محمد بن جریر طبری صغیر: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (موافقان)
 
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
===موافقان===
 
===موافقان===
 
* [[عبدالله مامقانی]] بیان می‌دارد که [[شیخ طوسی]] در کتاب [[الفهرست شیخ طوسی|رجالی‌]]اش، هنگام توصیف طبری شیعی، برای او صفت «کبیر» استفاده می‌کند و می‌گوید: ««محمد بن جریر بن رستم الطبری الکبیر»<ref>الفهرست:ص ۱۹۱، شماره ۶۹۷.</ref> و شیخ طوسی این صفت را به کار گرفته است تا طبری صاحب [[المسترشد فی الامامه]] را از طبری سوم تمایز دهد.
 
* [[عبدالله مامقانی]] بیان می‌دارد که [[شیخ طوسی]] در کتاب [[الفهرست شیخ طوسی|رجالی‌]]اش، هنگام توصیف طبری شیعی، برای او صفت «کبیر» استفاده می‌کند و می‌گوید: ««محمد بن جریر بن رستم الطبری الکبیر»<ref>الفهرست:ص ۱۹۱، شماره ۶۹۷.</ref> و شیخ طوسی این صفت را به کار گرفته است تا طبری صاحب [[المسترشد فی الامامه]] را از طبری سوم تمایز دهد.
* [[آقا بزرگ تهرانی]] نیز در مقدمهاش بر کتاب [[المسترشد فی الامامه]]، با اشاره به استفاده شیخ طوسی از «کبیر»، مدعی شده است که احتمالاً طبری سومی متأخرتر از طبری دوم، وجود داشته است. آقابزرگ سپس در [[الذریعه]] در جلد هشتم، هنگام بحث از کتاب [[دلائل الامامه]]، با بیانی مبسوط و مفصل، وجود طبری سوم را به جزم و یقین اثبات میکند. آقابزرگ سپس با بررسی شواهد و قراین و نیز [[طبقه|طبقات]] [[سلسله راویان]] و [[مشایخ حدیث]] او در کتاب دلائل و [[نوادر المعجزات]]، به این نتیجه میرسد که طبری سوم از معاصران [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] (م [[سال ۴۵۰ هجری قمری|۴۵۰ق]])و [[شیخ طوسی]] (م [[سال ۴۶۰ هجری قمری|۴۶۰ق]]) بوده است.<ref>النابس فی القرن الخامس، ص۱۵۵.و رجوع کنید به:الذریعه:ج ۸.</ref> این سوال مطرح است که چگونه نجاشی و طوسی و [[منتجب الدین رازی]] با آن همه دقت و بررسی و جستجو در سرشماری عالمان و بزرگان شیعه، از ذکر چنین شخصیتی که معاصر آنان بوده و از بسیاری از مشایخ روایتی آنان، حدیث روایت نموده و به احتمال قوی در بغداد هم میزیسته، غافل مانده و هرگز یادی از او نکردهاند، آقابزرگ اینگونه پاسخ میدهد:«اینکه شیخ طوسی و نجاشی نام این فرد را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند دلیل نمی‌شود که چنین شخصی وجود نداشته باشد، زیرا آنان به شرح حال برخی دیگر از بزرگان معاصر خود نیزج اشاره نکرده‌اند؛ مانند [[محمد بن علی کراچکی|کراچکی]] (م [[سال ۴۴۹ هجری قمری|۴۴۹ق]]) و [[سلار بن عبدالعزیز]] شاگرد [[شیخ مفید]] (م [[سال ۴۱۳ هجری قمری|۴۱۳ق]]) و [[قاضی ابن براج]] شاگرد [[سید مرتضی]] (م [[سال ۴۳۶ هجری قمری|۴۳۶ق]])»<ref>الذریعه، ج ۸، ص۲۴۲.</ref>
+
* [[آقا بزرگ تهرانی]] نیز در مقدمهاش بر کتاب [[المسترشد فی الامامه]]، با اشاره به استفاده شیخ طوسی از «کبیر»، مدعی شده است که احتمالاً طبری سومی متأخرتر از طبری دوم، وجود داشته است. آقابزرگ سپس در [[الذریعه]] در جلد هشتم، هنگام بحث از کتاب [[دلائل الامامه]]، با بیانی مبسوط و مفصل، وجود طبری سوم را به جزم و یقین اثبات میکند. آقابزرگ سپس با بررسی شواهد و قراین و نیز [[طبقه|طبقات]] [[سلسله راویان]] و [[مشایخ حدیث]] او در کتاب دلائل و [[نوادر المعجزات]]، به این نتیجه میرسد که طبری سوم از معاصران [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] (م [[سال ۴۵۰ هجری قمری|۴۵۰ق]])و [[شیخ طوسی]] (م [[سال ۴۶۰ هجری قمری|۴۶۰ق]]) بوده است.<ref>النابس فی القرن الخامس، ص۱۵۵.و رجوع کنید به:الذریعه:ج ۸.</ref> این سوال مطرح است که چگونه نجاشی و طوسی و [[منتجب الدین رازی]] با آن همه دقت و بررسی و جستجو در سرشماری عالمان و بزرگان شیعه، از ذکر چنین شخصیتی که معاصر آنان بوده و از بسیاری از مشایخ روایتی آنان، حدیث روایت نموده و به احتمال قوی در بغداد هم میزیسته، غافل مانده و هرگز یادی از او نکردهاند، آقابزرگ اینگونه پاسخ میدهد:«اینکه شیخ طوسی و نجاشی نام این فرد را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند دلیل نمی‌شود که چنین شخصی وجود نداشته باشد، زیرا آنان به شرح حال برخی دیگر از بزرگان معاصر خود نیزج اشاره نکرده‌اند؛ مانند [[محمد بن علی کراجکی|کراجکی]] (م [[سال ۴۴۹ هجری قمری|۴۴۹ق]]) و [[سلار بن عبدالعزیز]] شاگرد [[شیخ مفید]] (م [[سال ۴۱۳ هجری قمری|۴۱۳ق]]) و [[قاضی ابن براج]] شاگرد [[سید مرتضی]] (م [[سال ۴۳۶ هجری قمری|۴۳۶ق]])»<ref>الذریعه، ج ۸، ص۲۴۲.</ref>
 
* [[آیت الله خویی]] نیز قائل به وجود طبری سوم شده، لیکن خوانندگان [[معجم رجال الحدیث|معجم رجال]] را به الذریعه و [[طبقات اعلام الشیعة]] ارجاع داده است.<ref>معجم رجال الحدیث، ۱۵/۱۴۸.</ref>
 
* [[آیت الله خویی]] نیز قائل به وجود طبری سوم شده، لیکن خوانندگان [[معجم رجال الحدیث|معجم رجال]] را به الذریعه و [[طبقات اعلام الشیعة]] ارجاع داده است.<ref>معجم رجال الحدیث، ۱۵/۱۴۸.</ref>
 
* برخی نیز به دلیل آنکه اساتید روایات کتاب دلائل الامامه، متأخرتر از طبری دوم هستند، این کتاب را به طبری صغیر (سوم) نسبت داده‌اند.<ref>محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه</ref>
 
* برخی نیز به دلیل آنکه اساتید روایات کتاب دلائل الامامه، متأخرتر از طبری دوم هستند، این کتاب را به طبری صغیر (سوم) نسبت داده‌اند.<ref>محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۰

محمد بن جریر طبری سوم شخصیتی مورد مناقشه است که بعضی رجال‌شناسان او را به عنوان نویسنده کتاب دلائل الامامه معرفی کرده‌اند. درباره وجود تاریخی چنین شخصیتی، در بین علما اختلاف وجود دارد و هر گروه نیز دلایلی را در دفاع از نظر خود مطرح کرده‌اند. کسانی که وجود او را پذیرفته‌اند،‌ بر اساس بررسی شواهد و قرائن موجود در کتاب دلائل الامامه، او را از علمای معاصر شیخ طوسی و نجاشی دانسته‌اند که به احتمال زیاد در بغداد زندگی می‌کرده است.

دیدگاه‌ها درباره وجود تاریخی طبری صغیر

در میان مسلمانان دو نفردیگر هم به نام محمد بن جریر طبری هستند، ابو جعفر محمد بن جریر بن یزید طبری متوفی ۳۱۰ق؛ سنی‌مذهب و صاحب تفسیر و تاریخ طبری، که به خاطر کتاب تاریخش، از مشاهیر اسلام است و دیگری، ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری - از معاصران شیخ کلینی (متوفی ۳۲۹ق) - که امامی‌مذهب و صاحب کتاب المسترشد فی الامامه است. معمولاً برای تمایز بین این دو، طبری دوم را با پسوند شیعی ذکر می‌کنند.

اما بحث درباره مؤلف کتاب دلائل الامامه باعث مطرح‌شدن طبری سوم شد. مدت‌ها تصور می‌شد که این کتاب نوشته محمد بن جریر بن رستم طبری شیعی، نویسنده المسترشد فی الامامة، است؛ اما در خود کتاب شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این اثر متعلق به طبری شیعی نیست. از این رو، برخی از محققان قائل به طبری سوم شدند.[۱]

همچنین ببینید: دلائل الامامة


موافقان

  • عبدالله مامقانی بیان می‌دارد که شیخ طوسی در کتاب رجالی‌اش، هنگام توصیف طبری شیعی، برای او صفت «کبیر» استفاده می‌کند و می‌گوید: ««محمد بن جریر بن رستم الطبری الکبیر»[۲] و شیخ طوسی این صفت را به کار گرفته است تا طبری صاحب المسترشد فی الامامه را از طبری سوم تمایز دهد.
  • آقا بزرگ تهرانی نیز در مقدمهاش بر کتاب المسترشد فی الامامه، با اشاره به استفاده شیخ طوسی از «کبیر»، مدعی شده است که احتمالاً طبری سومی متأخرتر از طبری دوم، وجود داشته است. آقابزرگ سپس در الذریعه در جلد هشتم، هنگام بحث از کتاب دلائل الامامه، با بیانی مبسوط و مفصل، وجود طبری سوم را به جزم و یقین اثبات میکند. آقابزرگ سپس با بررسی شواهد و قراین و نیز طبقات سلسله راویان و مشایخ حدیث او در کتاب دلائل و نوادر المعجزات، به این نتیجه میرسد که طبری سوم از معاصران نجاشی۴۵۰قشیخ طوسی۴۶۰ق) بوده است.[۳] این سوال مطرح است که چگونه نجاشی و طوسی و منتجب الدین رازی با آن همه دقت و بررسی و جستجو در سرشماری عالمان و بزرگان شیعه، از ذکر چنین شخصیتی که معاصر آنان بوده و از بسیاری از مشایخ روایتی آنان، حدیث روایت نموده و به احتمال قوی در بغداد هم میزیسته، غافل مانده و هرگز یادی از او نکردهاند، آقابزرگ اینگونه پاسخ میدهد:«اینکه شیخ طوسی و نجاشی نام این فرد را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند دلیل نمی‌شود که چنین شخصی وجود نداشته باشد، زیرا آنان به شرح حال برخی دیگر از بزرگان معاصر خود نیزج اشاره نکرده‌اند؛ مانند کراجکی۴۴۹ق) و سلار بن عبدالعزیز شاگرد شیخ مفید۴۱۳ق) و قاضی ابن براج شاگرد سید مرتضی۴۳۶ق[۴]
  • آیت الله خویی نیز قائل به وجود طبری سوم شده، لیکن خوانندگان معجم رجال را به الذریعه و طبقات اعلام الشیعة ارجاع داده است.[۵]
  • برخی نیز به دلیل آنکه اساتید روایات کتاب دلائل الامامه، متأخرتر از طبری دوم هستند، این کتاب را به طبری صغیر (سوم) نسبت داده‌اند.[۶]

مخالفان

محمد تقی شوشتری، معتقد است که پسوند «کبیر» در سخن شیخ طوسی دلالتی بر وجود طبری سوم ندارد، بلکه شیخ می‌خواسته است جلالت قدر و بزرگی منزلت وی در نزد امامیه را نشان بدهد. او در پایان بحث درباره طبری سوم تصریح میکند که فردی معاصر شیخ و نجاشی که دارای کتابی بوده وجود داشته که طبری صاحب «المسترشد فی الامامه» نمیباشد، لکن دلائلی بر اینکه این شخص همان طبری سوم باشد در دست نیست.[۷] فؤاد سزگین، از فهرست‌نگاران غیرامامی، نیز فقط از طبری دوم یاد کرده و ضمن بر شمردن کتاب‌های او کتاب «دلائل الامامه» را نیز از کتاب‌های او بر شمرده است که بیتردید خطاست و کسی قائل به انتساب آن به او نشده است.[۸]

در کنار آن دلایل دیگری نیز بر ردّ وجود طبری سوم بیان شده است:

  1. نجاشی چنین پسوندی را نیاورده است.
  2. توجیه ارائه شده برای غفلت نجاشی از ذکر نام طبری سوم قانع کننده نیست، زیرا نام طبری با نام فرد دیگر تداخل داشته است و ذکر نام و خصوصیات و مؤلفات او ضروری بوده است، و اگر نجاشی از آن غفلت کرده است باید شیخ طوسی نام او را یادآوری میکرد، و اگر او هم فراموش میکرد باید منتجب الدین رازی این کار را می‌کرد.[۹]
  3. هیچ یک از محدثان و مؤلفان امامیه تا هفتم هجری یادی از او نکرده‌اند، و تنها در سال ۶۶۴ق، برای نخستین بار سید بن طاووس بعضی از روایات کتاب دلائل الامامه را در مصنفات خود نقل کرده است. بعد از ابن طاووس هم مجددا قرن‌ها نام و یاد و کتاب او به فراموشی رفته است تا آنکه سیدهاشم توبلی بحرانی۱۱۰۷ق) مجدداً یاد او را زنده کرده و بخش‌هایی از روایات کتاب «دلائل» را در کتاب «مدینةالمعاجز» خود گنجانده است.[۱۰]

کتاب‌های منسوب به طبری سوم

دو کتاب به وی منسوب‌اند:

حاجی نوری و آقابزرگ طهرانی کتاب نوادر المعجزات را نیز نوشته صاحب دلائل الامامه دانسته‌اند.[۱۱] اما برخی نیز با استناد به شواهدی از متن کتاب مدعی شده‌اند این کتاب متأخرتر از دلائل الامامه است و نویسنده این دو کتاب یک نفر نیستند.[۱۲]

زندگی‌نامه طبری سوم

با توجه به اینکه اصل وجود این فرد بر اساس شواهد و قرائن است و نامش به صراحت در منابع رجالی نیامده است، طبیعی است که اطلاعات ما از زندگانی او بسیار محدود و مبهم باشد. تنها با تکیه بر اسانید و روایات و سلسله طبقات مشایخ راویان احادیث و گزارش‌های تاریخی دو کتابی که به طبری سوم منسوب هستند، میتوان با حدس و گمان حدود ارتباطات و تعلقات فکری و عقیدتی او را مشخص نمود.

نام

اگر روایت مشهور را بپذیریم و وجود صفت «کبیر» را در معرفی‌نامه شیخ طوسی دلیلی بر وجود طبری سوم بدانیم، همچنین نقل‌های فراوان ابن‌طاووس را مورد اعتماد قرار دهیم نام نویسنده کتاب «دلائل الائمه»، محمد فرزند جریر فرزند رستم خواهد بود.اما نام رستم نامی است ایرانی و غیر اسلامی و این احتمال را میرساند که نیای او یا مسلمان نبوده و یا پس از اسلام آوردن نام ایرانی خود را حفظ کرده است. اما نام پدر او که جریر است نامی است عربی و در میان عرب‌های پیش و پس از ظهور اسلام فراوان به چشم میخورد. کنیه ابو جعفر نیز یا نشان‌دهنده داشتن فرزندی به این نام است و یا آنکه کنیهای است تشریفاتی بنا بر سنت مرسوم در میان عرب‌ها.[۱۳]

محل زندگی

در منابع دو نسبت طبری و آملی برای او ذکر شده است که دلالت بر وابستگی او به منطقه جغرافیایی وسیع طبرستان و شهر آمل دارد.[۱۴]

در مورد زیستگاه او هیچ روایت تاریخی در دست نیست، لیکن با توجه به مشایخ روایتی او که عمده آنها در بغداد زندگی میکردهاند، میتوان احتمال داد که دوره طولانی از سال‌های عمر خود را در عراق و شهر بغداد سپری کرده باشد.

زمان وفات

در هیچ منبعی اشارهای به سال و تاریخ تولد و مرگ او نشده است، لیکن حدود سال‌های زندگانی او را میتوان تا اندازهای مشخص نمود، البته آنهم با اعتماد بر مشایخ روایی او و در صورتی که روایت طبری سوم از آنها مستقیم و به روش شنیدن حدیث در مجالس درس بوده باشد نه آنکه روایت را به نقل از کتاب‌های آنان روایت کرده باشد (وجاده). آقا بزرگ تهرانی طبری سوم را از معاصران شیخ طوسی۴۶۰ق) و نجاشی (م ۴۵۰ یا ۴۶۳ق) و در نتیجه یک سده بعد از عصر طبری دوم دانسته است و این مطلب را با مجموعهای از شواهد و قرائن تقویت و تثبیت مینماید.[۱۵] محققان کتاب «دلائل الامامه» نیز با تأیید هم‌عصر بودن مؤلف این کتاب با نجاشی و شیخ طوسی، معتقدند او از حیث طبقه و رتبه بر آن دو پیشی داشته است.[۱۶]

بنابراین میتوان گفت طبری سوم از دانشورانی است که از نیمه دوم قرن چهارم تا دهههای نخست قرن پنجم هجری میزیسته است.

مشایخ

محققان کتاب دلائل الامامة دو گروه از مشایخ روایتی او را معرفی کردهاند:

گروه نخست آنانی که طبری سوم مستقیماً در مجالس درس آنها حاضر شده و اجازه نقل حدیث را دریافت کرده به گونهای که توانسته است بر طبق ضوابط روایت حدیث بگوید «حدثنا» یا «حدثنی» یا «اخبرنی». تعداد این دسته از مشایخ ۱۹ تن میباشند که در میان آنها بزرگانی از شیعه و سنی قرار دارند.

گروه دوم آن دسته از مشایخ هستند که طبری یا به واسطه دیگر راویان از آنان نقل حدیث نموده و یا از کتاب آنها استفاده کرده است و لذا هنگام نقل حدیث از این گروه میگوید (روی) که دلالت بر روایت باواسطه میکند. تعداد این گروه متجاوز از بیست تن هستند.

پانویس

  1. آقا بزرگ، الذریعه، ج۸، ص۲۴۱-۲۴۲
  2. الفهرست:ص ۱۹۱، شماره ۶۹۷.
  3. النابس فی القرن الخامس، ص۱۵۵.و رجوع کنید به:الذریعه:ج ۸.
  4. الذریعه، ج ۸، ص۲۴۲.
  5. معجم رجال الحدیث، ۱۵/۱۴۸.
  6. محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه
  7. قاموس الرجال:۸/۹۵.
  8. تاریخ التراث العربی، المجلد الاول، الجزء الثالث، ص۲۹۱، شماره ۳۴.
  9. محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه
  10. محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه
  11. آقابزرگ، الذریعة، ۲۴/۳۴۹-۳۵۰ ؛ مقایسه کنید با: نوری، خاتمة المستدرک، ۴/۲۰۶
  12. حسن انصاری، نوادر المعجزات؛ کتابی غیر اصیل.
  13. محمدرضا انصاری، طبری سوم و کتاب دلایل الامامه
  14. الذریعه:ج ۲۴، ص۳۴۹.
  15. النابس فی القرن الخامس، ص۱۵۵.
  16. دلائل الامامه:مطبعة الحیدریه، النجف الاشرف ۱۳۶۹ ه- ۱۹۴۹ م.ص ۳۱.

منابع