۸فوریۀ ۱۷۸۲) و مَنگلور را فتح کرد.[۷]

تیپو سلطان همزمان در چند جبهه با انگلیسیان در جنگ بود و پیروزی‌هایی هم بدست آورده بود.[۸] اما با درگذشت پدرش (۱۱ سپتامبر ۱۷۸۲) به سرینگاپاتام رفت و جانشین پدر شد[۹] اما سرانجام مجبور شد با قوای انگلیس قرارداد صلح امضاء کرد.[۱۰]


پایان تیپو

مکانی که بدن تیپو سلطان در آن پیدا شد.

حملۀ تیپو سلطان به تراوانکور که راجۀ آن از متحدان انگلیسی‌ها بود، انگیزۀ جنگ بزرگ دیگری در میسور شد (۱۲۰۴-۱۲۰۶ق/۱۷۹۰-۱۷۹۲م). این جنگ دو سال به درازا کشید.[۱۱] و سرانجام با شکست سنگین تیپو سلطان به پایان رسید (۲۳ فوریۀ ۱۷۹۲). در نتیجۀ این شکست، تیپوسلطان نیمی از قلمرو خود را به انگلیسی‌ها واگذار کرد و متعهد شد که طی ۱۲ ماه ۳کرور و ۳۰ لک (۳۳ میلیون) روپیه به عنوان غرامت جنگی به انگلیسی‌ها بپردازد و نیز دو پسرش را به عنوان گروگان و تضمین پرداخت غرامت در اختیار انگلیسی‌ها بگذارد.[۱۲] اگرچه تیپو با پرداخت این غرامت در موعد مقرر، دو پسرش را آزاد کرد، اما با پیروزی انگلستان، ارتباط میسور با دریا قطع شد و جادۀ اصلی مدرس به سرینگاپاتام به دست نیروهای انگلیسی افتاد و در حقیقت، سلطۀ انگلستان بر جنوب هند از این زمان آغاز شد.[۱۳]

فرماندار جدید انگلستان در هند، ژنرال لرد مورنینگتن ــ مارکوئیس ولزی بعدی ــ و برادرش سرهنگ آرثر ولزلی، در ۱۲۱۴ق/۱۷۹۹م، حملات گسترده‌ای را بر ضد تیپو سلطان سازمان دادند.[۱۴] این نبردها که چندان به درازا نکشید، به شکست تیپو سلطان و عقب نشینی او به سرینگاپاتام انجامید. سپاهیان انگلیسی به فرماندهی ژنرال هریس پس از نبردی سخت، وارد شهر شدند و به قصر تیپوسلطان حمله کردند و پس از اشغال شهر و کاخ سلطنتی، در جست وجوی تیپوسلطان برآمدند، اما در ۴ مۀ ۱۷۹۹، جسد بی‌جان و گلوله خوردۀ او را در یکی از اتاق‌های کاخ یافتند.[۱۵]

جنازۀ تیپوسلطان با احترام و تشریفات خاص مذهبی و با حضور بزرگان کشوری و لشکری دولت او، در کنار پدر و مادرش در مقبرۀ خانوادگی به خاک سپرده شد.[۱۶]

آرامگاه و مقبره تیپو سلطان

شکست تیپوسلطان ــ که از عمده‌ترین مخالفان انگلستان بود ــ اقتدار و نفوذ انگلیسی‌ها را در هند به سرعت افزایش داد.[۱۷] شاید یکی از علل اصلی این شکست، خیانت و روابط پنهانی برخی از اطرافیان تیپوسلطان از جمله صادق، سپهسالار تیپو با انگلیسی‌ها باشد که در ادبیات سیاسی مسلمانان هندی و غیرهندی، چهره‌ای منفور است.[۱۸]

ارتباط با کشورهای مسلمان علیه انگلستان

تیپوسلطان به اهداف استعماری انگلستان در هند به خوبی واقف بود و هیچ‌گاه حاضر نشد به نفع خود و برضد هیچ حکمران مسلمان یا هندو با نیروی انگلیسی متحد شود.[۱۹]

او در روابط خود با دولت‌های محلی هند و با دیگر کشورها رویکردی آشکارا ضدانگلیسی داشت و می‌کوشید تا با ارتباط با حکومت‌های محلی هند و کشورهای مسلمان، متحدانی بر ضدانگلیسی‌ها بیابد. از همین رو، نمایندگانی به دهلی، اوده، حیدرآباد، کشمیر، پونا، افغانستان، عربستان، امپراتوری عثمانی و ایران فرستاد.[۲۰]

نمایندگان وی در ۱۷۹۹م با هدایایی به حضور فتحعلی شاه قاجار، پادشاه ایران رسیدند و از او تقاضای کمک کردند.[۲۱] اما به گفتۀ مفتون دنبلی در همان اوقات خبر کشته شدن تیپوسلطان به ایران رسید و آنان به وطن خود بازگشتند.[۲۲]

رابطه با فرانسه

روابط تیپو سلطان با دولت فرانسه نیز متأثر از رویکرد ضدانگلیسی او بود و می‌کوشید تا از رقابت دو قدرت به نفع خود استفاده کند. اگرچه لوئی چهاردهم، نخستین فرستادۀ تیپو را در۱۱۹۲ق/ ۱۷۷۸م به گرمی پذیرفت، اما هیچ کمک نظامی در اختیار او قرار نداد.[۲۳]

در۱۲۰۰ق/۱۷۸۶م نیز تیپو بار دیگر با هدف اعلام ناخشنودی از کناره‌گیری یک طرفۀ فرانسه از جنگ تیپو با نیروهای انگلیسی در ۱۱۹۸ق/۱۷۸۴م، و نیز درخواست کمک نظامی و جذب نیروهای متخصص، نمایندگانی به فرانسه فرستاد.[۲۴]

البته انقلاب فرانسه (۱۷۸۹م) و گسست روابط میان فرانسه و انگلستان، می‌توانست امید تیپوسلطان را به همکاری با فرانسه برانگیزد.[۲۵] وی برای اظهار حسن نیت، از جمهوری خواهان جانب‌داری کرد و حتی اجازه داد باشگاه ژاکوبن در پایتخت او تشکیل شود.[۲۶] اما با حملۀ ناپلئون به مصر، نگرانی انگلستان از روابط تیپوسلطان با فرانسه افزایش یافت و در عزم این کشور بر یکسره کردن کار تیپو تأثیر خاص گذاشت.

اصلاحات

تیپو سلطان در دورۀ حکومت خود، اصلاحات گوناگونی در زمینه‌های اداری، اجتماعی، نظامی و اقتصادی انجام داد. وی تشکیلات اداری و نظامی خود را براساس الگوهای اروپایی بازسازی کرد و به تجهیز نیروی دریایی خود پرداخت.[۲۷]

نمونۀ توپ مورد استفاده تیپو سلطان در نبرد با انگلیسی‌ها

او به توسعۀ راه‌های ارتباطی توجه بسیار داشت؛ سدها را تعمیر کرد و برای حمایت از کشاورزان اصلاحاتی در نظام مالیاتی پدید آورد. دعوت از متخصصان خارجی برای ساخت کارخانه‌های جدید، ممنوعیت صادرات کتان برای حمایت از صنایع نساجی داخلی، دعوت بافندگان نقاط دیگر به قلمرو خود، و منع کشت خشخاش از دیگر اقدامات اصلاحی وی بوده است. در دورۀ تیپو، همچنین ارتباط بازرگانی میان میسور و عمان، ایران، عثمانی و حتی چین برقرار بود.[۲۸]

تیپو نام مناصب نظامی، قلعه‌ها، شهرها، ماه‌ها، اوزان و اندازه‌ها را تغییر داد و سکه‌هایی با نام‌های جدید ضرب کرد.[۲۹]

در دورۀ تیپو بناهای زیبای مشهوری ساخته شد، مانند مسجد جامع سرینگاپاتام و بنای مشهور و زیبای «‌دریا دولت‌» که کاخ تابستانی او بود و اکنون از مکان‌های مهم گردشگری در هند است.

مسجد جامع سرینگاپاتام
دروازۀ مقبرۀ تیپو سلطان با این شعر آذین شده است.

سال‌ها پیش سریال «شمشیر تیپو سلطان» که به بخش‌هایی از زندگی تیپو سلطان اشاره داشت، ساخته شد که در تلویزیون ایران هم پخش گردید.

مسلک

تیپوسلطان شیعه‌ای معتقد بود و ارادتی خاص به امام علی(ع) داشت و به ترویج و تشویق در امر آموزش و هنرهای گوناگون اهتمام می‌ورزید. وی ذوق ادبی داشت و چند زبان، از جمله فارسی را می‌فهمید. کتابخانه‌ای از او با بیش از دو هزار جلد کتاب به زبان‌های مختلف در کلکته بر جای مانده است. دو مجلد از نامه‌های وی نیز که به فارسی نگاشته، دردست است.[۳۰] گزیده‌ای از این نامه‌ها را ویلیام کریک پاتریک به انگلیسی ترجمه و با شرح و توضیح در لندن (۱۸۱۱م) به چاپ رسانده است.[۳۱]

پانویس

  1. هاردی، مسلمانان هند بریتانیا، ص۱۷؛ استوارت، ص۲۶۱.
  2. نک: استوارت، ص۲۶۱؛ قس: بستانی، تاریخ آصف جاهیان (گلزار آصفیه)، ج۶، ص۲۸۲؛ EI2؛ بریتانیکا، XI/792؛ مانسینگه، ص۴۱۶؛ «‌فرهنگ...۲ »، XI/273.
  3. بریتانیکا، XI/792؛ استوارت، ص۲۶۱.
  4. استوارت، ص۲۶۲.
  5. استوارت، ص۲۶۲.
  6. استوارت، ص۲۶۳.
  7. استوارت، ص۲۶۳؛ بنرجی، ص۱۹۱.
  8. بنرجی، ص۱۹۱.
  9. بنرجی، ص۱۹۱؛ کرمانی، صص۲-۳.
  10. پاول پرایس، ص۴۶۳؛ کولکه، ۲۲۲۰؛ دنبار، II/387؛ «‌فرهنگ »، XVIII/182.
  11. نک: کرمانی، صص۷۳-۹۰.
  12. کرمانی، ۱۰۴؛ دنبار، II/400؛ لایل، ص۲۲۳؛ مانسینگه، ص۴۱۷؛ «‌فرهنگ »، XVIII/182).؛ استوارت، ص۲۹۰.
  13. یاپ، ص۱۵۵؛ کولکه، ص۲۲۱.
  14. کولکه، ص۲۲۱؛ کرمانی، ص۱۲۰؛ لایل، ص۲۳۹؛ «‌فرهنگ »، XVIII/183.
  15. استوارت، ص۳۰۹؛ کرمانی، ص۱۲۸؛ پاول پرایس، صص۴۸۵-۴۸۶؛ مانسینگه، ص۴۱۷.
  16. استوارت، ص۳۱۱.
  17. شورش...، ص۱۱۱؛ نهرو، ج۱، ص۴۵۶.
  18. نک: اقبال لاهوری، کلیات، ص۳۴۸؛ ۱. De Bussy 2.» The Tiger… «
  19. بهاتاچاریا، صص۸۱۸-۸۱۹.
  20. خان زمان خان، تاریخ آصف جاهیان (گلزار آصفیه)، ص۵۹۰؛ مانسینگه، ص۴۱۶؛ «‌فرهنگ »، XVIII/182؛ لایل، ص۲۲۱.
  21. سپهر، ناسخ التواریخ (تاریخ قاجاریه)، ج۱، ص۱۰۶.
  22. مفتون دنبلی، مآثرسلطانیه صص۶۰-۶۱.
  23. «‌ببر »، صص۴-۵؛ لایل، ص۲۲۳.
  24. حبیب، صص۱۶-۱۷؛ رای، ص۱۳۱.
  25. نک: لایل، صص۲۳۹ -۲۳۳.
  26. کولکه، ص۲۳۱؛ پاول پرایس، ص۴۸۵؛ «‌فرهنگ »، II/488.
  27. مانسینگه، ص۴۱۷.
  28. حبیب، ص۲۰؛ مانسینگه، ص۴۱۶؛ «‌فرهنگ »، XVIII/182.
  29. دنبار، II/404؛ «‌دولت »، صص۱۵۱-۱۶۱.
  30. لاو، ص۹۶.
  31. حبیب، ص۹؛ «‌دولت »، صص۵-۱۵.

منابع

  • اقبال لاهوری، محمد، کلیات، به کوشش احمد سروش، تهران، ۱۳۴۳ش
  • بستانی؛ خان زمان خان دهلوی، غلامحسین، تاریخ آصف جاهیان (گلزار آصفیه) ، به کوشش محمدمهدی توسلی، لاهور، ۱۳۷۷ش
  • سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ (تاریخ قاجاریه) ، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ۱۳۷۷ش
  • شورش هندوستان ۱۸۵۷م/۱۲۷۴ق، ترجمۀ اوانس ماسئیان، به کوشش صفاء الدین تبراییان، تهران، ۱۹۹۳م
  • مفتون دنبلی، عبدالرزاق، مآثرسلطانیه، تهران، ۱۳۹۲ق
  • نهرو، جواهر لعل، کشف هند، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ۱۳۶۱ش
  • هاردی، پ.، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ۱۳۶۹ش
  • Banerjee, A. Ch., The New History of Modern India 1707-1947, Calcultta, 1983
  • acharya, S., A Dictionary of Indian History

New York, 1967, Britannica, 1989

  • Dunbar, G., A History of India, London, 1948
  • EI2; Habib, I. introd. and ed. State and Diplomacy under Tipu Sultan, New Delhi, 2001
  • The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, 1972
  • Kirmani, M. H. A., History of Tipu Sultan (Nishān - i – Haidari) , tr. W. Miles, Lahore, 1974
  • Kulke, H. and D. Rothermund, A History of India, London/NewYork, 1998
  • Law. N. N., Promotion of Learning in Muslim India, Lahore, 1985
  • Lyall, A., The Rise and Expansion of British Dominion in India, New Delhi, 1984
  • Mansingh, S., Historical Dictionary of India, New Delhi, 1998
  • Powell - Price, J. C., A History of India, London, 1955
  • Ray, A.,» France and Mysore «, State and Diplomacy... (vide: Habib) ; State and Diplomacy... (vide: Habib) ; Stuart, Ch.,» Catalogue and Memoirs of Tipoo Sultan «, The History of Hyder Shah, Lahore, 1976
  • ‌» The Tiger of Mysore «, Angelfire, www. angelfire. Com /co /begumnoor/tipu 2. html; Yapp, M. E., Strategies of British India, Oxford, 1980


پیوند به بیرون