کاربر:Golpoor/مقالات: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (منابع)
جز
سطر ۲: سطر ۲:
  
 
== معناشناسی ==
 
== معناشناسی ==
اجماع محصل به‌عنوان یکی از اقسام اجماع<ref>فقه و حقوق مجموعه آثار؛ ج‌۲۰، ص: ۵۱؛ تشریح المقاصد فی شرح الفرائد ؛ ج۲ ؛ ص۳۴۰</ref> {{یادداشت|وحدت نظر فقهای هر زمان درباره یک نظر به گونه‌ای که نمایانگر نظر معصوم باشد را در اصطلاح علم اصول، اجماع گویند.(مبانی فقهی حکومت اسلامی؛ ج‌۸، ص: ۳۸۳.)}} بدین معنا است که فقیه، با جستجو در گفته‌ها و نوشته‌های فقها از گذشته تا کنون، اتّفاق و اجماع آنان را در یک مسئله تحصیل کرده و ادعای اجماع نماید.<ref>فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص: ۴۹؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۱، ص: ۲۵۵</ref> تا آنجا که یقین کند که به قول امام (علیه‌السلام) دست یافته و لو شخص امام را نشناخته باشد.<ref> واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه ؛ ص۱۶</ref>
+
اجماع محصل به‌عنوان یکی از اقسام اجماع<ref>مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱؛ ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد؛ ۱۴۰۵ق، ج۲؛ ص۳۴۰.</ref> {{یادداشت|وحدت نظر فقهای هر زمان درباره یک نظر به گونه‌ای که نمایانگر نظر معصوم باشد را در اصطلاح علم اصول، اجماع گویند.(منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی؛ ۱۴۰۹ق، ج‌۸، ص۳۸۳.) بر اساس نظر فریقین اجماع از یک منظر بر دو قسم است: اجماع محصل و اجماع منقول(مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.)}} بدین معنا است که فقیه، با جستجو در گفته‌ها و نوشته‌های فقها از گذشته تا کنون، اتّفاق و اجماع آنان را در یک مسئله تحصیل کرده و ادعای اجماع نماید.<ref>ولایی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ۱۳۸۷ق، ص۴۹؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)؛ ج‌۱، ص۲۵۵.</ref> تا آنجا که یقین کند که به قول امام(ع) دست یافته و لو شخص امام را نشناخته باشد.<ref> قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه؛ ۱۳۷۹ش، ص۱۶.</ref>
بر اساس نظر فریقین اجماع از یک منظر بر دو قسم است: اجماع محصل و اجماع منقول<ref>فقه و حقوق مجموعه آثار؛ ج‌۲۰، ص: ۵۱</ref>
 
  
به‌عنوان مثال وقتی فقیهی می‌بیند که بزرگانی چون علی بن ابراهیم، علی بن بابویه، صدوق، شیخ طوسی، شیخ مفید، کلینی و سید مرتضی همه در یک مسئله متفقند، این اتفاق را کاشف از رأی معصوم می‌داند..<ref> مقالات اصولی، ص: ۳۵</ref>
+
به‌عنوان مثال وقتی فقیهی می‌بیند که بزرگانی چون علی بن ابراهیم، علی بن بابویه، صدوق، شیخ طوسی، شیخ مفید، کلینی و سید مرتضی همه در یک مسئله متفقند، این اتفاق را کاشف از رأی معصوم می‌داند..<ref> موسوی بجنوردی، مقالات اصولی، تهران، ص۳۵.</ref>
مثلا صاحب جواهر شخصا اقوال و آراء همه فقهاء را از خود آنها شنیده است و یا در کتاب آنها دیده و طبق آن در کتاب خود می‌فرماید: (جلسه استراحت) در نماز واجب است اجماعا.<ref> أوضح الشروح فی فرائد الأصول ؛ ج۲ ؛ ص۱۵۶</ref>
+
مثلا صاحب جواهر شخصا اقوال و آراء همه فقهاء را از خود آنها شنیده است و یا در کتاب آنها دیده و طبق آن در کتاب خود می‌فرماید: (جلسه استراحت) در نماز واجب است اجماعا.<ref> اصغری، أوضح الشروح؛ ۱۳۸۳ش، ج۲؛ ص۱۵۶.</ref>
  
برخی اجماع محصل را اجماعی می‌دانند که مجتهد با کاوش در تاریخ، آراء و عقاید صحابه رسول خدا(ص) و ائمه(ع) و یا مردم نزدیک به عصر ائمه به صورت مستقیم به دست آورده است.<ref>فقه و حقوق مجموعه آثار؛ ج‌۲۰، ص: ۵۱</ref>
+
برخی اجماع محصل را اجماعی می‌دانند که مجتهد با کاوش در تاریخ، آراء و عقاید صحابه رسول خدا(ص) و ائمه(ع) و یا مردم نزدیک به عصر ائمه به صورت مستقیم به دست آورده است.<ref> مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.</ref>
فقهای شیعه اعم از قدما و متأخران، اجماع محصل را به دلیل اینکه شناساننده دیدگاه معصوم(ع) میباشد، معتبر میدانند.<ref>فرهنگ نامه اصول فقه ؛ ص۳۹۱</ref> و آن را تنها اجماعی دانسته‌اند که کاشف قول معصوم(ع) است.<ref> مقالات اصولی ؛ ص۳۴</ref>
+
فقهای شیعه اعم از قدما و متأخران، اجماع محصل را به دلیل اینکه شناساننده دیدگاه معصوم(ع) میباشد، معتبر میدانند.<ref> مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۳۹۱.</ref> و آن را تنها اجماعی دانسته‌اند که کاشف قول معصوم(ع) است.<ref> موسوی بجنوردی، مقالات اصولی، تهران، ص۳۴.</ref>
اجماع محصل در صورت تحقق، نزد همه علما حجت است اما برخی معتقدند که تحقق این نوع اجماع در زمان حاضر تقریبا غیر ممکن است.<ref> شرح کفایة الأصول ؛ ج۵ ؛ ص۲۱۰؛ فرهنگ اصطلاحات اصول ؛ ج۱ ؛ ص۳۰</ref>
+
اجماع محصل در صورت تحقق، نزد همه علما حجت است اما برخی معتقدند که تحقق این نوع اجماع در زمان حاضر تقریبا غیر ممکن است.<ref> صالحی مازندارنی، شرح کفایة الأصول؛ ۱۳۸۲ش، ج۵؛ ص۲۱۰؛ ملکی اصفهانی، فرهنگ اصطلاحات اصول؛ ۱۳۷۹ش، ج۱؛ ص۳۰.</ref>
  
اجماع محصل طبیعی‌ترین و کامل‌ترین<ref> فرهنگ نامه اصول فقه، ص: ۳۹۱؛ منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی؛ ص: ۲۰۱</ref> و در عین حال متقن‌ترین نوع اجماع است<ref>منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ص: 213‌.</ref> و در مقابل اجماع منقول قرار دارد.<ref>فرهنگ نامه اصول فقه، ص: ۹۵؛ تشریح المقاصد فی شرح الفرائد ؛ ج۲ ؛ ص۳۴۰؛ </ref>
+
اجماع محصل طبیعی‌ترین و کامل‌ترین<ref> مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۳۹۱؛ شاهرودی، منابع اجتهاد؛ ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.</ref> و در عین حال متقن‌ترین نوع اجماع است<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد؛ ۱۳۷۰ش، ص۲۱۳‌.</ref> و در مقابل اجماع منقول قرار دارد.<ref> مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۹۵؛ ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد؛ ۱۴۰۵ق، ج۲؛ ص۳۴۰.</ref>
  
 
== انواع ==
 
== انواع ==
اجماع محصل بر دو نوع دانسته‌اند: اجماع محصل قطعی و اجماع محصل ظنی.<ref>شرح اصول استنباط ؛ ج۱ ؛ ص۳۸۲</ref>  
+
اجماع محصل بر دو نوع دانسته‌اند: اجماع محصل قطعی و اجماع محصل ظنی.<ref>محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱؛ ص۳۸۲.</ref>  
  
* اجماع محصل قطعی یعنی شخص مجتهد تمام گفته‌ها و فتوای فقها را جستجو کند تا جایی که از این راه یقین به قول معصوم پیدا کند.<ref>أوضح الشروح فی فرائد الأصول، ج۲، ص: ۱۵۷؛ شرح اصول فقه ؛ ج۳ ؛ ص۱۸۹؛ واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، ص: ۱۷</ref>
+
* اجماع محصل قطعی یعنی شخص مجتهد تمام گفته‌ها و فتوای فقها را جستجو کند تا جایی که از این راه یقین به قول معصوم پیدا کند.<ref>اصغری، أوضح الشروح، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۵۷؛ محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۸۹؛ قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۷.</ref>
  
* اجماع محصل ظنی آن است که شخص مجتهد گفته‌های فقیهان را تا اندازه‌ای بررسی کند برایش ظن به قول معصوم پیدا شود.<ref>أوضح الشروح فی فرائد الأصول، ج۲، ص: ۱۵۷؛ شرح اصول فقه ؛ ج۳ ؛ ص۱۸۹؛ واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه ؛ ص۱۶</ref>
+
* اجماع محصل ظنی آن است که شخص مجتهد گفته‌های فقیهان را تا اندازه‌ای بررسی کند برایش ظن به قول معصوم پیدا شود.<ref> اصغری، أوضح الشروح، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۵۷؛ محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۸۹؛ قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۶.</ref>
  
 
== چگونگی ارتباط اجماع محصل با نظر معصوم ==
 
== چگونگی ارتباط اجماع محصل با نظر معصوم ==
در این که چگونه اجماع محصل می‌تواند بیانگر گفته معصوم باشد، راه‌های مختلفی عرضه شده است به‌گونه‌ای که اسدالله تستری، به بیان دوازده راه پرداخته<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۳</ref> و برخی آن را به یازده روش دانسته‌اند.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی؛ ص: ۲۰۱</ref> که معروف‌ترین این راه‌ها، حسی، لطفی و حدسی است.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی؛ ص: ۲۰۱</ref>
+
در این که چگونه اجماع محصل می‌تواند بیانگر گفته معصوم باشد، راه‌های مختلفی عرضه شده است به‌گونه‌ای که اسدالله تستری، به بیان دوازده راه پرداخته<ref> محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.</ref> و برخی آن را به یازده روش دانسته‌اند.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.</ref> که معروف‌ترین این راه‌ها، حسی، لطفی و حدسی است.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.</ref>
  
 
=== راه حس: اجماع تضمنی و دخولی ===
 
=== راه حس: اجماع تضمنی و دخولی ===
اولین روش طریقه حسی است که به آن طریقه تضمنی و دخولی نیز گفته می‌شود.<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۳</ref> با توجه به حضور معصوم در همه زمان‌ها، وقتی مسئله‌ای از سوی مجتهد مورد بررسی قرار بگیرد و تمام اقوال و آرا را کاوش نماید و به اتفاق نظر آن‌ها در این مسئله برسد، طبعا رأی معصوم هم در میان این افراد خواهد بود؛ هرچند مجتهد شخص امام را نشناسد.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۲‌</ref> {{یادداشت|برخی معتقدند باید در میان مجتهدانی که نظرات آنان گرد آمده، شخص نامعلومی باشد که احتمال برود او همان امام است؛ چنان‌که دیگران گفته‌اند فقهای ناشناخته باید حداقل بیش از یک نفر باشند، چرا که در فرض یک نفر او همان امام خواهد بود و دیگر نیازی به آرای دیگران نیست.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۲‌</ref>}}
+
اولین روش طریقه حسی است که به آن طریقه تضمنی و دخولی نیز گفته می‌شود.<ref> محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.</ref> با توجه به حضور معصوم در همه زمان‌ها، وقتی مسئله‌ای از سوی مجتهد مورد بررسی قرار بگیرد و تمام اقوال و آرا را کاوش نماید و به اتفاق نظر آن‌ها در این مسئله برسد، طبعا رأی معصوم هم در میان این افراد خواهد بود؛ هرچند مجتهد شخص امام را نشناسد.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۲.‌</ref> {{یادداشت|برخی معتقدند باید در میان مجتهدانی که نظرات آنان گرد آمده، شخص نامعلومی باشد که احتمال برود او همان امام است؛ چنان‌که دیگران گفته‌اند فقهای ناشناخته باید حداقل بیش از یک نفر باشند، چرا که در فرض یک نفر او همان امام خواهد بود و دیگر نیازی به آرای دیگران نیست.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۲.‌</ref>}}
  
این روش را فقهای متقدمی چون شیخ مفید در اوائل المقالات<ref>اوائل المقالات، ص۱۲۱</ref> و سیدمرتضی در الذریعه<ref>ج۲، ص۱۲۹(۶۰۵)</ref> ارائه کرده‌اند.
+
این روش را فقهای متقدمی چون شیخ مفید در اوائل المقالات<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۱.</ref> و سید مرتضی در الذریعه<ref>سید مرتضی، الذریعه، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۱۲۹(۶۰۵).</ref> ارائه کرده‌اند.
  
این روش به رغم آن‌که برخی ادعا کرده‌اند که همگان بر حجیتش اتفاق نظر دارند<ref>تحریر اصول فقه، ص: ۲۳۲؛                        أصول الفقه ( طبع اسماعيليان )، ج‏2، ص: 114</ref> با انتقاداتی روبروست. از طرفی برخی تحقق چنین اجماعی را پس از غیبت انکار کرده‌اند.<ref>تحریر اصول فقه، ص: ۲۳۲</ref> و اساسا هیچ فقیهی در نقل اجماع، چنین ادعایی برای حجیت بخشی به اجماع خود مطرح نمی‌کند.<ref>شرح اصول فقه، ج۳، ص: ۱۹۰</ref> دوم آن که این روش در عصر حضور امام سودمند است<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۶</ref> و در عصر غیبت با توجه به نامشخص بودن نحوه زندگی امام در این زمان، نمی‌توان ادعا کرد که امام همچون یکی از فقها زندگی گرده و نظر خود را در باب مسائل فقهی بیان می‌دارد تا دسترسی به آن در میان نظرات ممکن باشد.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۳‌</ref>
+
این روش به رغم آن‌که برخی ادعا کرده‌اند که همگان بر حجیتش اتفاق نظر دارند<ref>شیروانی، تحریر اصول فقه، ۱۳۸۵ش، ص۲۳۲؛ مظفر، أصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۴.</ref> با انتقاداتی روبروست. از طرفی برخی تحقق چنین اجماعی را پس از غیبت انکار کرده‌اند.<ref> شیروانی، تحریر اصول فقه، ۱۳۸۵ش، ص۲۳۲.</ref> و اساسا هیچ فقیهی در نقل اجماع، چنین ادعایی برای حجیت بخشی به اجماع خود مطرح نمی‌کند.<ref>محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۹۰.</ref> دوم آن که این روش در عصر حضور امام سودمند است<ref>محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۶.</ref> و در عصر غیبت با توجه به نامشخص بودن نحوه زندگی امام در این زمان، نمی‌توان ادعا کرد که امام همچون یکی از فقها زندگی گرده و نظر خود را در باب مسائل فقهی بیان می‌دارد تا دسترسی به آن در میان نظرات ممکن باشد.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۳.‌</ref>
  
 
=== راه لطف: اجماع لطفی ===
 
=== راه لطف: اجماع لطفی ===
این راه که شیخ طوسی برگزیده و در کتاب عده الاصول مطرح ساخته است<ref>ص۶۲۸-۶۳۸</ref> مبتنی بر وجوب لطف خداوند بر بندگان بر اساس حکمت بوده که بیان احکام را نیز از جمله آن می‌شمارد بدین معنا که خداوند انسان‌ها را به شناخت واجبات و محرمات یاری رساند. لذا در عصر غیبت چنانچه فقها در یک زمان بر حکمی اجماع نمودند، اگر حکمشان خلاف واقع باشد، لطف عام و دائم پروردگار مقتضی است که خداوند به نوعی حکم واقعی را به ذهن یا کلام یا مجمع فقها از طریق امام غایب القا نماید و اتفاق نظر آنان را بر هم زند تا اجماعی محقق نشود و به هر حال سخن حق گفته شده و حکم واقعی به مردم رسیده باشد. بر این اساس اجماع فقها بر حکمی نشان‌دهنده مطابقت آن با نظر امام است.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۳‌</ref>
+
این راه که شیخ طوسی برگزیده و در کتاب عده فی الاصول مطرح ساخته است<ref>طوسی، عده فی الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۸-۶۳۸.</ref> مبتنی بر وجوب لطف خداوند بر بندگان بر اساس حکمت بوده که بیان احکام را نیز از جمله آن می‌شمارد بدین معنا که خداوند انسان‌ها را به شناخت واجبات و محرمات یاری رساند. لذا در عصر غیبت چنانچه فقها در یک زمان بر حکمی اجماع نمودند، اگر حکمشان خلاف واقع باشد، لطف عام و دائم پروردگار مقتضی است که خداوند به نوعی حکم واقعی را به ذهن یا کلام یا مجمع فقها از طریق امام غایب القا نماید و اتفاق نظر آنان را بر هم زند تا اجماعی محقق نشود و به هر حال سخن حق گفته شده و حکم واقعی به مردم رسیده باشد. بر این اساس اجماع فقها بر حکمی نشان‌دهنده مطابقت آن با نظر امام است.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۳.‌</ref>
  
البته برخی با مبهم خواندن حقیقت و حدود لطف آن را ناتمام در اثبات حجیت اجماع محصل می‌دانند.<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۶ - ۳۸۸؛ اصول الاستنباط، ص: 192؛ منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص۲۰۶ - ۲۰۷‌</ref>
+
البته برخی با مبهم خواندن حقیقت و حدود لطف آن را ناتمام در اثبات حجیت اجماع محصل می‌دانند.<ref> حیدری، اصول الاستنباط، ۱۴۱۲ق، ص۱۹۲؛ محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۶-۳۸۸؛ شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۶-۲۰۷.‌</ref>
  
 
=== راه حدس: اجماع حدسی ===
 
=== راه حدس: اجماع حدسی ===
شیخ مرتضی انصاری و محقق قمیاین روش را مطرح ساخته<ref>منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ص: 207‌ </ref> و گاه ادعا شده که این روش را عده زیادی از محققان پذیرفته‌اند<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۵</ref> در این روش که آسان‌ترین راه معرف شده است<ref> اصول الاستنباط، ص: 192</ref> با یافتن اتفاق نظر علمای تمامی اعصار گذشته به ویژه فقهای معاصر عصر امامان و یا نزدیک به آن حدس قطعی به نظر معصوم پیدا می‌شود. چراکه می‌دانیم این تعداد از فقها بدون حجت معتبر و دلیل قطعی بر مساله‌ای فتوا نمی‌دادند.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۸‌</ref> البته برخی معتقدند که باید اتفاق نظر راویان و اصحاب عصر ائمه نیز بدین موضوع ضمیمه شود تا تصور نشود که فقها بدون در دست داشتن روایت و صرفا با اجتهاد خود به حکمی دست یافته‌اند.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۸</ref>  
+
شیخ مرتضی انصاری و محقق قمی این روش را مطرح ساخته<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۷.‌ </ref> و گاه ادعا شده که این روش را عده زیادی از محققان پذیرفته‌اند<ref> محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۵.</ref> در این روش که آسان‌ترین راه معرف شده است<ref> حیدری، اصول الاستنباط، ۱۴۱۲ق، ص۱۹۲.</ref> با یافتن اتفاق نظر علمای تمامی اعصار گذشته به ویژه فقهای معاصر عصر امامان و یا نزدیک به آن حدس قطعی به نظر معصوم پیدا می‌شود. چراکه می‌دانیم این تعداد از فقها بدون حجت معتبر و دلیل قطعی بر مساله‌ای فتوا نمی‌دادند.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸.‌</ref> البته برخی معتقدند که باید اتفاق نظر راویان و اصحاب عصر ائمه نیز بدین موضوع ضمیمه شود تا تصور نشود که فقها بدون در دست داشتن روایت و صرفا با اجتهاد خود به حکمی دست یافته‌اند.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸.</ref>  
  
از آنجا که اتفاق نظر تمام فقها از گذشته تا زمان فقیهی که ادعای اجماع می‌کند در تحقق این نوع از اجماع شرط شده است،<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۹۰</ref> برخی از علما دست یافتن بر این مسئله را امر محالی شمرده‌اند.<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۹۰؛ تقریرات اصول، متن، ص: ۱۱۷</ref> همچنین با در نظر گرفتن فقدان وسایل ارتباطی امروزی و عدم امکانات فعلی برای به دست آوردن آرا و آثار تمامی محققان دیگر، عملا نمی‌توان پذیرفت که یک فقیه در گذشته توانسته است تمامی آرای فقها را در اقصی نقاط اسلامی به دست آورد و اتفاق نظر آنان بر مسئله‌ای را کشف کند.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۰۸ - ۲۱۰</ref>
+
از آنجا که اتفاق نظر تمام فقها از گذشته تا زمان فقیهی که ادعای اجماع می‌کند در تحقق این نوع از اجماع شرط شده است،<ref> محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۹۰.</ref> برخی از علما دست یافتن بر این مسئله را امر محالی شمرده‌اند.<ref> شهابی، تقریرات اصول، ۱۳۲۱ش، ص۱۱۷؛ محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۹۰.</ref> همچنین با در نظر گرفتن فقدان وسایل ارتباطی امروزی و عدم امکانات فعلی برای به دست آوردن آرا و آثار تمامی محققان دیگر، عملا نمی‌توان پذیرفت که یک فقیه در گذشته توانسته است تمامی آرای فقها را در اقصی نقاط اسلامی به دست آورد و اتفاق نظر آنان بر مسئله‌ای را کشف کند.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸-۲۱۰.</ref>
  
 
== حجیت اجماع محصل ==
 
== حجیت اجماع محصل ==
هرچند عده‌ای ادعا کرده‌اند که فقهای شیعه از قدما تا متأخرین، اتفاق نظر و هم رای بودن در میان اصحاب امامیه را بیانگر قول معصوم می‌دانند.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی؛ ص: ۲۰۱</ref> اما برخی معتقدند که اجماع محصل برای خود فرد حجت است.<ref>فقه و حقوق مجموعه آثار؛ ج‌۲۰، ص: ۵۱</ref> آن هم در صورتی که از راه معتبر به دست آمده باشد.<ref>فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌۱، ص: ۲۵۵</ref> البته اگر سبب یقین به رای معصوم نشود، فاقد حجیت خواهد بود.<ref>ادوار فقه و کیفیت بیان آن؛ ص: ۱۷۰</ref>  
+
هرچند عده‌ای ادعا کرده‌اند که فقهای شیعه از قدما تا متأخرین، اتفاق نظر و هم رای بودن در میان اصحاب امامیه را بیانگر قول معصوم می‌دانند.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.</ref> اما برخی معتقدند که اجماع محصل برای خود فرد حجت است.<ref>مطهری، فقه و حقوق، ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.</ref> آن هم در صورتی که از راه معتبر به دست آمده باشد.<ref>جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۴۲۶ق، ج‌۱، ص۲۵۵.</ref> البته اگر سبب یقین به رای معصوم نشود، فاقد حجیت خواهد بود.<ref>شاهرودی، ادوار فقه، قم، ص۱۷۰.</ref>  
  
اما کسانی نیز به صورت کلی اجماع محصل را حجت نمی‌دانند چرا که نمی‌تواند نمایانگر نظر معصوم باشد. هرچند می‌تواند به به کمک شواهد و قراین دیگر سبب علم به نظر معصوم گردد که در آن هنگام به عنوان یک قرینه و نه دلیلی دارای حجیتِ ذاتی شناخته می‌شود.<ref>منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ص: ۲۱۳</ref>و لذا صرف ادعای اجماع دلیلی نخواهد بود و باید در آن توقف کرد.<ref>تشریح المقاصد فی شرح الفرائد، ج۲، ص: ۴۲۱</ref> البته در مقابل عده‌ای بر این گمانند که اجماع محصل توانایی کشف نظر معصوم را داراست.<ref>علم اصول، متن، ص: ۳۱۰</ref>
+
اما کسانی نیز به صورت کلی اجماع محصل را حجت نمی‌دانند چرا که نمی‌تواند نمایانگر نظر معصوم باشد. هرچند می‌تواند به به کمک شواهد و قراین دیگر سبب علم به نظر معصوم گردد که در آن هنگام به عنوان یک قرینه و نه دلیلی دارای حجیتِ ذاتی شناخته می‌شود.<ref> شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۱۳.</ref>و لذا صرف ادعای اجماع دلیلی نخواهد بود و باید در آن توقف کرد.<ref>ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد، ۱۴۰۵، ج۲، ص۴۲۱.</ref> البته در مقابل عده‌ای بر این گمانند که اجماع محصل توانایی کشف نظر معصوم را داراست.<ref>موسوی بجنوردی، علم اصول، ۱۳۷۹ش، ص۳۱۰.</ref>
  
عده‌ای معتقدند که اجماع محصل وجود خارجی نداشته<ref>شرح اصول فقه، ج‏3، ص: 190</ref> و اجماع‌هایی که در زمان غیبت بدست می‌آید از ارزشی برخوردار نیست.<ref> ترجمه اصول فقه ؛ ج۲ ؛ ص۲۰۳</ref>
+
عده‌ای معتقدند که اجماع محصل وجود خارجی نداشته<ref>شرح اصول فقه، ج۳، ص: ۱۹۰</ref> و اجماع‌هایی که در زمان غیبت بدست می‌آید از ارزشی برخوردار نیست.<ref> اصول الفقه ؛ ج۲ ؛ ص۲۰۳</ref>
 
 
 
 
اساسا از نگاه برخی ارزش اجماع به میزان کشف از قول معصوم و لذا هر اتفاق نظری که بتواند نظر امام را نمایان سازد ارزشمند خواهد بود ولو آن که اجماع مصطلح نامیده نشود.<ref>شرح اصول استنباط، ج۱، ص: ۳۸۳</ref>
 
  
 +
اساسا از نگاه برخی ارزش اجماع به میزان کشف از قول معصوم و لذا هر اتفاق نظری که بتواند نظر امام را نمایان سازد ارزشمند خواهد بود ولو آن که اجماع مصطلح نامیده نشود.<ref>محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۵۷: سطر ۵۴:
 
==منابع==
 
==منابع==
 
{{منابع}}
 
{{منابع}}
* اصغری، سید عبدالله، أوضح الشروح فی فرائد الأصول، شرح رسائل مرتضی انصاری؛ قم، نشر قیام، ۱۳۸۳ش.
+
* اصغری، سید عبدالله، أوضح الشروح فی فرائد الأصول، شرح رسائل مرتضی انصاری، قم، نشر قیام، ۱۳۸۳ش.
 
* جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، قم، ۱۴۲۶ق.  
 
* جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، قم، ۱۴۲۶ق.  
 
* ذهنی تهرانی، محمدجواد، تشریح المقاصد فی شرح الفرائد، قم، نشر حاذق، ۱۴۰۵ق.  
 
* ذهنی تهرانی، محمدجواد، تشریح المقاصد فی شرح الفرائد، قم، نشر حاذق، ۱۴۰۵ق.  
سطر ۶۳: سطر ۶۰:
 
* شاهرودی، محمد ابراهیم جناتی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰ش.
 
* شاهرودی، محمد ابراهیم جناتی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰ش.
 
* شهابی، محمود، تقریرات اصول، تهران، چاپخانه حاج محمد علی علمی، چاپ هفتم، ۱۳۲۱ش.  
 
* شهابی، محمود، تقریرات اصول، تهران، چاپخانه حاج محمد علی علمی، چاپ هفتم، ۱۳۲۱ش.  
* حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، قم، لجنه اداره الحوزه العلميه‏، 1412 ق.  
+
* حیدری، علی نقی، اصول الاستنباط، قم، لجنه اداره الحوزه العلمیه، ۱۴۱۲ق.  
 
* شیروانی، علی، تحریر اصول فقه، قم، دارالعلم، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.  
 
* شیروانی، علی، تحریر اصول فقه، قم، دارالعلم، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.  
* مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳75ش.  
+
* مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش.  
 
* صالحی مازندارنی، اسماعیل، شرح کفایة الأصول، قم، صالحان، ۱۳۸۲ش.  
 
* صالحی مازندارنی، اسماعیل، شرح کفایة الأصول، قم، صالحان، ۱۳۸۲ش.  
* سید مرتضی، الذریعه الی اصول الشریعه، تهران، دانشگاه تهران، 1376ش.
+
* سید مرتضی، الذریعه الی اصول الشریعه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ش.
* طوسی، محمد بن حسن، عده فی الاصول، قم، نشر محمد تقي علاقبنديان‏، 1417ق.  
+
* طوسی، محمد بن حسن، عده فی الاصول، قم، نشر محمد تقی علاقبندیان، ۱۴۱۷ق.  
* قلی زاده، احمد، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، تهران، بنياد پژوهشهاي علمي فرهنگي نور الاصفياء، ۱۳۷۹ ش.  
+
* قلی زاده، احمد، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، تهران، بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نور الاصفیاء، ۱۳۷۹ش.  
 
* محمدی، علی، شرح اصول استنباط، قم، دارالفکر، چاپ سوم، بی‌تا.
 
* محمدی، علی، شرح اصول استنباط، قم، دارالفکر، چاپ سوم، بی‌تا.
 
* محمدی، علی، شرح اصول فقه، قم، دارالفکر، چاپ دهم، ۱۳۸۷ ش.  
 
* محمدی، علی، شرح اصول فقه، قم، دارالفکر، چاپ دهم، ۱۳۸۷ ش.  
* مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي‏، ۱۳۸۹ش.  
+
* مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش.  
* مطهری، شهید مرتضی، فقه و حقوق (مجموعه آثار)، تهران، انتشارات صدرا، 1395ش.
+
* مطهری، شهید مرتضی، فقه و حقوق (مجموعه آثار)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۵ش.
* مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، 1413ق.
+
* مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
 
* ملکی اصفهانی، مجتبی، فرهنگ اصطلاحات اصول، قم، نشر عالمه، ۱۳۷۹ش.  
 
* ملکی اصفهانی، مجتبی، فرهنگ اصطلاحات اصول، قم، نشر عالمه، ۱۳۷۹ش.  
* منتظری، حسین علی، ترجمه محمود صلواتی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، قم، مؤسسه کیهان، 1409ق.
+
* منتظری، حسین علی، ترجمه محمود صلواتی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، قم، مؤسسه کیهان، ۱۴۰۹ق.
* موسوی بجنوردی، محمد، علم اصول، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج‏، ۱۳۷۹ش.  
+
* موسوی بجنوردی، محمد، علم اصول، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، ۱۳۷۹ش.  
 
* موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، تهران، بی‌نا، بی‌تا.
 
* موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، تهران، بی‌نا، بی‌تا.
* ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، تهران، نشر نی، 1387ش.
+
* ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، تهران، نشر نی، ۱۳۸۷ش.
 
{{پایان}}
 
{{پایان}}

نسخهٔ ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۴۰

اجماع محصل

معناشناسی

اجماع محصل به‌عنوان یکی از اقسام اجماع[۱] [یادداشت ۱] بدین معنا است که فقیه، با جستجو در گفته‌ها و نوشته‌های فقها از گذشته تا کنون، اتّفاق و اجماع آنان را در یک مسئله تحصیل کرده و ادعای اجماع نماید.[۲] تا آنجا که یقین کند که به قول امام(ع) دست یافته و لو شخص امام را نشناخته باشد.[۳]

به‌عنوان مثال وقتی فقیهی می‌بیند که بزرگانی چون علی بن ابراهیم، علی بن بابویه، صدوق، شیخ طوسی، شیخ مفید، کلینی و سید مرتضی همه در یک مسئله متفقند، این اتفاق را کاشف از رأی معصوم می‌داند..[۴] مثلا صاحب جواهر شخصا اقوال و آراء همه فقهاء را از خود آنها شنیده است و یا در کتاب آنها دیده و طبق آن در کتاب خود می‌فرماید: (جلسه استراحت) در نماز واجب است اجماعا.[۵]

برخی اجماع محصل را اجماعی می‌دانند که مجتهد با کاوش در تاریخ، آراء و عقاید صحابه رسول خدا(ص) و ائمه(ع) و یا مردم نزدیک به عصر ائمه به صورت مستقیم به دست آورده است.[۶] فقهای شیعه اعم از قدما و متأخران، اجماع محصل را به دلیل اینکه شناساننده دیدگاه معصوم(ع) میباشد، معتبر میدانند.[۷] و آن را تنها اجماعی دانسته‌اند که کاشف قول معصوم(ع) است.[۸] اجماع محصل در صورت تحقق، نزد همه علما حجت است اما برخی معتقدند که تحقق این نوع اجماع در زمان حاضر تقریبا غیر ممکن است.[۹]

اجماع محصل طبیعی‌ترین و کامل‌ترین[۱۰] و در عین حال متقن‌ترین نوع اجماع است[۱۱] و در مقابل اجماع منقول قرار دارد.[۱۲]

انواع

اجماع محصل بر دو نوع دانسته‌اند: اجماع محصل قطعی و اجماع محصل ظنی.[۱۳]

  • اجماع محصل قطعی یعنی شخص مجتهد تمام گفته‌ها و فتوای فقها را جستجو کند تا جایی که از این راه یقین به قول معصوم پیدا کند.[۱۴]
  • اجماع محصل ظنی آن است که شخص مجتهد گفته‌های فقیهان را تا اندازه‌ای بررسی کند برایش ظن به قول معصوم پیدا شود.[۱۵]

چگونگی ارتباط اجماع محصل با نظر معصوم

در این که چگونه اجماع محصل می‌تواند بیانگر گفته معصوم باشد، راه‌های مختلفی عرضه شده است به‌گونه‌ای که اسدالله تستری، به بیان دوازده راه پرداخته[۱۶] و برخی آن را به یازده روش دانسته‌اند.[۱۷] که معروف‌ترین این راه‌ها، حسی، لطفی و حدسی است.[۱۸]

راه حس: اجماع تضمنی و دخولی

اولین روش طریقه حسی است که به آن طریقه تضمنی و دخولی نیز گفته می‌شود.[۱۹] با توجه به حضور معصوم در همه زمان‌ها، وقتی مسئله‌ای از سوی مجتهد مورد بررسی قرار بگیرد و تمام اقوال و آرا را کاوش نماید و به اتفاق نظر آن‌ها در این مسئله برسد، طبعا رأی معصوم هم در میان این افراد خواهد بود؛ هرچند مجتهد شخص امام را نشناسد.[۲۰] [یادداشت ۲]

این روش را فقهای متقدمی چون شیخ مفید در اوائل المقالات[۲۲] و سید مرتضی در الذریعه[۲۳] ارائه کرده‌اند.

این روش به رغم آن‌که برخی ادعا کرده‌اند که همگان بر حجیتش اتفاق نظر دارند[۲۴] با انتقاداتی روبروست. از طرفی برخی تحقق چنین اجماعی را پس از غیبت انکار کرده‌اند.[۲۵] و اساسا هیچ فقیهی در نقل اجماع، چنین ادعایی برای حجیت بخشی به اجماع خود مطرح نمی‌کند.[۲۶] دوم آن که این روش در عصر حضور امام سودمند است[۲۷] و در عصر غیبت با توجه به نامشخص بودن نحوه زندگی امام در این زمان، نمی‌توان ادعا کرد که امام همچون یکی از فقها زندگی گرده و نظر خود را در باب مسائل فقهی بیان می‌دارد تا دسترسی به آن در میان نظرات ممکن باشد.[۲۸]

راه لطف: اجماع لطفی

این راه که شیخ طوسی برگزیده و در کتاب عده فی الاصول مطرح ساخته است[۲۹] مبتنی بر وجوب لطف خداوند بر بندگان بر اساس حکمت بوده که بیان احکام را نیز از جمله آن می‌شمارد بدین معنا که خداوند انسان‌ها را به شناخت واجبات و محرمات یاری رساند. لذا در عصر غیبت چنانچه فقها در یک زمان بر حکمی اجماع نمودند، اگر حکمشان خلاف واقع باشد، لطف عام و دائم پروردگار مقتضی است که خداوند به نوعی حکم واقعی را به ذهن یا کلام یا مجمع فقها از طریق امام غایب القا نماید و اتفاق نظر آنان را بر هم زند تا اجماعی محقق نشود و به هر حال سخن حق گفته شده و حکم واقعی به مردم رسیده باشد. بر این اساس اجماع فقها بر حکمی نشان‌دهنده مطابقت آن با نظر امام است.[۳۰]

البته برخی با مبهم خواندن حقیقت و حدود لطف آن را ناتمام در اثبات حجیت اجماع محصل می‌دانند.[۳۱]

راه حدس: اجماع حدسی

شیخ مرتضی انصاری و محقق قمی این روش را مطرح ساخته[۳۲] و گاه ادعا شده که این روش را عده زیادی از محققان پذیرفته‌اند[۳۳] در این روش که آسان‌ترین راه معرف شده است[۳۴] با یافتن اتفاق نظر علمای تمامی اعصار گذشته به ویژه فقهای معاصر عصر امامان و یا نزدیک به آن حدس قطعی به نظر معصوم پیدا می‌شود. چراکه می‌دانیم این تعداد از فقها بدون حجت معتبر و دلیل قطعی بر مساله‌ای فتوا نمی‌دادند.[۳۵] البته برخی معتقدند که باید اتفاق نظر راویان و اصحاب عصر ائمه نیز بدین موضوع ضمیمه شود تا تصور نشود که فقها بدون در دست داشتن روایت و صرفا با اجتهاد خود به حکمی دست یافته‌اند.[۳۶]

از آنجا که اتفاق نظر تمام فقها از گذشته تا زمان فقیهی که ادعای اجماع می‌کند در تحقق این نوع از اجماع شرط شده است،[۳۷] برخی از علما دست یافتن بر این مسئله را امر محالی شمرده‌اند.[۳۸] همچنین با در نظر گرفتن فقدان وسایل ارتباطی امروزی و عدم امکانات فعلی برای به دست آوردن آرا و آثار تمامی محققان دیگر، عملا نمی‌توان پذیرفت که یک فقیه در گذشته توانسته است تمامی آرای فقها را در اقصی نقاط اسلامی به دست آورد و اتفاق نظر آنان بر مسئله‌ای را کشف کند.[۳۹]

حجیت اجماع محصل

هرچند عده‌ای ادعا کرده‌اند که فقهای شیعه از قدما تا متأخرین، اتفاق نظر و هم رای بودن در میان اصحاب امامیه را بیانگر قول معصوم می‌دانند.[۴۰] اما برخی معتقدند که اجماع محصل برای خود فرد حجت است.[۴۱] آن هم در صورتی که از راه معتبر به دست آمده باشد.[۴۲] البته اگر سبب یقین به رای معصوم نشود، فاقد حجیت خواهد بود.[۴۳]

اما کسانی نیز به صورت کلی اجماع محصل را حجت نمی‌دانند چرا که نمی‌تواند نمایانگر نظر معصوم باشد. هرچند می‌تواند به به کمک شواهد و قراین دیگر سبب علم به نظر معصوم گردد که در آن هنگام به عنوان یک قرینه و نه دلیلی دارای حجیتِ ذاتی شناخته می‌شود.[۴۴]و لذا صرف ادعای اجماع دلیلی نخواهد بود و باید در آن توقف کرد.[۴۵] البته در مقابل عده‌ای بر این گمانند که اجماع محصل توانایی کشف نظر معصوم را داراست.[۴۶]

عده‌ای معتقدند که اجماع محصل وجود خارجی نداشته[۴۷] و اجماع‌هایی که در زمان غیبت بدست می‌آید از ارزشی برخوردار نیست.[۴۸]

اساسا از نگاه برخی ارزش اجماع به میزان کشف از قول معصوم و لذا هر اتفاق نظری که بتواند نظر امام را نمایان سازد ارزشمند خواهد بود ولو آن که اجماع مصطلح نامیده نشود.[۴۹]

پانویس

  1. مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱؛ ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد؛ ۱۴۰۵ق، ج۲؛ ص۳۴۰.
  2. ولایی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ۱۳۸۷ق، ص۴۹؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)؛ ج‌۱، ص۲۵۵.
  3. قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه؛ ۱۳۷۹ش، ص۱۶.
  4. موسوی بجنوردی، مقالات اصولی، تهران، ص۳۵.
  5. اصغری، أوضح الشروح؛ ۱۳۸۳ش، ج۲؛ ص۱۵۶.
  6. مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.
  7. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۳۹۱.
  8. موسوی بجنوردی، مقالات اصولی، تهران، ص۳۴.
  9. صالحی مازندارنی، شرح کفایة الأصول؛ ۱۳۸۲ش، ج۵؛ ص۲۱۰؛ ملکی اصفهانی، فرهنگ اصطلاحات اصول؛ ۱۳۷۹ش، ج۱؛ ص۳۰.
  10. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۳۹۱؛ شاهرودی، منابع اجتهاد؛ ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.
  11. شاهرودی، منابع اجتهاد؛ ۱۳۷۰ش، ص۲۱۳‌.
  12. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه؛ ۱۳۸۹ش، ص۹۵؛ ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد؛ ۱۴۰۵ق، ج۲؛ ص۳۴۰.
  13. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱؛ ص۳۸۲.
  14. اصغری، أوضح الشروح، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۵۷؛ محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۸۹؛ قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۷.
  15. اصغری، أوضح الشروح، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۵۷؛ محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۸۹؛ قلی‌زاده، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۶.
  16. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.
  17. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.
  18. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.
  19. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.
  20. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۲.‌
  21. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۲.‌
  22. مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۱.
  23. سید مرتضی، الذریعه، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۱۲۹(۶۰۵).
  24. شیروانی، تحریر اصول فقه، ۱۳۸۵ش، ص۲۳۲؛ مظفر، أصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۴.
  25. شیروانی، تحریر اصول فقه، ۱۳۸۵ش، ص۲۳۲.
  26. محمدی، شرح اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۹۰.
  27. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۶.
  28. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۳.‌
  29. طوسی، عده فی الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۸-۶۳۸.
  30. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۳.‌
  31. حیدری، اصول الاستنباط، ۱۴۱۲ق، ص۱۹۲؛ محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۶-۳۸۸؛ شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۶-۲۰۷.‌
  32. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۷.‌
  33. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۵.
  34. حیدری، اصول الاستنباط، ۱۴۱۲ق، ص۱۹۲.
  35. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸.‌
  36. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸.
  37. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۹۰.
  38. شهابی، تقریرات اصول، ۱۳۲۱ش، ص۱۱۷؛ محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۹۰.
  39. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۸-۲۱۰.
  40. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۱.
  41. مطهری، فقه و حقوق، ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.
  42. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۴۲۶ق، ج‌۱، ص۲۵۵.
  43. شاهرودی، ادوار فقه، قم، ص۱۷۰.
  44. شاهرودی، منابع اجتهاد، ۱۳۷۰ش، ص۲۱۳.
  45. ذهنی تهرانی، تشریح المقاصد، ۱۴۰۵، ج۲، ص۴۲۱.
  46. موسوی بجنوردی، علم اصول، ۱۳۷۹ش، ص۳۱۰.
  47. شرح اصول فقه، ج۳، ص: ۱۹۰
  48. اصول الفقه ؛ ج۲ ؛ ص۲۰۳
  49. محمدی، شرح اصول استنباط، قم، ج۱، ص۳۸۳.
  1. وحدت نظر فقهای هر زمان درباره یک نظر به گونه‌ای که نمایانگر نظر معصوم باشد را در اصطلاح علم اصول، اجماع گویند.(منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی؛ ۱۴۰۹ق، ج‌۸، ص۳۸۳.) بر اساس نظر فریقین اجماع از یک منظر بر دو قسم است: اجماع محصل و اجماع منقول(مطهری، فقه و حقوق؛ ۱۳۹۵ش، ج‌۲۰، ص۵۱.)
  2. برخی معتقدند باید در میان مجتهدانی که نظرات آنان گرد آمده، شخص نامعلومی باشد که احتمال برود او همان امام است؛ چنان‌که دیگران گفته‌اند فقهای ناشناخته باید حداقل بیش از یک نفر باشند، چرا که در فرض یک نفر او همان امام خواهد بود و دیگر نیازی به آرای دیگران نیست.[۲۱]

منابع

  • اصغری، سید عبدالله، أوضح الشروح فی فرائد الأصول، شرح رسائل مرتضی انصاری، قم، نشر قیام، ۱۳۸۳ش.
  • جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، قم، ۱۴۲۶ق.
  • ذهنی تهرانی، محمدجواد، تشریح المقاصد فی شرح الفرائد، قم، نشر حاذق، ۱۴۰۵ق.
  • شاهرودی، محمد ابراهیم جناتی، ادوار فقه و کیفیت بیان آن، قم، بی‌نا، بی‌تا.
  • شاهرودی، محمد ابراهیم جناتی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰ش.
  • شهابی، محمود، تقریرات اصول، تهران، چاپخانه حاج محمد علی علمی، چاپ هفتم، ۱۳۲۱ش.
  • حیدری، علی نقی، اصول الاستنباط، قم، لجنه اداره الحوزه العلمیه، ۱۴۱۲ق.
  • شیروانی، علی، تحریر اصول فقه، قم، دارالعلم، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
  • مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش.
  • صالحی مازندارنی، اسماعیل، شرح کفایة الأصول، قم، صالحان، ۱۳۸۲ش.
  • سید مرتضی، الذریعه الی اصول الشریعه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، عده فی الاصول، قم، نشر محمد تقی علاقبندیان، ۱۴۱۷ق.
  • قلی زاده، احمد، واژه شناسی اصطلاحات اصول فقه، تهران، بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نور الاصفیاء، ۱۳۷۹ش.
  • محمدی، علی، شرح اصول استنباط، قم، دارالفکر، چاپ سوم، بی‌تا.
  • محمدی، علی، شرح اصول فقه، قم، دارالفکر، چاپ دهم، ۱۳۸۷ ش.
  • مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • مطهری، شهید مرتضی، فقه و حقوق (مجموعه آثار)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۵ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • ملکی اصفهانی، مجتبی، فرهنگ اصطلاحات اصول، قم، نشر عالمه، ۱۳۷۹ش.
  • منتظری، حسین علی، ترجمه محمود صلواتی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، قم، مؤسسه کیهان، ۱۴۰۹ق.
  • موسوی بجنوردی، محمد، علم اصول، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، ۱۳۷۹ش.
  • موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، تهران، بی‌نا، بی‌تا.
  • ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، تهران، نشر نی، ۱۳۸۷ش.