کاربر:Mohammadi/صفحه تمرین: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (مواضع سیاسی)
جز (مذهب)
سطر ۷۱: سطر ۷۱:
  
 
ابن ابی الحدید نیز به نقل ابن هیصم انتساب او را به زیدیه نه به معنای زیدی بودن آن بلکه به این معنا می داند که او از دوست داران اهل بیت است و جزو مخالفین بعضی از اعمال بنی امیه است.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶ص۳۷۱</ref> او همچنین نقل می کند که برخی سفیان ثوری و ابوحنیفه را زیدی دانسته اند. <ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵ ص۲۷۴</ref>
 
ابن ابی الحدید نیز به نقل ابن هیصم انتساب او را به زیدیه نه به معنای زیدی بودن آن بلکه به این معنا می داند که او از دوست داران اهل بیت است و جزو مخالفین بعضی از اعمال بنی امیه است.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶ص۳۷۱</ref> او همچنین نقل می کند که برخی سفیان ثوری و ابوحنیفه را زیدی دانسته اند. <ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵ ص۲۷۴</ref>
 +
 +
محسن امین در اعیان الشیعه به نقل از تعلیقات حسن السندوبی مصری بر کتاب البیان و التبیین جاحظ نقل کرده است که او دارای دیدگاه های شیعی بوده است و سلطان بخاطر تشیع قصد داشت تا او را دست گیر کند اما او فرار کرد<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۷ ص۲۷۴</ref>
 +
 
==مواضع سیاسی==
 
==مواضع سیاسی==
 
سفیان ثوری را جزو صوفیانی دانسته اند که قائل به تفکر جهادی بود. از او احادیثی به نقل از پیامبر در فضیلت جهاد نقل شده است. <ref>حیدری، «صوفیان نخستین و جهاد» ص ۱۰۲</ref>
 
سفیان ثوری را جزو صوفیانی دانسته اند که قائل به تفکر جهادی بود. از او احادیثی به نقل از پیامبر در فضیلت جهاد نقل شده است. <ref>حیدری، «صوفیان نخستین و جهاد» ص ۱۰۲</ref>

نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۱۳


پرونده:سفيان بن سعيد بن مسروق الثوری
زادروز ۹۷ق
زادگاه کوفه
درگذشت ۱۶۱ق - بصره
لقب سفیان ثوری
کنیه ابو عبدلله
دین اسلام
آثار الجامع الکبیر، الجامع الصغیر، کتاب الفرائض، رساله الی عباد بن عباد الارسوفی


سفيان بن سعيد بن مسروق الثوری با کنیه ابوعبدالله، صوفی، فقیه و اهل حدیث ‏در سال۹۷ق در کوفه متولد شد و در سال ۱۶۱ق در دوره خلافت مهدی عباسی در بصره از دنیا رفت. [۱]

همچنین او به عمار بن سیف درباره نوشته هایش وصیت کره بود بنابراین کتاب هایش را آتش زدند و از بین بردند. همچنین او به شکل مخفیانه از سلطان از دنیا رفت. و شبانه دفن شد.[۲]

او از ابو اسحاق السبیعی و عمرو بن مره و منصور بن المعتمر و حبیب بن ابی ثابت و بسیاری از محدثین دیگر حدیث شنیده است. به تصریح بغدادی بر تقوا و معرفت و ورع و ضبط حدیث او اتفاق نظر است.[۳]

همچنین بغدادی از قول سفیان بن عیینه نقل کرده است که اصحاب حدیث سه نفر هستند ابن عباس در زمان خودش الشعبی در زمان خودش و ثوری هم در زمان خودش.

زندگی

با کنیه ابوعبدالله، صوفی، فقیه و اهل حدیث ‏در سال۹۷ق در کوفه متولد شد و در سال ۱۶۱ق در دوره خلافت مهدی عباسی در بصره از دنیا رفت. [۴]چندین بار به بغداد سفر کرد. برای اخذ میراثش راهی بخارا شد او در مسیر بخارا به تیشابور رفت و اولین مجلس نقل حدیثش را در نیشابور برگزار کرده است. طبق احتمال بغدادی او چندین مرتبه نیز به خراسان سفر کرده است.[۵]

مذهب

طبری نقل کرده است که سفیان ثوری ظاهر شیعه بود اما بعد از آن که به بصره رفت و با ابن عون و ایوب ملاقات کرد از تشیع برگشت.[۶].

در کتب رجالی شیعه او را غیر شیعی و غیر قابل اعتماد دانسته اند به عنوان نمونه شیخ حر عامل او را مذموم دانسته است.[۷]

صاحب منتهی المقال معتقد است که در نزد کشی سفیان ثوری و سفیان بن عیینه یک نفر هستند. [۸]

او را از کسانی شمرده اند که در لشگر هشام بن عبدالملک بود و شاهد قتل زید شهید بوده است و بر این اساس یا از کسانی است که در قتل زید شریک بوده است و یا به قتل او کمک کرده است. [۹]

از او روایاتی در مدح و تفضیل ابوبکر و عمر و عثمان نقل شده است [۱۰] ذهبی نقل کرده است که او در شام مناقب علی بن ابی طالب را نقل می کرد و در کوفه مناقب ابوبکر و عمر را می گفت. [۱۱]

ابن ندیم به نقل از محمد بن اسحاق، سفیان را زیدی مذهب دانسته است.[۱۲]

ابن ابی الحدید نیز به نقل ابن هیصم انتساب او را به زیدیه نه به معنای زیدی بودن آن بلکه به این معنا می داند که او از دوست داران اهل بیت است و جزو مخالفین بعضی از اعمال بنی امیه است.[۱۳] او همچنین نقل می کند که برخی سفیان ثوری و ابوحنیفه را زیدی دانسته اند. [۱۴]

محسن امین در اعیان الشیعه به نقل از تعلیقات حسن السندوبی مصری بر کتاب البیان و التبیین جاحظ نقل کرده است که او دارای دیدگاه های شیعی بوده است و سلطان بخاطر تشیع قصد داشت تا او را دست گیر کند اما او فرار کرد[۱۵]

مواضع سیاسی

سفیان ثوری را جزو صوفیانی دانسته اند که قائل به تفکر جهادی بود. از او احادیثی به نقل از پیامبر در فضیلت جهاد نقل شده است. [۱۶]

او جزو کسانی است که طرفدار نفس زکیه بود، او را مهدی می خواند و در آرزوی قیام او را داشت. [۱۷]

محمد بن اسمعیل به نقل از سفیان ثوری نقل کرده است که اگر خداوند خداوند خیر امت را بخواهد امرش را در نفس زکیه قرار می دهد. [۱۸]

او به جز یک مرتبه از هیچ حکومتی صله و مال دریافت نمی کرد [۱۹]

مهدی عباسی سفیان را احضار کرد اما او به مکه رفت. مهدی عباسی نامه ای به محمد بن ابراهیم نوشت تا سفیان را به نزد او ببرد. محمدبن ابراهیم خبر را به او رساند و به او گفت اگر نمی خواهی اطاعت کنی فرار کن سفیان مدتی مخفیانه در مکه ماند. سپس به سمت بصره فرار کرد و در آن جا در کنار منزل یحیی بن سعید مخفیانه زندگی کرد و جز برای برخی اهل حدیث خودش را نشان نمی داد. بعد از مدتی از ترس شناخته شدن از یحیی بن سعید خواست که او را به مکان دیگری منتقل کنند. پس از آن به منزل هیثم بن منصور رفت. در آنجا حماد بن زید با او درباره دوری گزیدنش از سلطان با او صحبت کرد و به او گفت که دوری از سلطان از اعمال اهل بدعت است. سپس سفیان نامه ای به مهدی عباسی نوشت و مهدی نیز در جواب او را به اطاعات و نزدیکی خودش فراخواند. سفیان عزم کرد تا به بغداد برود اما پیش از رفتن طب کرد مریض شد و در بصره از دنیا رفت.[۲۰]

سفیان در منابع حدیثی تشیع

در منابع حدیثی شیعی به دوشکل از سفیان ثوری نام برده شده است. بعضی احادیث درباره خود شخصیت سفیان ثوری است مانند حدیثی که در آن سفیان امام صادق را به بخاطر پوشیدن لباس مورد طعن قرار می دهد[۲۱][۲۲] و یا روایتی که در آن امام صادق خطاب به سدیر سفیان و ابوحنیفه را اشخاصی خبیث معرفی می کند که مسیر خدا و رسول را سد کرده اند.[۲۳]

در برخی روایات دیگر سفیان به عنوان یکی از راویان حدیث حضور دارد و از امام صادق احادیثی را نقل کرده است. [۲۴]

همچنین نقل شده است که ابان را بخاطر تشیعش مورد طعن قرار می داد و ابات از او تقیه می کرد. (مقدمه کتاب سلیم)

آثار

الجامع الکبیر که در حدیث است و همچنین کتاب الجامع الصغیر و آن را نیز جماعتی نقل کرده اند کتاب الفرائض , کتاب رساله الی عباد بن عباد الارسوفی.

کشی( جلد 2 ص 690) رجال طوسی ( 212) تنقیح المقال ج2 ص 36 معجم رجال ج 8 ص153

کافی ج 1 ص 403 و ج3152 و ج4 ص 404 و ج7 ص 443
  1. ابن سعد, طبقات الکبری، بیروت, جلد ۶, ص۳۷۱
  2. ابن ندیم، الفهرست، ص ۳۱۵
  3. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، جلد ۹ ص۱۵۲
  4. ابن سعد, طبقات الکبری، بیروت, جلد ۶, ص۳۷۱
  5. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، جلد ۹ ص۱۵۳
  6. محمد بن جریر طبری، المنتخب من ذیل المذیل، ص ۱۴۲
  7. حرعاملی، الرجال، ص ۱۳۲
  8. مازندرانی، منتهی المقال فی احوال الرجال، ج ۳، ص۳۵۱
  9. طریحی، مجمع البحرین، ج ۳، ص۲۳۸
  10. خلال، السنه، ج ۱ ص۴۰۱
  11. ذهبی، سیر اعلام النبلا، ج۷، ص۲۶۰
  12. ابن ندیم، الفهرست، النص، ص ۲۵۳
  13. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶ص۳۷۱
  14. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵ ص۲۷۴
  15. محسن امین، اعیان الشیعه، ج۷ ص۲۷۴
  16. حیدری، «صوفیان نخستین و جهاد» ص ۱۰۲
  17. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۸۴
  18. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص ۲۵۶
  19. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶ ص۳۷۲
  20. ابن سعد، طبقان الکبری، ج ۶، ص۳۷۳
  21. قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۲، ص ۱۵۵
  22. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۶، ص۳۰۷
  23. کلینی، الکافی (الاسلامیه) جلد ۱ ص۳۹۳
  24. حرانی، تحف العقول، النص، ص ۳۷۶