کاربر:Rezapour/صفحه تمرین: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز
جز
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
  
 
== آغاز قیام ==
 
== آغاز قیام ==
و كان خروجه يوم الأربعاء لأربع بقين من رمضان سنة خمس و خمسين<ref name=":4">المنتظم،ج‏12،ص:235</ref>  قال المسعودي: و كان خروج صاحب الزنج بالبصرة في خلافة المهتدي‏<ref name=":3">مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108</ref>
+
و كان خروجه يوم الأربعاء لأربع بقين من رمضان<ref name=":4">المنتظم،ج‏12،ص:235</ref> في سنة خمس وخمسين ومائتين،<ref name=":1" />  قال المسعودي: و كان خروج صاحب الزنج بالبصرة في خلافة المهتدي‏<ref name=":3">مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108</ref>
 
 
و كان خروج صاحب الزنج آخر رمضان سنة خمس و خمسين<ref name=":6">تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410</ref>  
 
  
 
در نماز عید سال اول قیام بیش از پانزده هزار نفر شرکت کردند.<ref name=":0">جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.</ref>
 
در نماز عید سال اول قیام بیش از پانزده هزار نفر شرکت کردند.<ref name=":0">جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.</ref>
سطر ۴۹: سطر ۴۷:
 
و سليمان بن جامع، و هو قائد جيشه.<ref>الكامل،ج‏7،ص:206</ref>
 
و سليمان بن جامع، و هو قائد جيشه.<ref>الكامل،ج‏7،ص:206</ref>
  
صاحب زنج توانست در سال ۲۵۷ق شهر بصره تصرف کرده و آن‌را مرکز قیام خود قرار دهد.<ref>جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.</ref> وبنى عشر مدن حواليها<ref>ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۷.</ref>
+
صاحب زنج توانست در سال ۲۵۷ق شهر بصره تصرف کرده و آن‌را مرکز قیام خود قرار دهد.<ref>جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.</ref> وبنى عشر مدن حواليها<ref>ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۷.</ref> در سال ۲۶۱ توانست اهواز را تصرف کند.<ref>البدايةوالنهاية،ج‏11،ص:32</ref> و فيها استسلم اهل عبادان لصاحب الزنج فسلموا اليه حصنهم.<ref>تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:472</ref>
 
 
و فيها استسلم اهل عبادان لصاحب الزنج فسلموا اليه حصنهم.<ref>تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:472</ref>
 
 
 
خروج صاحب الزنج «363» واستيلاؤه على قطعة كبيرة من بلاد الإسلام<ref>ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۸.</ref>
 
  
ثم صار إِلى البصرة في سنة أربع وخمسين ومائتين. وخرج في هذه السنة أعني سنة خمس وخمسين ومائتين،<ref name=":1" />
+
واستيلاؤه على قطعة كبيرة من بلاد الإسلام<ref>ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۸.</ref>
  
 
و حكى أبو بكر الصولي أن مبلغ من قتل في هذه المدة من الناس ألف ألف و خمسمائة ألف [رجل‏] [4] و استأمن من أصحابه خمسة عشر ألف رجل.<ref name=":4" />
 
و حكى أبو بكر الصولي أن مبلغ من قتل في هذه المدة من الناس ألف ألف و خمسمائة ألف [رجل‏] [4] و استأمن من أصحابه خمسة عشر ألف رجل.<ref name=":4" />
سطر ۶۴: سطر ۵۸:
  
 
== سرانجام قیام ==
 
== سرانجام قیام ==
موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه<ref>زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.</ref> در سال ۲۶۷ خود به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر<ref name=":6" /> سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.<ref>جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.</ref> قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.<ref name=":4" />
+
موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه<ref>زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.</ref> در سال ۲۶۷ خود به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر<ref name=":6">تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410</ref> سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.<ref>جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.</ref> قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.<ref name=":4" />
  
 
== هویت و ماهیت قیام ==
 
== هویت و ماهیت قیام ==

نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۴۴

قیام صاحب الزنج
زمان: ۲۵۵ق تا ۲۷۰ق
مکان: جنوب عراق و بخش‌هایی از خوزستان ایران
نتیجه:
جنگندگان:
خلیفه عباسی صاحب الزنج
فرماندهان:
موفق برادر خلیفه سليمان بن جامع، صاحب الزنج


صاحب الزنج

علي بن محمد بن عبدالرحيم[۱] از قبیله عبدالقيس[۲] او در روستای ورزنین در اطراف شهر ری به دنیا آمد.[۳] به همین جهت او را ورزنینی نیز خوانده‌اند.[۴] زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان بردگانی بودند بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند. از آنجا که علی بن محمد رهبر قیام زنجیان بود، او را «صاحب زنج» خوانده‌اند.[۵] پدر بزرگ او به همراه زید بن علی(ع)‌ قیام کرده بود.[۶]

صاحب زنج مردی ادیب و شاعر بود[۷] و با گفتار و سخنرانی‌های رسای خود یاران فراوانی را به دست آورد.[۸] او در دوره‌ای در مدح خلیفه عباسی نیز شعر می‌سرود.[۱] دیوان شعر نیز به او منسوب است که تا قرن نهم موجود بوده است.[۴] برخی نویسندگان نقل کرده‌اند که او مدعی معجزات و کراماتى نیز بوده است.[۹]

زرین‌کوب از نویسندگان معاصر معتقد است بسیاری از اخباری که در مورد صاحب زنج نقل شده خالی از مبالغه نیست.[۱۰] محققانی نیز معتقدند منابع تاریخی با غرض در مورد صاحب زنج و قیام او سخن گفته‌اند[۱۱] و مطالبی که طبری، ابن‌اثیر،‌ مسعودی درباره صاحب زنج آورده‌اند، از روى کینه و دشمنى بوده است.[۱۱] طبری مورخ معاصر صاحب زنج که با دربار خلیفه عباسی نیز ارتباط داشت، با تعبیر «خبیث»[۱۲] و «فاسق»[۱۳] از صاحب زنج یاد می‌کند. ذهبی[۱۴] مورخ قرن هشتم و ابن‌خلدون[۱۵] متفکر قرن نهم نیز او را «خبیث» می‌نامند. تعدادی نیز با تعبیر «لعنه الله؛ خداوند او را لعنت کند» از او یاد کرده‌اند.[۱۶]

ادعای نسب علوی

صاحب زنج خود را علوی و از نسل زید فرزند امام سجاد(ع) معرفی می‌کرد.[۱۷] به همین جهت او را «علوی» نیز خوانده‌اند.[۴] برخی نسب علوی او را قبول کرده‌‌اند.[۱۸] با این حال بیشتر مورخان و محققان معتقدند او از نسل اهل‌بیت(ع) نبوده است.[۱۹] و تنها به جهت اینکه در آن زمان بیشتر قیام‌ها بر علیه حکومت عباسی توسط زیدیه انجام می‌شد، او چنین ادعایی را مطرح کرد.[۲۰]

معرفی قیام

زنج عربی کلمه زنگ است. زنگیان را بیشتر از مناطق شرقی آفریقا می‌اوردند.[۵] این شورش بیشتر بر دوش سیاهانی بود که به عنوان برده به کشاورزی مشغول بودند.[۲۱] غلامان سیاه در مقایسه با غلامان سفید، زندگى سخت و پر مشقتى داشتند، کارهاى سخت به آن‏ها واگذار می‌شد. همین زندگى سخت و پر مشقت آن‏ها را در سپاهیان صاحب الزنج در آورد.[۲۲]

محققان معتقدند منابع، نظر مثبتى درباره قیام صاحب الزنج ندارند.[۲۳] جرجی زیدان از نویسندگان معاصر اهل سنت سیاهان زنگی را مخلوقات درنده وحشتناکی معرفی می‌کند که گوشت آدم و مردار را با لذت می‌خوردند و هر قدر آن‌ها را کیفر می‌دادند از این کار زشت دست برنمی‌داشتند.[۲۴]

صاحب الزنج طى چند سال به کمک لشکریانش موفق به تصرف شهرهاى بسیارى در عراق و خوزستان شد و قلمرو وسیعى را تحت حکومت خود قرار داد.[۲۵]

سید رضی عالم شیعی قرن چهارم معتقد است امام علی(ع) قیام صاحب الزنج و تصرف بصره را پیش‌بینی کرده بود که فرمود: «گويا او را می‌بينم با ارتشى به راه افتاده كه نه غبار دارد و نه هياهو، و نه صداى لجام مركبها، و نه شيهه اسبان! ... پس واى بر كوچه‌‏هاى آباد و خانه‌‏هاى زينت شده بصره‏».[۲۶]

آغاز قیام

و كان خروجه يوم الأربعاء لأربع بقين من رمضان[۲۷] في سنة خمس وخمسين ومائتين،[۱] قال المسعودي: و كان خروج صاحب الزنج بالبصرة في خلافة المهتدي‏[۲۸]

در نماز عید سال اول قیام بیش از پانزده هزار نفر شرکت کردند.[۲۹]

و سليمان بن جامع، و هو قائد جيشه.[۳۰]

صاحب زنج توانست در سال ۲۵۷ق شهر بصره تصرف کرده و آن‌را مرکز قیام خود قرار دهد.[۳۱] وبنى عشر مدن حواليها[۳۲] در سال ۲۶۱ توانست اهواز را تصرف کند.[۳۳] و فيها استسلم اهل عبادان لصاحب الزنج فسلموا اليه حصنهم.[۳۴]

واستيلاؤه على قطعة كبيرة من بلاد الإسلام[۳۵]

و حكى أبو بكر الصولي أن مبلغ من قتل في هذه المدة من الناس ألف ألف و خمسمائة ألف [رجل‏] [4] و استأمن من أصحابه خمسة عشر ألف رجل.[۲۷]

فذكر الصّولي: أنه قتل من المسلمين ألف ألف وخمسمائة ألف [۳۶] و قيل: إنّ عدد القتلى في تلك الوقائع كان ألفي ألف و خمسمائة ألف إنسان‏[۳۷]

برخی محققان این آمارها را ردکرده‌اند.[۳۸]

سرانجام قیام

موفق عباسی برادر و سپهسالار خلیفه[۳۹] در سال ۲۶۷ خود به جنگ زنگیان رفت و در نهایت در ماه صفر[۴۰] سال ۲۷۰ق و پس از چند سال جنگ، صاحب زنج شکست خورده و کشته شد.[۴۱] قیام زنگیان پس از حدود پانزده سال از بین رفت.[۲۷]

هویت و ماهیت قیام

و ادعى أنه من العلويين[۴۲] قیام وی به هیچ روی قیام شیعی نبوده است[۲۹] وَ صَاحِبُ الزَّنْجِ‏ لَيْسَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت‏[۴۳] و غلب عليها و قتل ما لا يحصى من الناس فنفاه ع عن أهل البيت‏ ع و كان منفيا عنهم ع نسبا و مذهبا و عملا.[۴۲]

شورش او نه یک شورش مذهبی بلکه شورشی اجتماعی - اقتصادی بوده است.[۲۹] قیام صاحب زنج را از شگفت‌ترین قیام‌های قرن سوم دانسته‌اند که تنها بر پایه اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان شکل گرفت.[۴۴]

و روش او در کشتار مردمان،‌و نیز برخی از عقائد او را حکایت از عقائدی شبیه عقائد خوارج داشت. [۲۹] و كان يرى الذنوب كلها شِركا[۴۵]

زنگیان مذهبی نزدیک به خوارج داشتند و ظاهرا همین سبب شد که قرامطه با آنان ارتباطی برقرار نکردند در حالی که اتحاد آنان خطر بزرگی برای خلافت بود.[۴۶] و رأى كثرة خروج الزيديّة فحدّثته نفسه بالتوثّب فانتحل هذا النسب، و يشهد لذلك أنه كان على رأي الأزارقة من الخوارج، و لا يكون ذلك من أهل البيت.[۲] انه كان يرى رأي الأزارقة من الخوارج، لأن افعاله في قتل النساء و الأطفال و غيرهم من الشيخ الفاني و غيره ممن لا يستحق القتل يشهد بذلك عليه، و له خطبة يقول في أولها: الله أكبر الله أكبر، لا إله الا الله و الله أكبر، ألا لا حكم إلا للَّه، و كان يرى الذنوب كلها شِركاً، و كان أنصاره الزنج[۲۸]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ابوالفداء، المختصر في أخبار البشر، ج۲، ص۴۶.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص 377.
  3. مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ الأعلام‏، ج‏4، ص: 324
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ روحانی،‌نهضت صاحب الزنج، ص۸۳.
  6. الكامل،ج‏7،ص:206
  7. الفخرى،ص:۲۴۵-۲۴۶
  8. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  9. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۵.
  10. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۶.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۳.
  12. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:473
  13. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:642
  14. تاريخ‏الإسلام،ج‏20،ص:34
  15. تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:40۸
  16. النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، ج۳، ص۴۷.
  17. الكامل،ج‏7،ص:205
  18. عمدة الطالب في أنساب آل ابي طالب، ص: 268.
  19. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۷۸.
  20. تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3،ص:377
  21. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۸.
  22. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۷۶.
  23. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۸۳.
  24. زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص۸۸۷.
  25. علی‌بیگی، «صاحب الزنج؛ چالشى دیگر در برابر دستگاه خلافت عباسى»، ص۹۴.
  26. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 185
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ المنتظم،ج‏12،ص:235
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ ۲۹٫۳ جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  30. الكامل،ج‏7،ص:206
  31. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۹.
  32. ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۷.
  33. البدايةوالنهاية،ج‏11،ص:32
  34. تاريخ‏الطبري،ج‏9،ص:472
  35. ابن العمراني، الإنباء في تاريخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۸.
  36. محمود مقديش، نزهة الأنظار في عجائب التواريخ والأخبار، ج۱، ص۲۶۰.
  37. الفخرى،ص:246
  38.  زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۶.
  39. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۷.
  40. تاريخ‏ابن‏خلدون،ج‏3،ص:410
  41. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏63، ص: 197
  43. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص: 429
  44. جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، ۱۳۷۹ش، ص۶۰.
  45. مروج‏الذهب،ج‏4،ص:108
  46. زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۸ش، ص۴۷۸.

منابع

ابن تغري بردي،‌ جمال الدين، النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، مصر، دارالكتب، بی‌تا.

ابن العمراني، محمد بن علي،‌ الإنباء في تاريخ الخلفاء، المحقق: قاسم السامرائي، القاهرة، دار الآفاق العربية، 2001 م.

أبو الفداء، إسماعيل بن علي، المختصر في أخبار البشر، مصر، المطبعة الحسينية المصرية، بی‌تا.

جعفریان، رسول، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، تهران، اندیشه معاصر، ۱۳۷۹ش.

زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۸ش.