کاربر:Rezapour/صفحه تمرین: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز
جز
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
| یادداشت  =
 
| یادداشت  =
 
}}
 
}}
 +
شورش زنگیان را نه یک شورش مذهبی بلکه شورشی اجتماعی - اقتصادی دانسته‌اند و معتقدند این قیام تنها بر پایه اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان شکل گرفت. این شورش بیشتر بر دوش سیاهانی بود که به عنوان برده به کشاورزی مشغول بودند. غلامان سیاه در مقایسه با غلامان سفید، زندگى سخت و پر مشقتى داشتند، کارهاى سخت به آن‏ها واگذار می‌شد. همین زندگى سخت و پر مشقت آن‏ها را در سپاهیان صاحب الزنج در آورد. در ماه رمضان سال ۲۵۵قمری قیام خود را شروع شد. سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.<ref name=":12" /> قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت. قلمرو وسیعى را تحت حکومت خود قرار داد. تصرف بصره و اهواز. سید رضی عالم شیعی قرن چهارم معتقد است امام علی(ع) قیام صاحب الزنج و تصرف بصره را پیش‌بینی  کرده بود
 +
 
== صاحب الزنج ==
 
== صاحب الزنج ==
 
علي بن محمد بن عبدالرحيم<ref name=":1">ابوالفداء، المختصر في أخبار البشر، ج۲، ص۴۶.</ref> از قبیله عبدالقيس<ref name=":5">تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص 377.</ref> او در روستای ورزنین در اطراف شهر ری به دنیا آمد.<ref>مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108</ref> به همین جهت او را ورزنینی نیز خوانده‌اند.<ref name=":8">الأعلام‏، ج‏4، ص: 324</ref> زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان بردگانی بودند بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند. از آنجا که علی بن محمد رهبر قیام زنجیان بود، او را «صاحب زنج» خوانده‌اند.<ref name=":9">روحانی،‌نهضت صاحب الزنج، ص۸۳.</ref> پدر بزرگ او به همراه زید بن علی(ع)‌ قیام کرده بود.<ref>الكامل،ج‏7،ص:206</ref>  
 
علي بن محمد بن عبدالرحيم<ref name=":1">ابوالفداء، المختصر في أخبار البشر، ج۲، ص۴۶.</ref> از قبیله عبدالقيس<ref name=":5">تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص 377.</ref> او در روستای ورزنین در اطراف شهر ری به دنیا آمد.<ref>مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108</ref> به همین جهت او را ورزنینی نیز خوانده‌اند.<ref name=":8">الأعلام‏، ج‏4، ص: 324</ref> زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان بردگانی بودند بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند. از آنجا که علی بن محمد رهبر قیام زنجیان بود، او را «صاحب زنج» خوانده‌اند.<ref name=":9">روحانی،‌نهضت صاحب الزنج، ص۸۳.</ref> پدر بزرگ او به همراه زید بن علی(ع)‌ قیام کرده بود.<ref>الكامل،ج‏7،ص:206</ref>  
سطر ۵۴: سطر ۵۶:
  
 
== سرانجام قیام ==
 
== سرانجام قیام ==
موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه<ref>زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.</ref> در سال ۲۶۷ به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر<ref name=":6">تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410</ref> سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.<ref>جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.</ref> قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.<ref name=":4" />
+
موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه<ref>زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.</ref> در سال ۲۶۷ به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر<ref name=":6">تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410</ref> سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.<ref name=":12">جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.</ref> قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.<ref name=":4" />
  
 
== هویت و ماهیت قیام ==
 
== هویت و ماهیت قیام ==

نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۴۹

قیام صاحب الزنج
زمان: ۲۵۵ق تا ۲۷۰ق
مکان: جنوب عراق و بخش‌هایی از خوزستان ایران
نتیجه:
جنگندگان:
خلیفه عباسی صاحب الزنج
فرماندهان:
موفق برادر خلیفه سليمان بن جامع، صاحب الزنج


شورش زنگیان را نه یک شورش مذهبی بلکه شورشی اجتماعی - اقتصادی دانسته‌اند و معتقدند این قیام تنها بر پایه اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان شکل گرفت. این شورش بیشتر بر دوش سیاهانی بود که به عنوان برده به کشاورزی مشغول بودند. غلامان سیاه در مقایسه با غلامان سفید، زندگى سخت و پر مشقتى داشتند، کارهاى سخت به آن‏ها واگذار می‌شد. همین زندگى سخت و پر مشقت آن‏ها را در سپاهیان صاحب الزنج در آورد. در ماه رمضان سال ۲۵۵قمری قیام خود را شروع شد. سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.[۱] قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت. قلمرو وسیعى را تحت حکومت خود قرار داد. تصرف بصره و اهواز. سید رضی عالم شیعی قرن چهارم معتقد است امام علی(ع) قیام صاحب الزنج و تصرف بصره را پیش‌بینی کرده بود

صاحب الزنج

علي بن محمد بن عبدالرحيم[۲] از قبیله عبدالقيس[۳] او در روستای ورزنین در اطراف شهر ری به دنیا آمد.[۴] به همین جهت او را ورزنینی نیز خوانده‌اند.[۵] زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان بردگانی بودند بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند. از آنجا که علی بن محمد رهبر قیام زنجیان بود، او را «صاحب زنج» خوانده‌اند.[۶] پدر بزرگ او به همراه زید بن علی(ع)‌ قیام کرده بود.[۷]

صاحب زنج مردی ادیب و شاعر بود[۸] و با گفتار و سخنرانی‌های رسای خود یاران فراوانی را به دست آورد.[۹] او در دوره‌ای در مدح خلیفه عباسی نیز شعر می‌سرود.[۲] دیوان شعر نیز به او منسوب است که تا قرن نهم موجود بوده است.[۵] برخی نویسندگان نقل کرده‌اند که او مدعی معجزات و کراماتى نیز بوده است.[۱۰]

زرین‌کوب از نویسندگان معاصر معتقد است بسیاری از اخباری که در مورد صاحب زنج نقل شده خالی از مبالغه نیست.[۱۱] محققانی نیز معتقدند منابع تاریخی با غرض در مورد صاحب زنج و قیام او سخن گفته‌اند[۱۲] و مطالبی که طبری، ابن‌اثیر،‌ مسعودی درباره صاحب زنج آورده‌اند، از روى کینه و دشمنى بوده است.[۱۲] طبری مورخ معاصر صاحب زنج که با دربار خلیفه عباسی نیز ارتباط داشت، با تعبیر «خبیث»[۱۳] و «فاسق»[۱۴] از صاحب زنج یاد می‌کند. ذهبی[۱۵] مورخ قرن هشتم و ابن‌خلدون[۱۶] متفکر قرن نهم نیز او را «خبیث» می‌نامند. تعدادی نیز با تعبیر «لعنه الله؛ خداوند او را لعنت کند» از او یاد کرده‌اند.[۱۷]

ادعای نسب علوی

صاحب زنج خود را علوی و از نسل زید فرزند امام سجاد(ع) معرفی می‌کرد.[۱۸] به همین جهت او را «علوی» نیز خوانده‌اند.[۵] برخی نسب علوی او را قبول کرده‌‌اند.[۱۹] با این حال بیشتر مورخان و محققان معتقدند او از نسل اهل‌بیت(ع) نبوده است.[۲۰] و تنها به جهت اینکه در آن زمان بیشتر قیام‌ها بر علیه حکومت عباسی توسط زیدیه انجام می‌شد، او چنین ادعایی را مطرح کرد.[۲۱]

معرفی قیام

زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان را بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند.[۶] این شورش بیشتر بر دوش سیاهانی بود که به عنوان برده به کشاورزی مشغول بودند.[۲۲] غلامان سیاه در مقایسه با غلامان سفید، زندگى سخت و پر مشقتى داشتند، کارهاى سخت به آن‏ها واگذار می‌شد. همین زندگى سخت و پر مشقت آن‏ها را در سپاهیان صاحب الزنج در آورد.[۲۳]

محققان معتقدند منابع، نظر مثبتى درباره قیام صاحب الزنج ندارند.[۲۴] جرجی زیدان از نویسندگان معاصر اهل سنت سیاهان زنگی را مخلوقات درنده وحشتناکی معرفی می‌کند که گوشت آدم و مردار را با لذت می‌خوردند و هر قدر آن‌ها را کیفر می‌دادند از این کار زشت دست برنمی‌داشتند.[۲۵]

صاحب الزنج طى چند سال به کمک لشکریانش موفق به تصرف شهرهاى بسیارى در عراق و خوزستان شد و قلمرو وسیعى را تحت حکومت خود قرار داد.[۲۶]

سید رضی عالم شیعی قرن چهارم معتقد است امام علی(ع) قیام صاحب الزنج و تصرف بصره را پیش‌بینی کرده بود که فرمود: «گويا او را می‌بينم با ارتشى به راه افتاده كه نه غبار دارد و نه هياهو، و نه صداى لجام مركبها، و نه شيهه اسبان! ... پس واى بر كوچه‌‏هاى آباد و خانه‌‏هاى زينت شده بصره‏».[۲۷]

آغاز قیام

صاحب زنج در ماه رمضان[۲۸] سال ۲۵۵قمری قیام خود را شروع کرد.[۲] در نماز عید فطر آن سال، بیش از پانزده هزار نفر شرکت کردند.[۲۹] آغاز قیام در زمان خلافت المهتدی بالله بوده است.‏[۳۰] سليمان بن جامع فرمانده نیروهای نظامی او گشت.[۳۱]

صاحب زنج در سال ۲۵۷ق شهر بصره تصرف کرد و آن‌را مرکز قیام خود قرار داد.[۳۲] او ده شهر در اطراف بصره ساخت.[۳۳] زنگیان در سال ۲۶۱ توانستند اهواز را تصرف کند.[۳۴] و اهل آبادان تسلیم آنان شدند.[۳۵]

زنگیان توانستند بر بخش‌های وسیعی از جهان اسلام مسلط شوند.[۳۶]

و حكى أبو بكر الصولي أن مبلغ من قتل في هذه المدة من الناس ألف ألف و خمسمائة ألف [رجل‏] [4] و استأمن من أصحابه خمسة عشر ألف رجل.[۲۸]

فذكر الصّولي: أنه قتل من المسلمين ألف ألف وخمسمائة ألف [۳۷] و قيل: إنّ عدد القتلى في تلك الوقائع كان ألفي ألف و خمسمائة ألف إنسان‏[۳۸]

برخی محققان این آمارها را ردکرده‌اند.[۳۹]

سرانجام قیام

موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه[۴۰] در سال ۲۶۷ به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر[۴۱] سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.[۱] قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.[۲۸]

هویت و ماهیت قیام

محققان شورش زنگیان را نه یک شورش مذهبی بلکه شورشی اجتماعی - اقتصادی دانسته‌اند[۲۹] و معتقدند این قیام تنها بر پایه اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان شکل گرفت.[۴۲]

صاحب زنج ادعای علوی بودن داشت[۴۳] با این حال قیام وی را قیام شیعی حساب نکرده‌اند.[۲۹] بنابر روایتی که ابن‌شهر آشوب از امام حسن عسکری(ع) نقل کرده، ایشان صاحب زنج را پیرو اهل بیت ندانسته است.‏[۴۴] علامه مجلسی نیز صاحب زنج را در نَسَب، اعتقاد و عمل دور از اهل بیت دانسته است.[۴۳]

صاحب زنج در اعتقاد و عمل شبیه خوارج دانسته‌اند.[۴۵] عملکرد او در قتل زنان، کودکان و دیگرانی که شایسته قتل نبوده‌اند شبیه عملکرد خوارج بوده است.[۳۰] او همچنین مرتکب گناه کبیره را مشرک می‌دانست که از اعتقادات اصلی خوارج بوده است.[۳۰] پیروی صاحب زنج از خوارج سبب شد که قرامطه با آنان ارتباطی برقرار نکردند در حالی که اتحاد آنان خطر بزرگی برای خلافت بود.[۴۶]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ابوالفداء، المختصر في أخبار البشر، ج۲، ص۴۶.
  3. تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص 377.
  4. مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ الأعلام‏، ج‏4، ص: 324
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ روحانی،‌نهضت صاحب الزنج، ص۸۳.
  7. الكامل،ج‏7،ص:206
  8. الفخرى،ص:۲۴۵-۲۴۶
  9. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  10. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۵.
  11. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۶.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۳.
  13. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:473
  14. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:642
  15. تاريخ‏الإسلام،ج‏20،ص:34
  16. تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:40۸
  17. النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، ج۳، ص۴۷.
  18. الكامل،ج‏7،ص:205
  19. عمدة الطالب في أنساب آل ابي طالب، ص: 268.
  20. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۷۸.
  21. تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3،ص:377
  22. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۸.
  23. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۷۶.
  24. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۳.
  25. زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص۸۸۷.
  26. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۹۴.
  27. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 185
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ المنتظم،ج‏12،ص:235
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  31. الكامل،ج‏7،ص:206
  32. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  33. ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۷.
  34. البدايةوالنهاية،ج‏11،ص:32
  35. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:472
  36. ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۸.
  37. محمود مقديش، نزهة الأنظار في عجائب التواريخ والأخبار، ج۱، ص۲۶۰.
  38. الفخرى،ص:246
  39.  زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۶.
  40. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.
  41. تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410
  42. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۶۰.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏63، ص: 197
  44. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص: 429
  45. مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  46. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۸.

منابع

ابن تغري بردي،‌ جمال الدين، النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، مصر، دارالكتب، بی‌تا.

ابن العمراني، محمد بن علي،‌ الإنباء في تاريخ الخلفاء، المحقق: قاسم السامرائي، القاهرة، دار الآفاق العربية، 2001 م.

أبو الفداء، إسماعيل بن علي، المختصر في أخبار البشر، مصر، المطبعة الحسينية المصرية، بی‌تا.

جعفریان، رسول، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، تهران، اندیشه معاصر، ۱۳۷۹ش.

زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۸ش.