آیه اولو الارحام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از آیه اولوا الارحام)
پرش به: ناوبری، جستجو

آیه اُولو الأرحام آیه ۶ سوره احزاب و آیه ۷۵ سوره انفال است. این آیات به‌ارث‌بردن مسلمانان از خویشاوندان و بستگان حقیقی خود، اشاره دارد.
به عقیده برخی قبل از نزول آیه اولو الأرحام، مسلمانانی که با یکدیگر عقد اخوت می‌بستند، طبق حکمی موقت از سوی پیامبر(ص)، از هم ارث می‌بردند؛ اما با نزول این آیه، آن حکم موقت نسخ شد و ارث بردن مسلمانان از یکدیگر، مخصوص خویشاوندان و بستگان حقیقی شد.
طبق برخی از روایات ارث در این آیه به ولایت و حکومت تفسیر شده و به نقل از امام باقر(ع) منظور از ارث، به ولایت رسیدن فرزندان امام حسین(ع) است.
بخش دیگر این آیه درباره برتر بودن پیامبر(ص) از نفس و جانِ مؤمنان و همچنین معرفی کردنِ همسران پیامبر(ص) به عنوان مادر مؤمنان است.

متن آیه

النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ ۗ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَىٰ أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [ مؤمنان ] محسوب می شوند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند ، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید) این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است.[۱]

شأن نزول

به گفته گروهی از مفسران، بعد از مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه، ارتباط آنها با خویشانشان به کلی قطع شد؛ به همین دلیل پیامبر(ص) به دستور خداوند مسأله عقد اخوت را مطرح و میان مهاجرین و انصار آن را اجرا کرد.[۲] از قوانین این پیمانِ برادری ارث بردن از یکدیگر بود.[۳] بر اساس نظر بیشتر عالمان شیعه این حکم به دلیل عدم گسترش اسلام و تعداد کم مسلمانان به صورت موقت اجرا شد[۴] و بعد از زیاد شدن مسلمانان این حکم نسخ شده و به جای آن آیه «اُولوالارحام» نازل شد. طبق آیه اولوالأرحام، مسلمانان فقط از خویشان و بستگان حقیقی خود ارث می‌برند.[۵]

محتوای آیه

ششمین آیه سوره احزاب، همچنین آیه ۷۵ سوره انفال معروف به آیه اوالوالأرحام هستند. در این آیه به سه موضوع ارث، برتری پیامبر اسلام(ص) از مومنان از نفس خودشان و به منزله مادر بودن همسران پیامبر(ص) برای مسلمانان اشاره شده است.[۶] مفسران معتقدند، با اینکه پیامبر(ص)، برتر از مؤمنین از نفس خودشان بوده و همچنین همسران پیامبر(ص) به منزله مادر مؤمنین هستند، اما هیچ‌گاه مسلمانان از آنها ارث نمی‌برند. بر همین اساس قطعا برادرانی که از طریق عقد اخوت با هم برادر شده‌اند نیز از هم ارث نمی‌برند.[۷]

موضوع اول:ارث بردن

بحث اصلی این آیه درباره ارث بردن مسلمانان از خویشان و بستگان حقیقی خود است.[۸] به تصریح آیه مسلمانانی که با یکدیگر عقد اخوت خوانده‌اند از هم ارث نمی‌برند.[۹] البته مسلمانان می‌توانند به واسطه وصیت کردن به غیر خویشان خود نیز خیر برسانند.[۱۰]
بنا بر تصریح برخی روایات، منظور از ارث، ولایت و خلافت است؛[۱۱] چنانچه از امام صادق(ع) درباره تفسیر آیه اولوالأرحام نقل شده است: «این آیه درباره حکومت و ولایت است.»[۱۲] امام باقر(ع) این آیه را درباره به ولایت رسیدن فرزندان و ذُریه امام حسین(ع) دانسته‌ است.[۱۳] به باور گروهی از مفسران این روایات بر وسیع بودن مفهوم ارث دلالت دارد و شامل ارث مال و غیر مال، مانند ولایت و خلافت می‌شود.[۱۴]

موضوع دوم: برتری پیامبر از مؤمنین

به گزارش طبرسی، پیامبر(ص) هنگام جنگ تبوک به همه مسلمانان دستور حرکت برای جهاد صادر کرد؛ ولی عده‌ای رفتن به جنگ را مشروط به اجازه پدر و مادر خود دانستند، به همین علت این بخش از آیه (النبی اولی بالمؤمنین) نازل شد که اشاره به برتری پیامبر(ص) از پدر و مادر و حتی نفس خود مؤمنان دارد.[۱۵] سیوطی بر این باور است که بعد از «من انفسهم» در آیه عبارتِ «وهو أب لهم: او پدر شما است» بوده که حذف شده است.[۱۶]

به عقیده علامه طباطبایی منظور از برتری پامبر(ص) این است که اختیار دنیوی و معنوی مسلمانان در دست وی بوده و اطاعت از او واجب است.[۱۷] آیت الله مکارم شیرازی معتقد است، از آنجا که پیامبر(ص) از طرف خداوند مبعوث شده و از ناحیه او سخن می‌گوید، برای انسان‌‌ها از پدر هم مهربان‌تر و دلسوزتر است.[۱۸]

موضوع سوم: حرمت همسران پیامبر

مفسران بر این عقیده‌اند که همسران پیامبر(ص) در احترام و حرمت ازدواج مانند مادر مسلمانان هستند؛ ولی ازدواج با دختران آنها جایز است.[۱۹] همچنین دیگر احکام مانند ارث بردن، مَحرم بودن به او یا خواهر و دخترانش، بین مسلمانان و همسران پیامبر(ص) جاری نیست.[۲۰]

پانویس

  1. سوره احزاب، آیه ۶.
  2. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  3. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  4. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  5. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  6. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  7. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۱.
  8. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  9. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۰.
  10. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۳۴۹؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الأسرار، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۸.
  11. بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۱۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۹؛ فیض کاشانی، تفسیرالصافی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۶۷.
  12. بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۱۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۹.
  13. فیض کاشانی، تفسیرالصافی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۶۷.
  14. فیض کاشانی، تفسیرالصافی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۶۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۹.
  15. طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰.
  16. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۸۳.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۲۰۴.
  19. خواجه عبدالله انصاری، کشف الأسرار، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷.
  20. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۷۷؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۳۰؛ برای مطالعه بیشتر رک: مدخل همسران پیامبر(ص)

منابع

  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۴۰۸ق.
  • ٰبحرانى، هاشم بن سليمان‏، البرهان في تفسير القرآن‏، قم، موسسة البعثة، ۱۴۱۵ق.
  • خواجه عبدالله انصاری، عبدالله بن محمد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • سید قطب، ابراهیم حسین، فی ظلال‌القرآن، بیروت، دارالشروق، ۱۴۲۵ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تصحیح حسین اعلمی، تهران، مکتبةالصدر، ۱۴۱۵ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.