کاربر:Bazeli/صفحه تمرین

از ويکی شيعه
< کاربر:Bazeli
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۲ توسط Bazeli (بحث | مشارکت‌ها) (محتوای کلی برهان)
پرش به: ناوبری، جستجو

برهان علیت



ر.ک:

برهان جهان شناختی،‌ جوادی، محسن؛ دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه اصفهان)،‌ پاييز و زمستان 1382 - شماره 34 و 35

محتوای کلی برهان

برهان علیت مبتنی بر اصل علیت و احکام آن است[۱] و محتوای کلی آن را می‌توان اینگونه بیان کرد:

  • جهان معلول است.
  • هر معلولی نیازمند علتی است.
  • پس جهان که معلول است نیازمند علتی است؛ حال آن علت یا خداست یا سرانجام به خدا منتهی می‌شود.(محمد رضایی، «برهان علیت در دیدگاه امام علی(ع)»، ص...

برخی از محققان به همه براهینی که با بکار گرفتن اصل علیت، به اثبات وجود خدا می‌پردازند، برهان علیت گفته‌اند.[۲] از نظر آنها، هر چند برخی از این برهان‌ها، اختصاص به علت و معلول ندارد، اما از آنجا که مصداق کامل آنها علت و معلول است، نام برهان علیت بر آنها اطلاق می‌شود.[۳] وی بر آن است همه براهینی که برای استحاله تسلسل اقامه شده‌اند مانند برهان وسط و طرف، برهان ترتب، برهان تضایف برای اثبات وجود خدا نیز کارآمد و منتج هستند.[۴]


اصل علیت

برای روشن مبانی و پایه‌های برهان علیت، باید اصل علیت روشن شود.[۵]

ر.ک: اصول فلسفه و روش رئالیسم،‌ ج۳، مقاله نهم(علت و معلول)،‌ ص۱۹۱-۲۶۸.


((«حقيقت عليت در تمام اذهان، با مراتبى كه در درك مفاهيم عمومى دارند، جز اين نيست كه واقعيتى سرچشمه واقعيت ديگر گردد، مثلاً هنگامى كه انسان عصا را با دست خود حركت مى دهد، در زمان واحد هم دست حركت مى كند وهم عصا، اين دو حركت در عين اين كه هم زمان هستند، انسان يكى را از آنِ ديگرى مى داند و مى گـويـد، چـون دسـت حركت مى كند عصا حركت مى كند، يعنى حركت عصا را نتيجه حركت دست مى داند و عكس آن را نادرست مى شمارد»(سبحانی، مدخل مسائل جدید کلامی، ج۱، ص۵۵ به نقل ازاصول فلسفه، ج22، ص 57. ))

سیر تطور

برهان علیت از جمله براهین جهان‌شناختی (Cosmological Arguments) است که از راه واقعیت‌های مربوط به جهان مانند امکان، حدوث و حرکت به اثبات خدا می‌پردازند.(ادواردز، خدا در فلسفه، ۱۳۸۴ش، ص۵۷.)

اشاره به برهان علت نخستین ارسطو، برهان علیت توماس آکوئیناس، ....

گفته شده این برهان یکی از قدیمی‌ترین و مشهورترین براهین اثبات خداست که فلاسفه از یونان باستان تا امروز روی آن تکیه کرده و به کار گرفته‌اند.[۶]

ر.ک: تحلیلی از برهان های جهان شناختی و مقایسه آن با برهان امکان و وجوب در فلسفه اسلامی،‌ آیت اللهی، حمید رضا؛ قبسات، پاییز 1385 - شماره 41(تاریخچه برهان جهان شناختی)


تقریرهای برهان

تقریر مسلمانان

ر.ک: مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۸۱...

تقرر علامه طباطبایی

نهاية الحكمة نویسنده : العلامة الطباطبائي، ۱۳۸۶ش، جلد : 3 صفحه : 678 ليست بمعلولة 4، أو معلول ليس بعلّة، أو علّة لشي‌ء و معلول لشي‌ء 5؛ و تقدّم 6 أنّ سلسلة العلل تنتهي إلى علّة ليست بمعلولة، و هو الواجب تعالى؛


تقریرغربیان

ر.ک: پل ادواردز، براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب،


برهان علت نخستین

تقریر آکوئیناس: آکوئیناس برهان علیت را یکی از براهین پنج‌گانه برای اثبات خدا قرار داده است. ر.ک: تومسیم: درآمدی بر فلسفه قدیمی توماس آکوئینی، اتین ژیلسون،‌ ترجمه دهشیری.

برهان علیت در قرآن و سنت

آیات و روایاتی از سوی برخی علما به برهان علیت تطبیق داده شده است.

برهان در آیات// آیات مشیر(دال) به برهان علیت

از دیدگاه مکارم شیرازی آیات ۳۵ ، ۳۶ و ۴۳ سوره طور بر برهان علیت دلالت دارند.[۷]


روایات دال بر برهان

آیت الله مکارم شیرازی برآن است یکی از معانی و تفاسیر حدیث «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ؛ کسی که خود را شناخت، همانا خدای خود را شناخته است» برهان علیت است؛ با این توضیح که هنگامی که انسان به روح و جسم خود می‌نگرد، آنها را معلول علتی دیگر می‌یابد. آن علت هم که پدر و مادر او باشند، معلول علت دیگری هستند. این سلسله علت و معلول به جهت بطلان تسلسل نمی‌تواند تا بی‌نهایت ادامه داشته باشد. بنابراین باید به علت العلل که همان واجب الوجود است، منتهی شود.[۸]

مقاله: برهان علیت از دیدگاه امام علی(ع)، محمد رضایی، کلام اسلامی » پاييز 1381 - شماره 43 .

قلمرو برهان یا (موافقان و مخالفان برهان)

گروهی برهان علیت را به عنوان برهان مستقلی برای اثبات وجود خدا نپذیرفته‌اند؛[۹] در مقابل، عده‌ای آن را برهانی مستقلی در کنار براهین دیگر خداشناسی شمرده‌اند.[۱۰]

عبدالله جوادی آملی برآن است که برهان علیت را نمی‌توان دلیل جداگانه‌ای برای اثبات وجود خدا دانست؛ زیرا قانون علیت اصل و اساس هر تفکر و استدلالی است و بدون آن هیچ اندیشه و استدلالی استوار نیست.[۱۱] از نظر او این قانون علیت جدای از دیگر قوانین و براهین نیست، بلکه زیربنای همه ادله‌ای است که درباره اثبات خدا مطرح شده است؛ زیرا اصل دلیل و استدلال هر دو مبتنی بر اصل علیت هستند. در هر استدلالی رابطه بین مقدمات و نتیجه آن براساس اصلی علیت ضروری است؛ اگر این اصل مورد انکار قرار گیرد، هیچ گونه استدلال و نقد و اشکالی ممکن نخواهد بود.[۱۲] از نظر جوادی آملی برهان علیت بر فرض تمامیت و استقلال، فقط وجود مبدأ نخست جهان را اثبات می‌کند و برای اثبات واجب الوجود و صفات او نیازمند براهین دیگر است.[۱۳]

از نظر جوادی آملی برهان علیت با صرف نظر از اموری همچون امکان، حدوث و حرکت، یک برهان مستقل فلسفی نیست،‌بلکه علیت در تمامی براهین اثبات خدا مأخوذ است و هیچ برهانی بدون این اصل و قاعده به سرانجام نمی‌رسد.[۱۴] در واقع تتمیم و تکمیل استدلال‌‌های براهین اثبات خدا مبتنی بر یکی از احکام سلبی قانون علیت، یعنی بطلان دور و تسلسل است. اگر در مواردی در فلسفه اسلامی از این راه برای اثبات خدا استفاده شده است، به لحاظ مساوقتی است که میان امکان فقری با معلول و یا به لحاظ غنای ذاتی یا اطلاقی است که برای علت حقیقی اشیاء اثبات می‌شود؛‌ امام چنین استدلالی، به برهان امکان فقری و مانند آن بازمی‌گردد و برهان مستقلی نیست.[۱۵]

انتقادات

ر.ک:

  • برهان علیت و شبهات فلسفه غرب،‌نویسنده : شاکرین، فاطمه؛ شاکرین، حمید رضا؛ مجله: قبسات » بهار 1389 - شماره 55
  • جان هاسپرس، درآمدی بر فلسفه تحلیلی (درآمدی بر تحلیل فلسفی) (نقد براهین جهان شناختی (برهان علیت آکوئیناس))

نقد جان هیک بر برهان علیت آکوئیناس، (هیک،‌فلسفه دین، ص۵۳-۵۹)

دیوید هیوم و ایمانوئل کانت، اشکالاتی به براهین جهان‌شناختی وارد کرده‌اند که از میان آنها، متناهی بودن علت نخستین (چراکه از معلول‌های متناهی، فقط به علت متناهی می‌توان پی‌برد)، ثابت نبودن اصل علیت و ممکن بودن تسلسل، به برهان علیت مرتبط است. گیسلر،‌ فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۵۸ - ۲۶۱. اشکال نخست مردود دانسته شده است؛ زیرا با توجه به محال بودن تسلسل بی‌نهایت، موجودات متناهی، باید معلول موجودی نامتناهی باشند. از آنجا که همه موجودات متناهی، معلول هستند، علت نخستین نمی‌تواند متناهی و محدود باشد؛ زیرا در این صورت،‌خود نیازمند علتی دیگر خواهد بود.[۱۶]

اصل علیت، از بدیهیات اولی و بی‌نیاز از هرگونه دلیل و برهان دانسته شده[۱۷] و برای محال بودن تسلسل نیز براهین متعددی اقامه شده است.[۱۸]

برخی همه اشکالات ناشی از اصل علیت را ناشی از عدم درک صحیح این اصل به ویژه براساس تفسیر حکمت متعالیه دانسته‌اند که با دقت و ژرف‌نگری همه آنها رفع خواهد شد.[۱۹]

پانویس

  1. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۷.
  2. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۶.
  3. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۶.
  4. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۶و۳۶۹.
  5. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۷۶.
  6. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۷۵و۷۶.
  7. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۶۹-۷۵.
  8. مکارم شیرازی، گفتار معصومین، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۲.
  9. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۴۶ و۱۷۰.
  10. نگاه کنید به: مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۷۵و۷۶.
  11. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۴۶.
  12. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۴۷ و ۵۰.
  13. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۵۰.
  14. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۰.
  15. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۱.
  16. گیسلر، فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۹۲.
  17. مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۴۵و۴۶.
  18. به عنوان نمونه نگاه کنید به: ملاصدرا،‌ اسفار، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۱۴۱-۱۶۹.
  19. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۹.

منابع

  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، گفتار معصومین، تدوین محمد عبدالله زاده، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، ۱۳۸۸ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، تنظیم و ویرایش حمید پارسانیا، قم، نشر اسرا، چاپ سوم، ۱۳۷۸ش.

پیوند به بیرون