جعل حدیث

از ويکی شيعه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۴۷ توسط Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها) (علل و انگیزه‌ها: تمیزکاری)
پرش به: ناوبری، جستجو

جعل حدیث، ساختن احادیثی و نسبت دادن آنها به پیامبر اکرم(ص) یا امامان معصوم.

مفهوم‌شناسی

جعل حدیث، به ساختن حدیث گفته می‌شود که در منابع رجالی از آن به وَضع حدیث یاد می‌شود.[نیازمند منبع] حدیث موضوع حدیثی است که از روی عمد یا خطا ساخته شده و به پیامبر و یا امام معصوم نسبت داده می‌شود.[۱]

درباره تعداد احادیث جعلی اطلاعاتی در دست نیست. از عبد الکریم بن ابوالعوجاء نقل شده که چهار هزار حدیث جعل کرده است[۲] همچنین ۷۰۰۰ حدیث صحیح بخاری از میان ۶۰۰ هزار انتخاب شده است.[۳]از مسلم بن حجاج نقل شده که ۷۲۷۵ حدیث کتابش[۴] را از میان ۳۰۰ هزار انتخاب کرده است.[۵]

نمونه‌ای از روایت جعلی

خطیب بغدادی، از رسول خدا روایت کرده است: «إِذا رَأیتُمْ مُعاوِیةَ یخْطُبُ عَلَی مِنْبَرِی فاقبَلِوه، فانّه امینٌ مأمونٌ» هرگاه مشاهده کردید معاویه بر منبرم سخن می‌گوید، او را پذیرا شوید ؛ زیرا وی درست‌کار و درخور اطمینان و معتمد است.[۶] در حالی که نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفّین از حسن بصری، از پیامبر است: «إذا رَأَیتُمْ مُعاوِیةَ یخْطُبُ عَلَی مِنبَرِی فاقْتُلُوه»؛ چون دیدید معاویه بر منبرم سخن می‌گوید، او را بکشید.[۷] در روایت «فاقْتُلوه» (او را بکشید) را به «فاقْبَلُوه» (او را تصدیق کنید) تغییر داده و عبارت «فإنّه امین مأمون» را شاهد این تغییر قرار داده‌اند تا اذهان مخاطبان منحرف گردد.[۸]

تاریخچه

برخی از محققان بر این باورند که پیشینه جعل حدیث به دوران حیات پیامبر اکرم برمی‌گردد و حدیث «من کذب علی متعمدافلیتبوا مقعده من النار» را شاهدی بر این می‌دانند که به احتمال در دوره پیامبر حدیثی جعل شده باشد.[۹] جعل حدیث در دوران معاویة بن ابی‌سفیان گسترش یافت. معاویه از راویانی که در فضائل عثمان و دیگر صحابه و در عیب‌جویی امام علی(ع) حدیث جعل می‌کردند، حمایت می‌کرد.[نیازمند منبع]

مهاجرت و جابه‌جایی‌ها، به وضع حدیث در سده‌های ۲ و ۳ ق دامن زده است. احادیثی را که شیوخ یک شهر چون مدینه یا کوفه روایت می‌کردند، کمابیش در آن شهر از چنان تداولی برخوردار بوده که کمتر اجازۀ تصرف و افزایش را به جاعلان می‌داده است؛ اما جابه‌جا شدن میان شهرها، به جاعلان اجازه می‌داد که احادیث ساختگی را با افزودن سلسله اسانید به ظاهر موجه برای مخاطبان شهری بیگانه مقبول جلوه دهد.[۱۰]

در حوزه حدیث اهل سنت، نخستین‌بار رجالیان مکتب بغداد، از نسبت وضع در ارزیابی‌های رجالی خود بهره گرفتند و احمد بن حنبل در قرن دوم و سوم رویکرد تندی در این زمینه داشت.[۱۱] اصحاب حدیث در خراسان همین رویکرد تند را در برابر فرقه کرامیه داشتند و برخی از رجال این مذهب از سوی نقادان اصحاب حدیث به عنوان واضع حدیث شناخته شدند.[۱۲]

در فضای شیعی استفاده از اتهام صریح وضع حدیث در ارزیابی‌های رجالی به اوایل سدۀ چهارم قمری باز می‌گردد و نمونه‌های آن در اظهارنظرهای افرادی چون ابن عقده و ابن ولید دیده می‌شود[۱۳] در قرن پنجم، کاربرد نسبت وضع حدیث، به‌طور گسترده نزد ابن‌غضائری دیده می‌شود که به سختگیری در نقل شهرت دارد و تقریباً در اواخر قرن پنجم مطالعات موضوعات و اقسام وضع و کیفیت تشخیص آن، صورت تدوین‌یافته‌ای به خود گرفت.

علل و انگیزه‌ها

برای جعل حدیث اهداف و عللی ذکر شده است، برخی از آنها عبارتند از:

  • کمرنگ کردن فضایل امام علی(ع)؛ چنان‌که ابن‌ابی‌الحدید از ابوجعفر اِسکافی متکلم معتزلی قرن سوم قمری نقل کرده، معاویه گروهی از صحابه و تابعین را مأمور کرده بود که احادیثی در نکوهش امام علی جعل کنند.[۱۴] او در نامه‌ای از کارگزارانش خواست دوستداران عثمان بن عفان را شناسایی و به خود نزديک كنند و آنچه این افراد در فضيلت عثمان نقل مى‌كنند، برایش بنويسند.[۱۵] به‌گفته مدائنى مردم برای رسيدن به مال و منال در مدح عثمان حديث آوردند و نقل فضايل عثمان فراوانى گرفت؛[۱۶] ازاین‌رو معاویه در نامه دیگری به کارگزارانش نوشت از مردم دعوت کنند كه فضايل صحابه و خلفای سه‌گانه را روايت كنند تا اینکه در فضيلت حضرت علی(ع) حديثى نباشد، مگر اينكه روايتى همانند آن در فضل خلفاى نخستين و صحابه بياورند يا ضد و مخالف آن را نقل كنند.[۱۷]
  • مشروعیت بخشی به خلافت خلفای سه‌گانه[۱۸]
  • مشروعیت بخشی به سلطنت معاویه
  • در فضلیت فرقه خود و مذمت فرق دیگر
  • غلو

همچنین دشمنی سیاسی، اختلافات کلامی و فقهی، پیروی از خلفا، سهل‌انگاری در باب فضائل از علل جعل حدیث دانسته شده است. احمد امین مصری دشمنی میان امام علی و ابوبکر، امام علی و معاویه، عبدالله بن زبیر و عبدالملک و امویان و عباسیان را از اسباب سیاسی جعل حدیث دانسته است.[۱۹]

پیامدها

  • سخت شدن دستیابی به احادیث صحیح
  • نفی برخی از احادیث صحیح
  • محرومیت مردم از اهل بیت

شناخت احادیث جعلی

رجالیان برای شناخت احادیث ساختگی از غیر آنها نشانه‌هایی ذکر کرده‌اند؛ از جمله: اعتراف سازنده حدیث به جعلی بودن آن و وجود قرینه‎ای که بر ساختگی بودن حدیث دلالت کند مانند سست بودن لفظ. علامه مامقانی سستی معنی روایت را قرینه جعلی بودن حدیث معرفی کرده است.[۲۰]

برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: حدیث موضوع

کتابشناسی

برخی از مهم‌ترین این آثار در حوزه اهل سنت عبارتند از:

  1. الموضوعات از ابن جوزی (متوفّای ۵۹۷ق) که مطالب آن از کتاب الأباطیل جوزکانی اخذ شده است.
  2. اللّئالی المصنوعه، از سیوطی (متوفّای ۹۱۱ق)
  3. تذکرة الموضوعات وقانون الموضوعات، از محمد بن طاهر مقدسی هندی (م۹۷۶ق).
  4. اللّولؤ المرصوع، از ابوالمحاسن قاوقچی.
  5. الدُّرر الملتطقة فی بیان الاحادیث الموضوعة یا الموضوعات، از صنعانی.
  6. الموضوعات الکبیر، از ملّا علی قاری هروی (چاپ شده در هند).
  7. الموضوعات الصغری، از ملّا علی قاری.
  8. الوضع فی الحدیث، از عمر بن حسن فلاته.
  9. اضواء علی السّنة المحمّدیة، از محمود ابوریه که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
  10. شیخ المضیره، ابوهریره، از محمود ابوریه که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
  11. موسوعة الاحادیث و الآثار الضعیفة و الموضوعة، از علی حلبی و همکاران.
  12. احادیث السنن الاربعة الموضوعة بحکم الالبانی تحقیق محمد شومان رملی
  13. سلسلة الاحادیث الضعیفة و الموضوعة محمد ناصرالدین البانی

در فضای حدیث شیعه، کتاب‌هایی که به صورت کلی یا جزئی به موضوع جعل حدیث پرداخته‌اند، عبارتند از:

  1. الوضّاعون و احادیثهم الموضوعة(ج۵ الغدیر)، محقّق سید رامی یوزبکی.
  2. اَلْاَخْبارُ الدَّخیلَة، تألیف شیخ محمدتقی شوشتری (متوفای ۱۳۷۴ش) در موضوع جعل و تحریف حدیث. باب نخست آن به بررسی احادیث تحریف شده و باب دوم آن به شناخت احادیث موضوعه اختصاص دارد.
  3. الموضوعات فی الآثار و الأخبار، از سید هاشم معروف الحسنی: در این کتاب مؤلف درباره عوامل، انگیزه های جعل حدیث پرداخته سپس به ذکر و نقد نمونه هایی از احادیث جعلی در منابع شیعه و سنی پرداخته است. این کتاب با عنوان اخبار و آثار ساختگی به فارسی ترجمه شده است.
  4. الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعة فی الکتب السنة، از سیعلی حسینی میلانی.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مامقانی، مقباس الهداية في علم الدراية، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۹۲؛ شهید ثانی، شرح البداية فی علم الدراية، بی‎تا، ج۱، ص۱۵۵
  2. احمد امین، فجر الاسلام، ۲۰۱۲ق، ص۲۳۲.
  3. احمد امین، فجر الاسلام، ۲۰۱۲ق، ص۲۳۲.
  4. مدیر شانه‌چی، علم الحدیث، ۱۳۸۱ش، ص۶۷.
  5. بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۰۲.
  6. شوشتری، الأخبار الدخیله، ص۲۳۰
  7. منقری، وقعة صفین، ص۲۱۶.
  8. شوشتری، الاخبار الدخیله، ص۶۳-۶۶، به نقل از: مهدوی راد، تدوین حدیث، ص۲۶
  9. احمد امین، فجر الاسلام، ۲۰۱۲ق، ص۲۳۱.
  10. ابن ابی‌حاتم، الجرح، ج۳، ص۲۳۳.
  11. ابن حنبل، العلل، ج۲، ص۴۲.
  12. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۱۰۶.
  13. نک: نجاشی، رجال، ص۳۳۸؛ علامۀ‌حلی، رجال، ص۳۴۲.
  14. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۶۳.
  15. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۴۴.
  16. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۴۴.
  17. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۴۵.
  18. مدیر شانه چی، ص۱۱۶.
  19. احمد امین، فجر الاسلام، ۲۰۱۲ق، ص۲۳۳.
  20. مامقانی، مقباس الهداية، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۹۳.

منابع

  • ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۵م.
  • کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۱ق.
  • احمد امین، فجر الاسلام يبحث عن الحياة العقلية في صدر الإسلام إلى آخر الدولة الأموية، قاهره، مؤسسة هنداوي للتعليم والثقافة، ۲۰۱۲ق.
  • نهج البلاغه.