کاربر:Golpoor/مقالات: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز
جز
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
'''اوداج اربعه''' یا رگ‌های چهارگانه به مری، حلقوم و دو شاهرگ اطراف آن گفته می‌شود. از اوداج اربعه در فقه اسلامی سخن به میان آمده و قطع رگ‌های چهارگانه از شروط واجب ذبح اسلامی دانسته شده است. برای این حکم ادعای شهرت در میان فقهای امامیه شده است.  
+
'''جنّة المأوی'''
 +
== چیستی و چگونگی ==
 +
جنة المأوی یکی از اسامی [[بهشت]]<ref>تیمی، تفسیر یحیی بن سلام التیمی، 1425ق، ج۲، ص۶۹۲.</ref> یا یکی از بهشت‌ها است<ref> جرجانی، درج الدرر، 1430ق، ج۲، ص۵۹۸.</ref> این واژه نام یکی از بهشت‌های چهارگانه<ref>مفید، الإختصاص، 1413ق، ص۳۵۶؛ فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج۳، ص۶۸۶.</ref> یا پنج‌گانه<ref>کلینی، الکافی، 1407ق، ج۱، ص۳۹۰.</ref> معرفی شده است. {{یادداشت| در برخی از نقل‌ها حتی یکی از بهشت‌های هفت‌گانه(راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص۲۰۴.) یا هشت‌گانه دانسته شده است.( کفعمی، المصباح، 1405ق، ص۷۲۸.)}} در روایات جنة المأوی نام بهشت خاصی دانسته شده<ref> آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال خوانساری، 1366ش، ج۴، ص۱۹۲.</ref> که در انتهای آسمان  هفتم<ref>قمی، تفسیر القمی، 1363ش، ج۲، ص۳۳۵؛ بحرانی، البرهان، 1374ش، ج۵، ص۱۹۲؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۲۶؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶.</ref> {{یادداشت| برخی جنة المأوی را در آسمان چهارم(خویی، منهاج البراعة، 1400ق، ج۱۰، ص۳۹۲ به نقل از طبرسی) یا ششم(مجلسی، آسمان و جهان، 1351ش، ج۲، ص۴۹.) دانسته‌اند.}} و در کنار<ref>طبرسی، الإحتجاج، 1381ش، ج۱، ص۴۸.</ref> یا بالای سدرة المنتهی<ref> مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۵۷، ص۲۴۸.</ref> و در سمت راست عرش خداوند قرار داشته<ref>قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶؛ زید بن علی، تفسیر غریب القرآن، 1412ق، ص۴۱۹.</ref> و بنابه گفته‌ای محل مشاهده خداوند توسط خلائق است.<ref> مهائمی، تبصیر الرحمن، 1403ق، ج۲، ص۳۰۳.</ref> برخی معتقدند که بالاتر از آن بهشتی وجود ندارد.<ref> مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 1368ش، ج۵، ص۸۳.</ref> به این بهشت جنة المبیت نیز گفته‌ شده است.<ref>ماوردی، النکت و العیون، بیروت، ج۵، ص۳۹۶؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶.</ref>
  
قطع شدن همه اوداج به صورت پی‌درپی از شروط تذکیه حیوان مذبوح است. علمای اهل سنت با اختلاف در حداقل رعایت تذکیه شرعی، بهترین و کامل‌ترین نوع تذکیه را قطع کامل اوداج اربعه دانسته‌اند.
+
جنة المأوی واژه‌ای ترکیبی است<ref> مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۹، ص۵۶۶.</ref> و در لغت به معنای بهشتی است که محل سکونت است.<ref> مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸.</ref> «مأوی» اسم مکان<ref> قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۱، ص۱۴۵؛ آلوسی، روح المعانی، 1415ق، ج۱۴، ص۵۰.</ref> به معنای منزل<ref>ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج۱۴، ص۵۲.</ref> و جایگاهی که در آن به صورت دائمی (خلود)<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص104.</ref> ساکن می‌شوند.<ref> قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۱، ص۱۴۵.</ref> در روایتی جنة المأوی نام نهری دانسته شده که در وسط بهشت قرار دارد و جنت عدن و فردوس نیز در داخل آن بهشت قرار دارند.<ref> صدوق، من لایحضره الفقیه، 1413ق، ج۱، ص۲۹۶.</ref>
  
== معنای اوداج اربعه ==
+
در اینکه جنة المأوی کدام بهشت است در میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد<ref> مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸.</ref> عده‌ای جنة المأوی را همان بهشت جاویدان دانسته‌اند.<ref>طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۲۶؛ طبرسی، مجمع البیان، 1372ش، ج۹، ص۲۶۵؛ طبرسی، جوامع الجامع، 1412ق، ج۴، ص۱۹۷؛ زمخشری، الکشاف، 1407ق، ج۴، ص۴۲۱.</ref> علامه طباطبایی نویسنده کتاب المیزان جنة المأوی را بهشتی دانسته که مؤمنین بعد از بهشت موقت (بهشت برزخ)، برای همیشه در آن ساکن می‌شوند، و زمان آن بعد از قیامت خواهد بود.<ref> طباطبایی، المیزان، 1390ق، ج۱۹، ص۳۱.</ref>
اوداج به معنای رگ‌هایی دانسته شده که گردن<ref>معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة؛ ج‌۳، ص: ۴۶۸</ref> یا حلقوم را احاطه کرده است<ref>تاج العروس من جواهر القاموس؛ ج‌۳، ص: ۵۰۷</ref> به این رگ‌ها فرائص نیز گفته می‌شود.<ref>الشافی فی العقائد و الأخلاق و الأحکام؛ ج‌۱، ص: ۹۱۱؛ مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول؛ ج‌۶، ص: ۱۶۵</ref>  
 
  
اعضا<ref>تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة ط - الحدیثة؛ ج‌۴، ص: ۶۲۴؛ اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة؛ ص: ۲۳۲؛ مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة؛ ج‌۸، ص: ۳۶۹</ref> یا رگ‌های چهارگانه<ref>احکام جوانان فاضل؛ ص: ۱۷۳</ref> معروف<ref>مجموعه مقالات؛ ص: ۳۶۰</ref> که به آن اوداج اربعه اطلاق شده<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۰۵؛ تحریر الوسیلة، ج‌۲، ص: ۱۴۷؛ الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة؛ ص: ۲۵</ref> به شاهرگ‌های چهارگانه حیوانات،<ref>رساله توضیح المسائل فاضل؛ ص: ۵۲۳؛ رساله استفتاءات منتظری؛ ج‌۱، ص: ۲۸۷</ref> مری(مجرای آب و غذا)، حلقوم(مجرای تنفس) و دو شاهرگ بزرگ<ref>شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌۳، ص: ۱۶۰؛ تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة ط - الحدیثة؛ ج‌۴، ص: ۶۲۴؛ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۰۵؛ مجموعة فتاوی ابن جنید؛ ص: ۳۱۵؛ الخلاف؛ ج‌۶، ص: ۴۷؛ التنقیح فی شرح العروة الوثقی؛ الطهارة۲، ص: ۱۵-۱۶؛ تحریر الوسیلة؛ ج‌۲، ص: ۱۴۶</ref> دو طرف حلقوم<ref>تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة - النجاسات و أحکامها؛ ص: ۱۲۰</ref> یا مری<ref>المسائل الواضحة؛ ج‌۲، ص: ۱۲۶</ref> که آن را می‌پوشاند<ref>اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة؛ ص: ۲۳۲</ref> گفته می‌شود؛ البته در پاره‌ای از کتب فقهی حلقوم را مجرای آب و غذا و مری مجرای تنفس دانسته شده است.<ref>الأحکام الشرعیة علی مذهب أهل البیت علیهم السلام؛ ص: ۵۰۳</ref>
+
در پاره‌ای از روایت‌ها به جزئیات و خصوصیات جنة المأوی پرداخته شده است از جمله قرار داشتن هزاران هزار شهر در این بهشت که در هر شهر نیز هفتاد هزار منزل وجود دارد.<ref> صدوق، الأمالی، 1376ش، ص۴۹.</ref>
  
برخی معتقدند که معنای مطابقی اوداج اربعه دقیقا مشخص نیست.<ref>مهذب الأحکام للسبزواری؛ ج‌۲۳، ص: ۶۳</ref> لغت شناسان اوداج را جمع وَدَج<ref>لسان العرب؛ ج‌۲، ص: ۳۹۷؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ ج‌۳، ص: ۵۰۷</ref> به معنای رگی در گردن دانسته‌اند که توسط ذابح قطع شده<ref>شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم؛ ج-۱۱، ص: ۷۱۰۵</ref> و سبب سلب حیات حیوان مذبوح می‌شود.<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی؛ ج‌۲، ص: ۶۵۲</ref> به دو رگی که از سر به بدن متصل است وَدَجان گفته شده است.<ref>لسان العرب؛ ج‌۲، ص: ۳۹۷</ref>
+
در برخی از منابع به بعضی از سیفی‌جات که در جنة المأوی وجود دارند اشاره شده که پیامبر هنگام معراج آنها را در این بهشت دیده است که اقرار به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر و ولایت امام علی(ع) کرده‌اند.<ref> طبرسی، مکارم الأخلاق، 1412ق، ص۱۸۴.</ref>
  
== احکام فقهی ==
+
واژه جنة المأوی در دعاهای مختلفی از جمله دعای جوشن کبیر نیز آمده<ref> کفعمی، المصباح، 1405ق، ص۲۵۴.</ref>  
از اوداج اربعه در باب طهارت<ref>التنقیح فی شرح العروة الوثقی؛ الطهارة۲، ص: ۱۵؛ تنقیح مبانی العروة - کتاب الطهارة؛ ج‌۲، ص: ۵۴</ref> و صید و ذباحه فقه اسلامی سخن به میان آمده است.<ref>فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۱، ص: ۷۱۵</ref> قطع اوداج اربعه از شروط پنجگانه ذبح اسلامی دانسته شده است.<ref>إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان؛ ج‌۲، ص: ۱۰۷؛ مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان؛ ج‌۱۱، ص: ۹۵؛ سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶</ref> برای تحقق تذکیه و ذبح اسلامی،<ref>التنقیح فی شرح العروة الوثقی؛ الطهارة۲، ص: ۱۵؛ العمل الأبقی فی شرح العروة الوثقی؛ ج‌۱، ص: ۲۵۲؛ موسوعة الإمام الخوئی؛ ج‌۳، ص: ۱۱</ref> قطع کردن کامل اوداج اربعه طبق قاعده اولیه<ref>ما وراء الفقه، ج‌۷، ص: ۲۸۶‌</ref> واجب دانسته شده<ref>الخلاف؛ ج‌۶، ص: ۴۷؛ شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌۳، ص: ۱۶۰؛ تحریر الوسیلة؛ سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶</ref> و برای آن ادعای شهرت<ref>مفاتیح الشرائع؛ ج‌۲، ص: ۲۰۱؛ مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام؛ ج‌۱۱، ص: ۴۷۳؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۳، ص: ۷۰۲</ref> در میان علمای امامیه شده است.<ref>مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام بالعربیة؛ ج‌۹، ص: ۱۷۶</ref> دلیل حکم مشهور روایت صحیحه‌ای از عبدالرحمن بن الحجاج دانسته شده است؛<ref>مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام بالعربیة؛ ج‌۹، ص: ۱۷۶</ref> چنانکه روایات صحیحه‌ای از زید الحشام نیز وجود دارد که مخالف قول مشهور است. برخی سعی کردند که میان این روایات جمع کنند.<ref>مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام بالعربیة؛ ج‌۹، ص: ۱۷۶</ref>
+
و بازتاب گسترده‌ای در ادب و شعر به زبان فارسی<ref>برای نمونه نگاه کنید به: خویی، منهاج البراعة، 1400، ج۲۱، ص۴۵۲.</ref> و عربی داشته است.<ref> برای نمونه نگاه کنید به: ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج۴، ص۳۳۲.</ref> کتاب‌هایی با این نام نوشته شده است از جمله کتاب جنة المأوی محدث نوری<ref>نوری، جنة المأوی فی ذکر من فاز بلقاء الحجة(عج)، قم، مؤسسه السیده المعصومه، 1427ق.</ref> و محمد حسین کاشف الغطا.<ref>کاشف‌الغطاء، جنة المأوی، قم، مؤسسة الشهید الانصاری القمی لاحیاء التراث، 1420ق. </ref>
  
بنابر ظاهر اکثر عبارات<ref>مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان؛ ج‌۱۱، ص: ۹۵</ref> در صورتی که اوداج اربعه به صورت کامل بریده نشود<ref>تحریر الوسیلة، ج‌۲، ص: ۱۴۷‌؛ استفتاءات امام خمینی؛ ج‌۲، ص: ۴۹۵</ref> و یا بعضی از آن‌ها بریده شود، ذبیحه حلال نخواهد بود<ref>مستند الشیعة فی أحکام الشریعة؛ ج‌۱۵، ص: ۴۰۵، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة ط - الحدیثة؛ ج‌۴، ص: ۶۲۴؛ سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶</ref> و حکم میته را خواهد داشت.<ref>جامع المسائل فارسی - فاضل؛ ج‌۱، ص: ۳۵۴</ref> عده‌ای این شرط را مشهور بین فقها دانسته<ref>شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌۳، ص: ۱۶۰؛ الفقه علی المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت علیهم السلام؛ ج‌۱، ص: ۹۷۳</ref> و حتی برای آن ادعای اجماع نیز شده است.<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۰۵، به نقل از ابن البراج</ref>  
+
== واژه قرآنی ==
 +
واژه جنة المأوی دو بار در قرآن آمده که یک بار به صورت مفرد<ref>سوره نجم، آیه15.</ref> و بار دیگر به صورت جمع(جنات المأوی) است<ref>سوره سجده، آیه۱۹.</ref> پیامبر در شب معراج پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ خداوند از جمله جنة المأوی را در کنار سدرة المنتهی دید.<ref>س</ref> برخی با استناد به آیه ۱۹ سوره سجده، مراد از جنة المأوی را بهشت آخرت دانسته و معتقدند با توجه به قرار داشتن جنة المأوی در آسمان، این آیه دلالت صریح به معراج پیامبر دارد.<ref> قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۳، ص۲۴۷.</ref>
  
نویسنده کتاب مجمع الفائده با نقد ادعای شهرت مسئله، معتقد است به خلاف ادعای مشهور، از روایات،{{یادداشت|سید محمد صدر روایات معتبری که تنها به قطع بعضی از رگ‌ها اشاره کرده‌اند، ذکر نموده است.(ما وراء الفقه، ج‌۷، ص: ۲۸۶‌-۲۸۷)}} تنها بریدن دو شاهرگ آن هم نه قطع کردن کامل آن، فهمیده می‌شود.<ref>مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان؛ ج‌۱۱، ص: ۹۵</ref> بنابراین برخی با استناد به اینگونه از روایات، قطع کردن حلقوم و خارج شدن خون را برای ذبح کافی می‌دانند هر چند احتیاط را در قطع اوداج اربعه دانسته‌اند.<ref>النخبة فی الحکمة العملیة و الأحکام الشرعیة؛ ص: ۲۳۶</ref> عده‌ای معتقدند که اوداج اربعه متصل به یکدیگرند بنابراین اگر حلقوم بریده شود باقی اوداج نیز بریده می‌شود و روایت صحیحه‌ای که تنها به بریدن حلقوم اشاره کرده به همین دلیل بوده است.<ref>جواهر الکلام؛ ریاض المسائل ط - الحدیثة؛ ج‌۱۳، ص: ۳۱۸</ref> و اهل خبره آن را تأیید می‌کنند.<ref>مهذب الأحکام للسبزواری؛ ج‌۲۳، ص: ۶۴؛ الأحکام الشرعیة علی مذهب أهل البیت علیهم السلام؛ ص: ۵۰۳</ref>
+
آیت الله خویی در کتاب منهاج البرائه به هشت نام بهشت که در قرآن آمده، اشاره کرده که یکی از آنها جنة المأوی است.<ref> خویی، منهاج البراعة، 1400، ج۲، ص۲۶.</ref> در روایتی جنة المأوی یکی از چهار زمین بهشتی دانسته شده که در قرآن به همراه بهشت عدن، فردوس و نعیم ذکر شده است.<ref>کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۱۰۰؛ فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج۲۵، ص۶۷۴.</ref>  
  
اوداج اربعه از شرایط حیوان مذبوح دانسته شده است<ref>ما وراء الفقه؛ ج‌۷، ص: ۲۸۱</ref> بنابراین اگر حیوانی اوداج اربعه را نداشته باشد قابلیت تزکیه را نخواهد داشت البته به خلاف حیواناتی که قابلیت صید را دارند.<ref>ما وراء الفقه؛ ج‌۷، ص: ۲۷۲</ref> شتر تنها حیوانی است که باید برای ذبح نحر (فرو کردن چاقو در گودی بین دو استخوان ترقوه)<ref>سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶</ref> شود و بعد از آن اوداج اربعه او قطع شود.<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۱۹؛ جامع المسائل بهجت؛ ج‌۴، ص: ۵۱۵</ref> و لازم نیست که برآمدگی در بالای محل ذبح قرار گیرد.<ref>سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶</ref>
+
در اینکه آیا خداوند بهشت و جهنم را آفریده یا بعدا خواهد آفرید اختلاف وجود دارد. برخی با استناد به داستان آدم و حوا و اسکان اولیه آنها در بهشت و آیاتی که اشاره به جنة المأوی می‌کنند، معتقدند که بهشت و جهنم قبل از قیامت آفریده شده است.<ref> مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۸، ص۲۰۵-۲۰۶، شارح.</ref> در کتاب تفسیر نمونه آمده است که پیامبر(ع) عده‌ای را در جنة المأوی مشاهده کرد، در حالی که می‌دانیم هیچکس در بهشت جاویدان قبل از روز قیامت وارد نمی‌شود، زیرا آیات قرآن به خوبی دلالت دارد که پرهیزگاران در قیامت بعد از محاسبه، وارد بهشت می‌شوند، نه بلافاصله بعد از مرگ، و ارواح شهداء نیز در بهشت برزخی قرار دارند، زیرا آنها نیز قبل از قیام قیامت وارد بهشت جاویدان نمی‌شوند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۹.</ref>
  
اوداج اربعه از قسمت‌هایی دانسته شده که خوردن آن حرام است.<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۳۴۳</ref>
+
برخی از کتب تفسیر با رویکرد روایی، روایات تفسیری در این زمینه را جمع‌آوری کرده‌اند.<ref> سیوطی، الدرالمنثور، 1404ق، ج۶، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>
  
=== شروط در ذبح ===
+
==جایگاه صالحان==
برای راه‌های صحیح قطع اوداج اربعه شروطی ذکر شده است از جمله:
+
جنة المأوی جایگاه اصحاب یمین<ref>مفید، الإختصاص، 1413ق، ص۳۵۶.</ref> مؤمنین،<ref> زید بن علی، غریب القرآن، 1412ق، ص۴۱۹؛ ثعالبی، تفسیر الثعالبی، 1418ق، ج۵، ص۳۲۵؛ مجلسی، مرآة العقول، 1404ق، ج۴، ص۲۷۶؛ آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال خوانساری، 1366ش، ج۴، ص۲۷۵.</ref> متقین،<ref>طبرسی، جوامع الجامع، 1412ق، ج۴، ص۱۹۷؛ زمخشری، الکشاف، 1407ق، ج۴، ص۴۲۱؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، 1418ق، ج۵، ص۱۵۸؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، 1415ق، ج۵، ص۸۹؛ آلوسی، روح المعانی، 1415ق، ج۱۴، ص۵۰.</ref> مقربین،<ref>ابن عربی، تفسیر ابن عربی، 1422ق، ج۲، ص۲۹۳.</ref> ارواح شهدا<ref> ابن قاریاغدی، البضاعة المزجاة، 1429ق، ج۲، ص۱۵۸؛ صنعانی، تفسیر القرآن العزیز، 1411ق، ج۲، ص۲۰۴؛ طبری، جامع البیان، 1412ق، ج۲۷، ص۳۳.</ref> جبرئیل و ملائکه<ref>طبرانی، التفسیر الکبیر، 2008م، ج۶، ص۱۳۹؛ ابن جوزی، زاد المسیر، 1422ق، ج۴، ص۱۸۷؛ میبدی، کشف الاسرار، 1371ش، ج۹، ص۳۶۱.</ref> و حتی طالبان علم<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، 1412ق، </ref> و در یک کلام جایگاه خاصان و مخلصان<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸-۴۹۹.</ref> دانسته شده است.
  
* برخی معتقدند که این رگ‌ها باید به صورت کامل از پایین برآمدگی زیر گلو بریده شود<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۲۰؛ سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات؛ ج‌۳، ص: ۱۶؛ توضیح المسائل محشی - امام خمینی؛ ج‌۲، ص: ۵۷۱؛ احکام جوانان فاضل؛ ص: ۱۷۳؛ المسائل الواضحة؛ ج‌۲، ص: ۱۲۶؛ رساله توضیح المسائل شبیری؛ ص: ۵۶۴</ref> زیرا در غیر این صورت بنا بر نظر اهل خبره، تمام اوداج اربعه قطع نخواهد شد.<ref>وسیلة النجاة مع حواشی الإمام الخمینی؛ ص: ۶۰۶؛ تفصیل الشریعة - الوقف،الوصیة،الأیمان و النذور،الکفارات،الصید، ص: ۳۷۰‌</ref> و در صورت شک و عدم اطمینان به تحقق تذکیه نیز، اصل بر عدم تزکیه خواهد بود.<ref>جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳۶، ص: ۱۲۰</ref>
+
جنة المأوی را مکان اقامت حضرت آدم در ابتدای خلقت دانسته که از آنجا به زمین رانده شده است.<ref> طوسی، تهذیب الأحکام، 1407ق، ج۱، ص۳۲۶؛ مجلسی، ملاذ الأخیارف 1406ق، ج۲، ص۵۵۹.</ref> چنانکه آخرین نقطه از صعود جبرئیل به آسمان در شب معراج به همراه پیامبر(ص)<ref> صدوق، علل الشرائع، 1385ش، ج۱، ص۲۷۷؛ بحرانی، البرهان، 1374ش، ج۵، ص۱۹۵؛ قمی مشهدی، کنز الدقائق، 1368ش، ج۱۲، ص۴۸۴.</ref> نیز دانسته شده است. جبرئیل به دستور خداوند از این مکان به همه اهل زمین و آسمان وعده الهی مبنی بر ظهور پیامبر اسلام(ص) را اعلام نمود.<ref>بکری، الأنوار، 1411ق، ص۱۲۳.</ref> امیرالمؤمنین(ع) در احتجاج با یهود، معراج پیامبر و مشاهده جنة المأوی توسط ایشان را در برتری او نسبت به دیگر پیامبران مطرح کرده است.<ref> دیلمی، إرشاد القلوب، 1412ق، ج۲، ص۴۱۱.</ref>
  
* برخی معتقدند ذبح حیوان و بریدن اوداج باید از طرف گلو باشد<ref>مجمع المسائل للگلبایگانی؛ ج‌۲، ص: ۳۳۴</ref> اما عده‌ای معتقدند که ذبح از قفا(پشت گردن) در صورتی که حیوان قبل از بریدن اوداج اربعه و بعد از آن زنده باشد صحیح خواهد بود<ref>إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، ج‌۲، ص: ۱۰۸‌؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۳، ص: ۷۰۳</ref> هرچند این کار کراهت دارد.<ref>منتخب المسائل الإسلامیة؛ ص: ۱۲۱</ref>
+
=== جایگاه امام علی(ع) ===
* بریدن اوداج اربعه باید به صورت پی در پی و قبل از جان دادن حیوان باشد؛<ref>الأحکام الشرعیة علی مذهب أهل البیت علیهم السلام؛ ص: ۵۰۳؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۳، ص: ۷۰۳</ref> بنابراین رعایت متابعت و موالات عرفی در ذبح واجب دانسته شده است.<ref>جامع المسائل بهجت؛ ج‌۴، ص: ۵۲۲</ref>
+
برخی جنة المأوی را جایگاه امام علی(ع) دانسته‌اند.<ref>قمی، تفسیر القمی، 1363ش، ج۲، ص۱۷۰.</ref> در روایتی از رسول خدا نقل شده که ایشان در معراج به همراه جبرئیل وارد جنة المأوی شد و خانه خود و حضرت علی(ع) را در آن مشاهده نمود.<ref> ابن طاووس، الیقین، 1413ق، ص۳۰۰؛ مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۳۷، ص۳۲۱.</ref> و حتی در روایتی از این بهشت به درختی از نور اشاره شده که پیامبر از جبرئیل درباره آن پرسید جبرئیل آن درخت را از آن علی(ع) معرفی کرده است.<ref>صدوق، علل الشرایع، 1385ش، ج۱، ص۱۸۴؛ بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، 1382ش، ج۱۱، ص۳۵.</ref> و در روایتی دیگر این بهشت را جایگاه انبیا معرفی کرده که همه آنها به وصایت امیرالمومنین(ع) شهادت دادند.<ref> قزوینی، صافی در شرح کافی، 1429ق، ج۲، ص۱۶۷.</ref>  
* در صورتی که بعد از بریدن رگ‌های چهارگانه، شک شود که حیوان تذکیه شده، بنا بر استصحاب عدم حصول تذکیه دانسته شده است.<ref>تنقیح مبانی العروة - کتاب الطهارة؛ ج‌۲، ص: ۵۴؛ مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام بالعربیة، ج‌۹، ص: ۱۷۷‌</ref>  
 
* بعد از قطع اوداج اربعه باید کمی صبر کرد تا کاملا حس و حرکت حیوان از بین برود و بعد از آن به قطع قسمت‌های دیگر پرداخت زیرا در غیر این صورت حیوان دچار رنج و درد فراوان خواهد شد.<ref>طب الرضا علیه‌السلام / ترجمه امیر صادقی ؛ ؛ ص۲۲۳</ref>
 
  
=== نظر اهل سنت و ادیان دیگر ===
+
در روایتی از امیرالمومنین(ع) بعد از معرفی خود به عنوان خلیفه رسول خدا(ص)، خود را دعوت کننده به سوی جنة المأوی معرفی کرده است.<ref> لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۱۶۵.</ref> بهشتی که جایگاه تارکان دنیا است.<ref> لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۳۰۱، ۴۶۵.</ref> و شقی را کسی دانسته که این بهشت را به متاع کمی به دنیا می‌فروشد.<ref> لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۹۸.</ref>
فقهای اهل سنت نیز در حداقل رعایت تذکیه شرعی، اختلاف نظر دارند. شافعی قطع حلقوم و مری را کافی و احمد بن حنبل علاوه بر آن‌دو، قطع دو شاهرگ را نیز لازم دانسته است. ابوحنیفه قطع حلقوم و مری و یکی از شاهرگ‌ها را کافی دانسته است؛ هرچند همه علمای اهل سنت معتقدند که بهترین و کامل‌ترین نوع تذکیه قطع کامل اوداج اربعه می‌باشد.<ref>مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام بالعربیة، ج‌۹، ص: ۱۷۷‌</ref> شیخ طوسی در کتاب الخلاف بعد از ذکر برخی از فتاوای اهل سنت، معتقد است این فتاوا ثابت شده نیست و مقتضای احتیاط آن است که چهار رگ گردن به صورت کامل بریده شود.<ref>الخلاف، ج‌۶، ص: ۴۸‌</ref>
 
  
عده‌ای از محققان شرط قطع اوداج اربعه را از احکام اختصاصی اسلام دانسته و معتقدند که یهودیان، مسیحیان و مجوسان آن را رعایت نکرده و به شیوه‌های دیگر ذبح می‌کنند بنابراین خوردن مذبوحه آنها حرام است.<ref>حاشیة مجمع الفائدة و البرهان، ص: ۶۵۰‌</ref>
+
در زیارتی از امام حسین(ع) ایشان فرزند جنة المأوی معرفی شده است.<ref> ابن مشهدی، المزار الکبیر، 1419ق، ص۴۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۹۸، ص۳۱۸.</ref> حضرت مهدی را بوی جنة المأوی معرفی کرده‌اند.<ref> حافظ برسی، مشارق أنوار الیقین، 1422ق، ص۱۵۷.</ref>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
سطر ۴۲: سطر ۴۱:
 
{{منابع}}
 
{{منابع}}
 
{{ستون|۲}}
 
{{ستون|۲}}
* ابن جنید اسکافی، محمد بن احمد کاتب بغدادی، مجموعة فتاوی ابن جنید، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
+
* ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب(ع)، قم، نشر علامه، ۱۳۷۹ق.
* ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‌ بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق.
+
* ابن طاووس، علی بن موسی، الیقین باختصاص مولانا علی(ع) بإمرة المؤمنین، قم، دارالکتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
* اراکی، محمد علی، المسائل الواضحة، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۱۴ق.
+
* ابن قاریاغدی، محمد حسین، البضاعة المزجاة، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
* اردبیلی، احمد بن علی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، تحقیق آقا مجتبی عراقی و علی‌پناه اشتهاردی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
+
* ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۹ق.
* اصفهانی، سید ابوالحسن، وسیلة النجاة (مع حواشی الإمام الخمینیقم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، ۱۴۲۲ق.
+
* ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
* امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، بی‌تا.
+
* ابن‌ جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
* امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
+
* ابن عربی، محمد بن علی، تفسیر ابن عربی (تأویلات عبدالرزاق)، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
* امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، استفتاءات، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۲۲ق.
+
* آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶ش.
* بهبهانی، محمد باقر، حاشیة مجمع الفائدة و البرهان، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، ۱۴۱۷ق.
+
* آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
* بهجت، محمد تقی، جامع المسائل، قم، دفتر معظم‌له، ۱۴۲۶ق.
+
* بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال -الإمام علی بن أبی طالب(ع)، قم، مؤسسة الإمام المهدی(عجچاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
* تبریزی، جواد بن علی، تنقیح مبانی العروة - کتاب الطهارة، قم، دارالصدیقة الشهیدة(س)، ۱۴۲۶ق.
+
* بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثه، ۱۳۷۴ش.
* جزیری، عبدالرحمن، سید محمد غروی، یاسر مازح، الفقه علی المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت(ع)، بیروت، دارالثقلین، ۱۴۱۹ق.
+
* بکری، احمد بن عبدالله، الأنوار و مفتاح السرور و الأفکار فی مولد النبی المختار، قم، دارالشریف الرضی، قم، ۱۴۱۱ق.
* جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
+
* بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
* جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع)، عربی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا.
+
* تیمی، یحیی بن سلام، تفسیر یحیی بن سلام التیمی البصری القیروانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۵ق.
* حائری، سید علی بن محمد طباطبایی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۸ق.
+
* ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی المسمی بالجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
* حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
+
* جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمن، درج الدرر فی تفسیر القرآن العظیم، عمان، دارالفکر، ۱۴۳۰ق.
* حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
+
* حافظ برسی، رجب بن محمد، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین(ع)، بیروت، ۱۴۲۲ق.
* حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، قم، مؤسسه امام صادق(ع۱۴۲۰ق.
+
* خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، تهران، مکتبة الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.
* حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۲۰ق.
+
* دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
* خویی، سید ابو القاسم موسوی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم، تحت اشراف جناب آقای لطفی، ۱۴۱۸ق.
+
* راغب أصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، 1412ق.
* خویی، سید ابوالقاسم موسوی، موسوعة الإمام الخوئی، قم، مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی ره، ۱۴۱۸ق.
+
* زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
* زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.  
+
* زید بن علی بن الحسین، تفسیر الشهید زید بن علی المسمی تفسیر غریب القرآن، بیروت، الدار العالمیة، ۱۴۱۲ق.
* سبزواری، سید عبدالأعلی، مهذّب الأحکام، قم، مؤسسه المنار، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
+
* سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره۱۴۰۴ق.
* شبر، سید علی حسینی، العمل الأبقی فی شرح العروة الوثقی، نجف اشرف، مطبعة النجف، ۱۳۸۳ق.
+
* صدوق، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
* شبیری زنجانی، سید موسی، رساله توضیح المسائل، قم، انتشارات سلسبیل، ۱۴۳۰ق.
+
* صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵ش.
* شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة، محمدتقی و علی اصغر مروارید، بیروت، دارالتراث، ۱۴۱۰ق.
+
* صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
* شیرازی، سید محمد حسینی، منتخب المسائل الإسلامیة، بی‌جا، بی‌تا.
+
* صنعانی، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمّی تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۱ق.
* صدر، سید محمد، ما وراء الفقه، بیروت، دارالأضواء للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۲۰ق.
+
* طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
* طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
+
* طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دارالکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
* عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
+
* طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت، ۱۴۱۲ق.
* عاملی، یاسین عیسی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة، بیروت، دارالبلاغة للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۳ق.
+
* طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
* فاضل لنکرانی، محمد، احکام جوانان، قم، انتشارات امیر قلم، چاپ سی و پنجم، ۱۴۲۷ق.
+
* طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ترجمه جعفری، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۱ش.
* فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة - الوقف، الوصیة، الأیمان و النذور، الکفارات، الصید، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۴ق.
+
* طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، الشریف الرضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق.
* فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة - النجاسات و أحکامها، قم، مؤلف، ۱۴۰۹ق.
+
* طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
* فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل (فارسی)، قم، انتشارات امیر قلم، چاپ یازدهم، بی‌تا.
+
* طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
* فاضل لنکرانی، محمد، رساله توضیح المسائل، قم، بی‌جا، چاپ صد و چهاردهم، ۱۴۲۶ق.
+
* طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
* فیض کاشانی، محمد محسن، النخبة فی الحکمة العملیة و الأحکام الشرعیة، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
+
* فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
* فیض کاشانی، محمد محسن، الشافی فی العقائد و الأخلاق و الأحکام، تهران،‌دار نشر اللوح المحفوظ، ۱۴۲۵ق.
+
* فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی(ع)، ۱۴۰۶ق.
* فیومی، احمد بن محمد مقری، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، منشورات دارالرضی، بی‌تا.
+
* قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق.
* کاشانی، فیض، محمد محسن بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، بی‌تا.
+
* قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
* گلپایگانی، سید محمدرضا، مجمع المسائل للگلبایگانی، قم، دارالقرآن الکریم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
+
* قزوینی، ملاخلیل بن غازی، صافی در شرح کافی، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
* لاری، سید عبدالحسین، مجموعه مقالات، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۸ق.
+
* قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
 +
* قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
 +
* کاشف‌الغطاء، محمد حسین، جنة المأوی، قم، مؤسسة الشهید الانصاری القمی لاحیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
 +
* کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
 +
* کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، قم، ‌دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
 +
* لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ش.
 +
* ماوردی، علی بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردی، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
 +
* مجلسى، محمد باقر، آسمان و جهان، ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوار، جلد 54، تهران، اسلاميه، 1351ش.
 +
* مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
 
* مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
 
* مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
* محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
+
* مجلسی، محمد باقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
* محمود، عبدالرحمان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، بی‌جا، بی‌تا.
+
* مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
* منتظری نجف‌آبادی، حسین علی، رساله استفتاءات، قم، بی‌جا، بی‌تا.
+
* مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
* منسوب به علی بن موسی(ع)، طبّ الإمام الرضا(ع)، (طب و بهداشت از امام رضا علیه‌السلام)، تهران، معراجی، چاپ ششم، ۱۳۸۱ش.
+
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
* نجف‌آبادی، حسین علی منتظری، الأحکام الشرعیة علی مذهب أهل البیت(ع)، قم، نشر تفکر، ۱۴۱۳ق.
+
* مهائمی، علی بن احمد، تفسیر القرآن المسمی تبصیر الرحمن و تیسیر المنان، بیروت، عالم الکتب، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
* نجفی، کاشف الغطاء، احمد بن علی، سفینة النجاة و مشکاة الهدی و مصباح السعادات، نجف اشرف، مؤسسه کاشف الغطاء، ۱۴۲۳ق.
+
* میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
* نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،‌دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
+
* نوری، میرزا حسین، جنة المأوی فی ذکر من فاز بلقاء الحجة(عجقم، مؤسسه السیده المعصومه، ۱۴۲۷ق.
* نراقی، مولی احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، مؤسسه آل البیت(ع۱۴۱۵ق.
+
{{پایان}}
 +
{{پایان}}

نسخهٔ ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۷:۵۰

جنّة المأوی

چیستی و چگونگی

جنة المأوی یکی از اسامی بهشت[۱] یا یکی از بهشت‌ها است[۲] این واژه نام یکی از بهشت‌های چهارگانه[۳] یا پنج‌گانه[۴] معرفی شده است. [یادداشت ۱] در روایات جنة المأوی نام بهشت خاصی دانسته شده[۵] که در انتهای آسمان هفتم[۶] [یادداشت ۲] و در کنار[۷] یا بالای سدرة المنتهی[۸] و در سمت راست عرش خداوند قرار داشته[۹] و بنابه گفته‌ای محل مشاهده خداوند توسط خلائق است.[۱۰] برخی معتقدند که بالاتر از آن بهشتی وجود ندارد.[۱۱] به این بهشت جنة المبیت نیز گفته‌ شده است.[۱۲]

جنة المأوی واژه‌ای ترکیبی است[۱۳] و در لغت به معنای بهشتی است که محل سکونت است.[۱۴] «مأوی» اسم مکان[۱۵] به معنای منزل[۱۶] و جایگاهی که در آن به صورت دائمی (خلود)[۱۷] ساکن می‌شوند.[۱۸] در روایتی جنة المأوی نام نهری دانسته شده که در وسط بهشت قرار دارد و جنت عدن و فردوس نیز در داخل آن بهشت قرار دارند.[۱۹]

در اینکه جنة المأوی کدام بهشت است در میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد[۲۰] عده‌ای جنة المأوی را همان بهشت جاویدان دانسته‌اند.[۲۱] علامه طباطبایی نویسنده کتاب المیزان جنة المأوی را بهشتی دانسته که مؤمنین بعد از بهشت موقت (بهشت برزخ)، برای همیشه در آن ساکن می‌شوند، و زمان آن بعد از قیامت خواهد بود.[۲۲]

در پاره‌ای از روایت‌ها به جزئیات و خصوصیات جنة المأوی پرداخته شده است از جمله قرار داشتن هزاران هزار شهر در این بهشت که در هر شهر نیز هفتاد هزار منزل وجود دارد.[۲۳]

در برخی از منابع به بعضی از سیفی‌جات که در جنة المأوی وجود دارند اشاره شده که پیامبر هنگام معراج آنها را در این بهشت دیده است که اقرار به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر و ولایت امام علی(ع) کرده‌اند.[۲۴]

واژه جنة المأوی در دعاهای مختلفی از جمله دعای جوشن کبیر نیز آمده[۲۵] و بازتاب گسترده‌ای در ادب و شعر به زبان فارسی[۲۶] و عربی داشته است.[۲۷] کتاب‌هایی با این نام نوشته شده است از جمله کتاب جنة المأوی محدث نوری[۲۸] و محمد حسین کاشف الغطا.[۲۹]

واژه قرآنی

واژه جنة المأوی دو بار در قرآن آمده که یک بار به صورت مفرد[۳۰] و بار دیگر به صورت جمع(جنات المأوی) است[۳۱] پیامبر در شب معراج پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ خداوند از جمله جنة المأوی را در کنار سدرة المنتهی دید.[۳۲] برخی با استناد به آیه ۱۹ سوره سجده، مراد از جنة المأوی را بهشت آخرت دانسته و معتقدند با توجه به قرار داشتن جنة المأوی در آسمان، این آیه دلالت صریح به معراج پیامبر دارد.[۳۳]

آیت الله خویی در کتاب منهاج البرائه به هشت نام بهشت که در قرآن آمده، اشاره کرده که یکی از آنها جنة المأوی است.[۳۴] در روایتی جنة المأوی یکی از چهار زمین بهشتی دانسته شده که در قرآن به همراه بهشت عدن، فردوس و نعیم ذکر شده است.[۳۵]

در اینکه آیا خداوند بهشت و جهنم را آفریده یا بعدا خواهد آفرید اختلاف وجود دارد. برخی با استناد به داستان آدم و حوا و اسکان اولیه آنها در بهشت و آیاتی که اشاره به جنة المأوی می‌کنند، معتقدند که بهشت و جهنم قبل از قیامت آفریده شده است.[۳۶] در کتاب تفسیر نمونه آمده است که پیامبر(ع) عده‌ای را در جنة المأوی مشاهده کرد، در حالی که می‌دانیم هیچکس در بهشت جاویدان قبل از روز قیامت وارد نمی‌شود، زیرا آیات قرآن به خوبی دلالت دارد که پرهیزگاران در قیامت بعد از محاسبه، وارد بهشت می‌شوند، نه بلافاصله بعد از مرگ، و ارواح شهداء نیز در بهشت برزخی قرار دارند، زیرا آنها نیز قبل از قیام قیامت وارد بهشت جاویدان نمی‌شوند.[۳۷]

برخی از کتب تفسیر با رویکرد روایی، روایات تفسیری در این زمینه را جمع‌آوری کرده‌اند.[۳۸]

جایگاه صالحان

جنة المأوی جایگاه اصحاب یمین[۳۹] مؤمنین،[۴۰] متقین،[۴۱] مقربین،[۴۲] ارواح شهدا[۴۳] جبرئیل و ملائکه[۴۴] و حتی طالبان علم[۴۵] و در یک کلام جایگاه خاصان و مخلصان[۴۶] دانسته شده است.

جنة المأوی را مکان اقامت حضرت آدم در ابتدای خلقت دانسته که از آنجا به زمین رانده شده است.[۴۷] چنانکه آخرین نقطه از صعود جبرئیل به آسمان در شب معراج به همراه پیامبر(ص)[۴۸] نیز دانسته شده است. جبرئیل به دستور خداوند از این مکان به همه اهل زمین و آسمان وعده الهی مبنی بر ظهور پیامبر اسلام(ص) را اعلام نمود.[۴۹] امیرالمؤمنین(ع) در احتجاج با یهود، معراج پیامبر و مشاهده جنة المأوی توسط ایشان را در برتری او نسبت به دیگر پیامبران مطرح کرده است.[۵۰]

جایگاه امام علی(ع)

برخی جنة المأوی را جایگاه امام علی(ع) دانسته‌اند.[۵۱] در روایتی از رسول خدا نقل شده که ایشان در معراج به همراه جبرئیل وارد جنة المأوی شد و خانه خود و حضرت علی(ع) را در آن مشاهده نمود.[۵۲] و حتی در روایتی از این بهشت به درختی از نور اشاره شده که پیامبر از جبرئیل درباره آن پرسید جبرئیل آن درخت را از آن علی(ع) معرفی کرده است.[۵۳] و در روایتی دیگر این بهشت را جایگاه انبیا معرفی کرده که همه آنها به وصایت امیرالمومنین(ع) شهادت دادند.[۵۴]

در روایتی از امیرالمومنین(ع) بعد از معرفی خود به عنوان خلیفه رسول خدا(ص)، خود را دعوت کننده به سوی جنة المأوی معرفی کرده است.[۵۵] بهشتی که جایگاه تارکان دنیا است.[۵۶] و شقی را کسی دانسته که این بهشت را به متاع کمی به دنیا می‌فروشد.[۵۷]

در زیارتی از امام حسین(ع) ایشان فرزند جنة المأوی معرفی شده است.[۵۸] حضرت مهدی را بوی جنة المأوی معرفی کرده‌اند.[۵۹]

پانویس

  1. تیمی، تفسیر یحیی بن سلام التیمی، 1425ق، ج۲، ص۶۹۲.
  2. جرجانی، درج الدرر، 1430ق، ج۲، ص۵۹۸.
  3. مفید، الإختصاص، 1413ق، ص۳۵۶؛ فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج۳، ص۶۸۶.
  4. کلینی، الکافی، 1407ق، ج۱، ص۳۹۰.
  5. آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال خوانساری، 1366ش، ج۴، ص۱۹۲.
  6. قمی، تفسیر القمی، 1363ش، ج۲، ص۳۳۵؛ بحرانی، البرهان، 1374ش، ج۵، ص۱۹۲؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۲۶؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶.
  7. طبرسی، الإحتجاج، 1381ش، ج۱، ص۴۸.
  8. مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۵۷، ص۲۴۸.
  9. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶؛ زید بن علی، تفسیر غریب القرآن، 1412ق، ص۴۱۹.
  10. مهائمی، تبصیر الرحمن، 1403ق، ج۲، ص۳۰۳.
  11. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 1368ش، ج۵، ص۸۳.
  12. ماوردی، النکت و العیون، بیروت، ج۵، ص۳۹۶؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، 1364ش، ج۱۷، ص۹۶.
  13. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۹، ص۵۶۶.
  14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸.
  15. قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۱، ص۱۴۵؛ آلوسی، روح المعانی، 1415ق، ج۱۴، ص۵۰.
  16. ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج۱۴، ص۵۲.
  17. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص104.
  18. قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۱، ص۱۴۵.
  19. صدوق، من لایحضره الفقیه، 1413ق، ج۱، ص۲۹۶.
  20. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸.
  21. طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۲۶؛ طبرسی، مجمع البیان، 1372ش، ج۹، ص۲۶۵؛ طبرسی، جوامع الجامع، 1412ق، ج۴، ص۱۹۷؛ زمخشری، الکشاف، 1407ق، ج۴، ص۴۲۱.
  22. طباطبایی، المیزان، 1390ق، ج۱۹، ص۳۱.
  23. صدوق، الأمالی، 1376ش، ص۴۹.
  24. طبرسی، مکارم الأخلاق، 1412ق، ص۱۸۴.
  25. کفعمی، المصباح، 1405ق، ص۲۵۴.
  26. برای نمونه نگاه کنید به: خویی، منهاج البراعة، 1400، ج۲۱، ص۴۵۲.
  27. برای نمونه نگاه کنید به: ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج۴، ص۳۳۲.
  28. نوری، جنة المأوی فی ذکر من فاز بلقاء الحجة(عج)، قم، مؤسسه السیده المعصومه، 1427ق.
  29. کاشف‌الغطاء، جنة المأوی، قم، مؤسسة الشهید الانصاری القمی لاحیاء التراث، 1420ق.
  30. سوره نجم، آیه15.
  31. سوره سجده، آیه۱۹.
  32. س
  33. قرشی بنایی، قاموس قرآن، 1412ق، ج۳، ص۲۴۷.
  34. خویی، منهاج البراعة، 1400، ج۲، ص۲۶.
  35. کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۱۰۰؛ فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج۲۵، ص۶۷۴.
  36. مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۸، ص۲۰۵-۲۰۶، شارح.
  37. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۹.
  38. سیوطی، الدرالمنثور، 1404ق، ج۶، ص۱۲۵-۱۲۶.
  39. مفید، الإختصاص، 1413ق، ص۳۵۶.
  40. زید بن علی، غریب القرآن، 1412ق، ص۴۱۹؛ ثعالبی، تفسیر الثعالبی، 1418ق، ج۵، ص۳۲۵؛ مجلسی، مرآة العقول، 1404ق، ج۴، ص۲۷۶؛ آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال خوانساری، 1366ش، ج۴، ص۲۷۵.
  41. طبرسی، جوامع الجامع، 1412ق، ج۴، ص۱۹۷؛ زمخشری، الکشاف، 1407ق، ج۴، ص۴۲۱؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، 1418ق، ج۵، ص۱۵۸؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، 1415ق، ج۵، ص۸۹؛ آلوسی، روح المعانی، 1415ق، ج۱۴، ص۵۰.
  42. ابن عربی، تفسیر ابن عربی، 1422ق، ج۲، ص۲۹۳.
  43. ابن قاریاغدی، البضاعة المزجاة، 1429ق، ج۲، ص۱۵۸؛ صنعانی، تفسیر القرآن العزیز، 1411ق، ج۲، ص۲۰۴؛ طبری، جامع البیان، 1412ق، ج۲۷، ص۳۳.
  44. طبرانی، التفسیر الکبیر، 2008م، ج۶، ص۱۳۹؛ ابن جوزی، زاد المسیر، 1422ق، ج۴، ص۱۸۷؛ میبدی، کشف الاسرار، 1371ش، ج۹، ص۳۶۱.
  45. دیلمی، إرشاد القلوب، 1412ق،
  46. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج۲۲، ص۴۹۸-۴۹۹.
  47. طوسی، تهذیب الأحکام، 1407ق، ج۱، ص۳۲۶؛ مجلسی، ملاذ الأخیارف 1406ق، ج۲، ص۵۵۹.
  48. صدوق، علل الشرائع، 1385ش، ج۱، ص۲۷۷؛ بحرانی، البرهان، 1374ش، ج۵، ص۱۹۵؛ قمی مشهدی، کنز الدقائق، 1368ش، ج۱۲، ص۴۸۴.
  49. بکری، الأنوار، 1411ق، ص۱۲۳.
  50. دیلمی، إرشاد القلوب، 1412ق، ج۲، ص۴۱۱.
  51. قمی، تفسیر القمی، 1363ش، ج۲، ص۱۷۰.
  52. ابن طاووس، الیقین، 1413ق، ص۳۰۰؛ مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۳۷، ص۳۲۱.
  53. صدوق، علل الشرایع، 1385ش، ج۱، ص۱۸۴؛ بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، 1382ش، ج۱۱، ص۳۵.
  54. قزوینی، صافی در شرح کافی، 1429ق، ج۲، ص۱۶۷.
  55. لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۱۶۵.
  56. لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۳۰۱، ۴۶۵.
  57. لیثی، عیون الحکم، 1376ش، ص۹۸.
  58. ابن مشهدی، المزار الکبیر، 1419ق، ص۴۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، 1403ق، ج۹۸، ص۳۱۸.
  59. حافظ برسی، مشارق أنوار الیقین، 1422ق، ص۱۵۷.
  1. در برخی از نقل‌ها حتی یکی از بهشت‌های هفت‌گانه(راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص۲۰۴.) یا هشت‌گانه دانسته شده است.( کفعمی، المصباح، 1405ق، ص۷۲۸.)
  2. برخی جنة المأوی را در آسمان چهارم(خویی، منهاج البراعة، 1400ق، ج۱۰، ص۳۹۲ به نقل از طبرسی) یا ششم(مجلسی، آسمان و جهان، 1351ش، ج۲، ص۴۹.) دانسته‌اند.

منابع

  • ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب(ع)، قم، نشر علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، الیقین باختصاص مولانا علی(ع) بإمرة المؤمنین، قم، دارالکتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • ابن قاریاغدی، محمد حسین، البضاعة المزجاة، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
  • ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌ جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ابن عربی، محمد بن علی، تفسیر ابن عربی (تأویلات عبدالرزاق)، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶ش.
  • آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال -الإمام علی بن أبی طالب(ع)، قم، مؤسسة الإمام المهدی(عج)، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
  • بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثه، ۱۳۷۴ش.
  • بکری، احمد بن عبدالله، الأنوار و مفتاح السرور و الأفکار فی مولد النبی المختار، قم، دارالشریف الرضی، قم، ۱۴۱۱ق.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • تیمی، یحیی بن سلام، تفسیر یحیی بن سلام التیمی البصری القیروانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۵ق.
  • ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی المسمی بالجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمن، درج الدرر فی تفسیر القرآن العظیم، عمان، دارالفکر، ۱۴۳۰ق.
  • حافظ برسی، رجب بن محمد، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین(ع)، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  • خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، تهران، مکتبة الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • راغب أصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، 1412ق.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • زید بن علی بن الحسین، تفسیر الشهید زید بن علی المسمی تفسیر غریب القرآن، بیروت، الدار العالمیة، ۱۴۱۲ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • صدوق، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵ش.
  • صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • صنعانی، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمّی تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۱ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دارالکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت، ۱۴۱۲ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ترجمه جعفری، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۱ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، الشریف الرضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی(ع)، ۱۴۰۶ق.
  • قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قزوینی، ملاخلیل بن غازی، صافی در شرح کافی، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • کاشف‌الغطاء، محمد حسین، جنة المأوی، قم، مؤسسة الشهید الانصاری القمی لاحیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، قم، ‌دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ش.
  • ماوردی، علی بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردی، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
  • مجلسى، محمد باقر، آسمان و جهان، ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوار، جلد 54، تهران، اسلاميه، 1351ش.
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • مجلسی، محمد باقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • مهائمی، علی بن احمد، تفسیر القرآن المسمی تبصیر الرحمن و تیسیر المنان، بیروت، عالم الکتب، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
  • نوری، میرزا حسین، جنة المأوی فی ذکر من فاز بلقاء الحجة(عج)، قم، مؤسسه السیده المعصومه، ۱۴۲۷ق.