آل خرسان

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از آل‌خرسان)
آل خِرسان
شناسنامه خاندان
زمانهقرن پنجم تا چهاردهم هجری قمری
دیگر نام هاآل معصوم (قرن پنجم تا اوایل هفتم قمری)
خاستگاهحله
وجه نام گذاریآل معصوم، به خاطر انتسابشان به سید ابوالحسن معصوم/ آل خرسان، به خاطر انتسابشان به ابوالفتح ابن ابی محمدبن ابراهیم که به أخرَس شهرت داشته
مکان استقرار
مکان استقرارعراق
حکومت
افراد سرشناس
عالمان دینیمحمدبن احمدبن علی، احمدبن درویش بن محسن، حسن بن علی بن شکر، جعفربن احمد بن درویش، محمدحسین بن حسن بن علی، حسن بن عبدالهادی بن موسی
ادیباناحمدبن درویش بن محسن، جعفربن احمد بن درویش، محمدحسین بن حسن بن علی
عالمان مبارز با انگلیسعبدالرسول بن محمدحسین بن حسن، عبدالمرتضی بن موسی
سایرمعصوم بن احمدبن حسن حائری (عهده دار امور حرم امام علی(ع))، محمدمهدی بن سیدحسن (محقق و نویسنده)

خاندان آل‌خِرسان خاندانی سادات که چند عالم و ادیب شیعی مقیم نجف را شامل می شود. آل خرسان هم‌چنین عهده دار نظارت بر حرم امام علی(ع) و اداره امور زائران در نجف بوده‌اند.

نسب

نسب خاندان آل خِرسان از طریق محمد عابد به امام کاظم(ع) می‌رسد.[۱] این خاندان علاوه بر شهرت در علم و ادب، عهده دار نظارت بر حرم امام علی(ع) و اداره امور زائران در نجف بوده‌اند.[۲]

خاستگاه

خاندان خرسان در آغاز ساکن شهر حلّه بودند، سپس برخی از آنان به کربلا مهاجرت کردند تا اینکه سیدابوالحسن معصوم در قرن ششم در نجف اشرف اقامت گزید،[۳] ازاین رو در قرن پنجم، ششم و اوایل قرن هفتم این خاندان به آل معصوم مشهور بودند،[۴]اما شهرت این خاندان به اخرس، از زمان ابوالفتح ابن ابی محمدبن ابراهیم بن ابی فتیان غنائم بن عبداللّه بن حسن برکه است که به اخرس شهرت داشته و به فرزندان او بنواخرس گفته شده است.[۵]

مشهورترین افراد

برخی از مشهورترین افراد این خاندان عبارت‌اند از:

معصوم بن احمدبن حسن حائری

ابوالحسن معصوم بن احمدبن حسن حائری، جد اعلای آل خرسان که در قرن پنجم و ششم می‌زیسته برخی او را بسیار ستوده‌اند.[۶] او عهده دار امور حرم امام علی علیه‌السلام بود و بدین سبب مَقریزی[۷] از وی با عنوان «امام مشهد علی» یاد کرده است. در زمان تولیت او طلائِع بن رُزِّیک، وزیر مقتدر فاطمیان به زیارت حرم امام علی(ع) رفت و ظاهرآ میان این دو مناسبات خوبی برقرار شد، چنان که ابن رُزِّیک سالیانه مبلغی را نزد ابوالحسن معصوم می‌فرستاد.[۸]

محمدبن احمدبن علی

شمس الدین محمدبن احمدبن علی، از عالمان و فقیهان که کتابهای زادالسبیل در فقه و المشجَّرالکشّاف لاصول السادة الاشراف در نسب از جمله تألیفات اوست.[۹]

احمدبن درویش بن محسن

احمدبن درویش بن محسن، فقیه و ادیب بود در نجف به دنیا آمد و نزد فقیهان و بزرگان آن شهر دانش آموخت و از خواص و ملازمان شیخ موسی کاشف الغطا (متوفی ۱۲۴۳)، فقیه بزرگ عراق، و کاتب شخصی او شد و به همراه او به بسیاری از شهرهای ایران سفر کرد. او خطی خوش و در ادبیات مهارت داشت و به دو زبان عربی و فارسی شعر می‌سرود.[۱۰] وی در ربیع الآخر ۱۲۴۶ در نجف از دنیا رفت.[۱۱] از جمله آثار وی می‌توان به مجموعه ادبی در دو جلد اشاره کرد.[۱۲]

حسن بن علی بن شکر

حسن بن علی بن شکر، فقیه امامی قرن سیزدهم در حدود ۱۲۰۰ در نجف به دنیا آمد. فقه را در محضر محمد حسن نجفی صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۶) آموخت و در همان زمان مجلس درسی برپا کرد که عالمان بسیاری از دانش وی بهره بردند.[۱۳] به درخواست برخی از تجار و اعیان بغداد به آن شهر رفت و تا پایان عمر مرجعیت مردم را برعهده گرفت و در ۱۲۶۵ق در همین شهر درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.[۱۴] او علاوه بر تألیف رساله‌های فقهی، کتابخانه نفیسی داشت که پس از مرگش در آتش سوخت.[۱۵]

جعفربن احمد بن درویش

جعفربن احمد بن درویش، عالم، ادیب و شاعر، در ۱۷ ذی‌الحجه ۱۲۱۶ به دنیا آمد[۱۶] و پس از فراگیری مقدمات علمی در مجلس درس شیخ انصاری حاضر شد. جعفربن احمد شعر کم می‌سرود،[۱۷] اما مکاتبات بسیاری با شاعران و ادیبان معاصر خود داشت. امین[۱۸] و خاقانی[۱۹] بخشی از این مراسلات را ذکر کرده‌اند. او در ۲ رجب ۱۳۰۳ در نجف درگذشت.[۲۰] از وی دو مجموعه ادبی برجای مانده است.[۲۱]

محمدحسین بن حسن بن علی

محمدحسین بن حسن بن علی، فقیه و ادیب و زاهد امامی، در نجف به دنیا آمد، دوره مقدماتی را نزد پدرش و سپس فقه و اصول را نزد فقیهانی چون محمدحسین کاظمی، میرزا حسین خلیلی و شیخ محمد طه نجف آموخت. وی مجلس درسی نیز برپا کرد. در سالهای آخر عمرش نابینا شد و در ۱۳۲۲ چشم از جهان فروبست.[۲۲] از وی تقریرات درسهای فقه و اصول و دیوان شعر کوچکی باقی مانده است.[۲۳]

عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن

عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن، فقیه زاهد و مجاهد امامی، پس از خواندن دروس مقدمات، مباحث فقه و اصول را نزد محمد طه نجف و دیگران آموخت. وی از جمله کسانی است که در رکاب فقیه مجاهد سیدمحمدسعید حبوبی به جنگ با قوای انگلیس پرداخت.[۲۴] او در ۲۱ محرم ۱۳۶۱ درگذشت و در مقبره خانوادگی آل خرسان به خاک سپرده شد.[۲۵]

عبدالمرتضی بن موسی

عبدالمرتضی بن موسی، فقیه و زاهد امامی، پس از تکمیل دوره مقدماتی، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون علی بن یاسین رفیش نجفی (متوفی ۱۳۳۴) و شیخ الشریعه اصفهانی و علم رجال را از ابوتراب خوانساری و حکمت را نزد شیخ نعمت الله دامغانی آموخت.[۲۶] وی نیز از مجاهدان و مبارزان با استعمار انگلیس بود. او در ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۶۱ وفات کرد.[۲۷]

حسن بن عبدالهادی بن موسی

حسن بن عبدالهادی بن موسی، فقیه و محقق آثار علمای بزرگ شیعه، تولد وی را به اختلاف ۱۳۲۱[۲۸] و ۱۳۲۶[۲۹] ذکر کرده‌اند. پس از تکمیل دروس مقدمات، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون سیدابوالحسن اصفهانی، میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و رجال را نزد سیدابوتراب خوانساری و اخلاق را نزد شیخ علی قمی و حکمت را از محضر نعمت الله دامغانی کسب کرد.[۳۰]

تالیفات

  1. وی در تحقیق و احیای شماری از آثار علمی شیعه سهم داشت، از جمله تحقیق و چاپ تهذیب الاحکام شیخ طوسی همراه با شرح مشیخه آن در نجف اشرف در ۱۳۸۲[۳۱] و تحقیق و چاپ الاستبصار شیخ طوسی همراه با مقدمه و شرح مشیخه آن.[۳۲]
  2. اثر دیگر او تحقیق و چاپ کتاب من لایحضُرُه الفقیه همراه با مقدمه مبسوطی به نام حیاة الشیخ الصدوق به پیوست شرح مشیخه صدوق است که در ۱۳۷۹ در نجف اشرف به چاپ رسیده است.[۳۳]
  3. وی علاوه بر این، کتابی در شرح حال خاندانش با عنوان یتیمة الزمان فی ما قیل فی آل خرسان تألیف کرده است.[۳۴]

محمدمهدی بن سیدحسن

محمدمهدی بن سیدحسن، محقق و مؤلف، در ۱۳۴۷ در نجف به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات به نگارش و تحقیق روی آورد.

تالیفات

  1. کتابی در شرح حال عبدالله بن عباس در چهار جلد؛[۳۵]
  2. المشجَّر المبین فی مَنْ ذُکرَ فی منتقلة الطالبیین؛[۳۶]
  3. نشوة الامانی که منظومه‌ای در ۷۸ بیت در نسب آل خرسان است؛[۳۷]
  4. قَلائد العِقْیان فی ما قیل فی آل الخرسان.[۳۸]
  5. وی تمام آثار باقی مانده از ابن ادریس حلی را تحت عنوان موسوعة ابن ادریس حلّی (قم ۱۳۸۷ش) به چاپ رسانده است.
  6. وی علاوه بر این بر چند کتاب مقدمه نوشته است، که تمام این مقدمه‌ها در کتابی با عنوان مقدمات کتب تراثیة (قم ۱۳۸۵ش) به چاپ رسیده است. وی همچنین در کتاب اخیر، ضمن آوردن شرح حال خود، فهرست کاملی از آثارش (از جمله آثار چاپ نشده) آورده است.

پانویس

  1. ابن عنبه، عمدة الطالب، ص۲۴۵ـ۲۴۷، ابن عنبه، الفصول الفخریة، ص۱۳۸؛ ضامن بن شدقم، ج۲،قسم۲، ص۳۰۲
  2. امین، ج۴، ص۸۱، ۱۱۸؛ آل محبوبه، ج۱، ص۲۷۰
  3. تمیمی، ج ۴، ص۶۱
  4. تمیمی، ج ۴، ص۶۱،ر.ک:ضامن بن شدقم، ج ۲، قسم ۲، ص۲۹۷
  5. ابن عنبه، ص۲۴۷؛ ضامن بن شدقم، ج ۲، قسم ۲، ص۳۰۳
  6. ضامن بن شدقم، ج ۲، قسم ۲، ص۳۰۳؛ عبدالحسین امینی، ص۵۷
  7. مقریزی،ج ۴، قسم ۱، ص۱۶۸ـ۱۷۲
  8. ضامن بن شدقم، ج ۲، قسم ۲، ص۲۹۸
  9. ابن عنبه، عمدة الطالب، ص۲۴۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الحقائق، ص۱۷۷؛ آقابزرگ طهرانی: الضیاء، ص۱۱۵، آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج۱۲، ص۴
  10. تمیمی، ج ۴، ص۷۶
  11. حرزالدین، ج ۱، ص۱۶۹؛ امین، ج ۴، ص۸۱؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الکرام، قسم۱، ص۸۷؛ خاقانی، ج۲، ص۴؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص۶۰۰
  12. محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج۲، ص۴۸۶
  13. تمیمی، ج ۴، ص۶۸
  14. امین، ج ۵، ص۱۸۹؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الکرام، قسم ۱، ص۳۳۸؛ ر.ک: به روضاتی، ص۱۵۵؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۶؛ تمیمی، ج ۴، ص۶۹
  15. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۸، ص۲۹۷؛ روضاتی، ص۱۵۷
  16. تمیمی، ج ۴، ص۷۸
  17. ر.ک:آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص۲۷۸
  18. امینی،ج ۴، ص۸۱
  19. خاقانی،ج ۲، ص۶ـ۲۶
  20. حرزالدین، ج ۱، ص۱۶۸؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۷
  21. ر.ک:آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۹، قسم ۱، ص۱۹۵
  22. آقا بزرگ تهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص۵۶۶؛ تمیمی، ج ۴، ص۷۴ـ۷۵؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۶
  23. محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۶
  24. تمیمی، ج ۴، ص۸۳
  25. تمیمی، ج ۴، ص۸۳
  26. تمیمی، ج ۴، ص۸۴
  27. تمیمی، ج ۴، ص۸۴ـ۸۵
  28. تمیمی، ج ۴، ص۸۵
  29. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۴، ص۶۷
  30. تمیمی، ج ۴، ص۸۵
  31. آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۴، ص۶۷؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸
  32. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۴، ص۶۷؛ محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۷۴ـ۷۵
  33. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۴، ص۶۷؛ عواد، ج ۱، ص۳۳۲ـ۳۳۳؛ محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۳۳۷
  34. محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸
  35. آقابزرگ طهرانی، طبقات : نقباء، قسم ۳، ص۱۱۱۸؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸
  36. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۲۱، ص۴۴
  37. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۲۴، ص۱۶۰؛ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸
  38. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۷، ص۱۶۳؛ روضاتی، ص۱۵۶

یادداشت

منابع

  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: الحقائق الراهنة فی المائة الثامنة، چاپ علی نقی منزوی، بیروت ۱۹۷۵.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الضیاءاللامع فی القرن التاسع، چاپ علی نقی منزوی، تهران ۱۳۶۲ش.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الکرام البررة، قسم ۱ـ۲، مشهد ۱۴۰۴.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ۱ـ۴، ۱۴۰۴.
  • جعفربن باقر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
  • ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، بیروت: دارمکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • ابن عنبه، الفصول الفخریه، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۳ش.
  • عبدالحسین امینی، شهداء الفضیلة، قم ۱۳۵۲ش.
  • محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیة: منذ دخول الطباعة الی النجف حتی الآن، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۶.
  • محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
  • محمدعلی جعفر تمیمی، مشهد الامام، او، مدینة النجف، نجف ۱۳۷۴/۱۹۵۵.
  • محمدعلی حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج ۲، اصفهان ۱۳۶۲ش.
  • محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵.
  • علی خاقانی، شعراءالغری، او، النجفیات، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
  • محمدعلی روضاتی، جامع الانساب، اصفهان ۱۳۳۵ش؛ ضامن بن شدقم، تحفة الازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء الائمة الاطهار، چاپ کامل سلمان جبوری، تهران ۱۳۷۸ش.
  • محمدبن حسن طوسی، الاستبصار، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
  • کورکیس عواد، معجم المؤلفین العراقیین فی القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد ۱۹۶۹.
  • احمدبن علی مَقریزی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، چاپ ایمن فؤاد سید، لندن ۱۴۲۲ـ۱۴۲۵/ ۲۰۰۲ـ۲۰۰۴.

پیوند به بیرون