تائیه دعبل: تفاوت بین نسخه‌ها

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (شرح‌های تائیه)
(جستارهای وابسته: افزودن)
 
سطر ۳۲۸: سطر ۳۲۸:
 
==جستارهای وابسته==   
 
==جستارهای وابسته==   
 
*[[با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد]]
 
*[[با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد]]
 +
*[[قطعه‌ای از بهشت (تصنیف)]]
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۳۶

قصیده تائیه دعبل بن علی خُزاعی، معروف به مَدارِسُ آیات، بلندترین شعر دعبل خزاعی شاعر شیعی قرن دوم و سوم در ستایش اهل بیت و بیان فضائل، خلافت، ولایت و مصائب ایشان سروده است. او این شعر را در محضر امام رضا(ع) خواند،امام از شعر او تمجید کرد و به او پاداش داد. برخی شمار ابیات را تا ۱۳۰ بیت نوشته‌اند.[۱]

دعبل خزاعی

نوشتار اصلی: دعبل بن علی خزاعی

دِعْبِل بْن عَلی خُزاعی (۱۴۸-۲۴۶ق)، شاعر شیعه قرن دوم و سوم هجری. او از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بوده و محضر امام جواد(ع) را نیز درک کرده است. او در زمان حضور امام رضا (ع) در مرو به حضور ایشان رسید. زمانی که به خراسان آمد، قصیده تائیه خود را سروده بود و گفته بود که نباید کسی پیش از امام رضا(ع) آن را بشنود.

نامگذاری

قصیده‌های مهم را در ادبیات عرب بر مبنای قافیه می‌نامند مانند میمیه فرزدق. از این رو، این قصیده دعبل را تائیه نامیده‌اند. دعبل حدود ۱۵ قصیده و قطعه شعر با قافیه «ت» سرود و طولانی‌ترین و مهم‌ترین قصیده‌اش نیز با همین قافیه است. این قصیده در کتابها با نام «التائیة الکبری» و «التائیة الخالدة» نیز نامگذاری شده است.[۲]

نام دیگر این قصیده، «مدارس آیات» است [۳] که گفته‌اند این نامگذاری از خود دعبل است. چون این عبارت در یکی از بیتهای قصیده آمده، دعبل آن را بدین عنوان نامیده است.[۴]

مضمون قصیده تائیه

قصیده در مدح و منقبت و ستایش اهل بیت سروده شده و به ذکر مصائب آنان پرداخته است و موضوعاتی همچون ولایت و خلافت امام علی(ع) و فرزندان معصوم او، عشق به آل محمّد، بی‌وفایی و جفاکاری مردم نسبت به امام علی و خاندان آن حضرت بعد از رحلت پیامبر(ص) و در طول دو قرن اوّل اسلام، جنایت‌های بنی امیه و بنی عباس، حادثه دلخراش کربلا، قیام‌های علویان در برابر خلافت اموی و عباسی، برخی مسائل اعتقادی و تاریخی دیگر و… پیام اصلی قصیده مدارس آیات است. گویند: دعبل پس از خواندن این قصیده بر امام رضا(ع) آن را بر جامه‌ای نوشت و در آن احرام کرد و وصیت نمود آن را در کفنش بگذارند![۵]

متن قصیده تائیه

اختلافاتی در نقل ابیات این قصیده و شمار آن یافت می‌شود که در اینجا براساس نقل کتاب کشف الغمة (۱۲۰ بیت) آورده می‌شود:

تجاوبن بالإرنان والزفرات نوایح عجم اللفظ والنطقات
یخبرن بالأنفاس عن سر أنفس أساری هوی ماض وآخر آت
فأسعدن أو اسعفن حتی تقوضت صفوف الدجی بالفجر منهزمات
علی العرصات الخالیات من المها سلام شج صب علی العرصات
فعهدی بها خضر المعاهد مألفا من العطرات البیض والخفرات
لیالی یعدین الوصال علی القلی ویعدی تدانینا علی الغربات
وإذ هن یلحظن العیون سوافرا ویسترن بالأیدی علی الوجنات
وإذ کل یوم لی بلحظی نشوة یبیت بها قلبی علی نشوات
فکم حسرات هاجها بمحسر وقوفی یوم الجمع من عرفات
ألم‌تر للأیام ماجر جورها علی الناس من نقص وطول شتات
ومن دول المستهزئین ومن غدا بهم طالبا للنور فی الظلمات
فکیف ومن أنی بطالب زلفة إلی الله بعد الصوم والصلوات
سوی حب أبناء النبی ورهطه وبغض بنی الزرقاء والعبلات
وهند وما أدت سمیة وابنها أولوا الکفر فی الاسلام والفجرات
هم نقضوا عهد الکتاب وفرضه ومحکمه بالزور والشبهات
ولم تک الا محنة کشفتهم بدعوی ضلال من هن وهنات
تراث بلا قربی وملک بلا هدی وحکم بلا شوری بغیر هدات
رزایا أرتنا خضرة الأفق حمرة وردت أجاجا طعم کل فرات
وما سهلت تلک المذاهب فیهم علی الناس الا بیعة الفلتات
وما قیل أصحاب السقیفة جهرة بدعوی تراث فی الضلال بنات
ولو قلدوا الموصی إلیه أمورها لزمت بمأمون علی العثرات
أخی خاتم الرسل المصفی من القذی ومفترس الابطال فی الغمرات
فان جحدوا کان الغدیر شهیده وبدر وأحد شامخ الهضبات
وآی من القرآن یتلی بفضله وایثاره بالقوت فی اللزبات
وعز خلال أدرکته بسبقها مناقب کانت فیه مؤتنفات
مناقب لم تدرک بخیر ولم تنل بشئ سوی حد القنا الذربات
نجی لجبرئیل الأمین وأنتم عکوف علی العزی معا ومنات
بکیت لرسم الدار من عرفات وأجریت دمع العین بالعبرات
وبان عرا صبری وهاجت صبابتی رسوم دیار قد عفت وعرات
مدارس آیات خلت من تلاوة ومنزل وحی مقفر العرصات
لآل رسول الله بالخیف من منی وبالبیت والتعریف والجمرات
دیار لعبد الله بالخیف من منی وللسید الداعی إلی الصلوات
دیار علی والحسین وجعفر وحمزة والسجاد ذی الثفنات
دیار لعبد الله والفضل صنوه نجی رسول الله فی الخلوات
وسبطی رسول الله وابنی وصیه ووارث علم الله والحسنات
منازل وحی الله ینزل بینها علی احمد المذکور فی السورات
منازل قوم یهتدی بهداهم وتؤمن منهم زلة العثرات
منازل کانت للصلاة وللتقی وللصوم والتطهیر والحسنات
منازل لا تیم یحل بربعها ولا ابن صهاک فاتک الحرمات
دیار عفاها جور کل منابذ ولم تعف للأیام والسنوات
قفا نسأل الدار التی خف أهلها متی عهدها بالصوم والصلوات
وأین الأولی شطت بهم غربة النوی أفانین فی الأطراف مفترقات
هم أهل میراث النبی إذا اعتزوا وهم خیر سادات[۶] وخیر حمات
إذ ألم نناج الله فی صلواتنا بأسمائهم لم یقبل الصلوات
مطاعیم فی الأقطار فی کل مشهد لقد شرفوا بالفضل والبرکات
وما الناس الا غاصب ومکذب ومضطغن ذو إحنة وترات
إذا ذکروا قتلی ببدر وخیبر ویوم حنین أسبلوا العبرات
فکیف یحبون النبی ورهطه وهم ترکوا أحشاءنا وغرات
لقد لا ینوه فی المقال وأضمروا قلوبا علی الأحقاد منطویات
فان لم تکن الا بقربی محمد فهاشم أولی من هن وهنات
سقی الله قبرا بالمدینة غیثه فقد حل فیه الامن بالبرکات
نبی الهدی صلی علیه ملکیه وبلغ عنا روحه التحفات
وصلی علیه الله ما ذر شارق ولاحت نجوم اللیل مستدرات
أفاطم لو خلت الحسین مجدلا وقد مات عطشانا بشط فرات
إذا للطمت الخد فاطم عنده وأجریت دمع العین فی الوجنات
أفاطم قومی یا بنت الخیر فاندبی نجوم سماوات بأرض فلات
قبور بکوفان وأخری بطیبة وأخری بفخ نالها صلوات
وأخری بأرض الجوزجان محلها وقبر بباخمراء لدی الغربات
وقبر ببغداد لنفس زکیة تضمنها الرحمان فی الغرفات
وقبر بطوس یا لها من مصیبة الحت علی الأحشاء بالزفرات[۷]
إلی الحشر حتی یبعث الله قائما یفرج عنا الغم[۸] والکربات[۹]
علی بن موسی أرشد الله امره وصلی علیه أفضل الصلوات
فاما الممضات التی لست بالغا مبالغها منی بکنه صفات
قبور ببطن النهر من جنب کربلا معرسهم منها بشط فرات
توفوا عطاشا بالفرات فلیتنی توفیت فیهم قبل حین وفاتی
إلی الله أشکو لوعة عند ذکرهم سقتنی بکأس الذل والقصعات
أخاف بان أزدادهم فتشوقنی مصارعهم بالجزع والنخلات
تقسمهم ریب المنون فما تری لهم عقرة مغشیة الحجرات
خلا ان منهم بالمدینة عصبة مدینین انضاءا من اللزبات
قلیلة زوار سوی ان زورا من الضبع والعقبان والرخمات
لهم کل یوم تربه بمضاجع ثوب فی نواحی الأرض مفترقات
تنکب لأواء السنین جوارهم ولا تصطلیهم جمرة الجمرات
وقد کان منهم بالحجاز وأرضها مغاویر نحارون فی الأزمات
حمی لم تزره المذبنات وأوجه تضئ لدی الأستار والظلمات
إذا وردوا خیلا بسمر من القنا مساعیر حرب اقحموا الغمرات
فان فخروا یوما أتوا بمحمد وجبریل والفرقان والسورات
وعدوا علیا ذا المناقب والعلی وفاطمة الزهراء خیر بنات
وحمزة والعباس ذا الهدی والتقی وجعفرها الطیار فی الحجبات
أولئک لا منتوج هند وحزبها سمیة من نوکی ومن قذرات
ستسأل تیم عنهم وعدیها وبیعتهم من أفجر الفجرات
هم منعوا الاباء عن اخذ حقهم وهم ترکوا الأبناء رهن شتات
وهم عدلوها عن وصی محمد فبیعتهم جاءت علی الغدرات
ولیهم صنو النبی محمد أبو الحسن الفراج للغمرات
ملامک فی آل النبی فإنهم أحبای ما داموا وأهل ثقاتی
تحیزتهم رشدا لنفسی وانهم علی کل حال خیرة الخیرات
نبذت إلیهم بالمودة صادقا وسلمت نفسی طایعا لولاتی
فیا رب زدنی فی هوای بصیرة وزد حبهم یا رب فی حسناتی
سأبکیهم ما حج لله راکب وما ناح قمری علی الشجرات
وإنی لمولاهم وقال عدوهم وإنی لمحزون بطول حیاتی
بنفسی تم من کهول وفتیة لفک عناة أو لحمل دیات
وللخیل لما قید الموت خطوها فأطلقتهم منهن بالذربات
أحب قصی الرحم من اجل حبکم وأهجر فیکم زوجتی وبناتی
واکتم حبیکم مخافة کاشح عنید لأهل الحق غیر موات
فیا عین ابکیهم وجودی بعبرة فقد آن للتسکاب والهملات
لقد خفت فی الدنیا وأیام سعیها وإنی لأرجو الأمن عند وفاتی
ألم‌تر إنی مذ ثلاثون حجة أروح وأغدوا دائم الحسرات
أری فیئهم فی غیرهم متقسما وأیدیهم من فیئهم صفرات
وکیف أداوی من جوی بی‌والجوی أمیة أهل الکفر واللعنات
وآل زیاد فی الحریر مصونة وآل رسول الله منهتکات
سأبکیهم ما ذر فی الأفق شارقا ونادی منادی الخیر بالصلوات
وما طلعت شمس وحان غروبها وباللیل أبکیهم وبالغدوات
دیار رسول الله أصبحن بلقعا وآل زیاد تسکن الحجرات
وآل رسول الله تدمی نحورهم وآل زیاد ربة الحجلات
وآل رسول الله تسبی حریمهم وآل زیاد آمنوا السربات
وآل زیاد فی القصور مصونة وآل رسول الله فی الفلوات
إذا وتروا مدوا إلی واتریهم أکفا عن الأوتار منقبضات
فلولا الذی أرجوه فی الیوم أو غد تقطع نفسی إثرهم حسرات
خروج امام لا محالة خارج یقوم علی اسم الله والبرکات
یمیز فینا کل حق وباطل ویجزی علی النعماء والنقمات
فیا نفس طیبی ثم یا نفس فابشری فغیر بعید کلما هو آت
ولا تجزعی من مدة الجور اننی أری قوتی قد آذنت بثبات
فان قرب الرحمان من تلک مدتی وآخر من عمری ووقت وفاتی
شفیت ولم اترک لنفسی غصة ورویت منهم منصلی وقناتی
فأنی من الرحمان أرجو بحبهم حیاة لدی الفردوس غیر تبات
عسی الله ان یرتاح للخلق انه إلی کل قوم دائم اللحظات
فان قلت عرفا أنکروه بمنکر وغطوا علی التحقیق بالشبهات
تقاصر نفسی دائما عن جدالهم کفانی ما ألقی من العبرات
أحاول نقل الصم عن مستقرها وأسماء أحجار من الصلدات
فحسبی منهم ان أبوء بغصة تردد فی صدری وفی لهواتی
فمن عارف لم ینتفع ومعاند تمیل به الأهواء للشهوات
کأنک بالأضلاع قد ضاق ذرعها لما حملت من شدة الزفرات[۱۰]

ترجمه ابیاتی از تائیه مدارس آیات

بر آثار خانه‌های ویران دلبرانم در عرفات گریستم! و مویه کنان از دیدگانم چون سیلاب اشک باریدم و باریدم.

رشته صبرم پاره شد و آثار خانه‌های متروک و ویران حبیبانم شعله‌های سوزان یادشان مرا سخت در میان گرفت.

مدارس آیات قرآن (خانه‌های اهل بیت) و منزلگاه وحی در خیف و مسجد الحرام و عرفات و جمرات از تلاوت آیات خالی و خاموش مانده است.

این ویرانه‌های خاموش و متروک خانه عبدالله ـ پدر پیامبر(ص) ـ در خیف است و خانه پیامبر آن سرور مردمان که مردم را به نماز فرا می‌خواند.

خانه‌های علی و حسین و جعفر صادق و حمزه و امام سجاد خانه‌های عبدالله بن عباس و برادرش فضل که محرم راز رسول خدا بود. خانه امام حسن و حسین دو فرزندزاده پیامبر آن دو فرزند وصی پیامبر، علی که وارث علم خداوندی و صاحب همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها بود. این خانه‌های ویران و متروک جایگاه نزول وحی الهی بر احمد، موعود کتب آسمانی بود.

این‌ها آثار خانه‌های متروک کسانی است که مردم با نور هدایتشان راه می‌یافتند و لغزش و کژی از آنان دور بود.

خانه‌هایی که مهبط جبرئیل امین بود؛ آن پیام آور وحی الهی که از جانب خدا با سلام و برکت‌ها بر پیامبر نازل می‌شد.

آن خانه‌ها محل نزول وحی خدا گنجینه علم او و راه روشن هدایت بود.

خانه‌هایی که محلّ نماز و روزه بود و جایگاه تقوا و پاکی و خوبی ها.

خانه‌هایی که ستم ستمگرانِ گردن کش ویرانشان کرده است نه گذر روزها و سال ها.

دمی درنگ کن‌ای همراه! تا از این خانه‌های خاموش و متروک که اهل آن‌ها پراکنده و اندک گشته‌اند بپرسیم: از تجدید عهد شما با نماز و روزه چه سال‌های دور و درازی گذشته است!

بپرسیم: کجایند کسانی که دست بیدادگر غربت آنان را پراکنده ساخته است؟ کجایند شاخه‌های درخت نبوّت که دست‌های جفا کار آن‌ها را شکسته و هریک