کاربر:Bashiri/صفحه تمرین3: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (شأن نزول)
جز (دیدگاه مفسران(محتوای آیه))
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
  
 
== دیدگاه مفسران(محتوای آیه) ==
 
== دیدگاه مفسران(محتوای آیه) ==
در تفسیر مجمع البیان گفته شده مفسرین در تفسیر این ‌آیه پنج دیدگاه دارند: قتاده، حسن و ضحاک معتقدند این آیه درباره اهل کتابی که از آنها جزیه دریافت می‌شد نازل شده است. سدی گفته است، این آیه درباره همه کافران است و بعدها با آیه قتال نسخ شده است. زجاج معتقد است با این آیه مشخص می‌شود، اگر کسی پس از جنگ اسلام آورد، به اکراه اسلام نیاورده است. از ابن عباس نیز نقل شده، این آیه مربوط به فرزندان یهودی دسته مشخصی از انصار است و قول آخر هم اینکه مخاطب آیه عموم هستند؛ به این معنا که در دین که مسئله‌ای قلبی است، اجبار وجود ندارد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.</ref>
+
آیت‌الله مکارم در تفسیر نمونه این آیه را پاسخی به افرادی است که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام می‌دانستند و همچنین درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰.</ref>
 +
در تفسیر مجمع البیان گفته شده زجاج معتقد است با این آیه مشخص می‌شود، اگر کسی پس از جنگ اسلام آورد، به اکراه اسلام نیاورده است. از ابن عباس نیز نقل شده، این آیه مربوط به فرزندان یهودی دسته مشخصی از انصار است و قول آخر هم اینکه مخاطب آیه عموم هستند؛ به این معنا که در دین که مسئله‌ای قلبی است، اجبار وجود ندارد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.</ref>
 
علامه طباطبایی معتقد است بی‌قید و شرط بودن آیه، نشان می‌دهد همه انسان‌ها از جمله کفرپیشگان نیز نمی‌بایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.<ref>علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.</ref>
 
علامه طباطبایی معتقد است بی‌قید و شرط بودن آیه، نشان می‌دهد همه انسان‌ها از جمله کفرپیشگان نیز نمی‌بایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.<ref>علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.</ref>
 
آیت‌الله مکارم در تفسیر نمونه این آیه را پاسخی به افرادی است که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام می‌دانستند و همچنین درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰.</ref>
 
  
 
==کاربرد فقهی==
 
==کاربرد فقهی==

نسخهٔ ‏۴ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۱۲

بسم الله الرحمن الرحیم

لا اکراه فی الدین

معرفی اجمالی

متن و ترجمه آیه

شأن نزول

علامه طباطبایی به نقل از تفسیر درالمنثور شأن نزول آیه را مربوط به همسران بعضی از انصار می‌داند که عهد کرده بودند تا اگر فرزندی به دنیا بیاورند و زنده بماند، آنها را یهودی کنند و به همین دلیل زمانی که یهودیان بنی‌النضیر به خاطر پیمان شکنی به بیرون مدینه رانده شدند، پدران آن فرزندان اجازه خروج به آنها نمی‌دادند ودرصدد بودند تا به اجبار آنها را مسلمان کنند تا اینکه آیه نازل می‌شود.[۱] البته علامه طباطبایی قول دیگری را نقل می‌کند که فردی از پیامبر اکرم(ص) سوال نموده بود که آیا می‌تواند فرزندان خود را که نصرانی هستند، به اسلام مجبور نماید و این آیه در پاسخ نازل شده است.[۲] در تفسیر مجمع البیان قتادة بن دعامه، حسن و ضحاک معتقدند این آیه درباره اهل کتابی که از آنها جزیه دریافت می‌شد نازل شده است. سدی گفته است، این آیه درباره همه کافران است و بعدها با آیه قتال نسخ شده است.

دیدگاه مفسران(محتوای آیه)

آیت‌الله مکارم در تفسیر نمونه این آیه را پاسخی به افرادی است که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام می‌دانستند و همچنین درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.[۳] در تفسیر مجمع البیان گفته شده زجاج معتقد است با این آیه مشخص می‌شود، اگر کسی پس از جنگ اسلام آورد، به اکراه اسلام نیاورده است. از ابن عباس نیز نقل شده، این آیه مربوط به فرزندان یهودی دسته مشخصی از انصار است و قول آخر هم اینکه مخاطب آیه عموم هستند؛ به این معنا که در دین که مسئله‌ای قلبی است، اجبار وجود ندارد.[۴] علامه طباطبایی معتقد است بی‌قید و شرط بودن آیه، نشان می‌دهد همه انسان‌ها از جمله کفرپیشگان نیز نمی‌بایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.[۵]

کاربرد فقهی

پیوند به بیرون

پانویس

  1. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۷.
  2. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۸.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰.
  4. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.
  5. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.

منابع

  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۳۹۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۰ش.