ولایت باطنی: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (پیوند به بیرون: افزایش ناوبری)
جز (مفهوم شناسی)
سطر ۱: سطر ۱:
 
'''ولایت باطنی''' یا '''ولایت معنوی''' نوعی از [[ولایت]]، مخصوص [[خدا|خداوند]]، [[امامان شیعه|ائمه(ع)]] و اولیای خاص خداوند است و در مقابل ولایت ظاهری و سیاسی قرار دارد. به عقیده برخی ولایت باطنی همان هدایت باطنی است. شخصی که ولایت باطنی دارد، معصوم از [[گناه]]، گمراهی و نمونه‌ای از یک [[انسان کامل]] بوده و به مرحله [[یقین]] رسیده است. طبق اعتقاد [[شیعه]] کسی که ولایت باطنی دارد شایسته [[ولایت ظاهری]] نیز است. برخی معتقدند که [[اهل سنت و جماعت|اهل سنت]] ولایت باطنی [[چهارده معصوم|معصومین]] را قبول کرده و با ولایت ظاهری و سیاسی ایشان مخالفت دارند. همچنین به باور برخی منظور [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت رسول(ص)]] در روز [[عید غدیر]] از «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولایت ظاهری بوده نه باطنی. برخی متکلمین و [[مجتهد|فقها]] با این عقیده مخالفت کرده‌اند.
 
'''ولایت باطنی''' یا '''ولایت معنوی''' نوعی از [[ولایت]]، مخصوص [[خدا|خداوند]]، [[امامان شیعه|ائمه(ع)]] و اولیای خاص خداوند است و در مقابل ولایت ظاهری و سیاسی قرار دارد. به عقیده برخی ولایت باطنی همان هدایت باطنی است. شخصی که ولایت باطنی دارد، معصوم از [[گناه]]، گمراهی و نمونه‌ای از یک [[انسان کامل]] بوده و به مرحله [[یقین]] رسیده است. طبق اعتقاد [[شیعه]] کسی که ولایت باطنی دارد شایسته [[ولایت ظاهری]] نیز است. برخی معتقدند که [[اهل سنت و جماعت|اهل سنت]] ولایت باطنی [[چهارده معصوم|معصومین]] را قبول کرده و با ولایت ظاهری و سیاسی ایشان مخالفت دارند. همچنین به باور برخی منظور [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت رسول(ص)]] در روز [[عید غدیر]] از «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولایت ظاهری بوده نه باطنی. برخی متکلمین و [[مجتهد|فقها]] با این عقیده مخالفت کرده‌اند.
  
== مفهوم شناسی ==
+
== مفهوم‌شناسی ==
 
به عقیده برخی ولایت باطنی به معنای همان هدایت باطنی، شعبه‌ای از [[ولایت تکوینی]]<ref>رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۷.</ref> است که خداوند به برگزیدگان خود از جمله [[پیامبران]] و [[امامان شیعه|ائمه(ع)]] و اولیای خاص، عطاء می‌کند.<ref>رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۶.</ref> برخی نیز ولایت باطنی را به معنای رسیدن به قله کمالات انسانی، قرب و فناء عبد در حق دانسته‌اند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش، ص۱۴۶؛ آملی، نص النصوص فی شرح الفصوص الحکم، ۱۳۶۷ش، ص۱۶۷.</ref> ولایت باطنی در مقابل و ریشه ولایت ظاهری (حکومت) است.<ref>گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۹۰.</ref>
 
به عقیده برخی ولایت باطنی به معنای همان هدایت باطنی، شعبه‌ای از [[ولایت تکوینی]]<ref>رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۷.</ref> است که خداوند به برگزیدگان خود از جمله [[پیامبران]] و [[امامان شیعه|ائمه(ع)]] و اولیای خاص، عطاء می‌کند.<ref>رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۶.</ref> برخی نیز ولایت باطنی را به معنای رسیدن به قله کمالات انسانی، قرب و فناء عبد در حق دانسته‌اند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش، ص۱۴۶؛ آملی، نص النصوص فی شرح الفصوص الحکم، ۱۳۶۷ش، ص۱۶۷.</ref> ولایت باطنی در مقابل و ریشه ولایت ظاهری (حکومت) است.<ref>گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۹۰.</ref>
 
   
 
   

نسخهٔ ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۲۶

ولایت باطنی یا ولایت معنوی نوعی از ولایت، مخصوص خداوند، ائمه(ع) و اولیای خاص خداوند است و در مقابل ولایت ظاهری و سیاسی قرار دارد. به عقیده برخی ولایت باطنی همان هدایت باطنی است. شخصی که ولایت باطنی دارد، معصوم از گناه، گمراهی و نمونه‌ای از یک انسان کامل بوده و به مرحله یقین رسیده است. طبق اعتقاد شیعه کسی که ولایت باطنی دارد شایسته ولایت ظاهری نیز است. برخی معتقدند که اهل سنت ولایت باطنی معصومین را قبول کرده و با ولایت ظاهری و سیاسی ایشان مخالفت دارند. همچنین به باور برخی منظور حضرت رسول(ص) در روز عید غدیر از «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولایت ظاهری بوده نه باطنی. برخی متکلمین و فقها با این عقیده مخالفت کرده‌اند.

مفهوم‌شناسی

به عقیده برخی ولایت باطنی به معنای همان هدایت باطنی، شعبه‌ای از ولایت تکوینی[۱] است که خداوند به برگزیدگان خود از جمله پیامبران و ائمه(ع) و اولیای خاص، عطاء می‌کند.[۲] برخی نیز ولایت باطنی را به معنای رسیدن به قله کمالات انسانی، قرب و فناء عبد در حق دانسته‌اند.[۳] ولایت باطنی در مقابل و ریشه ولایت ظاهری (حکومت) است.[۴]

شخصی که ولایت باطنی دارد، معصوم از گناه، گمراهی و نمونه‌ای از انسان کامل بوده و باید به مرحله یقین رسیده باشد.[۵] وی سعی می‌کند بر قلوب انسان‌ها، با توجه به درجات مختلفی که دارند، تاثر گذارد و آنان را در رسیدن به مقام معنوی یاری کند.[۶] برای ولایت باطنی درجاتی وجود دارد و شدت، ضعف، کمال و نقص آن بستگی به قرب و نزدیکی انسان به خداوند دارد.[۷] به باور برخی با توجه به عدم حضور امام زمان(عج)، مردم از هدایت و ولایت باطنی او استفاده می‌کنند.[۸]

به ولایت باطنی، ولایت کلیه ظلیه، ولایت عرفانی و ولایت معنوی نیز گفته می‌شود.[۹] به عقیده آیت الله گرامی، عبارت «بکم یفک الذل من رقابنا: ذلت از گردن ما بوسیله شما برداشته می‌شود» در زیارت جامعه کبیره،[۱۰] اشاره به ولایت باطنی و ظاهری دارد.[۱۱]

علامه طباطبایی، ولایت و امامت را بر دو گونه دانسته است:

  1. رهبری بر ظاهر اعمال افراد و هدایت آنان.
  2. رهبری بر دل‌ها و باطن اعمال که اشاره به ولایت باطنی دارد.[۱۲]

ویژگی‌ها

برخی معتقدند ولایت باطنی در مقابل ولایت ظاهری، ویژگی‌هایی دارد که برخی از آنان بدین شرح است:

  1. ولایت باطن یک نوع کمال درونی‌ است ولی ولایت ظاهری، حکایت از موقیعیت بیرونی دارد.
  2. ولایت باطن نیازمند «جعل تکوینی» و ولایت ظاهری نیازمند «جعل تشریعی» است.
  3. در ولایت باطنی نیاز به اعلام و معرفی صاحب آن نیست؛ برخلاف ولایت ظاهری که باید به اطلاع مردم و اگر «ولی»، منصوب الهی است باید از طرف خداوند معرفی شود.[۱۳]
  4. ولایت باطنی انقطاع ناپذیر و پایانی ندارد و حتی بعد مرگ نیز ادامه دارد؛ بخلاف ولایت ظاهری که با مرگ ولی، پایان می‌یابد.[یادداشت ۱][۱۴]


نظر دیگران

به باور برخی با توجه به اینکه ولایت باطنی یک مقام الهی است و شخصی نمی‌تواند آن را به انسان بدهد؛ منظورِ حضرت رسول(ص) در روز عید غدیر از «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولایت ظاهری بوده نه باطنی.[۱۵] اما به عقیده شیخ مفید، وظیفه پیامبر معرفی و ابلاغ بوده و منظور از این جمله را، هم ولایت باطنی و هم ولایت ظاهری دانسته است.[۱۶] به برخی از اهل سنت نسبت داده شده است که معتقدند، اهل بیت رسول الله دارای ولایت باطنی بودند؛ ولی برای خلافت سیاسی مسلمانان، رأی مردم تعیین کننده است.[۱۷] اما شیعیان معتقدند کسی که ولایت باطنی دارد شایسته ولایت ظاهری و خلافت سیاسی نیز است.[۱۸]

برخی نیز بر این باورند، توضیح دادن معصومین درباره موضوعات مختلف دین، به معنای پاسخگویی آنان است و معتقدند؛ شخصی که ولایت باطنی و عرفانی دارد خودش حجت، مراد، پیر و مرشد است و نیاز به پاسخگو بودن ندارد.[یادداشت ۲] ولی برخی پژوهشگران شیعی با انتقاد از این عقیده، ولایت باطنی را نوعی ولایت دینی، باطنی، سیاسی و همراه با بینه، دلیل و قرآن دانسته‌اند که نیاز به توضیح و روشنگری برای مردم دارد. روشنگری و هدایت از وظایف معصومین بوده است. به عقیده آنان ولایت باطنی که از عقاید ناب شیعه است را با ولایت عرفانی و تصوف مولوی اشتباه گرفته شده و این نوع نگاه به ولایت باطنی، برگرفته از اعتقادات اهل سنت از جمله محی الدین عربی است.[۱۹]

جستار‌های وابسته

پانویس

  1. رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۷.
  2. رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۶.
  3. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش، ص۱۴۶؛ آملی، نص النصوص فی شرح الفصوص الحکم، ۱۳۶۷ش، ص۱۶۷.
  4. گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۹۰.
  5. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ص۲۷۱-۲۷۴.
  6. رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۶.
  7. منصوری لاریجانی، عقیق ولایت، ۱۳۹۰ش، ص۳۹.
  8. رضوانی، امامت و غیبت، ۱۳۷۶ش، ص۲۷.
  9. گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۹۰؛ صفایی حائری، از وحدت تا جدایی، ۱۳۸۳ش، ص۴۳-۴۷؛ منصوری لاریجانی، عقیق ولایت، ۱۳۹۰ش، ص۴۵.
  10. زیارت جامعه کبیره
  11. گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۱۰۷.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ص۲۷۱-۲۷۴.
  13. ولایت باطنی و ولایت ظاهری محمد سروش محلاتی، در سایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره.
  14. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش، ص۸۳۲.
  15. منصوری لاریجانی، عقیق ولایت، ۱۳۹۰ش، ص۳۲.
  16. شیخ مفید، الافصاخ فی الامامة، ۱۳۱۴ق، ص۳۳.
  17. منصوری لاریجانی، عقیق ولایت، ۱۳۹۰ش، ص۴۵.
  18. گرامی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، ۱۳۸۸ش، ص۹۵؛ طباطبایی، شیعه در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۱۶۶.
  19. صفایی حائری، از وحدت تا جدایی، ۱۳۸۳ش، ص۴۳-۴۷.
  1. البته رسالت معصومین به پایان نمی‌رسد بلکه زعامت و رهبری سیاسی آنها در دنیا تمام می‌شود.
  2. این عقیده به عبدالکریم سروش نسبت داده شده است. وی با توجه به این مبنا نقد معصوم را جایز می‌داند.

منابع

  • آملی، حیدر بن علی، نص النصوص فی شرح الفصوص الحکم، تصحیح هانری کربن، تهران، نشر توس، ۱۳۷۶ش.
  • رضوانی، علی اصغر، امامت و غیبت، قم، جمکران، ۱۳۷۶ش.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الإفصاح فی الامامة، قم، الموتمر العالمی الالفیه الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • صفایی حایری، علی، از وحدت تا جدایی، قم، لیلة القدر، ۱۳۸۳ش.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان، بیروت، موسسه الاعلمی، ۱۳۹۲ق.
  • طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
  • قیصری، داود بن محمود، شرح فصوص الحکم، تحقیق جلال الدین آشتیانی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۰ش.
  • گرامی، محمد علی، مذهب تشیع آینده تاریخ بشریت، قم، دفتر نشر آیة الله گرامی، ۱۳۸۸ش.
  • منصوری لاریجانی، اسماعیل، عقیق ولایت، تهران، مشعر، ۱۳۹۰ش.

پیوند به بیرون