مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده

یوسف (پیامبر)

از ويکی شيعه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۲۲ توسط P.motahari (بحث | مشارکت‌ها) (ازدواج با زلیخا)
پرش به: ناوبری، جستجو
یوسف (پیامبر)
مرقد حضرت یوسف.jpg
مرقد منسوب به یوسف (ع) در فلسطین
اطلاعات پیامبر
نام در قرآن: یوسف‏
محل زندگی: کنعان، مصر
آرامگاه: فلسطین
نام قوم: بنی‌اسرائیل
پیش از: ببرز بن لاوی
پس از: حضرت یعقوب (ع)
خویشاوندان مهم: یعقوب
پیامبران هم‌عصر: یعقوب
دین: یکتاپرستی
سن: ۱۲۰ سال
تکرار نام در قرآن: ۲۷ بار
حوادث مهم: به چاه انداختن یوسف،‌ داستان یوسف و زلیخا، رسیدن به مقام عزیزی مصر،‌ حفظ مردم مصر از قحطی،
-
پیامبران حضرت محمد(ص)ابراهیمنوحعیسیموسیسایر پیامبران

یوسُف بن یعقوب از پیامبران بنی‌ا‌سرائیل و فرزند یعقوب. در قرآن سوره‌ای به نام یوسف نام‌گذاری شده و در آن داستان زندگی او به‌تفصیل آمده است. او ضمن برخورداری از مقام نبوت، سالیانی در مصر حکومت کرد.

یوسف در کودکی توسط برادرانش به چاه انداخته شد، اما گروهی او را از چاه نجات دادند و به‌عنوان برده به عزیز مصر فروختند. زلیخا زن عزیز مصر شیفته زیبایی یوسف شد، اما پس از امتناع یوسف از ارتباط با او، یوسف را به خیانت به عزیز مصر متهم کرد و او را به زندان انداختند.

یوسف پس از سال‌ها بی‌گناهی‌اش را اثبات کرد و از زندان آزاد شد و به‌جهت تعبیر خواب پادشاه مصر نزد او محبوبیت یافت و وزیر او شد.

زندگی‌نامه

نَسَب

یوسف فرزند یعقوب، از پیامبران بنی اسرائیل بود و مادرش راحیل نام داشت.[۱] او یازده برادر داشت که از میان آنها تنها با بنیامین، از مادر مشترک بود.[۲] یوسف از همه برادران جز بنیامین کوچک‌تر بود.[۳]

به‌چاه‌افتادن و انتقال به مصر

نقاشی به چاه‌انداختن یوسف بر روی کاشی تکیه معاون الملک
همچنین ببینید: سوره یوسف

داستان زندگی یوسف در قرآن در سوره یوسف به‌صورت مفصل آمده است. طبق قرآن یوسف خواب سجده‌کردن یازده ستاره و ماه و خورشید را برای یعقوب نقل می‌کند. پدرش به او می‌گوید خواب خود را برای برادرانت تعریف نکن؛ زیرا آنها برای تو نقشه خطرناکی می‌کشند.[۴]

فرزندان یعقوب می‌گفتند یوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوب‌ترند.[۵] آنها روزی از یعقوب خواستند اجازده دهد یوسف برای بازی همراهشان به بیابان برود.[۶] آنها در بیابان یوسف را به چاه‌ انداختند و پس از بازگشت، به یعقوب گفتند که گرگ او را دریده است.[۷] طبق آیات قرآن، یعقوب سخنشان را باور نکرد.[۸] او بعدها از شدت فراق و گریه بر یوسف نابینا شد.[۹]

قافله‌ای یوسف را از چاه نجات داد[۱۰] و برای غلامی به مصر برد. عزیز مصر او را خرید و او وارد خانواده عزیز شد.[۱۱]

زیبایی یوسف و ماجرای او و زلیخا

در کتاب‌های قصص القرآن یوسف جوانی بسیار زیبا توصیف شده است.[۱۲] ازاین‌رو زلیخا زن عزیز مصر، شیفته او شد، ولی یوسف خویشتن‌داری کرد و به خواست زلیخا تن نداد.[۱۳] این ماجرا به‌گوش مردم شهر رسید و گروهی از زنان شهر، زلیخا را سرزنش کردند. او جلسه‌ای ترتیب داد، زنان شهر را دعوت کرد و کارد و میوه به دست آنها داد. سپس یوسف را به مجلس دعوت کرد. زمانی که او وارد شد، زنان چنان تحت‌تأثیر زیبایی او قرار گرفتند که دستانش را بریدند.[۱۴]

پس از این ماجرا، به‌جهت آنکه هر روز زنانی از یوسف درخواست ارتباط نامشروع داشتند، او از خدا خواست برای رهایی از آنان او را به زندان بیندازد. پس از چندی او به دستور زلیخا به زندان افتاد.[۱۵]

تعبیر خواب پادشاه و عزیزی مصر

یوسف به‌جهت دانستن تعبیر خواب، خواب دو زندانی را تعبیر و پیش‌بینی کرد یکی از آنها کشته و دیگری آزاد می‌شود و نزد پادشاه مصر جایگاهی به‌دست می‌آورد.[۱۶] چند سال پس از این ماجرا، پادشاه مصر خواب دید که هفت گاو لاغر، هفت گاو چاق را می‌خورند. او همچنین در خواب هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک مشاهده کرد.[۱۷] کسی نتوانست این خواب را تعبیر کند، تا اینکه آن زندانی که آزاد شده و به دربار راه یافته بود، یوسف را به یاد آورد و گفت که تعبیر آن خواب را برایشان می‌گوید.[۱۸]

او به زندان رفت و تعبیر آن خواب را از یوسف پرسید. یوسف گفت: شما هفت سال فراوانیِ آب در پیش دارید و پس از آن، هفت سال خشکسالی پیش خواهدآمد. آنگاه پیشنهاد کرد که برای نجات از خشکسالی هفت سال نخست را بیشتر زراعت کنند و محصولات مازاد بر مصرف را با همان خوشه‌هایشان انبار کنند تا سالم بماند.[۱۹]

پادشاه از تعبیر خواب یوسف و راه‌حلش برای نجات مصر از قحطی، خوشش آمد و یوسف را به حضور طلبید؛ اما او به فرستاده شاه گفت ماجرای بریدن دستان زنان و زندانی‌شدنش را از شاه بپرسد. شاه درباره این موضوع تحقیق کرد و زنان شهر را به دربار فراخواند. زنان مصر بر بی‌گناهی یوسف تأکید کردند و سرانجام زلیخا هم به عمل خود اعتراف کرد.[۲۰]

پس از تعبیر خواب و اثبات بی‌گناهی یوسف، پادشاه مصر او را از زندان آزاد و وزیر خود و عزیز مصر کرد.[۲۱]

ملاقات با خانواده

در دوره بی‌آبیِ مصر، کنعان نیز دچار قحطی شد. ازاین‌رو یعقوب پسرانش را برای دریافت گندم به مصر فرستاد.[۲۲] یوسف با دیدن برادرانش آنها را شناخت، اما آنها او را نشناختند.[۲۳] او با برادران به نیکی رفتار کرد[۲۴] و با فرستادن پیراهنش برای یعقوب چشمان نابینای او را بینا کرد.[۲۵] پس از آن یعقوب و فرزندانش برای دیدار یوسف به مصر رفتند.[۲۶]

ازدواج و فرزندان

به‌نقل مسعودی یوسف در مصر ازدواج کرد و حاصل آن دو پسر به نام‌های اِفرائیم، پدر یوشَع‌بن‌نون و میشا بود.[۲۷]

ازدواج با زلیخا

در برخی از روایات از ازدواج یوسف با زلیخا پس از رسیدن به مقام عزیزی مصر سخن آمده است. برای مثال در حدیثی آمده است که یوسف زنی را دید که می‌گفت خدا را شکر که بردگان را به‌واسطه طاعتشان پادشاه کرد و پادشاهان را به‌واسطه معصیتشان برده کرد. از او پرسید کیستی و او گفت زلیخا هستم و یوسف با او ازدواج کرد.[۲۸]

معرفی یوسف در قرآن

نام یوسف ۲۷ بار در سه سوره قرآن آمده و سوره دوازدهم قرآن، به نام اوست. قرآن، داستان او را اَحْسَنُ الْقِصَص (نیکوترین داستان) نامیده[۲۹] و آن را با جزئیاتی از نوجوانی، به چاه‌انداختن، فروختن او به عزیز مصر، داستان زلیخا و یوسف، به زندان رفتن او و ملاقات پدر و برادران و حکومتش در مصر بیان کرده است.[۳۰] به‌نوشته علامه طباطبایی در المیزان، قرآن یوسف را مظهر عفت و بنده مخلص خدا دانسته که نه تنها مرتکب حرام نشد، که قصد و خیال حرام هم نداشت.[۳۱] در جای دیگری از قرآن، یوسف از محسنان دانسته شده است.[۳۲]

نبوت و سلطنت

نقشه محل تولد و نبوت یوسف نبی

به‌گفته شیخ صدوق، آغاز نبوّت یوسف در مصر بود.[۳۳] مسعودی از مورخان قرن سوم و چهارم قمری نوشته است: او مقام نبوّت و سلطنت را با هم داشت و مدّت ۷۲ سال سلطنت کرد.[۳۴] در قرآن از زبان یوسف آمده است: من از آیین پدرانم ابراهیم، اسحاق و یعقوب پیروی کردم و برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم.[۳۵] می‌گویند در دوره‌ای که یوسف زندگی می‌کرد، سحر و جادو و تعبیر خواب رواج داشت و یکی از ابزارهای یوسف برای تبلیغ یکتاپرستی استفاده از تعبیر خواب بود.[۳۶]

تَرکِ اولای یوسف

همچنین ببینید: ترک اولی

طبق آیه ۴۲ سوره یوسف، هنگامی که یوسف در زندان بود، خبر آزادی یکی از زندانیان را به او داد و گفت: بی‌گناهیِ مرا پیش پادشاه یادآوری کن، اما شیطان آن را از یاد او برد و برای همین، یوسف چند سال در زندان ماند. در این زمینه میان مفسران اختلاف‌نظرهست. برخی گفته‌اند منظور این است که شیطان خدا را از یاد یوسف برد و به‌باور برخی دیگر شیطان موجب شد آن زندانی فراموش کند بی‌گناهی یوسف را به پادشاه بگوید. علامه طباطبایی و برخی دیگر از مفسران، نظر نخست را با این استدلال رد کرده‌اند که شیطان هیچ‌گاه نمی‌تواند به اندیشه پیامبران نفوذ کند.[۳۷]

به‌هرروی مفسران عمل یوسف را تَرک اَولیٰ دانسته‌اند؛ زیرا برای انبیا و کسانی که در مرتبه عالی توحید هستند، همین مقدار توسل به اسباب دنیایی هم پسندیده نیست.[۳۸]

تفاوت داستان یوسف در قرآن و تورات

به‌گزارش علامه طباطبایی، تورات و قرآن، داستانی شبیه به هم از یوسف نقل کرده‌اند؛ با این تفاوت که در تورات برخلاف قرآن، آمده است که یوسف خواب سجدهٔ ماه و خورشید را برای برادران خود تعریف کرد و آنها به او حسادت کردند و گفتند نکند بعداً بر ما حاکم شوی. هچنین طبق تورات زمانی که خواب را برای پدرش یعقوب تعریف کرد، یعقوب به او پرخاش کرد و گفت: آیا من، مادرت و یازده برادرت بر تو سجده می‌کنیم؟![۳۹]

تفاوت دیگر اینکه برپایه گزارش قرآن، برادران یوسف درخواست کردند یعقوب او را همراهشان به صحرا بفرستد، اما در گزارش تورات خود یعقوب از یوسف می‌خواهد دنبال برادرانش به صحرا برود تا ببیند آنها و گوسفندان سالم هستند یا خیر.[۴۰]

یوسف در روایات

در روایات شیعه درخصوص حضرت یوسف از مسائلی مانند مناجات یوسف در چاه[۴۱] و توسل او به اصحاب کِساء سخن رفته است.[۴۲] [یادداشت ۱] در روایتی دیگر، از امام باقر(ع) آمده است که فلسطین را از آن رو مقدس نامیدند که یوسف و پدرانش در آنجا به‌دنیا آمدند.[۴۳]

وفات و محل دفن

به‌گفته مسعودی، یوسف ۱۲۰ سال زندگی کرد. هنگامی که مرگش فرا رسید، خدا به او وحی کرد که نور و حکمت را که در دست دارد، به ببرز بن لاوی بن یعقوب بسپارد. آنگاه یوسف، ببرز بن لاوی را با آل یعقوب که در آن روز هشتاد مرد بودند، احضار کرد و به آنها گفت به‌زودی گروهی بر شما غالب می‌شوند و شما را به عذاب سختی دچار می‌کنند، تا اینکه خدا شما را به‌وسیله یکی از فرزندان لاوی که نامش موسی است، کمک کند.[۴۴] بعد از وفات یوسف هر گروهی می‌خواست جنازه او را در محله خود دفن کند. برای اینکه نزاع پیش نیاید، او را در مصر در صندوقی از مرمر، در نیل دفن کردند. پس از سال‌ها حضرت موسی جنازه او را از آن مکان خارج کرد[۴۵] و به‌گفته یاقوت حَمَوی تاریخ‌نویس قرن ششم و هفتم قمری، در فلسطین دفن کرد.[۴۶]

یوسف در آثار هنری

داستان یوسف در آثار هنری و رسانه‌ای مانند نقاشی‌، ‌کاشی‌کاری‌، ادبیات، سینما و تلویزیون انعکاس داشته است. در سال ۱۳۸۷ش مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر از تلویزیون ایران پخش شد.[۴۷] ابیات زیر از اشعار حافظ شیرازی شاعر قرن هشتم قمری است که در آنها به داستان یوسف اشاره شده است :

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور [۴۸]
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود [۴۹]

پانویس

  1. صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
  2. صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
  3. صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۸۷.
  4. سوره یوسف، آیه ۴.
  5. سوره یوسف، آیه ۸.
  6. سوره یوسف، آیه ۱۲.
  7. سوره یوسف،‌ آیه۱۷.
  8. سوره یوسف،‌ آیه ۱۸.
  9. سوره یوسف، آیه ۸۴.
  10. سوره یوسف، آیه ۱۰و۱۹.
  11. سوره یوسف، آیه ۲۱.
  12. برای نمونه نگاه کنید به جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ۱۴۲۳ق، ص۲۱۷؛ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۹۸؛ صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۴و۱۱۵.
  13. صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۵و۱۱۶؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۲۳.
  14. صحفی، قصه‌های قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۷و۱۱۸؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۳۰و۳۱.
  15. جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۱؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۳۳تا۳۵.
  16. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۰۵تا۱۰۶؛ مچنین نگاه کنید به سوره یوسف آیه ۴۱.
  17. جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۳؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۴۳.
  18. جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۳؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۴۴و۴۵.
  19. جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۳؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۴۷تا۴۹.
  20. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۰۵تا۱۰۶؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف آیه ۵۰و۵۱.
  21. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۰۸.
  22. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۱۰.
  23. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۰۹؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۵۸.
  24. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۱۰؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۵۹.
  25. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۱۹؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۹۳تا۹۶.
  26. بلاغی، قصص قرآن، ص۱۱۹؛ همچنین نگاه کنید به سوره یوسف، آیه ۱۰۰.
  27. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۶۲ش، ص۴۹.
  28. قطب‌الدین راوندی، قصص‌الانبیاء، ۱۴۳۰ق، ص۳۵۱.
  29. سوره یوسف، آیه ۳.
  30. سوره یوسف، آیات۸ تا ۱۰۰.
  31. سوره یوسف،آیه۵۱؛ طباطبایی، ترجمه المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۱۷۲.
  32. سوره انعام، آیه ۸۴.
  33. صدوق، کمال الدین، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۴۱۷.
  34. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۹.
  35. سوره یوسف، آیه ۳۸.
  36. جزایری، داستان پیامبران، ۱۳۸۰ش، ص۲۷۹؛ سوره یوسف، آیه ۲۱و۱۰۱.
  37. طباطبایی، ترجمه المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۲۴۶؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۴ش، ج۹، ص۴۱۴.
  38. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۴ش، ج۹، ص۴۱۴.
  39. طباطبایی، ترجمه المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۳۵۷.
  40. طباطبایی، ترجمه المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۳۵۷.
  41. ابن‌طاووس،‌ المجتنی من الدعاء، ۱۴۱۱ق، ص۳۰.
  42. ضیاءآبادی، تفسیر سوره یوسف، ۱۳۸۸ش، ص۷۲ تا ۷۷.
  43. جزایری، داستان پیامبران،۱۳۸۰ش، ص۳۹۱.
  44. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۶۲ش، ص۷۴.
  45. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۶۲ش، ص۷۵.
  46. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۴۷۸.
  47. «چهار سال با یوسف پیامبر»، وبگاه ویستا، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۳۹۸.
  48. حافظ،غزلیات، غزل ۲۵۵
  49. حافظ،غزلیات، غزل ۲۱۱
  1. حضرت یوسف در چاه به اصحاب کساء نیز توسل کرده و گفت: اللهم انی اسئلکَ أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِی فَرَجاً وَ مَخْرَجا مما انا فیه. خدایا ! از تو می‌خواهم که رحمت خود را بر محمد و آل محمد نازل فرمایی و مرا از این گرفتاری که در آن هستم، نجاتم دهی.

منابع

  • ابن طاووس، علی بن موسی، المجتنی من الدعاء المجتبی، قم،‌ دار الذخائر، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
  • بروجردی، آقا حسین، منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، چاپ اول، ۱۳۸۶ق.
  • بلاغی، سید عبد الحجت، حجة التفاسیر، قم، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ق.
  • بلاغی، صدرالدین، قصص قرآن، تهران امیرکبیر، چاپ هفدهم، ۱۳۸۰ق.
  • بلاغی، محمد جواد، الهدی إلی دین المصطفی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
  • «چهار سال با یوسف پیامبر»، وبگاه ویستا، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۳۹۸.
  • جزائری، نعمت الله بن عبد الله، داستان پیامبران، ترجمه قصص الأنبیاء، تهران، انتشارات هاد، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  • جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، موسسه انتشارات هجرت،‌ ۱۳۷۶ش.
  • خرمشاهی، قوام الدین، دانشنامه قرآن، تهران، انتشارات دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • صدوق (ابن بابویه)، محمد بن علی، الخصال، ترجمه فهری، تهران، علمیه اسلامیه، چاپ اول، بی‌تا.
  • ضیاء آبادی، محمد، تفسیر سوره یوسف، تهران، موسسه بنیاد خیریه الزهرا(علیها السلام)، ۱۳۸۸ش.
  • طباطبایی، سیدمحمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.
  • قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم،‌ دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه مصطفوی، تهران، کتاب‌فروشی علمیه اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۹ش.
  • مسعودی، علی بن حسین، ترجمه اثبات الوصیة لعلی بن أبی طالب علیه‌السلام، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش.
  • مفضل بن عمر، توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون