مسجد الاقصی

از ويکی شيعه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۵۸ توسط Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها) (تاریخچه: افزایش منبع)
پرش به: ناوبری، جستجو
نمایی از مسجد الاقصی و قبةالصخره

مسجد الاقصی، از مساجد اسلامی در شهر بیت‌المقدس و نخستین قبله مسلمانان است. بنابر برخی روایات، پیامبر اکرم(ص) از آنجا به معراج رفت. قرآن در سوره اسراء به هنگام ذکر معراج از آن یاد کرده است.

موقعیت و نامگذاری

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَ‌یٰ بِعَبْدِهِ لَیلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَ‌امِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَ‌کنَا حَوْلَهُ لِنُرِ‌یهُ مِنْ آیاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ‌﴿۱﴾ (ترجمه: منزّه است آن [خدایی‌] که بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی-که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست﴿۱﴾)[ ۱۷–۱]

اسراء، آیه۱.

مسجد الاقصی به معنای دورترین مسجد، به مسجدی در شهر بیت المقدس فلسطین اشاره دارد[نیازمند منبع] که در جنوب شرقی شهر و فاصله ۵۰۰ متری مسجد صخره واقع شده است[۱] درباره نامگذاری آن به مسجد الاقصی گفته‌اند که بُعدِ مسافتش تا مکه و مسجدالحرام که در آن زمان محل استقرار پیامبر و مسلمانان بود، مورد توجه بوده است.[۲]

برخی با استناد به روایات نبوی که در آنها برای اشاره به مسجد الاقصی از بیت‌المقدس و مسجد بیت‌المقدس استفاده شده، گفته‌اند در صدر اسلام، برای اشاره به مسجد مذکور از نام بیت‌المقدس و مسجد بیت‌المقدس استفاده می‌شده است[نیازمند منبع] و از دوره عبدالملک بن مروان، نام مسجد الاقصی بر ساختمان مسجد نامیده شده است.[۳] پیش از آن، منظور از مسجد الاقصی که در قرآن هم به کار رفته است، محوطه وسیعی بوده که شامل مسجد صخره (محل عروج پیامبر)، رواق‌ها و... می‌شده است.[۴] از این‌رو علامه طباطبایی در المیزان منظور از مسجد الاقصی را که در آیه نخست سوره اسراء به آن اشاره شده، بیت‌المقدس دانسته است که حضرت داود و سلیمان آن را بنا کرده‌اند.[۵] همچنین گفته شده هنگام معراج پیامبر در این مکان بنایی به نام مسجد الاقصی نبوده است و در آیه معراج از مسجد به معنای مکانِ پرستش و عبادتگاه یاد شده است.[۶]

فضیلت

مسجد الاقصی نزد مسلمانان، مسیحیان و یهودیان محترم است.[نیازمند منبع] پیامبر از این مکان به معراج رفته[۷] و تا پیش از تغییر قبله مسلمانان در سال دوم قمری، نخستین قبله مسلمانان بوده است.[۸] برخی شیعیان ایرانی در قدیم به‌ویژه در دوره قاجار و پهلوی، به هنگام سفر حج، اماکن مذهبی بیت المقدس از جمله مسجد الاقصی را زیارت می‌کرده‌اند.[۹]

در احادیث، مسجد الاقصی در کنار مسجد الحرام، مسجد النبی و مسجد کوفه یکی از چهار مساجد بافضیلت دانسته شده است.[۱۰] در برخی احادیث دیگر مسجد الاقصی در کنار مسجد الحرام و مسجد النبی از مساجد سه‌گانه بافضیلت است.[۱۱] و نمازگزاردن یک نماز در مساجد سه‌گانه برابر با هزار نماز در دیگر مساجد است.[۱۲]

البته در برخی منابع روایی شیعه، حدیثی درباره برتری مسجد کوفه بر مسجد الاقصی نیز وجود دارد.[۱۳] همچنین مسجد الاقصی از اماکن تخییر به شمار نیامده در حالی‌که از نظر فقیهان شیعه، در مسجد الحرام، مسجد النبی و مسجد کوفه مسافر مخیر است که نماز را تمام یا شکسته بخواند.[۱۴]

تاریخچه

بنا بر اسنادی که از قرن نخست قمری بر جای مانده، بنای مسجد الاقصی در دوره امویان و در قرن نخست قمری ساخته شده است.[۱۵] به گفته ابن کثیر، ساخت بنای مسجد به دستور عبدالملک بن مروان (حکومت ۶۵-۸۶ق) در سال ۶۶ق آغاز شد و در سال ۷۳ق پایان یافته است.[۱۶] هر چند برخی اتمام آن را در دوره ولید بن عبدالملک (حکومت ۸۶-۹۶ق) دانسته‌اند.[نیازمند منبع] به گفته ابن کثیر عبدالملک با این هدف مسجد الاقصی را بنا کرد که شامیان را از رفتن به حج بازدارد و آنان را به طواف پیرامون آن وادارد.[۱۷] چرا که عبدالله بن زبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه عبدالملک و بیعت گرفتن از حاجیان برای خود سود می‌جست[۱۸] و در خطبه‌هایی در روز عرفه و ایام منا، با یاد‌کردن از لعنت پیامبر بر حَکم بن عاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خود متمایل می‌کرد.[۱۹]

گفته شده نخستین بار حضرت داوود در محل مسجد الاقصی، معبدی احداث کرد و حضرت سلیمان آن را تکمیل نمود که به معبد سلیمان، معبد اورشلیم، معبد ایلیاء و بقعه ایلیاء خوانده می‌شده است.[نیازمند منبع] و قبل از فتح بیت المقدس توسط مسلمانان در محل مسجد الاقصی کلیسایی به نام حضرت مریم وجود داشت که به وسیله امپراطور روم شرقی بنا شده بود.[۲۰] همچنین عمر بن خطاب، خلیفه دوم در سال ۱۵ قمری هنگامی که بیت المقدس را فتح کرد دستور داد در محوطه مقدس مسجدی بنا کنند.[۲۱]که به مسجد عمر معروف است.[نیازمند منبع]

بازسازی و تعمیر

ساختمان مسجد الاقصی در دوره‌های مختلف تعمیر و بازسازی شده است.عباسیان، فاطمیان، ایوبیان و عثمانیان از جمله حکومت‌هایی هستند که به تعمیر و بازسازی مسجد الاقصی پرداخته‌اند. در دروه عباسیان ساختمان مسجد بر اثر زلزله تخریب شده است. منصور دوانیقی[۲۲] و مهدی عباسی از خلفای عباسی ساختمان مسجد را تعمیر و بازسازی کرده‌اند.[۲۳] همچنین بنا به کتیبه‌ای، به دستور الظاهر لاعزاز دین الله از خلفای عباسی در سال ۴۲۶ق بر فراز مسجد الاقصی گنبدی ساخته شد و به دستور المستنصر لدین الله نیز در سال ۴۵۸ق ایوان شمالی مسجد بازسازی شد.[۲۴]

صلیبی‌ها در سال ۱۰۹۹م برابر با ۵۸۳ق که بیت المقدس را تصرف کردند، در قسمتی از محل مسجد الاقصی، کلیسا ساختند و قسمت دیگر آن را به عنوان استراحتگاهی برای سواران و انبار ذخایر خود قرار دادند. صلاح الدین ایوبی بیت المقدس را از آنها باز پس گرفت و محراب مسجد را تجدید بنا نمود و گنبد آن را کاشی‌کاری کرد و منبر چوبی در آن قرار داد.[۲۵] همچنین ممالیک و عثمانیان نیز مسجد الاقصی را بازسازی کردند.[۲۶]

همچنین مجلس اعلای اسلامی عراق در دروه ریاست امین الحسینی گروه‌هایی را از فلسطین برای درخواست کمک به حجاز، مصر، هند، عراق، کویت، بحرین و سوریه اعزام کرد و به این وسیله بخش‌هایی از مسجد الاقصی را بازسازی و تعمیر کرد.[۲۷] ناصر خسرو(۳۹۴-۴۸۱ق) جهانگرد قرن پنجم قمری، در سفرنامه خود توصیفاتی از مسجد الاقصی ارائه داده است.[۲۸]

ساختمان

ساختمان مسجد الاقصی دارای ۸۸ متر طول و ۳۵ متر عرض است. ساختمان مسجد بر روی ۵۳ ستون مرمری و ۴۹ پایه بنا گردیده است.[۲۹]

وقایع مرتبط

در سال ۱۹۶۹ میلادی، یک اسرائیلی به نام دنیس مایکل ولیم روهان، مسجد الاقصی را آتش زد، بخش‌هایی از مسجد آسیب دید و سقف آن فرو ریخت و منبر قدیمی مسجد که مربوط به سال ۵۸۳ق بود، در آتش سوخت. [۳۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. حمیدی، تارخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳.
  2. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۱۱.
  3. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۰.
  4. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۷.
  5. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۶.
  6. حمیدی، تاریخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳-۱۸۴.
  7. سوره اسراء، آیه۱.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۳۱.
  9. برای نمونه نک: جعفریان، ص۲۳۰.
  10. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۹.
  11. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۸.
  12. تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ۱۴۰۹ق، ص۶۶۱.
  13. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۷۹؛ محدث نوری، مستدرک وسائل الشیعه،‌ ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۰۹.
  14. طوسی، النهایه، ۱۴۰۰ق، ص۱۲۴؛ علامه حلی، منتهی المطلب، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۳۶۶.
  15. نگاه کنید به: موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۰.
  16. ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۸۰.
  17. ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۸۰.
  18. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۲۶۱.
  19. ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۸۰.
  20. گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب به نقل از حمیدی، تاریخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳.
  21. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۶۱۱.
  22. حمیدی، تاریخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳.
  23. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۱.
  24. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۱.
  25. حمیدی، تاریخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳.
  26. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۱-۱۵.
  27. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۹.
  28. ناصرخسرو، سفرنامه، ص۳۱.
  29. حمیدی، تاریخ اورشلیم، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳.
  30. موسی غوشه، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ۱۳۹۰ش، ص۱۶.

منابع

  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق مصطفى دیب البغا، بیروت، دار ابن کثیر، الیمامه، ۱۴۰۷ق.
  • حمیدی، سید جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت المقدس)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۱ش.
  • جعفریان، رسول، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، نشر علم، تهران، ۱۳۸۹ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • علامه طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
  • محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تصحیح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعه العلمیه، ۱۳۸۰ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه،‌ تصحیح: علی‌اکبر غفاری،‌ قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.
  • تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، قم، مدرسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ۱۴۰۹ق.
  • موسی غوشه، محمدهاشم، تاریخ مجموعه مسجد الاقصی، ترجمه: سید شهرام فرهانیان و هودسا عاطفی، قم، نشر ادیان، ۱۳۹۰ش،
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ۱۹۶۷م/۱۳۸۷ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
  • یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.